بیا طرحی نو در اندازیم… بخش سوم

به نام خداوند بخشنده ی مهربان

سلامی گرم بر هم مسیران ِ پر انگیزه ام . جلسه ی سوم از کلاسمان را با بحث ِ بخشش پی میگیریم . این مبحث در عین سادگی بسیار متهورانه است . برای بعضی از ما ، در نگاه اول تلخ و غیر واقعی یا ناممکن جلوه میکند ولی باید دانست که در بطن ، شیرینی و حلاوتی را از مزه کردنش خواهیم یافت که هیچ گامی نمیتواند کار این قدم را برایمان انجام دهد و ما را اینچنین به مدارج ِ خودشناسی و خداشناسی نزدیک کند . با ما در ادامه مطلب همراه باشید ….

طرحی نو بخش سوم

در نزد برخی افراد ، فردی که از حقش میگذرد و دیگری را میبخشد ، شخصی مصالحه کننده یا به قول ِ عامه ” پپه ” به تصویر کشیده میشود . در جواب این دسته از دوستان میگویم که تصمیم گرفتن برای بخشش ، کار بزرگان است و بس . آیا فکر میکنید آماده شدن برای بخشش ، آسان است ؟ آیا تصور میکنید فکر کردن به بخشش ِ کسی که با خود خواهیش زندگیتان را به آتش کشیده و شما را تا کنون به تحقیر وا داشته ، کاری سرسری ایست ؟ آیا با خود می اندیشید که کسی که بر او ظلم روا شده قدرت بد بودن یا بد کردن یا حداقل متقابل به مثل کردن را ندارد ؟ اگر دیدتان تا امروز این بوده در اشتباه بوده اید . 

شخصی که خود را مجاب به بخشیدن ِ زخم زننده میکند با تمام وجودش سوخته ، در مقطعی از زندگیش فنا شده ، درد کشیده ، چشمی پر ز اشک و دلی پر از داغ دارد و بخشش نه برای هر فردی ، که درست برای همین داغدار و سینه سوخته با شرح ِ حالی که رفت ، مفید ِ فایده است و لاغیر !!!

ما در طرح ِ کلی آفرینش ، آمده ایم که برای خود کسی باشیم : متفاوت ، منحصر به فرد ، سخی ، فهیم ، بخشنده ، مهربان و در یک کلام خداگونه . کمتر از این از خود بخواهیم در دنیا و آخرت خسران کرده ایم . من که از خود جز بالاترین وجهه ام و والاترین کمالاتم را نمیخواهم ! شما هم نخواهید . خداگونه بودن یعنی بخشیدن . بخشیدن در زمانی که فرد ِ گناهکار غرق در گناه خویش از همه طرف رانده شده ، و اینجاست که بخشیدن به او و خودمان نشان میدهد که چقدر سزاوارِ خداگونه بودنیم .

با تمامی شرح احوال ِ مصیبت باری که در سطور ِ اولیه راندیم ، این نوید را نیز به شما بشارت میدهیم که فقط و فقط قصد و اراده به بخشیدن است که سنگین و سخت است ؛ به محض اینکه عزممان را جزم کنیم که نقره داغ کننده ی زندگی یمان را ببخشیم همه چیز به گونه ای دیگر در دیدمان جلوه میکند .

در حقیقت فقط رفتن به سمت ِ این خصیصه است که برایمان دشوار به نظر میاید و به عبارتی قسمت ِ نوشیدن ِ زهرِ معروف ، همین مرحله ی تصمیم گیری در مورد بخشیدن ِ فرد است . باورتان میشود ؟ وقتی تصمیم بگیرید کسی را از ته دل ببخشید ، کار تمام است . هیچ چیز ِ دیگری لازم نیست . حتی لازم نیست که این بخشش را با او در میان بگذارید یا او را مانند قبل در کنار ِ خود بپذیرید یا سعی کنید او را مانند ِ بقیه ی افراد زندگیتان دوست داشته باشید و به زور به خود بقبولانید که به او نیکی کنید . فقط کافیست پس از تصمیم به بخشایش ِ فرد ِ مورد ِ نظر ، تا به یاد ِ او میافتید برای او نور و بخشایش ِ الهی بفرستید . همین . حتی راهکارهایی که در پایان ِ این مبحث برایتان بازگو میشود فقط ممکن است سرعت ِ پروسه ی بعد از تحول ِ بخشودگی را زیاد کند و در واقع کار ِ اولیه در راستای بخشایش همین بود که خدمتتان عرض شد . 

در حقیقت از لحظه ای که تصمیم به بخشش ِ شخص ِ مورد نظر میگیریم ، درهای بخشایش ِ الهی با سرعت و یکی پس از دیگری به سمتِ خود ِ ماست که باز میشود ! دنیا را با چشمی دیگر میبینیم با چشمی سرشار از بزرگواری ، چرا که خود را به منبع جود و کرم الهی متصل کرده ایم . احساس ِ سبکی و محبوبیتی میکنیم که شایستگی خلیفه بودن را در ما جان میدهد چرا که بخشندگی و بزرگواری جزوی از خصلتهای یک حاکم و مالک بر اریکه ی خویش است . و درست در همین گام است که از سبکبار سفر کردنمان ، پر شتاب رفتن و ساده به مراحل ِ سلوک رسیدنمان در شگفت میمانیم ! بخشوده ایم پس به ما نعمتهای بیکران بخشیده میشود و این قانون ِ کائنات است . راز مگو را هم اکنون دانستید : این یکی از شاه کلیدهای ِ رسیدن به مقامات ِ معنویست !

وقتی صحبت از بخشش میکنیم منظورمان بخشیدن بقالِ گَنده فروش ، راننده ای که به ما زد و در رفت ، همسایه ای که پشت ِ سرمان غیبتهای ناروا کرد ، دزدی که بر مالمان زد یا همکارمان که ما را نزد ِ مدیر بده کرد نیست . بخشش ِ اینها همه در جای ِ خود زیبا و با معناست ولی مقصود از بخشیدنی که شاه کلید ِ رسیدن به دنیای معنی ایست بخشیدن ِ فرد یا افرادیست که داغی نابخشودنی بر دلمان گذارده اند که به قول ِ خیلی ها ” بخشودن ِ این یکی محال است ” .

شرح کوتاهی از یافته و تجربه ی خود را میگویم و سپس به چند راه ِ تسریعی برای هدفهای آتی از بخشش را نام میبریم .

بی اغراق و صادقانه بیان میکنم که : در ابتدا که میخواستم بخشش را در دل به خویشتن ِ خویش و دیگران اعطا کنم چیزی از دنیای معنا با درکی عمیق و تجربه ای درونی نمیشناختم ، بسیار مطالعه کرده بودم ولی گم کرده راه بودم و بی پرده بگویم به خود و خدایم اعتمادی نداشتم . چون دردها کشیده بودم و زخمها خورده بودم پیش خود فکر میکردم که زمین و زمان با خداوند دست به یکی کرده اند تا زیر و زبر ِ انسان را یکی کنند و از او یک پهلوان در بیاورند پس به راههای موفقیتی که توسط ِ خداوند برای انسانها تدارک دیده شده بود با دیده ی شک مینگریستم و احساس میکردم که همه چیز با طعم و رنگ ِ خشونت و سختی کشیدن معنا می یابد .

و اگر بخواهم بهتر بگویم در کار کائنات ، درد ِ عشق را که مانند شهد ِ نوشین است مشاهده نکرده بودم و فقط ضربه های جانکاه را نوش ِ جان کرده بودم آنهم با طعمی تلخ و زهر آگین . این بود که به مهربانی خداوند خیلی هم مطمئن نبودم . به هر حال در آن وضع ِ وخیم ، شروع به بخشش ِ خود و دیگران کردم . همه را به راحتی بخشیدم جز یکی دو تن را . زبانم برنمیگشت تا بگویم فلانی را میبخشم و در ابتدا با خود کنار نمیامدم و بسیار سطحی از کنارِ بخشیدن ِ این دو تن میگذشتم . و هر از چند روزی با اکراه به آن دو تن فکر میکردم و به صورت ِ کلی با بازگویی ِ اینکه ” من از این دو تن هم گذشتم ” مسئله را به همان نحو فیصله میدادم . زبانا میگفتم ولی در دل نمیتوانستم ببخشمشان ! داغ داشتم ، زخم خورده بودم ، نفسم با یاد ِ آنچه بر من روا داشته بودند به هق هق تبدیل میشد .

حتما با خود فکر میکردم که جواب ِ اینهمه سوزش نمیتواند گفتن ِ یک کلمه ی خشک ِ ” بخشیدم ” باشد !! این بود که در ذهن مقاومت میکردم تا باز هم در مورد بخشایش خواندم و خواندم تا در آخربار با خودم کنار آمدم که بر رفتگان ِ این راه اعتماد کنم ! آنها گفته بودند باید عینا همانی را ببخشی که نمیتوانی ! ببخش اش تا سبک شوی . ببخش اش نه به خاطر ِ اینکه فردی را که میبخشی مستحق ِ بخشوده شدن است فقط او را ببخش چون تو خود ، لایق ِ یافتن ِ آرامشی ژرف هستی . نوید داده بودند که با شتاب خود را پیدا خواهم کرد و راهی را که سالیانی دراز باید پیمود به سرعت و با راحتی طی خواهد شد … .

پس دلم را راضی کردم و به تک تک ِ لحظه هایی که سوزاندنم نگریستم ، دوباره آنچه بر من گذشته بود لمس کردم تا بدانم به حق ، چه را میخواهم ببخشم و در اوج ِ به یاد آوردنها  آنان را بخشیدم . تصمیم گرفتم که از نهانم بر زبان آورم که : با اینکه بر من چیزهایی گذشت که فقط خود و خدایم میداند که چگونه دردی را تحمل کردم ولی چون خود را دوست دارم و چون خود را تایید میکنم میبخشم ( که قرار بود این همان بخششی باشد که مرا از فرش به عرش میرساند ) . در دم سبکی یی را حس کردم که وصف ناپذیر است ولی چند روز بعد و به آهستگی و کم کم ، همه چیز برایم تغییر کرد ! به گونه ای خاص ، زیبا بین شدم ؛ سبک رفتم ؛ و نه با آنان که بخشیدمشان ، بلکه با خود بی حساب شدم ! راه های معنوی یکی پس از دیگری خود به خود به رویم باز میشد … و اینگونه بود که ارزش ِ بخشیدن را با تک تک یاخته های وجودم درک کردم . و اکنون به شما عزیزان میگویم که این راه را رفته ام و جواب گرفته ام ، بدانید و محکم قدم بردارید که شما نیز جواب میگیرید به شرط ِ آنکه بی صبری نکنید و یا در زمان ِ موعود بر خود غره نشوید و به صفت ِخود بزرگ بینی گرفتار نشوید و کرده ی خود را در بوق و کرنا نکنید .

و حال مواردی را که باید مطرح شود بازگو میکنیم . نزد عارفان و روان درمانگران ، بخشایش دسته بندیهایی مختلف دارد که به طور کلی میتوان در سه قسم زیر خلاصه شان کرد :

بخشیدن خود – که راحت به نظر میاید اما در باطن مقاومت میکنید – ( برای هر آنچه تا به حال کرده ایم تا از خودِ برترمان فاصله گرفته ایم ، برای آنکه با افکار منفی باعث شدیم تا به بدن و روح و احساسات و ذهنیاتمان خدشه ها وارد کنیم )

بخشیدن زمین و زمان وهر آنچه که در بدبیاری هایمان مقصر میدانیم – که در بعضی اوقات تصمیمی نه چندان راحت است – (منظور همان  زمین و زمان و یا به عبارتی سرنوشت یا برای بعضی حتی بخشش ِ خالقشان ! را میگوییم ، یعنی هرگونه چیزی که آن را ، در به هم خوردن ِ صحت و سقم ِ خوشبختی یمان مقصر میدانیم حتی اگر این کسی یا چیزی خدا باشد ، هر چند که در ادامه ی راه در مییابیم که این ما بودیم که به غلط و ناروا چیز یا کسی دیگر را به جز خود ، برای مشکلاتمان مقصر می جستیم و می پنداشتیم )

بخشیدن دیگران – که قصد کردنش بسیار سخت است و  معنای ِ بخشندگی با این بعد ِ آن مفهوم ِ برتر به خود میگیرد – ( و در صدر آنها ، آنی که بخشش اش برایمان دردآورتر از همه است ، مد نظر ماست )

هر سه مورد ، با تصمیم گیری ِ قلبی ، در دم به پروسه ی اجرا درمیاید ولی بعضی از اعمال ، این روندِ بخشش را تسهیل و روانتر میکنند .

بسیار شنیده ایم که در اسلام  احادیث ، دعاها و سوره های قرانی یی وجود دارند که بخشیدن را نیز تسریع و تحکیم میکنند که میدانیم مفاتیح الجنان کتابی کامل برای این دعاهاست .

در جلسه ی دوم نیز از روش هواپونوپونو صحبت کردیم که تاکیدی مخصوص بر بخشش ِ خود و دیگران برای باز کردن ِ گره های کارمیک دارد و بسیار راهگشاست .

در کتاب شفای زندگی نوشته ی لوییز هی نیز یک بخش ِ مفصل همراه با تمریناتی مناسب به این مقوله اختصاص داده شده است که ما را یاری میکند تا بهتر با بخشش روبرو شویم .

در روش تلقین پذیری هنگامی که در وضعیت آلفا باشیم ( مانند بیست دقیقه قبل از خواب و بیست دقیقه بعد از بیداری ) نیز میتوان با جمله ای کاملا مثبت، کوتاه و محکم گفت : ” من ( فلانی ) را بخشیدم ” . ولی من شخصا کاری را که از دل برآید با کاری که بر اساس ِ تلقین و یا احیانا با اکراه جاسازی شود متفاوت میدانم . به هر شکل ، این بسته به شخص است که با چه باورهایی راحت است و آرامش میگیرد .

در کتاب یاسمن گلچین شیوه هایی به این مهم اختصاص داده شده و برای اینکه با خداوند دوست باشیم ، دیگری را بتوانیم ببخشیم و یا خاطرات تلخمان را از ذهن پاک کنیم هر کدام به صورت مجزا بحث شده .

راه های نام برده هر آنچه باشد در مقصد به هم میرسیم که غرض ، گرفتن ِ تصمیمی بر آمده از دل است ، بقیه ی امور به طور خودکار رله میشود و راه نیز باز ؛ کارماهای منفی و درهم و برهم و پیچیده ی ما با دیگران ، با بخشایش است که تبدیل به باز شدن ِ گره ها میشود و بالهایمان برای پروازِ آسمانیمان آماده میشود تا راحت تر طی ِ طریق کنیم .

در برداشتن این گام نیز موفق و پرانگیزه باشید . تا کلاسی دیگر و درسی دیگر به خداوند بخشنده مان می سپرمتان .

در پناه حق و خیر پیش

جویا

%d8%aa%d9%84%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%85-%d8%b3%d8%b1%d8%b2%d9%85%db%8c%d9%86-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%88%d8%b1

۵۶ Comments:

  1. با عرض سلام و سپاس فراوان لطفا به من کمک کنید تا بتوانم خودم را ببخشم چون هیچ راهکاری برای م موفق نبوده که بتوا نم خودم را برای همیشه ببخشم و روحم ازادشود

    • سلام به شما سرو عزیز.
      به واقع بخشیدن دلیل یا علت میخواد ؟
      بخشیدن خود یا بخشیدن دیگران یعنی رها شدن، آزاد شدن.
      پس چرا زمانی که میدونید بخشیدن باعث راحتی شما میشه، باز میگید من نمیتونم ؟
      علت این چیه ؟ شما بگید.

  2. درود و خسته نباشید و خدا قوت
    خیلی زیبا بود ، فقط یک بار خوندم ، جان مطلب را گرفتم ، درد وجودم را نوشتم ، بخشیدم از ته قلب و در هر بار فک کردن به اون فقط انرژی مثبت واسش میفرستم ، آرومم شدید.
    به نظرم این مورد بخشیدن از ته قلب باید بخش اول از سری کلاسهاتون میبود چون آرامشی که الان دارم به جرات میتونم بگم تو زندگیم نداشتم.
    موفق باشید ، واستون انرژی مثبت میفرستم.

  3. سلام بر اهالی سرزمین های دور
    پست بسیار زیبایی بود
    من قبلا این کارو کردم و تمام کسانی که به نوعی ممکنه برمن هرنوع حق الناسی برگردن داشته باشند بخشیدم.. چه بشناسم چه نشناسم، چه بدونم چه ندونم… و امروز با مطالعه مطلب شما نه تنها دیگران بلکه خودم رو هم بخشیدم

    امیدوارم خداوند بزرگ هم منو ببخشه و کسانی که من خواسته یا ناخواسته دل ازرده کردم یا حقی رو ناحق کردم هم منو ببخشند:-(

    باتشکر از مدیران عزیز سایت.

  4. منظورم از اینکه قلبم یه چیز می گه اما عقل و احساسم یک چیز دیگر این بود که خاطره بدی ها فراموش نمی شه اما سعی نمی کنم با کینه و تلافی گری به شخص مقابلم نگاه کنم می گم شاید من زیاد حساس بودم یا اینکه اون طرف از روی نادونی این کار رو با من کرده و اگه می دونسته که چه زربه ای به من می خوره هیچوقت این رفتار، این حرف یا این کار رو انجام نمی داد، دقیقا همومن که گفتین یادم می مونه اما با کینه نگاه نمی کنم و سعی می کنم فاصله بگیرم که دوباره ای وجود نداشته باشه چون بعضی انسانها اخلاق و خصوصیاتشون با بعضی دیگه جور نیست زیاد کنار هم باشن هم رو ناراحت می کنن فاصله می گیرم و دعای خیر براش می کنم از خدا می خوام هم من و هم اون طرف رو ببخشه با توضیحات شما من مفهوم بخشش را کامل تر متوجه شدم و حس می کنم خیلی راحت می تونم ببخشم و فراموش کنم زمان فراموشی برای من با کسی که بدترین کار رو با من کرده شاید به اندازه چند ماه باشه و بعد از اون انگار نه انگار مرسی از اینکه هستین و ما می تونیم از طریق شما و با یاری خداوند جواب خیلی از سوالهامون رو بگیریم.

  5. بعضی موقع هاییم هست ادم متحیر میشه از نظرات…من کلی تخت تاثیر حرفهای قطره باران عزیز بودم بیکباره خانوم جویا منو تکون دادن…حقیقتش بخشش انقدر سخت نیست ترس از بخشش باعث میشه ما بخشش رو سخت و غیر قابل ممکن فرض کنیم…به کرات برای من پیش اومده با خوشخیالی گفتم من همه رو بخشیدم…از هیچکس دل چرکین نیستم که یکباره خدا یه اتفاقایی رو برام پیش میاره یه تصاویری میاد جلو چشمام میبینم إ راست میگه قیافه فلانی اومد جلو چشمم کارش خیلی زشت بود قلبا نبخشیدمش هنوز…اونو هم میببخشم…این ماه اخیر هم مسئول اموزش دانشگاه رفتار خوبی باهام نداشت …خودشم فهمید خیلی کلنجار رفتم چیزی بهش نگم بخاطر کاراش..اخرش دوستانه تموم شد برخوردمون
    به نظر من با همه میشه لااقل خوب نبود بدم نبود…از پیامبرمون معصوم تر که سرشار از دانش الهیه باید یاد بگیریم که خاکستر بروشونمیریختن و لب به ناسزا نمیگشودن.

  6. مثل از یکی ناراحتم ولی می تونم کاری براش انجام بدم یا حتی تو دعاهام اسمش رو می یارم هرچند دلم نمی خواد ولی مغزم و احساسم اجازه نمی ده به حرف دلم گوش کنم چون از اول قبل اینکه این چیزارو بدونم (عرفان و مسائل مربوط به رشد روح) از دروغ، غرور و کینه داشتن بدم می یومد ولی با خوندن مطالب این سایت و سایت اولیا و همچنین صحبتهایی که مربی یوگام در مورد بخشش می کرد واقعا موندم که بخشش یعنی چی همینی که من انجام می دم یا نه بالاتر از اینه؟؟

    • با سلام مجدد
      جواب سوال ِ قبلتون داده شد ولی این مطلب که اضافه کردید قابل درک نیست و یا حداقل خوب احساستون رو بیان نکرده : ” هرچند دلم نمی خواد ولی مغزم و احساسم اجازه نمی ده به حرف دلم گوش کنم . ”
      عموما عقل و ذهن نمیزارن ما راه دل و قلب رو برای پاکسازی پیش بگیریم و احساس از عقل ، بیشتر صحت ِ عواطف ِ درونیمون رو در ارتباطات و عملکردها بروز میده .
      خیر پیش
      جویا

  7. سلام عید شما مبارک و نماز روزه هاتون قبول، من هر کس به من بدی می کنه سعی می کنم فراموش کنم و خیلی راحت با اون طرف دوباره ارتباط برقرار کنم بعضی وقتها این قضیه زمان بیشتری می بره ولی به هر حال بدی شو تو ذهنم نگه نمی دارم اما می شه یه روزهایی که دوباره کارهاشون یادم بیاد و بگم که عجب بلایی سر من مثل آوردن ولی به روشون نمی یارم یا دلشونو نمی شکونم می خوام بدونم این حس منم کینه هست اینکه فراموش نکنی ولی ببخشی و سعی کنی که جوری برخورد کنی دوباره ناراحتت نکنن؟؟؟

    • با سلام
      بر شما نیز این عید مبارک. در رابطه با سوالی که فرمودید قبلا هم به گونه ای دیگر بحث شده . اینکه شما با چه احساسی شخص رو میبخشید مهمه . اگر فرد رو با این حس که : ” من که گذشتم ، دیگه حالا خدا میدونه و خودش که چه جوری باهاش باید رفتار بشه . ” و به این امید باشیم که یه روزی خدا از طرف انتقام بگیره ، این بخششی نیست که مورد ِ نظر ِ ما باشه . زمانی که از بخشیدن به جهت ِ پاکسازی روح نام برده میشه ، از بخششی تمام عیار صحبت به میان میاد . لازم نیست وقتی شخصی رو میبخشیم از اون به بعد او رو با اختیار و به طور ِ کامل دوست داشته باشیم ( خود به خود این امر پس از پذیرش ِ بی قید و شرط ِ عشق ِ الهی بوجود میاد ، در دراز مدت و به مرور ) ، و یا لازم نیست که مثل ِ زمان ِ اول ِ آشنایی ِ با او ، بهش اعتماد کنیم یا باهاش رفتار ِ بسیار تنگاتنگی رو در نظر بگیریم اما پس از بخشش ، وقتی به یاد ِ او و اعمالی که با ما کرده میافتیم ، باید بتونیم مثل ِ یک خاطره فقط یک خاطره ، بدون ِ احساس ِ تنفر ، انزجار ، آزار ، سرزنش ، سرکوب یا فرار از واقعیتها با او و یادِ اعمالش سرکنیم و بدون بغض و کدورت از اون واقعه بتونیم به راحتی گذر کنیم . اگر ذره ای از این احساسات هنوز در وجودمون باشه یعنی پروسه ی بخشش ، تماما انجام نشده و هنوز به تمرینهای مربوط به بخشش نیاز هست تا احساسمون رو به این درجه برسونیم .
      خیر پیش و در پناه حق
      جویا

  8. جریان اینطوریه که یکی منو ناراحت کرد و من رفتم بهش بدون بی احترامی با آرامش گفتم که از این رفتارات ناراحتم، هر چی تو دهنش بود به من گفت تمام تربیت و شعورم رو برد زیر سوال منم بی جواب نموندم ولی اون از من بزرگتر بود الان باهاش قهرم بخشیدمش جالبه که ازش معزرت خواستم ولی اون بابته حرفایی که به من زد اصلا عزر خواهی نکرد من نمی خوام که بکنه چون بخشیدمش ولی تحمل حرفهای روکش رو ندارم و نمی خوام حرف بزنم منتها مشکل اینجاست که اون فرد خیلی نزدیک به ماست.

    • با سلامی مجدد
      شما با نیمه ی تاریک ِ وجود ِ خود روبرو شده اید . اگر پیشنهاد مرا میخواهید ، پس از اتمام و دریافت ِ معانی ِ پنج قسمت از طرحی نو دراندازیم ، به پست ِ ای اف تی مراجعه کنید و آنرا درک کنید ، سپس به آرشیو کتابخانه رفته و سناریوها را پیاده کنید و طبق راهنمای هر سناریو عمل کنید ؛ به خصوص با بکار بستن ِ سناریو ی مربوط به پاکسازی ِ نیمه ی تاریک ِ وجود ، خود را از خصلت های ” بی احترامی کردن ” ، ” پرخاشگری ” ، منقطع کردن ِ ارتباطات ” ، ” قدرنشناسی ” ، ” محق بودن ” ، ” نبخشیدن ِ خود و دیگران ” رها کنید . اگر در ای اف تی و سناریو ساختن ِ آن تبحر پیدا کردید ، سناریویی برای تحمل ِ افرادی که برایتان زندگی در کنارشان سخت است ، بپردازید . اگر خدا بخواهد ، تا یکی دوهفته ی دیگر سناریویی در این باب به آرشیو کتابخانه اضافه خواهد شد .
      خیر پیش و در پناه حق
      جویا

  9. سلام و خسته نباشید
    سوال؟؟؟
    اگه کسی رو که ناراحتمون کرده ببخشیم ولی دوست نداشته باشیم با اون زیاد مراوده داشته باشیم، ایراده؟؟
    بعد اگه این شخص جزء نزدیکان باشه و نشه کنار گذاشته بشه باید چیکار کرد؟؟
    من آدم هیجانی هستم و وقتی کسی ناراحتم می کنه نمی تونم ساکت بمونم، لطفاَ راهنماییم کنید.

    • با سلام
      نه دوست عزیز ، در متن نوشته شده که نیازی به دوست داشتن و عشق ورزیدن ، در مراحل ِ اولیه ی بخشش وجود نداره ، فقط برای او نور و بخشش را راهی کنید ؛ پس از چندی که از رشد ِ روحی گذشت ( ممکنه در برخی از افراد چند ماه یا چند سال بعد بروز کنه ) خودبخود به اون دسته از افراد که حتی به نوعی به شما ضرر ِ ظاهری رسوندن نیز عشق هدیه خواهید کرد .
      خیر پیش
      جویا

  10. سلام خدمت شما دوست عزیز جویا من کتاب راز وفلورانس اسکاول شین راچندمرتبه خوندم ودرموردویژگی های همسرایده ال بارهابارها جملات تاکیدی مثبت گفتم ونوشتم ولی تا کنون تاثیری نداشته وهر خواستگاری زنگ می زنه حتی شرایطش عکس معیارهام می خواهم بدونم چکارباید بکنم که بتونم به ارزهام برسم حتی یک مدت تجسم هم می کردم واقعا خسته وکلافه شدم لطفا کمکم کنیدباتشکر

    • با سلام
      یکی از اساتید ِ ریکی این نظر رو داره که جالبه بدونید و در ضمن این نظر باور ِ قلبی ِ من هم هست : شما وقتی به کاری مثبت دست میزنید اعم از گفتن ِ جملات ِ مثبت ، انجام ِ ای اف تی ، تمرینات ِ پاکسازی یا گرفتن ِ نور ِ ریکی ، و … در مواردی نشانه ای خاص رو نمیبینید ، و این به این معنا نیست که این موارد برای ِ شما کار نکرده اند ! بلکه این بدین معناست که شما بر روی ِ حقیقت ِ کار کردن ِ این اعمال در اطرافتان چشم ِ دل را باز نکرده اید !
      در دنیای ِ پیرامونتان چندینو چند علت وجود دارد که شما در وضعیتی گیر کرده اید ، و رفع ِ این مشکلات به زمانی فیزیکی نیازمند است و ساخته شدن ِ اسباب و علل ِ خارجی و داخلی در وجود ِ شما را نیاز دارد تا به منصه ظهور درآید ولی شما با بیصبری و توجه نکردن به عوامل و یافته هایتان ، منکر ِ کل ِ آنچه پیش آمده یا در شرف ِ وقوع است میشوید چون آنها را ادراک ناشده در می یابید !
      همینکه شما جملات ِ مثبت را تکرار میکردید ، و در دنیای ِ فیزیکی بلافاصله و بدون ِ تردید ، تا شخصی به خواستگاری ِ شما میامده متوجه میشدید این فرد با خواسته های ِ شما مطابقت نمیکند ، یعنی معجزه ی جملات اتفاق افتاده بوده ! اگر شما جملات ِ مثبت را نمیگفتید چه بسا تا به حال با دیدن ِ فردی از این جماعت ِ خواستگاران که به ظاهر برایتان مناسب میامد ولی در اعماق ِ وجودش چیزی برای ِ افزودن به شما را نداشت ، به عنوان زوج انتخاب کرده بودید! شما فقط یک همسر میخواستید یا یک جفت ِ روحی ؟! همسر پیدا کردن آسان است ولی یار جستن دقیق است و نیاز به وقت گذاشتن دارد !
      اگر پیشنهاد مرا میخواهید ، از جملات ِ مثبت استفاده کنید و از سناریوی ای اف تی هم برای پیدا کردن ِ جفت ِ روحی ِ خود یاری بجویید و هر روز چند دقیقه ای برای ازدواج کردن با جفت ِ روحی ِ مناسبتان ، به نقاط ی کلیدی ِ بدنتان ضربه بزنید ، پس از مدتی که به شما و دنیایتان مربوط میشود ، مطلبی را که باید دستگیرتان شود و به آن برسید خواهید یافت و به یاری ِ حق به خواسته یتان میرسید .
      حیر پیش
      جویا

  11. سلام خانم جویای عزیز . می بخشید که من دوباره وقتتون رو میگیرم و سوال میکنم . من همون شیوا هستم که گفتم موقع صحبت با خدا حالتای عجیب پیدا می کنم . منظورتون از شاگرد و دانشجوی ریکی نمیدونم دقیقا چیه . من مدیتیشنی رو که در اون نور از چاکراها عبور می کنه و روی چاکراها تمرکز میشه و انرژی کندالینی رو بیدار می کنند و به سمت چاکراها هدایت میشه رو چندین بار در این سالها انجام دادم قبلا هم دو بار پیش اومده که از بدنم خارج شدم ولی خب خیلی ترسیدم و دوباره برگشتم . من البته دو هفته پیش به بیمارستان مراجعه کردم مشکلی در قلبم نیست . یادم میاد اولین باری که این حالت ها رو تجربه کردم زمانی بود که مدیتیشن مخصوص پاکسازی رو انجام میدادم . حالا به نظر شما من با انجام این مدیتیشن ها دانشجوی ریکی به حساب میام؟

    • با سلامی گرم بر شماو دیگر دوستان.
      شیوای عزیز بحث ِ باز کردن چاکرا و کندالینی مقوله ای عظیم است که با روشهای مختلفی ( که الزاما همه ی آنها ایمن نیستند ) صورت میگیرد . یکی از روشهای ایمن ، استفاده از نور و نیروهای معنوی ِ مثبت و ملکوتی ایست که این مبحث توسط ِ به کار گیری ِ نور و انرزی ِ مثبتی که از کائنات سرچشمه میگیرد و به آن ریکی نام نهاده اند ، به کار برده میشود . روش ریکی ، در باور ِ من ، منحصر به فرد است و با دیگر زمینه های هیلینگ ( شفارسانی ) متفاوت تر ، ایمن تر و محفوظ تر است ، زیرا ما در ریکی از منشا نور ، نور و شفا را طلب میکنیم بدون ِ اعمال ِ فشار و دخالت در نوع ِ شفایافتن ِ فرد . به نوعی ریش و قیچی را به دست ِ منشا نور و نیروهای معنوی میسپریم تا خود ، بهترین مراتب را به مرحله ی اجرا گذارند و شفایی نورانی را به بار بیاورند . خواه این شفاو خواسته ، باز شدن ِ چشم سوم در دراز مدت باشد یا حرکت ِ کندالینی در مجرای ِ عبور ِخود در بدن ، و یا حتی شفا یافتن ِ یک فرد سرطانی .
      وقتی صحبت از ریکی میشود ، یک سری همسویی ِ خاص با یک استاد در این زمینه مد ِ نظرمان است که دارای مراحلی برای همسو شدن و قدرت ِ انتقال ِ این نیرو به خود و دیگری ایست و مبحث ِ بیداری ِ کندالینی یا خروج از بدن به طور آگاهانه و یا غیر ارادی ، مقوله هایی کاملا متفاوت با مفهوم ِ ریکی ایست . ریکی در دراز مدت میتواند باعث ِ حرکت ِ کندالینی یا خروج از بدن نیز بشود ولی به خواست ِ شخص ِ ریکی کار و با توجه به رشد ِ روحی ِ شخص ِ مربوطه ،این عمل انجام میگردد.
      در زمانی که شما دانشجو یا رهروی ِ یادگیری ِ ریکی میشوید ، ممکن است در زمان ِ انتقال ِ قدرت ِ دستیابی و استفاده از انرژی ِ ریکی ، برون ریزی هایی مانند درد در نواحی ِ مختلف ِ بدن شوید که با خود درمانی توسط ِ ریکی ، غالبااز بین میروند . این دردها ، همان سرکوبها ، فشارها ، گرفتگی های ابعاد ِ شخصیتی و کارمیکی ، مشکلات ِ دی ان ای و شخصیتی یا … هستند که به مدتی کوتاه در هنگام ِ همسو شدن ، به اشکال ِ دردها یا رفتارهای غمناک یا خشم آلود ، خود را از بدن ِ فرد به سطح میرسانند تا از وجود ِ او پاک شوند . به این مرحله برون ریزی و پاکسازی میگوییم .
      من در نظر ِ قبلی که برای شما گذاشته بودم ، منظورم همین مورد ِ اخیر بود ، یعنی اگر شما در حال ِ یادگیری و همسو شدن با یک نوع ریکی از یک استاد ، این علائم را در بدنتان شاهد بودید ، به آن به چشم ِ برون ریزی و پاکسازی ِ ریکی ، نگاه میکردیم ولی اگر شما خود ، بدون ِ استاد و از روی ِ متون و نوشته هایی که درستی یا غلط بودن ِ آنها کاملا و تماما مشخص نباشد در حال ِ باز کردن ِ کندالینی ِ خود هستید ، مطلب کاملا متفاوت میشود .
      من در زمینه های دیگر در رابطه با بیداری ِ کندالینی از روشهایی مانند روشهای اشو و حلقه ی عرفان و … نمیتوانم برای فردی ، محرض بگویم که نه ، دیگر تو از این جلوتر نرو ؛ چون علاوه بر دخالت ِ کارمیکی در اراده ی افراد ، حجم ورشد ِ روحی او را نیز نمیشناسم . اگر فرد سرد و گرم چشیده ی روزگار باشد و در تناسخهای آخرینش ! ممکن است تمام ِ راههایی را که در جلوی رو دارد و برایش باز می شود، برود و مانند ابراهیم ِ خلیل ، سالم از آتش بیرون بیاید ! ولی این را مطمئن هستم که اگر فردی رشد روحی ِ بالایی نداشته باشید ، افکار و ابزاری بسیار شکننده خواهد داشت و در اولین تله از تله های ذهنی ، گرفتار شده و به جای ِ راه ، بیراهه را انتخاب خواهد کرد. درد و رنجی که قابل ِ تحمل و گذرا نباشد ، در خواندن ِ حق از جانب ِ او بر بنده اش نزول نمیکند ! مراقب باشید که در هیچ مراقبه یا مدیتیشنی معامله یا معاوضه ای صورت ندهید و همیشه قبل از مراقبه خود را به خود برتر ، خدای ِ خود ، فرشتگانتان و نیروهای نور و ملکوت بسپارید تا شما را محافظت کنند .
      همانگونه که میدانیم و یا باید بدانیم ، راههایی که در فرقه ها یا مسلکها ، مکاتب یا دسته بندیهای فکری وجود دارد ، بسیار گسترده هستند و هر کدام از این مکاتب در روی ِ کره ی خاکی هواخواهان ِ زیادی را به سمت ِ خود جذب کرده اند . زیادی ِ پیروان ، یا مشهور شدن ِ شخصی ، دلیل برای ایمن بودن ِ راهش نیست ! چه بسیار کسانی که جذب ِ فرقه های شیطان پرستی و خواهان ِ جذب ِ قدرت از طریقه ی منابع ِ منفی شده اند ! و چه بسیار مردمی که به غلط از سبک و متدی که روحشان آمادگی ِ پذیرش ِ آن متد و مسلک را ندارد ، به بیراهه کشیده شده اند !
      من به شخصه از بین دهها یا صدهها راه ، همیشه ایمن ترینها را انتخاب میکنم هر چند که از تحقیق در مورد دیگر راهها ، سر باز نمیزنیم و آنها را نیز تا حدودی بررسی میکنم ؛ ولی در اول ِ قصد ِ تحقیق کردن ، در حین مطالعه و در پایان ِ آن ، همیشه حضور ِ حق و دریچه های نورانی را در کنارم خواستارم و از فرشتگان و نیروهای معنوی و ملکوتی تقاضای کمک و همدلی دارم . اگر با یقین و تکیه بر نیروهای معنوی ِ خود پیش بروید و روحتان به درجه ای رسیده باشد که لغزش را بتوانید تشخیص دهید که هیچ . اما و صد اما که اگر یارای ِ مقابله در لحظه ی قرار گرفتن بر سر ِ دو راهی ها را ندارید ، بهتر آن است که از سرک کشیدن به هر مکتب و روشی خودداری کنید و اجازه دهید نور و گشایش ، با اختیار کردن ِ راههای صحیح ( مانند گفتن ِ جملات ِ مثبت ، ای اف تی ، ریکی ) خود به سمت ِ شما بیاد و در باز شدن چشم سوم ، پرواز روح ، بیداری ِ کندالینی و … از هر راه و با هر متدی اصرار نکنید ، زیرا ممکن است به بیراهه کشیده شوید و یا حتی اگر بخواهیم به نوعی با نگرش ِ مثبت به این مسئله نگاه کنیم که شما هر مکتبی را سرک بکشید و جان ِ سالم هم به در برید و گرفتار ِ منفیاتشان نشوید باز هم ممکن است بدن ِ فیزیکی ِ شما ، قدرت ِ درک ِ عظمت ِ رسیده های نورانی ِ بس عظیم را که هنوز آمادگی ِ دریافت ِ آنها را ندارید ، نداشته باشد و بین بدن ، روح و افکارتان جدایی و فاصله های غیر عادی یی را شاهد باشید .
      خیر پیش و درپناه حق محفوظ
      جویا

  12. خانم جویا اگر فرصت کردین ممنون میشم در مورد گره های کارمیکی هم بما اطلاعاتی بدین

    • با سلامی دوباره . اگر پستها و دیدگاههای قبلی را مطالعه نمایید ، چیزهایی نه چندان زیاد ولی در اندازه ای که بتوان این موضوع را بهتر تشخیص داد ، خواهید یافت . اما مبحث ِ این رشته از کلام گسترده است و گفتن و شرح ِ آنها نیز در کتابهایی که تناسخ را به تصویر کشیده اند بیشتر از دیگر کتب آمده است . به اختصار میتوان به این مورد اشاره کرد که هر عملی از ما سر زند ، چه خوب و چه بد ، بازده و عکس العملی برای آن ثبت میشود که به آن کارما میگوییم ( کارمای مثبت و منفی ). شما اگر در حق ِ کسی بدی کنید و او هم به تلافی کاری ناشایست یا ناشایست تر انجام دهد ( در زندگی های متوالی ، پیشین یا پسین ) ، با او دارای گره کارمیکی یی از جنس ِ منفی به هم میتنید و تا زمانی که این مشکل در جهت ِ مثبت ، روند ِ مناسبی نیابد ، این گره کورتر و به هم پیچیده تر میگردد و مسئله بین ِ دو نفر شدید و بغرنج خواهد شد تا زمانی که یکی از دو طرف ، با بخشایش ، وضع را به حالت تعادل و بهبود سوق دهد .
      با امید به بخشایش و رسیدن به تعالی
      جویا

      • سلام جویای عزیز
        میخوام درد و دل کنم
        نمیگم آدم خوبیم ولی بد بودنم بر میگرده به عکس العملهام در مقابل ظلمی که دیگران بهم کردند مثلا اگه از طرف یه نفر چند بار بهم توهین شده تحقیر ناسزا بلا و … یکبار دیگه می غرم میگم اگه بار دیگه فحش بدی منم …اگه دیگه …و دفعه دیگه واقعا متقابل به مثل میکنم حتی با هر فریاد فریاد بلند تری میزنم
        اگه کسی مدام آزارم میده ولی چنان از تشدید توهیناتش میترسم که فقط بعد از دهها بار و مدت طولانی که تحمل میکنم .البته اسمش که تحمل نیست فقط در واقع کاری نمیتونم بکنم اونوقت برای یکی از نزدیکانم که که مدام از من میخواد با اون شخص رفت و امد بیشتر داشته باشیم میگم که فکر کنم میشه غیبت
        البته بیشتر وقتها کسی باور نمیکنه که اون شخص چطور زیرکانه هر بار به من توهین میکنه .
        بیشتر از یکسال هست مطالب این سایت را میخونم و یا احادیث و اشعاری که میگند از ماست که برماست یا اینکه شما میگید کارمای منفی اعمال و رفتار خودمون .
        سوال من اینه من از بچگی کی وقت داشتم بدی کنم که از هر زمان که یادم میاد مورد حمله روحی و شخصیتی و نامردیها بودم .هر چی فکر میکنم اصلا هیچوقت کارهایی که به سرم میاد بر سر کسی نیاوردم .میگم خوب درسته من مثل اون عزیزان نیستم ولی .پیامبر هم امام حسین بلاهایی سرشون اومده که مسلما اونها به سر کسی نیاوردند .خوب پس میتونه کارمای منفی رفتار خودم نباشه و درسی توش باشه .ولی اعتراف میکنم هیچ چیزی یاد نگرفتم ازشون .من دوره کودکی نوجوانی و جوانی و حالا دیگه کم کم به طرف میانسالی را به سختی پشت سر گذاشتم در حالی که همیشه همه نعمتی داشتم ووضعیت خوبی داشتیم و شاکر بودم حتی برای بالش زیر سرم .من گیج شدم .پس آیا من تو زندگی قبلی بد بودم ؟اگه ندونم که فایده نداره چیزی یاد نمیگیرم پس جلو هم نمیرم فقط اذیت میشم .

        • سلام به شما مژگان عزیز.
          خانم جویا یه مدت تو پیش ما نیستند، از این رو من نظرات ایشون رو پاسخ گو هستم.
          در مورد صحبت های شما، باید بدونید ک همه ی اتفاق های زندگی ما به بحث کارمای منفی و مثبت بر نمیگرده.
          مبحثی هست به اسم نیمه ی تاریک وجود. این کتاب رو تهیه کنید و مطالعه کنید. نیمه ی تاریک وجود اثر دبی فورد. این کتاب رو مطالعه کنید و سپس هر سوالی که در موردش داشتید با ما در میون بذارید.

  13. خیلی وقتا این احتمال هم وجود داره که ب نزد کسی می رویم برای حلالیت گرفتن وبخشش ما ولی با قبول نکردن وتحقیر روبرو میشیم حال واقعا تکلیف چیست؟ یا کسانی که احتمال میدهیم نزدشان برویم ولی قبول نکنند ؟ ؟!!

    • جواب همان است که گفته شد ، نیازی به حلالیت از تک تک افراد نیست . شما با خدای خود و خدای او عهد ببندید و برای خود و او نور و عشق ِ الهی بفرستید .
      در پناه حق
      جویا

  14. باسلام وتشکر،کسانی هستند که از ما رنجش دارن کم یا زیاد باید تک تک از همه اونها حلالیت طلبید؟؟ آیا وقتی دیگرانو میبخشیم همونایی که خیلی بخشیدنشون سخته، تاثیری روی رنجشی که دیگران از ما دارند میذاره؟؟ یا ربطی نداره؟ اینو بابت این میپرسم که خداوند فرموده ببخش تا بخشوده شوی؟؟

    • با سلام .
      به عقیده ی من ، خیر نیازی به حلالیت گرفتن از تک تک ِ افراد نیست ، نیت و قصد ِ شما ، نحوه ی پالایش و نوع ِ برخوردتان اگر بر حق و انصاف باشد خودبخود همه چیز را تحت الشعاع قرار میدهد . در مورد سوال بعد باید گفت ، قاعدتا وقتی شما دیگران را با نظر ِ محبت و عفو می نگرید، در مورد ِ کرده هایِ شما نیز قانون ِ عمل و عکس العمل ِ کائنات ، به همان گونه ی انتخابی یتان به جریان در خواهد اومد . این را باید دانست که با همان ترازویی اعمالمان کشیده میشود و قضاوت میشویم که در قضاوتهایمان برای دیگران ، اصرار داشتیم یا اصرار داریم که از آن میزانو ترازو استفاده کنیم ! این یعنی در بخشش و قضاوت ِ دیگران اگر از ترازویی با مقیاس ِ مثقال به مثقال ِ ارزیابی ِ گناهانش و ذره ذره بخشیدنشان استفاده میکنید ، یا برعکس با انتخاب ِ ترازویی که کیلو کیلو و شاید خروار خروار از گناهان ِ دیگران را بی منت میبخشد ، استفاده میبرید ، با همان ترازو نیز گناهان و بخشایش ِ شما به کار گرفته میشود! این را حتم بدانید که با دیگران هر رفتاری را در پیش بگیریم به همان روش هم در زندگی و پس دادن ِ اعمال ِ کارمیکی ، برای ما ، محاسبات انجام خواهد شد . در صورتی که دیگران را با قضاوتهای سخت زیرِ ذره بین ببرید و با دشواری ببخشید ، شما نیز سخت قضاوت میشوید و با دشواری بخشیده میشوید و بلعکس ، اگر دیگران را با دیده ی عفو و رحمت ببخشید و قضاوت هایی از روی مثبت اندیشی در پیش گیرید ، محاسبان نیز ، به همین نحو بر شما میبخشایند و قضاوتتان میکنند .
      خیر پیش
      جویا

  15. حال سوالم از شما اینه که برفرض من اگر بخشیدم وگذشتم وسبک شدم آیا خداوند هم از آن شخص ظلم کننده میگذره آیا قانون کارما براش کار میکنه یا نه دیگه با بخشش من تموم میشه این اثرات؟؟

    • با سلامی مجدد . شما دوست عزیز اگر پستهاو دیدگاههای قبلی و اولیه رو مطالعه کرده بودید ، متوجه شده بودید که قبلا هم به این سوال جواب داده شده ولی باری دیگه جواب رو به نوعی دیگه خدمتتون بیان میکنیم که متفاوت تر هم باشه .
      دوست من اگر شما به این امید دارید میبخشید که : ” خدا بالاخره خودش یه روزی از طرف تقاص میگیره.” ، این طریقه ی بخشش ، روحِ شما رو بزرگ نخواهد کرد و گشایشی رو که از اون حرف میزنیم موجب نخواهد شد . برای بخششِ افراد ، این رو به خاطر داشته باشید که شما هم ممکنه در حق ِ افرادی دیگه کارهایی کرده باشید که به راحتی قابل بخشش نباشن ، ایا دوست دارید تا دامنه ی قیامت ، طرف دنبال ِاین باشه که ببینه خدا بالاخره ازتون میگذره یا تقاص میگیره !!!
      مهمتر از هر مورد دیگه اینه که شما دارید میبخشید که گره های کارمیکی تون رو با شخص باز کنید تا دنیاتون رو بهتر کنید و موقعیت ِ خودتون رو نسبت به رحمت و بخشایش ِ بیشتر خداوند درک کنید . در حقیقت شما دارید با نفس ِ بخشیدن باعث میشید تا ذره ای از روح ِ خدا بودن رو که در وجودتونه به عنوان ِ استارت ، شروع به فعال شدنش کنید ، اگر از همون اول با امید اینکه طرف یک جای دیگه کارش گیر میافته ، بخواهید او رو ببخشید ، بدونید منظور ِ نظر ِ ما این نوع از بخشش با حسی اینچنینی که به دنبالش باشه نیست ؛ در این نوع از بخشش افتخار خلیفه بودنتون و کمال ِ بخشندگیتون ، به سطح ِ وجودتون نمیرسه .
      ولی اگر محض اطلاع دارید میپرسید که بدونید به سر ِ اون شخصی که هم اکنون دارید میبخشیدش و زمانی بهتون ظلم کرده بوده چی میاد ، باید خدمتتون عرض کنیم که : اون شخص در نوع ِ خودش ، با اراده ی خودش و با فعالیتهای صحیح ِ خودش باید گره های کارمیکش رو باز و پاک کنه تا در زندگیش به کمال برسه و… ولی بخشش ِ فردی مثل ِ شما که توسط ِ او مورد ِ ظلم قرار گرفته، برای سریعتر باز شدن ِ گره های کارمیکش بسیار موثر خواهد بود .
      در پناه حق
      جویا

  16. باسلام راستش بخشش خیلی برام سخته خصوصا بخشش یک نفر خاص که گاهی میگم میتونم بقیه رو ببخشم ولی اینو چطوری ووقتی میگم بخشیدمش تلاش هم کردم بعدش میبینم باز رفتم سرخونه اول وباز داره میکوبه ب دلم کاراشو حرفاش که خیلی وحشتناک بوده برام چون هم ضربه جسمی بوده هم روحی عمیق

    • با سلام . دوست عزیز همونطور که در متن نیز خوندید ، منظور از بخشش ، بخشیدن ِ همین فرده یا افرادی هستن که ما نمیتونیم به راحتی خودمون رو برای بخششون آماده کنیم.
      امیدوارم زودتر بتونید به نفستون غلبه کنید .
      خیر پیش
      جویا

  17. سلام دوباره خانم جویای عزیز. برام سخت بود ولی تونستم ببخشم و دیگه به جواب دادنم فکر نمی کنم . من کلا هر کی هر بدی کرده بود بخشیدم و براش از خدا وند راهنمایی و هدایت خواستم.ولی یه مشکلی پیش اومده ببینید من اگه مسخرم نکنید از ۱۵ سالگی عادت دارم همین طوری با خدا حرف میزنم یعنی چون خیلی زندگی سخت بود و حتی از بهترین آدما رفتارای نادرست میدیدم و همین باعث شد توجهم به خدا جلب بشه و این طوری آروم میشدم که این یک سال اخیر خیلی احساساتی میشم و هر بار که خیلی احساساتی میشم ناگهان سرم و قلبم یه حالت عجیبی میشه . پارسال دفتر کار پدرم تنها بودم همین طور که دعا میکردم و باهاش حرف میزدم احساس خیلی خیلی خوشایندی بهم دست داد یه شادی عجیب منم سعی کردم تمام تمرکز فکریمو معطوف به خدا کنم که این شادی ادامه پیدا کنه که یک مرتبه سرم از داخل تا چند ساعت درد عجیبی داشت. شبیهش دوباره هر وقت به خدا فکر میکردم برام پیش میومد که از ترس دیگه فکر نمیکردم کلا شبا حالتای عجیبی داشتم و بعد از یه مدت خوب شدم پریشب که دوباره داشتم با هاش حرف میزدم و میگفتم که به خاطر اون میبخشم همه رو اول یه چیزی شبیه نسیم دو تا دستمو هماهنگ با هم لمس میکرد و میومد بالا تا اینکه به قلبم رسید و تو تمام بدنم تبدیل شد به یه انقباض درد ناک ضربان قلبم تند تند شد قشنگ انگار بلند گو گرفته بودن جلو قلبم هی تند میشد هی کند میشد فکر کنم یه جا ایست داشت کلا نفسم به سختی بیرون میومدتمام بدنم خیلی بی جون شده بود باید حتما دراز میکشیدم لرز و عرق شدید داشتم گلوم هر چی آب میخوردم بازم میسوخت شکمم هم درد میکرد باورم نمیشه زنده موندم آیا ربطی داره به این مساله بخشش چرا هروقت به خدا احساساتم رو میگم حالتای این طوری پیدا میکنم این دفعه دیگه خیلی شدید بود .

    • با سلام شیوا جان . در مورد بخشش بهتر اینه که به تک تک ِ آدمهایی که به ما بدی کردن فکر کنیم و دونه به دونه اونها رو ببخشیم نه دسته جمعی . در مورد اینکه از دوره ی نوجوانی با خدا با گونه ای ویژه صحبت میکردید ، میشه گفت بسیار عالی و شیرینه ، چون هر کدوم از ما نوع ِ ارتباطمون با حق ، منحصر به فرده و مخصوص به خودمون، ولی این حالات سردرد یا درد شکم ، سوختن ِ گلو و غیره رو نه تنها من تجربه نکردم بلکه از دیگرانی که حالات خلسه یا عرفانی نیز داشتند تا به حال نشنیدم که جز وصل ِ نوشین و حالات ِ شادی بخش ، دردی زمینی رو به این شکل که شما تجربه میکنید داشته باشن یا وصف کنن . شاید اگه شما دانشجو و شاگرد ِ یادگیری ِ ریکی بودید و در حال ِ همسویی گرفتن از استادتون چنین تجربه هایی رو داشتید میگفتم تا حدودی به نظر طبیعی میاد ولی در حالت صحبت کردن با خدا، نه نظری نمیتونم داشته باشم جز اینکه اگر این دردها به نظرتون جدی اومدن یا طولانی و عمیق بودن بهترین راه مراجعه به پزشکی با تجربه ، برای نوشتن ِ چکاپ کامل ِ اعضا بدن هست .
      خیر پیش و در پناه حق
      جویا

  18. سلام بر شما دوست عزیز با این قلم زیبا . خانم جویای عزیز من همیشه با دیگران مهربان هستم و لبخند به لب دارم هیچ وقت اهل رقابت یا به رخ کشیدن و این چیزا نبودم و نیستم و حتی کسایی هستند که با مادرم مشکل دارن اما همیشه با من با محبت برخورد میکنند. عشق به پرودگارو واقعا با گوشت و پوست و استخون حس کردم و اشکم در اومد. میتونم ببخشم اما مشکلم اینه که وقتی کسی سعی میکنه با زبون بهم متلک بپرونه یا تحقیرم کنه اذیتم کنه تهمت بزنه نمی تونم سکوت کنم و جوابشو ندم یعنی میتونم ببخشمش اما نمیتونم جوابشو ندم . به نظرت این تو بخخش خلل ایجاد میکنه؟

    • سلام شیوا جان .
      جواب ِ پرسش ِ شما هم میتونه بله باشه هم نه . این بستگی به این داره که وقتی شما به کسی داری جواب میدی از شخصیت ِ والای ِ خودت داری دفاع میکنی یا داری از منیت ِ کاذبت ( که عارضه ای از خودبینی در ورای اون نهفته است ) دفاع میکنی . اگر داری از خود ِ خداگونه ات پشتیبانی میکنی ، جوابت به گونه ای آرام کننده ، هم برای طرف ِ مقابلت و هم برای خودت خواهد بود و پس از جواب دادن به شخصیت ِ واقعی ِ شما خللی وارد نمیشه ولی اگر احساس میکنی با جواب دادن به دیگری ،از اینکه او رو آزار دادی در رنج فرو میری و در خلوت ِ خودت احساس ندامت و شرم میکنی ، بله این جواب دادن داره به اصل ِ وجودیت آزار میرسونه . در هر دو مورد باید روی خودمون کار کنیم که ظرفیت ِ وجودیمون چنان بالا بره که دیگران نتونن با گفتن ِ جمله یا کلمه ای ما رو از کوره به در ببرن یا باعث بشن ما هم عملی متقابل با اونها انجام بدیم . تمرین ِ روبرو شدن با نیمه ی تاریکی همین امر رو برای ما بهبود میده . اگر مایل بودید میتونید مثالی از برخورد ِ با دیگران که شما رو وادار به عکس العمل میکنه شرح بدین تا با هم یک مورد از مشکلتون رو موشکافی کنیم .
      در پناه حق
      جویا

  19. سلام مجدد
    من هرچی فکر میکنم کسی رو پیدانمیکنم که ببخشمش…چیکار کنم؟!!!!!
    :)))))

    • مهلا جان اولین شخص در این مواقع خودمون و سرنوشت ِ خیالیمون که مسئول ِ مشکلاتمون میدونیمش ، باید بخشیده بشن .
      ما تا به حال خودمون رو بلد نبودیم که بطور راستین و خداگونه دوست داشته باشیم ، خودمون ، اهدافمون ، بزرگی ِ نفسمون ، بدنمون ، احساسات و عواطمون رو سرکوب کردیم و آزار دادیم ، تمام ِ مدت عمر به سرزنش ِ خودمون و دیگران پرداختیم ، قر زدیم و از دست ِ بدِ روزگار گله کردیم و …. برای تمامی اینها باید خود و زمین و زمان و زندگی رو بخشید و راه ِ دوستی با خود و زندگی رو در پیش گرفت . بقیه ی امور خودشون تک به تک به سراغ ِ ما میان .
      در پناه حق و خیر پیش
      جویا

    • سلام مهلا جان
      خوشابحالت که کسی را پیدا نمیکنی و امیدوارم هیچ وقت هم چیزی یا کسی چنان آزارت نده .حتما خیلی خوب بودی و هستی که کارمایی منفی نداشتی که شکنجه بشی . و درسهایی هم که باید یاد بگیری را هم با لطافت و توسط دوستانی مثل جویای عزیز یاد میگیری .خدا همیشه حفظت کنه

  20. بخشیدن یک ظالم که به جامعه ای ظلم میکنه برام توجیح ناپذیره
    مثلا میشه یک قاتل و آدمکش رو که اگه از بند آزاد شه وجون آدمها رو میگیره بخشید و رها کرد؟ اونوقت ما به افراد دیگه ای که آینده در دام اون ظالم می افتند بدهکار میشیم اینطور نیست؟
    آیا قوانین فیزیکی این دنیایی که ما در اون زندگی میکنیم رو میشه با قوانین عشق و بخشش الهی عوض کرد و نتیجه مطلوب گرفت؟ راستش این قضیه باید بیشتر باز بشه بینش من نسبت به قضیه منو سر در گم میکنه . شاید دیدم ناقص باشه اما باعث میشه نتونم درک درستی از قضیه داشته باشم و عمل کردن به چیزی که اون رو باور نداری سخته.

    • آیلین عزیز دوست ِ من بر شما خرده ای نیست و قضاوتی نیز بر شما واجب نیست که وقتی من در قدمهای اول با چنان گامهایی لرزان به جلو میرفتم که بسیار پیچیده تر از این قضایا را بر خود ناهموار میدیدم ! چرا هایی که در ذهنم بودند بیش از ده ها مورد بود و من کم جان تر و بی رمق تر از آنکه بتوانم ارتباطات را دریابم .
      در مورد بخشش ما هرگز نگفتیم که اجرای ِ قوانین ِ دنیای ِ بیرونی برای اهلش را درهم میشکنیم ، میگوییم خودِ نابالغ ِ خود را اصلاح میکنیم . حتما شنیده اید که حضرت علی در جنگی ، زمانی که بر سینه ی حریف قرار گرفت و میتوانست او را بکشد ، حریف به صورتش آب ِ دهان انداخت ، علی در آن لحظه به جای خالی کردن ِ خشمش و در دم هلاک کردن ِ او ، از روی سینه ی او بلند شد و پس از غلبه بر نیمه ی تاریک ِ وجودش که خشم و انتقام ِ ناشی از بیحرمتی به شخصیتش بود را ، پاک کرد و بر نفسش چیره شد و دوباره برای احقاق ِ حق ِ خداوند بر روی زمین به جنگ کردن ادامه داد ، این کشتن و این عمل بسیار فاصله دارد با جان ِ دیگری را گرفتن برای به کرسی نشاندن ِ خنک شدن ِ دل و انتقام ِ شخصی گرفتن !!!
      بحث ِ قوانین ِ خرد کائنات بسیار برنامه ریزی شده تر از آنست که با بخشش ِ شخصی و درونیِ ما به تعارض و به هم ریختگی منجر شود . ما صحبت از بخشش ِ قلبی میکنیم، از خداگونه دیدن و خداگونه زیستن و قضاوت ِ نهایی را به دست ِ قوانین ِ فیزیکی ِ جامعه میسپاریم تا قوانین ِ کائنات با دست ِ مرئی ِ عوام پسند ، آن را عملی سازد و اقدامات ِ خود را آنگونه که به صلاح و خیر ِ همگان است در هم آمیزد . خداوند و قوانین ِ حاکم بر جامعه ی فیزیکی ، خوب میدانند که چگونه اوضاع را در حیطه ی عرف ِ زمینی شکل دهند . ما صحبت از خودشناسی ِ فردی داریم . در این مبحث هر کدام از ما ، جزئی هستیم کل آفرین .دنیایی داریم مجزا از برآورهای افرادی مادیگرا در دنیای فیزیکی که میخواهیم با ترمیم ِ آن زوایا از وجودمان ، بر قوانین ِ دنیای ِ فیزیکی حکومتی باطنی داشته باشیم . به دنبال ِ اقتداری هستیم که در آن مشکلات و مصائب ِ دنیای بیرونی آنچنان که دیگران را آزار میدهد و به قولی رگ ِ گردنشان را سیخ میکند ، بر ما نه تنها اثر نداشته باشد بلکه با نور ِ دست یافته به دنیای درونی ِ خود به ترمیم ِ درد ِ جراحات ِ دیگران نیز مرهم باشیم . ما از این به خود آمدنها به دنبال ِ خداگونه شدنهاییم . دنیای قضاوت و منطق را بر اهلش واگذار کنید . در جهان هستند کسانی که خود را مخصوص این کار مییابند . در گامهای اولیه ی خودشناسی اگر دست ِ ذهنمان را بخوانیم و به دنبال ِ پیچیدگی های مسائلی که دامهای ذهن ِ ما بوجود میاورند تا از فهم ِ اولا جا بمانیم خود را برحذر داریم ، راه را بر خود هموارتر میکنیم . ذهن ِ ما نقاط ِ ضعفها را میشناسد و ما را با طرح ِ مسائلی پیچیده میخواهد به بازی یی دعوت کند که در همان ابتدای راه بگوییم : این حرفها با منطق ِ من جور در نمیاید .اگر به دنبال ِ مسائل ِ مجهولی نظیر ِ عدل و قصاص ، جبر و قهر ، انتقام و نفرینها باشیم به جای یافتن ِ بینش ِ همه جانبه ، این صفات را به خود جذب میکنیم و چشممان بر روی بخششها و زیبایی ها همواره بسته میماند . اگر دل در گروی خدای ِ درونمان سپاریم ، دیر زمانی طول نمیکشد که از درون و بیرون به جوابهای ِ نورانی و باورهایی آسمانی دست خواهیم یافت . تا آن زمان سعی کنیم خود را بر روی نیکی ها باز بگذاریم و برای خود محافظ های نورانی یی از عشق ِ الهی و راه حلهای الهی را مطالبه کنیم . به خاطر داشته باشید که : باور ِ شما ، در طرز ِ نگرش ِ شما به مسائل شکل میگیرد .
      خیر پیش و در پناه حق
      جویا

  21. با سلام وسپاس از جویا جان و تشکر از اینکه در قدم اول بخشش این پدیده به ظاهر نا ممکن رو به ما اموزش میدید . واقعا بخشش به خصوص بخشش کسانی که تو زندگی ضربه خوردیم ازشون خیلی سخته ودر ابتدا ادم حتی فکرشم نمیتونه بکنه که چنین چیزی بتونه امکان پذیر باشه ..ولی ابتدا باید در نظر داشته باشیم که دلیل اونی که از شخصی ازرده خاطر میشویم یا ضربه میخوریم چیه شاید نتیجه کارما وحساب شخصی خود ماست و شاید هم اون ازردگی باعث تزکیه و پیشرفت روح ما برامون تدارک دیده شده و با طی مراحل وروشهایی ادم میتونه اینکارو انجام بده و اینطوری خیلی راحت گره های زندگی فرد از هم باز شده واسودگی ذهنی به همراهش میاد ..تو کتاب علائم ستاره ای لیندا گودمن هم اشاره شده که بخشش باعث پاره شدن زنجیر کارما و از میان رفتن تداوم آن تو زندگی و سرنوشت شخص میشه … من خودم بالشخصه روش هوا پونو پونو رو موثر میدونم . طبق گفته های ارزشمند جوایای عزیز باید اینو بدونیم که بخشش نخستین قدم در راه معنویت وخودشناسیست وهمواره این جمله زیبا رو باید ملکه ذهنمون قرار بدیم که باید دیگران را ببخشیم نه برای انها بلکه برای اینکه ما لایق ارامش هستیم .ووقتی این ارامش رو کسب میکنیم شاه کلید معنویت در دستانمان قرار میگیرد .ودرهای معنویت یکی پس از دیگری به رویمان گشوده میگردد واینچنین هست که ما قدمی دیگر در راه خداگونه بودن برداشته ایم …… امیدوارم همواره در پرتو نور رحمت الهی باشید

    • سلام بر ستایش عزیز . همینطوره . همونجور که به اون اشاره کردی ستایش جان ، بخشش پله ی پرش در زندگی معنویست ، حالا میتونیم اسمش رو امتحان الهی بزاریم ، به عنوان پس دادن کارما قبولش کنیم ، یا دری باز به سوی بهشت موعود . هر آنچه هست معجزه گر و سبک بال کننده است .
      خیر همیشه بدرقه ی راهمان باد
      جویا

  22. جویای عزیزم ممنونم از پست زیبات . واقعا درسهایی هستن برای زندگی بهتر . من یک بار گذشتم ، از فردی که زندگی رو برام به پایان رسونده بود . با کمک شهاب و راهنمایی هاش بخشیدم . الان هم آرامش دارم هم شادم . کاملا متوجه میشم آرامش بعد بخشش که فرمودید چی هست . من تجربه کردم خیلی حس زیبایی هست . از دوستان هم میخوام این حس زیبا رو تجربه کنن . اولش کمی سخته اما واقعا آرامشش ارزش داره . بازم خیلی ممنون از بابت پست واقعا زیبا و کاملتون . خدای زیبایی ها همراه زندگی زیباتون …

    • سلام شیدا جان . از اینکه شنیدم روزی تو هم مرز زمینی بودن رو پشت سر گذاشتی و به تجربه ای زیبا رسیدی شاد شدم .
      امیدوارم همیشه سرشار از شادی و غرق در نور باشی .
      جویا .

  23. با سلام و ممنون برای مطلب زیبایتان
    جمله ای که شما در این پست گفتید که دیگران را ببخش نه برای این که لایق بخشیده شدنن بلکه شما لایق ارامشید رو معلم دبیرستانم یه بار تو کلاس گفت و خیلی جمله تاثیر گذاریه چون وقتی از کسی کینه داریم به اندازه ای گوشه قلبمان تیره و تاریکه و مانع ورود نور و عشق الهی میشه ما با بخشیدن دیگران راه ورود نور و روشنی به دلمون باز میکنیم پس این بخشش ۹۹درصد برای ارامش درونیه خودمان هست
    متشکرم

    • تعبیر درستی یه نرگس جان . بخشش راه رو برای به آرامش رسیدن ِ ما مهیا میکنه و باعث میشه با اجازه دادن به ورود نور ، هرگونه ظلمت از درون قلبمون بیرون بره . یه ظرف که در اون از چیزهایی قدیمی و کهنه و ناهماهنگ پر شده ، جایی برای مملو شدن از چیزهای قیمتی رو نداره ؛ اول باید ظرف رو خالی و تمیز کنیم تا بتونه دربر گیرنده ی چیزهایی قیمتی و با ارزش باشه.
      خیر پیش
      جویا

  24. سلام به دوستان عزیز درباره سؤالی که آقا شهاب پرسیدند میخوام نظری بدم .من فکر میکنم اگه با کسی به مشکلی بر بخوریم که به مراحل قانونی بکشه تا جایی باید پیش رفت که حق خود یا افرادی که وابسته به این حق هستند را بگیریم و اجازه ندیم کسی که ظلم میکنه احساس پیروزی کنه چون این کار هم به نفع ظالمه هم به نفع مظلوم و فکر میکنم بخشش مال قسمتی از این رونده که درصورت ادامه دادن یا به انتقامجویی میرسه ویا در ازا پیشروی ارزشهایی از بین میره ویا به زیاده روی میانجامه همونطور که همه میدونیم گاهی قوانین حقوقی برای افراد قایل میشوند که از نظر انسانی و وجدانی حق نیست مثل بعضی از قوانین رانندگی ,اگه راننده ای برای آزار راننده ماشین پشت سر درحالی که امکان رفتن داشته باشد و ناگهان ترمز کند وتصادف ایجاد کند طبق قانون راننده پشت سر مقصر است .من معتقدم آدم باید حقشو بگیره و اون قسمتی رو ببخشه که باعث خیر برای خودش و دیگران باشه و درصورتی که بخشش سبب ایجاد ویا ادامه ظلم بشه فقط ایجاد شر است نه عمل خداپسندانه . شاد باشید

    • سلام بر شما آناهیتا جان . ما با این نیت که همه چیز درست اتفاق بیفته با عباراتی آمیخته با ” نظم الهی ” ، ” خرد کائنات ” و ” عشق الهی ” مطالبه ی گشایش میکنیم ، مطمئن میشیم که همه چیز در سر جای برحقش مینشینه و از این حق ، به اندازه ای که باید ، به طرفین برمیگردد و احیانا اگر بازده کارمایی از بابت ِ ایجاد این اتفاق در شرف وقوع است ، به تمامیت فیصله میبابد و به خیر همگان منجر میشود .
      در پناه حق
      جویا

  25. سلام و ممنون بابت مطالب خوب و محبتتون
    با افتخار لینک شدین به شماره۱۴
    موفق باشید و قلمتون مستدام

    • سلام بر شما . ثریا جان من جویا هستم و نویسنده ی طرحی نو در اندازیم و مدیر و صاحب این سایت شهاب جان هستن . شاید قسمت شد و بیشتر هم مسیر شدیم .
      خیر پیش و در پناه حق
      جویا

  26. ممنون جویای عزیز . سوالی برام پیش اومد …منظور از بخشش چیه و تا چه حد باید بخشید ؟ به فرض اگه یکی به ما ظلمی کرد یا ما رو در مرحله ای قرار داد که مجبور به شکایت و انجام ِ کارهای متعارف ِ حقوقی شدیم چی ؟ اونوقت چه کاری به صلاحه تا انجام بدیم ؟

    • سلام شهاب عزیز . همانطور که مطمئنم میدانی و این سوال را برای باز کردن مسئله عنوان نمودی ، وقتی در مورد فرد بخشنده صحبت میکنیم منظورمان یک رباط با برنامه نویسی خاصی به نام ِ بخشندگی نیست که فقط قادر باشد به همه ی ظلمهای وارده یک جواب بدهد . در طرح الهی ِ زندگی هر فرد مواردی اتفاق میافتد که فرد باید درس ِ اصلی ِ زندگیش را در بازنگری به آن پیدا کند و در دوراهی ِ انتخاب ِ بخشش یا انتقام یکی را اما کاملا با اراده ی خود عملی کنه . اینکه شخصی بخواهد راه انتقام و دیه یا چشم در مقابل ِ چشم را اجرا کند چیزیست که ما با نام ِ حق ِ فرد ِ تصمیم گیرنده میشناسیم ولی چیزی که ما در خودشناسی و خداگونه بودن از آن صحبت میکنیم چیزی فراتر از زندگی عادی ، پذیرفتن ِ قواعد ِ معمول و یا زندگی ِ قانونی ایست ؛ ما در مورد دست یافتن به راز ِ طلایی خلیفه اللهی سخن میرانیم . در اینکه هر شخصی چه راهی را پیش میگیرد نه من نه هیچ مشاور یا راهنمای دیگری حق ندارد دخالت کند ، راهنما کارش راهنماییست نه اجرای حکم . ولی اگر از صلاحی میپرسید که عارفان یا درمانگران میپسندند باید بگویم در زمان ِ رسیدن ِ چنین مشکلاتی بهتر اینست که تا میتوانیم از خداوند صبر و گشایشی نورانی که برای همگانی که در آن واقعه سهیمند طلب کنیم و همانند ذکر که پشت سر هم به گفتنش مشغول میشویم بر جمله ای شبیه به این مضامین اصرار و مداومت کنیم تا مشکل در دلمان آسان شود و یا به طور کل رفع شود : میدانم که همه چیز سرو سامانی خوش دارد ، این لحظات میگذرد و لحظاتی شیرینتر فرا میرسد و تمامی ما سرخوش از درس و تجربه ای که آموخته ایم به آرامش ِ بیشتری میرسیم . من به خرد کائنات ایمان دارم که این داستان را نیز مانند تمامی ِ دیگر داستانهای زندگیمان به خیر و صلاح همگان به بهترین نحو و با نهایت منفعت برای همگان هم اکنون با نظم الهی مطابق میکند و با عشق الهی همه چیز را آغشته و ترمیم میکند . شکر بر اینکه همه چیز در دنیای من نیکوست .
      خیر پیش
      جویا

  27. سلام و سپاس ,جویا عزیز درباره بخشش و بازیهای
    نفس گفتید توصیه میکنم دوستان کتاب خود مقدس شما نوشته وین دایر رو بخونن مفید باشه ,واقعا بخشیدن کار سختیه ولی وقتی میبخشی تازه حس میکنی سختتر از اون باری بوده که نبخشیدن روی روح و ذهن گذاشته بوده , تو زندگی آدم افراد مختلف از روی نادونی یا خباثت یا خودخواهی ویا دلایل دیگه کارهایی میکنن که گاه زخمهای عمیقی بر روح و روانمان ایجاد میکنن ما باید اینو بدونیم همونطوری که وقتی قسمتی از جسممون زخم بر میداره و به مرور التیمام پیدا میکنه باید به روحمون کمک کنیم تا زخمهاش درمان بشه و این ما هستیم که باید از قسمت رفیع وخداییه وجودمون محافظت کنیم و درخشش این گوهر الهی روحفظ کنیم .من این مساله رو اینطور حلش میکنم :وقتی کسی کاری میکنه که دلم میشکنه یا بدیی میکنه که آسیبی به روح و زندگیم وارد میکنه به اندازه کافی زجر کشیدم پس لازم نیست با رها نکردن او و کارهایش بار سنگی رو به دوش بکشم .وقتی که نمیبخشیم مثل اینه که اون فرد یا افراد رو ساعتها وحتی روزها و ماهها و سالها بر دوشمون حمل میکنیم آیا واقعا این افراد ارزشش رو دارن یا واقعا ااعصاب و روحمون انقدر بی ارزش و دوست نداشتنی هستند که باید چنین باری رو تحمل کنن ؟!! فکر میکنم وقتی اینطور فکر کنیم و وقتی فقط یک بار ببخشیم و لذت آرامش و سبک شدن رو حس کنیم و حضور زیبا و دلنشین خداوند رو تو خونه اش که همون دل است حس کنیم سختی بخشیدن به آسونی حل میشه .با آرزوی آرامش برای همه ی دلها

    • سلام آناهیتا جان . همینطور که گفتید وقتی کسی رو میبخشیم و واقعه ی تلخ ِ بین خودمون و اون شخص رو رها میکنیم به مراتب آرامش ِ بیشتری پیدا میکنیم تا وقتی شبانه روز به فکر ِ ظلمی که بر ما شده می افتیم . در حالتی که بخواییم انتقام بگیریم و طرف رو نفرین کنیم باید این رو بدونیم که یه چوب نمیتونه آتشی بلند بالا درست کنه مگر اینکه اول خودش رو تا مرز ِ بی نهایت بسوزونه .
      در پناه حق
      جویا

  28. با سپاس از جویای عزیز. در واقع بخشایشش همچون فرشته ی سپیدی در مقابل خشم، این نفسانیت ذهن قرار گرفته و دوستان باید بدانند برای پیمودن مسیر معنوی دیگر نباید چیزی مثل بخشودن برایشان دشوار باشد. به نظر من حتی این که بخشایش در مراحلی دشوار به نظر میاید نیز چیزی جز مقاومت ذهن در برابر خویش برتر درون که در حال بیدار شدن است؛ نیست. چه خوب است همه باور کنیم واقعیت رو و اینکه داریم طرحی نو در میندازیم و در جهان های الهی قدم میگذاریم و از حالا به بعد دیگر اسم ما روح است. برکت باشد

    • درود بر شما امیر جان . به واقع همینه که فرمودید : زمانی که داریم روحمون رو ترمیم میکنیم تا به رشد ِ اصلیش برسه ، ذهن درگیری هایی رو بوجود میاره که مانعهایی در سر راه بالندگی های ما بندازه و ما که در ابتدای راه فکر میکنیم ” من ” همان قدرت ِ تعقلمون هست و شخصیت ِ ما در ذهنیات و افکارمونه که موجودیتمون رو تشکیل میده ، گول ِ فریبندگی و اغواهای ذهن رو میخوریم و به مقاومتهای اون تن در میدیم . به عبارتی مقابله ی هر شخص با نفسانیاتش همون مقابله با افکاری یه که قد جلوش علم کردن و جلوی رشد ِ روحیش رو میگیرن . احساس پوچی ، ناکامل بودن ، گناهکار بودن ، به درد کاری نخوردن ، بی دست و پا بودن ، حس ِ تنبیه برای خود و دیگران رو دوست داشتن و … همه دامهایی یه که ذهن برای ما پهن میکنه تا ما رو از ورود به مدینه ی فاضله دور کنه . به عبارتی ذهن میخواد از بخشوده شدنمون توسط خود و یا حتی توسط خداوند و دیگران رو ، چیزی غیر قابل ِ دسترس ببینیم ؛ در حالیکه اگه قضاوتها رو برداریم و فقط پای در راه بزاریم بصیرت پیدا خواهیم کرد و اونوقته که میبینیم تا امروز از طریق ِ اذهانمون چه چیزهایی رو به غلط ، درست می پنداشتیم و چه درستهایی رو اشتباه می انگاشتیم.
      در پناه حق
      جویا

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.