خود آگاهی بخش دوم

در بخش قبلی این رو توضیح دادیم که یک انسانی که میخواد در راه خدا شناسی قدم بزاره باید قبل از شروع راهش به چه چیزهایی فکر کنه و چه مواردی رو در نظر بگیره ، حالا تو این بخش این رو بررسی میکنیم که چطور قدم هاش رو برای حرکت به سمت خدا بر داره . قبل از برداشتن اولین قدم باید زمان رو برای پیشرفت راهمون بی معنی بدونیم ، رسیدن به درجات خود آگاهی و خودشناسی چیزی نیست که بتونیم بگیم در مدت زمان شش ماه یا کمتر کسبش میکنیم و تموم میشه .

نکته ی اول : برای شروع راه ابتدا باید خودت رو سبک کنی ، خودت بهتر از هر آدم دیگه ای میدونی چه اخلاقای بد و خوبی داری و کجاها رو ضعف داری ، حالا که میخوای شروع کنی و به سمت معبود بری باید خودت رو … رجوع به ادامه مطلب …

خود آگاهی بخش دوم

نکته ی اول : برای شروع راه ابتدا باید خودت رو سبک کنی ، خودت بهتر از هر آدم دیگه ای میدونی چه اخلاقای بد و خوبی داری و کجاها رو ضعف داری ، حالا که میخوای شروع کنی و به سمت معبود بری باید خودت رو سبک کنی ، غرور و منم زدن و طرز فکرهای خشک و عطیقه و درجمع ظاهری باطن اندیش گرفتن به درد مسسیر خدا شناسی نمیخوره ، خودت رو بتکون و هرچی شیشه خورده در رفتار و باطن هست رو بریز دور . سپس راه رو شروع کن البته نه به امید این وبلاگ و نه به امید خودت . بلکه من و تو بدون خواست حق حتی نمیتونیم نفس بکشیم .پس امیدت به خدا باشه . این یک اصله.

 

نکته ی دوم : تو امکان داره از هر مسیری راهت رو به سمت معبود شروع کنی ، اون مسیر احتمال داره دین یا اکنکار یا عرفان اشو یا هر چیز دیگری باشه ، وقتی وارد مسیری شدی نباید دچار این توهم بشی که مسیر تو فقط درسته ، نباید فقط مسیر خودت رو ببینی و همه اطرافیان رو با راه خودت بسنجی ، بلکه هر راهی برای خودش نقاط قوت و ضعفی داره ، هنر اینه که در هر دین و مسلکی بودی فکر و اندیشه خودت رو باز و به روز نگه داری و بتونی از نقاط قوت مسیر های دیگه برای رشد خودت استفاده کنی .

 

نکته ی سوم : تقریبا ۵۰ درصد انسان هایی که راهی رو برای خداشناسی پیش میگیرن دچار گمراهی میشن . یعنی بعد از یک یا دوماه فرد دیگه کم کم محو محیط و وعده های دین و مسلکش میشه و دیگه شناخت معبود از یاد میره . به مثال های زیر به خوبی توجه کنین. این نکته چون خیلی خیلی مهمه یک مثال واسش میزنم :

 

مثال : فردی برای شروع دین اسلام رو انتخاب میکنه ، چون با هدف خدا شناسی راه رو شروع کرده پس سر وقت نماز و قرآن رو میخونه و در روزهای ابتدایی یک حس تازه و خوب رو تجربه میکنه ، اما کم کم که میگذره میبینه روز به روز داره سرد تر میشه و حس هاش کمرنگ تر . مشکل کجاست ؟

 

فرد در شروع راهش خاضعانه و خاشعانه رو به درگاه حق میکنه و با یک سر به زیری از معبود یاری میخواد ، چون در برابر حق سر تسلیم فرو آورده و اماده برای دریافت بوده پس نور و عشق خدا هم در فرد جاری میشه ، اما چند روز که میگذره فرد این خضوع و خشوع رو از دست میده چون ذهنیت درست نسبت به عبادتش رو کم کم از دست داده ، اکثر ما انسان ها فکر میکنیم وقتی قدم در راه خدا شناسی میزاریم باید بعد از مدتی کوتاه یک سری حس های عجیب و آگاهی های خیلی بالایی روکسب کنیم، یا اینکه در نماز ها به یک حس فوق العاده بالایی برسیم همین طرز فکر باعث میشه عکس این برای ما اتفاق بیفته و ما در عبادت ها به یک سردی برسیم که علتش رو هم نمیدونیم و همین مارو عذاب میده، پس از شما میخوام اگر با اسلام شروع کردین راهتون رو از نتیجه نماز و عبادت و کارهای خوبتون انتظار بالایی نداشته باشین ، هر وقت تونستین اعمال و عبادت رو فقط برای رضای خودتون و خداتون به انجام برسونین اون وقته که یک عالمه حس خوب رو در خودتون احساس میکنین .

 

نکته ی چهارم : هر نوشته ای چه در این وبلاگ و چه در وبلاگ ها یا کتاب های دیگه تاثیراتی رو روی ذهن شما میزاره ، و اگر برای مدت زمان طولانی خونده بشه شما رو خواه نا خواه به سمت خودش میکشونه ، شما وقتی یک کتاب رو به طور مداوم میخونین در اصل دارین طرز فکر یک انسان دیگه رو مطالعه میکنین و همین باعث میشه شما هم به سمت اون انسان کشیده بشین ، که این خوب نیست ، چون نوشته های من یا یک نویسنده ی دیگر طبق نوع زندگی خودمون بوده ، شما باید این نوشته هارو اون طور که کمکتون میکنه مورد استفاده قرار بدین ، در کل میخوام در مطالعه هاتون ذهنیت خودتون رو از دست ندین ،چون شما باید راه خودتون رو به سمت معبود پیدا کنین .

 

نکته ی پنجم : هدف ما از شروع این راه خدا شناسی بوده ، ما مسیر های بسیار زیادی برای خدا شناسی داریم ، اما ۹۰% ما وقتی وارد مسیری میشیم نیومده گم میشیم و تا آخر هم گمراه باقی میمونیم .

 

مثال : شما دارین وبلاگ من رو میخونین ، در وبلاگ من مطالبی از قبیل خواب و رویا و سفر روح و چگونگی سفر روح وجود داره ، توضیحات زیادی هم در مورد چگونگی سفر روح دادم و اینکه در هنگام سفر روح انسان چه چیز هایی رو مشاهده میکنه ، که واقعا هم یک موضوع جالبه ، حالا ۹۰% انسان ها برای خدا شناسی میان و این مطالب رو میخونن ، وقتی به مطالبی در مورد سفر روح و دنیای پر رمز و راز اون میرسن خیلی براشون جالب میشه و خب طبیعتآ دوست دارن سفر روح یا خواب های معنوی رو تجربه کنین ، و همین یعنی شروع گمراهی ، فرد با خوندن این مطالب دیگه توی ذهنش دنبال شناخت خدا نیست ، بلکه میخواد هر کاری کنه تا سفر روح یا خواب های معنوی رو تجربه کنه و همین یعنی گمراهی در گمراهی ، فرض شما دوتا خواب روشن هم دیدین خب که چی ؟ خدا شناس میشین ؟ فرض سفر روحم کردین سالک میشین ؟ هرگز ، با یک خطا سفر روح رو از دست میدین . اصل رو فراموش نکنین ، وقتی فقط برای شناخت خدا و خودتون قدم در راه بزارین خود به خود راه ها و کتاب ها و انسانهایی که میتونن شمارو کمک کنن به سمت شما میان و شما کم کم و به وقتش به سمت خدا شناسی سوق داده میشین ، (که امکان داره تا شما به یک درک درست از راه برسین یک سال یا بیشتر طول بکشه چون باید هزارن اتفاق رو ببینین ، با چندین نفر هم مباحثه بشین، چندین کتاب رو بخونین و امکان داره سر از جاهایی در بیارین که حتی فکرشم نمیکردین .) پس عجله نکنین ، باز هم میگم ، خدا شناسی مثل یک کتاب نیست که بخونینش و بعد هم تموم شه درش رو ببندین و بزارین روی طاقچه خونه ، بلکه یک مسیر هستش .

 

نکته ی ششم : آگاه باشین که در ابتدای راه شما هر مطلبی رو میخونین یا با هر موضوعی که برخورد میکنین فکر میکنین حقیقت محض همون موضوعه ، وقتی فردی با عرفان اشو راه رو شروع میکنه فک میکنه بهترین راه همینه ، کسی که با ریکی جلو میاد فک میکنه همه چیز رو درک کرده ، اما بعد از گذشت یک یا دو سال که ذهن پخته تری پیدا میکنه اگر نگاهی به گذشته بندازه متوجه میشه که در بطن ورود به مسیر یا در بعضی از مسائل تند روی و اشتباهات چشم گیری داشته ، پس خوبه که از همین الان این رو بدونین که حالا حالاها مسائل زیادی برای تجربه کردن و پخته تر شدن وجود داره ، پس سعی کنین در همین ابتدای مسیر اعتدال و منطق رو خوب حفظ کنین و زود هم نه نسبت به خودتون و نه نسبت به راهتون و نه نسبت به دیگران قضاوتی کنین .

 

نکته ی هفتم : از ابتدا تا انتهای راه رو با خدا دوست باشین و از خدا برای روشن شدن ابهامات کمک بخواین ، اگر جایی به سوال هایی بر میخورین که جواب نداره سریع شمشیر برای خدا نکشین که خدایا چرا اینجا اینطوریه ؟ چرا فلان جای قرآن این حرف رو زدی ؟خدایا چرا این همه فقیر وجود داره ؟ پس عدل تو کجاست ؟ این درست نیست ، ما هنوز خیلی چیزهارو نمیدونیم و ندونسته های ما دلیل نقص خداوند نیست ، بلکه یک شب با دوست گلتون یعنی خدا خلوت کنین و بهش بگین خدایا از ابتدا تا اینجارو از تو کمک خواستم و از اینجا به بعد هم از تو یاری میخوام ، خدایا این سوالات رو از تو دارم ، و ازت میخوام که به هر نحوی که صلاح میدونی جواب سوالام رو پیدا کنم ، این مسیر مسیر تو هستش و من از تو یاری میخوام … مطمعن باشین اگر دوستی با خدا رو پیشه کنین در مدت زمان کم به درک بالایی میرسین .

 

نکته ی هشتم : در هر مسیری که بودین به نحوی خدا رو عبادت کنین ، نمیگم در هر مسیری بودین نماز بخونین منظورم این نیست ، اما شرطی رو هم برای خودتون قائل نشین که چون در فلان مسیر هستم پس نباید کاری که در مسیر دیگه به اون تاکید شده انجام بدم ، شرط گذاشتن برای خودتون یعنی محصور کردن خودتون در قید و بندها ، اگر اسلام جلو میرین نماز و خوندن قرآن خیلی به شما کمک میکنه ، اگر در مسیرهای دیگه هستین انجام مراقبه معنوی و ذکر شبانه ای که با نام های خدا همراه باشه خیلی میتونه برای شما مفید باشه. این نکاتی که رو خدمت شما عرض میکنم توسط خیلی از دوستان امتحان شده و کسانی که مداوم و درست انجام دادن به جواب رسیدن .

 

نکته ی نهم : همه ی ما از یک مسیر تایید نمیشیم و همه ی ما هم از یک راه امتحان نمیشیم ، هر کدوم از ما نقاط ضعف و نقاط قوت متفاوتی داریم ، به این امر واقف باشین که ما از نقاط ضعفمون امتحان میشیم ، پس هدف ما در مسیر معنوی باید تقویت نقاط ضعفمون باشه . رو نقاط ضعفتون خیلی کار کنین اونم به هر طریقی که خودتون میبینین جواب میده .

 

نکته ی دهم : پست هایی رو در مورد خواب های معنوی و سفر روح داشتیم ، همه ی خواب معنوی نمی بینیم و همه ی ما هم نمیتونیم به سفر روح برسیم ، بلکه هدف از سفر روح و خواب های معنوی هدایت از درونه ، اکثر ادم ها به خواب ها و سفر روح اعتقادی ندارن و اکثر ما از لحاظ روحی و افکاری اماده دریافت خواب های معنوی نیستیم ، پس تکلیف چیه ؟ این آدم ها یی که در مسیر معنویشون خواب معنوی نمیبینن هدایت نمیشن ؟ چرا هدایت میشن ، اما هدایت و راهنمایی اون ها در بیداری و توسط اشخاص و رسانه ها و کتاب ها انجام میشه ، اون هم در زمان و مکانی مشخص ، شاید این وبلاگ و این زمان همون هدایت این لحظه شما باشه .

 

امید وارم تونسته باشم مطالب رو به خوبی به شما منتقل کنم ، خواهشم اینه مطالب رو به خوبی درک کنین و اگر لازم بود عمل. بعضا مشاهده میکنم افراد آن لاین وبلاگم ۶ یا ۸ نفر هستن و برای مدت زمان طولانی این ارقام در نمایشگر حفظ میشه ، خب این نشون دهنده این هستش که عده ای دارن این وبلاگ رو میخونن ، از همه ی دوستان خواهش میکنم که بعد از خوندن هر پست نظر خودشون رو حتما واسه من و دیگر اعضا بنویسن ، این کار هم باعث دلگرمی من برای نوشتن میشه و هم باعث میشه تا دیگران از نظرات شما استفاده کنن. هدایت ها با خداست ، در پناه حق باشید .

 

 

 

۳۵ Comments:

  1. سلام وقتی خوانده در سایت شما در بارح برواز روح شب برخیستم نماز خواندم بعد همان احس که در سینه من بیدا میشود یک قسمت سینه من مثل نور سفید میشه و یخ میشه حس کردم بعد خواب رفتم در خواب دیدم که دور دور سقف خانه میدوم بی اختیار میدوم بعد که مادرم را دیدم که به من میکه جی شده با تو وقتی بیدار میشدم مثل که جیزی داخل وجودم میشه مثل که میبینم جی کونه روح داخل میشه یک احساس عجیب بود

    • سلام به شما ماریا عزیز.
      این حس به علت دریافت صحیح شما بوده. شما این مطلب رو با جان و دل خوندی و چون تشنه دانش معنوی بودید به شعف اومدید. این حس رو من هم قبل ها تجربه کردم.

  2. تفریبا همه پست هاتون رو خوندو ولی این پست بهترین پستی بود که مطالعه کرده بودم..
    جامع و کامل…
    خیلی ممنون شهاب جان

  3. سلام شهاب عزیز و سایرین دست اندرکارانی ک مستقیم یا غیر مستقیم در این وبلاگ مشارکت دارن خوش حالم با این منبع اشنا شدم خدارو شکر میکنم منو در این سن با این مفاهیم عالی و عرفانی ب نوعی اشنا کرد براتون ارزوی موفقیت و سلامتی دارم التماس دعا

  4. با سلام ,ممنونم از مطالبتون
    میخواستم به دوستان بگم سعی کنید نمازتون رو درست کنید و سعی کنید ریا نکنید هر انجام میدید به خاطر خدا باشه اون موقع بدون این که کاری انجام بدید,انسان اگر عاشق شود جز معشوق چیزی نخواد

  5. سلامی دوباره و تشکری دوباره
    دقیقا به خیلی نکات مهمی اشاره کردید
    چیز جالبی که وجود داره با اینکه خیلی از افراد مذهبی انرژی درمانی و ریکی و … قبول ندارن … اما در راه معنوی کمک خیلی خوبیه برای پیشرفت و درک خیلی از دستورات دینی
    من خودم با اینکه انرژی درمانی کار کردم ولی به نظرم اشتباهه خیلی بهم کمک کرده ، مخصوصا اینکه کاملا حس میکنم با هر بار انجام واجبات چه انرژی به جریان میوفته …. البته فکر نکنم به طور کامل بدونم
    به نظرم امتحان راهی برای رسیدن به خدا (البته نه هر راهی ) و پالایش روح حتی اگربه اشتباه منتهی بشه خوبه ، چون یه تجربه است …انسان تا تجربه نکنه به کمال نمیرسه … به نظرم خیلی بهتر از راکد بودن … و منتظر وحی بودنه …
    اخرین نکته تون منو کمی نگران کرده ، من سعی دارم نقاط ضعفمو بشناسم و بهبودش بدم … اما مشکل اینجاست که من از ضعف هام میترسم …از امتحان … مثل وقتی که شاگرد اول دبستان بودم …حس میکنم هر لحظه داره دیر میشه و ن به کلی زمان نیاز دارم تا اصلاحشون کنم … نگرانم میکنن که نکنه همین ها چیزیو ازم بگیرن که خیلی برام با ارزشه … نگرانم اگر اینبار به گمراهی برم با چه رویی برگردم ؟!
    میگن ترس از جهل میاد ! خدا به همه اگاهی بده … به من هم
    در پناه حق

    • سلام به شما هیوا عزیز.
      نگرانی هات رو درک میکنم.
      از ضعف هات نترس.
      ضعف های تو نقطه ی عکس قدرت تو هستند. اگر بر اونا فائق بیای، نقاط قدرتت بیدار میشن. مطالعات تو باید باعث پیشرفت تو باشن نه نگه داشتن تو.
      بخون دوست عزیز. به سراغ پست بعدی برو و همچنان در ارتباط باش

  6. یعنی ما ظرفیتش رو نداریم ، ما چجوری بفهمیم که راهمون درسته

    • سلام به شما. شما امروزت نیبت به فردا بهتر باشه یعنی راهت درسته. امروز اگاه تر از دیروز باشی یعنی راهت درسته. این چیزی نیست که من یا دیگری اون رو تایید کنن. هر انسانی برای تغییر قدم برداره. خداوند و فرشتگان اون رو به درستی هدایت میکنند

  7. من یه سوال داشتم شهاب عزیز تو یکی از پست ها گفتی اگه نتونیم به سفر روح برسیم نشون از راه اشتباه نیست و میشه در این مورد بیشتر توضیح بدید یا اگه پستی مرتبط با اون هست که برم بخونمش یعنی چی که شاید هدایت ما از خواب نباشه

    • با سلام
      برخی افراد از طریق رویا بینی هدایتی ویژه میشوند و برخی در بیداری (توسط منابعی متفاوت نظیر روشن بینی توسط راهنمایان ، کتب ، و … ) .
      خیر پیش
      جویا

  8. ممنون از مطالب بسیار خوبتون

  9. سلام نوشته هاتون بسیار جالب بود من همه نوشته هاتون را تایید میکنم راه رسیدن به پیشرفت روح انسانیت است وکمک به دیگران اگر ما مراقب اعمالمان باشیم راه پیدا میشود و تجربیات زیبایی خواهیم داشت و اشتباه دیگران را ببخشیم و برای خوب شدنشان دعا کنیم چون همه از یک روحیم

  10. سلام و درود
    سپاس بابت این پست زیبا.
    من میخوام علاوه بر اینکه خودم و خدا رو بشناسم،بتونم روی دیگران تاثیر مثبت(انرژی درمانی)هم داشته باشم و به نوعی به دیگران کمک کنم
    آیا این خواسته من مانع رسیدن به اصل خواهد شد؟؟چون فرمودید که هدفمان شناخت خود و خدا باشد

    • سلام به شما خانم زهرا ، افرین که از پست های اخرین شروع به مطالعه کردید ، زمانی شما میتونید به دیگران کمک کنید که افرادی که میخواین بهشون کمک کنین ، از شما پایین تر باشن . چون اگر شخص از شما آگاه تر باشه و شما بهش کمک کنین ، یه جورایی هم خودتون انحراف پیدا میکنین هم اون شخص رو به انحراف میکشونین. پس برای کمک به دیگران عجله نکنید ، ابتدا در زمینه ای که میخواین یاد بگیرین استاد بشین و بعد شروع کنین به کمک

  11. شما از اسباب خداوند هستید که توسط شما خدا داره اگاهی به بندگانش که جویای اگاهی هستند منتقل میکنه…
    ممنون…

    • سپاس از شما عزیز ، همه ی ما خواهیم فهمید که این ما نیستیم که برای دیگران مفید فایده میشویم مگر خدا بخواهد که این کار ها به اذن او از دست ما برآید .

  12. با سلام خیلی ممنونم اشکالی نداره میتونید اونو به اون قسمت ببرید و مردم نضراشونو بنویسن

    پاسخ: به روی چشم

  13. با سلام شما در قسمتی از نوشته هاتون گفتین از خدا توقع نداشته باشید تنبلی وسستی از ماست ولی مثلا من خودم خانومی رو میشناسم که مومن پاکدامن بوده اونو گرفتن اینقدر بهش تجاوز کردن که دیگه جون نداشت و خودش میگفت هر چقدر از خدا کمک خواستم به دادم نرسید ایا به نظر شما اینجا این خانوم سستی کرده تنبلی کرده بد حجابی کرده که بهش تجاوز شده ایا واقعا خداوند عدل داره خواهش میکنم جوابم رو بدین با تشکر
    پاسخ: سلام سعید عزیز،خوبی؟ممنون که نظرت رو نوشتی،چرا جواب ندیم عزیزم،میشه گفت نیمی از اختیار در دست انسانه و نیمی دیگر در دست خداوند.که این نیمه ای که در دست ما هست میتونه خیلی قدرت مند تر بشه،بعنوان مثال شاید اون خانم خیلی پاکدامن بوده ، مثل هزاران خانم دیگه که روی کره ی زمین بوده،اما یک بی رحمی و یک تجاوز توسط انسان دیگه ای به این خانم صورت گرفته،حالا چون و چراش رو ما بی خبریم ، اما انسانی که به این خانم ظلم کرده حتما جواب عملش رو میبینه ، و خود این خانم که مورد بی رحمی قرار گرفته شاید یک مظلوم بوده و شاید هم کارمای عملی رو چشیده ، اینکه خداوند چرا بهش کمک نکرده سوال زیبایی هستش،ما نمونه این عمل ها رو زیاد میبینیم ، انسان ها در گرفتاری ها از خداوند کمک میخوان،کسی میخواد که مادرش شفا پیدا کنه ، کسی میخواد سختی هاش به پایان برسه،اما باز این دست انسان هاست که نمیزاره کارهایی انجام بشه و از طرفی خواست خداوند هم تاثیر داره ،خداوند صبرش خیلی زیاده،اگر قرار باشه در هر عمل بد مارو مجازات کنه و در هر سختی مارو کمک کنه این دنیا و این آفرینش معنی خودش رو از دست میده،خداوند حتی در این حالت هم راه بازگشت و راه رحمت و خوبی هاش رو به روی بنده هاش نمی بنده،برای اون انسانی که تجاوز کرده راهی رو برای برگشت باز میزاره و برای اون انسانی که مورد اذیت قرار گرفته هم راهی رو برای صعود باز نگه میداره،ما ابتدا لازمه این راه هارو بشناسیم و سپس تصمیم درست رو بگیریم،گاهی امداد غیبی هست و گاهی هم نیست،این ما هستیم که باید از این تضاد ها چیزهایی رو یاد بگیریم اگر دوست داشته باشی من به دوستان دیگه هم میگم تا در همین قسمت نظر خودشون رو بگن،بهت پشنهاد میکنم این سوال رو به پست سیری در عمر ببریم تا بتونیم اونجا به خوبی در موردش بحث کنیم،چون بازدید اون پست بیشتره نظرات دوستان رو هم بهتر دریافت میکنیم .

  14. سلام شهاب–ممنون که این مدت به یادم بودی-ادرستو ابدیت کردم–بازم بیاپیشم–
    مواظب خودت و خوبیات باش.

    پاسخ: مرسی صحبا خانوم . به روی چشم . مرسی اپدیت کردی

  15. سلام.ببخشید که دیر اومدم. آدرس وبلاگتو تغییر دادم.موفق باشی

    پاسخ: ممنون

  16. به جویای عزیز
    اولا سلام !
    ثانیا من بی ادبی نکردم! کجا؟! اگر منظورتون خر و یا حیوانیته(**نفس**) ! اون تو شعر هست و گفته ی مولانا. پس با این حساب مولانا بی ادبه 🙂
    حالا میفههم که واقعا درک و معنی شعرای مولانا چقدر سخته و مطمئنا شما دقیق متوجه نشدید منظور از ان خر و حیوانیت همان نفس هست! نفسی که سیری پذیری نداره.
    ببخشید رکم ولی قضیه همینه و همین خر درون که در بعضی محفل های ادبی و بعضی جاها به شوخی گرفته میشه دانسته و نادانسته به همین اشاره داره وگرنه به جایگاه پاک انسانی هیچ توهین و بی احترامی نمیشود.
    بنده به حجاب و این مسایل اصلا اعتقادی هم ندارم که به مسله ربطش دادید هرکس مختار و آزاده(به غیر افراد متعصب کور)
    بنده سعی کردم ککه شماها دوستانی که تو اینجا دنبال مطالب روحی هستید چیزی هم از افراد نامی در زمینه خواب رویا و روح و عالم معنا و … نکته ای هرچند کوچک تو نظرات بنویسم شاید کسی رو نظرشو جلب کنه.
    درضمن شهاب جون من همه رو تو یه چشم میبینم و واسم ژاپنی و مسیحی و غیره فرقی ندارن چون هممون از یک نور یا بقول معروف یک منشا هستیم
    من اهل گفتگوی زیاد نیستم شهاب هم میدونه و همینجا مسله رو تموم میکنم و هیچ بی احترامی به انسان نشده بلکه در جهت آگاهی بوده و بس که بعد این ,این کار رو هم نخواهم کرد.
    همگی موفق باشید

    پاسخ: سلام یاشار عزیز ، ما هدفمون از نظر گذاشتن تو این جمع کوبیدن هم دیگه و این که کی درست میگه و کی غلط نیست ، هر کسی میتونی راه خودش رو دنبال کنه و ادامه بده ، نظر قبلی توهم کمی تند بود و جوبا معدبانه نظر خودش رو گفت ، توهم تو این نظر گفتی که منظورت چی بوده ،من هم بین انسان ها فرقی قائل نمیشم ، منظورم در تفاوت ادیان و اعتقادات بود دوست من . و ازت میخوام باز هم در بین ما باشی حتی اگر مارو دوست نداشته باشی باز عزیز مایی

  17. درود بر جویا

  18. اقای یاشار گرامی من به سهمه خودم گله میکنم تند رفتن و بی اختیاری در گفتار کاره ادیبانه ای به نظر نمیاد !
    مباد که رک گویی با بد گویی مشتبه بشه که این همیشه شروعه پاشیدنه حرمته اخلاقیات و حریمها بوده و هست .
    زمانی با همین توهم که بد حجابها حیواننند روزی با تصوره اینکه ازادی خواهان در گیره بعده وحشیته درونشان هستند و لختی از انسان برای گرفتنه سواری استفاده کردند زیرا افرادی چون ما خود و دیگران را حیوان فرض کرده بودند و گفتهایشان را داد زده و بینه دیگران ترویج داده بودند .
    من انسانم در حالیکه از داشتنه انسانیت زجر میکشم ولی مفتخرم که قیوده انسانیت مرا لبریز از صداقت و مسئولیت کرده پس من و امثاله من برچسبه حیوانیت را مدتهای مدیدی ایست به دور انداخته ایم ای عزیز .

  19. این حقیقت هست و بس.
    ماها هممون تو مرحله حیوانی گیر کردیم و گه گاهی خواب و رویا میبینیم که به اصلمون که بی فرمی هست یک تلنگری بخوریم!
    شعر های عرفای نامی شعر نیستن رمز و راز و آموزش هستن(که همشون از بزرگان دین و عالم ملکوت مطلبشونو گرفتن و بازش کردن).
    به هر حال

    پاسخ: نه اینکه بگیم همه ی ما ، باید ببینیم معیار برای سنجیدن این حرف چیاست ، اما در کل اکثریت دچار نادونی هستیم ، یعنی هر کدوم از ما فکر میکنیم انسان های دیگه نادون هستند ، یک ادم دنیا پرست یک دین دار رو مسخره میکنه و یک دین دار یک دنیا پرست ، و یک شیطان پرست هر دورو ، یک ژاپنی بی دین هم همه رو مسخره میکنه و همه رو نادون میدونه ، کار برای قضاوت کردن کمی مشکله .

  20. حاجی تجربه خواب های خودتو بیشتر بگو، مثلا بگو ماهی چند بار می بینی
    تا حرف با مثال نباشه قابل پذیرش نیست

    پاسخ:
    سلام حامد ، من فکر کنم نباید خواب هام رو بگم ، چون بیام تو وب بگم من این خواب رو دیدم شما هم این موضوع رو قبول کنین درست نیست ، شما خوبه که مطالبی رو بخونی و با ذهنیت و عقاید خودتون اونارو بسنجی و اگر مورد تایییدت بود اون رو قبول کنی ، فکر میکنم این درست تر باشه ، باز اگر میخواین با خواب ها آنا شین پست خواب رو رویا رو بخونین که چندین تجربه رو اونجا نوشتم . مرسی از نظرت

  21. سلام .بدقت بخونید
    در حدیث آمد که خلق محمد خلق علم را سه گونه آفرید
    یک گروه جمله عقل و علم وجود آن فرشته است ونداند جز سجود
    نیست اندر عنصرش حرص وهوی نور مطلق زنده از عشق خدا
    یک گروه دیگر از دانش تهی همچو حیوان از علف در فربهی
    او نبیند جز اصطبل و علف ازشقاوت غافل است واز شرف
    وآن سوم هست آدمی زادوبشر از فرشته نیمی و نیمش ز خر
    عقل اگر غالب شود پس شد فزون از ملایک این بشر در آزمون
    شهوت ار غالب شودپس کمتراست ازبهایم این بشر زان که ابترست
    این شعر از مولانای بززرگوار هست که مشکل خیلیارو شاید حل کنه
    شهاب جون این شعر رو اگه تونستی تو پستای بعدیت استفاده کن.
    خلایق ۳نوعن که تو شعر نوشته فرشته:که جز عبادت و پاکی یزی نداره واسه گفتن. حیوانات: که ز خوردن و خوابیدن و شهوت چیزی ندارن واسه گفتم و اما انسان که نصفش ملکوتی(فرشته) و نصفش حیوان(خر تشبیه هه) .
    مسله تمامه. اگه ما از حیوانیتمون که ۵۰% هست کمی بزنیم و به ملکوتی بودنمون اضافه کنیم کم کم نورانی میشیم…
    اگر هم حیوانیتمون(جسم و جسد) از اون یکی پیشی بگیره خب معلومه که از خواب یا یزای معنوی دورتر شدیم و حتی از بهایم(گیاهان) هم ارزشمون کمتر میشه. و اختیار که میگن انسان اختیار داره همینه که بین حیوانیت و فرشته خو(ملکوتی) بودن یکیشو انتخاب کنه.
    اشرف مخلوقات هم اینجا معنی پیدا میکنه چون از حیوانیت(جسم) رهیدیم و به ملکوتی رسیدیم بنابر این از فرشته هم مقاممون بالاتر میره…
    یا حق

    پاسخ: سلام یاشار عزیز که عاشق دنیای شعره و از این راه به مقصودش نزدیک میشه مطلبی هم که نوشتی درسته و حرفی توش نیست ، عزیز مایی ، و از مطلبت هم به وقتش استفاده میکنیم . دوست داریم .

  22. ادامه نظر احسان عزیز :
    ازت میخوام این پست خود آگاهی بخش دوم رو چند بار دیگه بخونی تا مطلب واست خوب جا بیفته ، تو باید بدونی مسیرت انتها نداره ، و باید نم نم خودت رو به خدا نزدیک کنی ، اونم نه یک شبه با کنار زدن همه چیز ، بلکه قدم به قدم به سمت خدا بری اونم به صورت مداوم . دونه دونه رفتارهای زشتت رو کنار بزاری ، ذره ذره منیت خودت رو نسبت به خدا کم کنی و خودت رو با خدا یکی بدونی ، نعمت هاش رو ببینی ، عبادتش کنی تا در خدا تلفیق و غرق شی ، هوای خودت رو داشته باشی دست فقیر هارو بگیری و هزاران کار خوب دیگه ، تو وقتی با این کارها به خدا نزدیک شی همه چیز هایی که در نظرت خواسته بودی به سمتت میاد ، اما اگر بخوای ده ها تمرین خواب و ریکی و انرژی انجام بدی ، و یا ۳ تا کتاب بخونی برای رسیدن به خواب ها چند تجربه تاریک و محدود کسب میکنی که ارزشی نداره و برگرفته از ذهنه ، مثل انسانی میشی که پر از اطلاعاته اما تو خالیه . پس اگر اونی که گفتی و میخوای باید برادریت رو نسبت به خودت و خدا ثابت کنی احسان ، چیزی که دنبالشی راهش اینه ، من همه راه هارو رفتم اما باز به این راه رسیدم. دیگه بقیش با تو احسان جان .

  23. سلام.

    واقعا مطالب وبلاگ شما استفاده کردم. عالی هستین. انشالله الله یکتا خالق جهانیان پروردگار عرش حکیم مولا و سرپرست همه جهانیان اجری بی منت به شما عطا کنه.

    میخواستم اگه میشه یک مقاله ای کاربردی و راهنمایی برای دیدن اساتید و یا پیامبران در خواب بنویسید. مثل تاثیر گرفتن چله یا… راستش من در خواب از بچگی تا به حال یک الی دو بار بیشتر موفق به دیدن پیامبران یا انسان های بزرگ نشده ام. میخوام بدونم چرا بعضی مواقع دیدن اونها اتفاق میافته؟ چرا همیشه نمیتونیم تو عالم خواب با اونا باشیم و لذت ببریم؟ واقعا جای سوال داره برام. چه رفتار ها و کار هایی باید انجام بدیم تا تو خواب خودمون رو به اساتید معنوی و پیامبران الهی نزدیک کنیم؟

    ممنون میشم در این باره راهنمایی بنویسید.

    پاسخ: سلام احسان عزیز . خوشحالم که مطالب رو خوندی و استفاده کردی ،
    اینکه من بخوام در مورد پیامبران و دیدن اونا مقاله ای بنویسم راستش شدنی نیست ،
    به این علت که نوشتن در این باره فقط نیازمند علم نیست ، من چیزی که میدونم از کتاب هایی که خوندم و تجریباتی که داشتمه ، من تجربه دید از باطن هم داشتم ، اما دیده های من به درد من میخوره ، شاید به درد تو نخوره ؟! شاید هدایت تو اصلا از عالم خواب نباشه ، یعنی به صلاحت باشه از بیداری و از رسانه ها به مرتبه ای برسی،
    ببین احسان تو این پستم گفتم ، دیدن رویا و سفر روح خیلی جالبه و دوست داشتنی . اما دیدن این اساتید و خواب ها معیار تو باشه دیگه خدا شناسی وجود نداره ، دیدن یک چهره معنوی در خواب به تو حس خوبی رو منتقل میکنه اونم برای ۳ روز . نه بیشتر . بعد از اون با چی میخوای وجود خودت رو گرم نگه داری ؟ تو باید در همین حالا به چیزی برسی که همیشه تورو گرم و معنوی نگه داره و در این صورت کم کم خواب ها و تجربیات هم به سمت تو میان . ادامه دارد .

  24. سلام شهاب عزیز
    مطالبت خواندنیست ….تو باید ناخودآگاهی ات را به خودآگاهی متحول سازی . وقتی ذره ای ناخودآگاهی در تو باقی نمانده باشد و سرشار از نور و روشنی باشی یک عارف می شوی ، یک عارف واقعی
    عید فطر مبارک و همیشه سرشار از نور و رحمت خدای بزرگ باشی و شاد و امیدوار در مسیر زندگی قدم برداری.

    پاسخ: سلام آزاده عزیز . با این نظرت مطلب من رو کامل تر کردی و مرسی که همیشه میای و نظر میزاری . عید فطر برای شما هم سرشار از نور و رحمت باشه .

  25. سلام شهاب عزیز
    عیدت مبارک ، شاد و پر برکت باشی
    چه متن خوبی نوشتی ، منم دقیقا اعتقادم دیدگاه بدون تعصب نسبت به یادگیری هست
    نظر یکی از دوستان خوب در مورد ژاپنی ها ،جالب بود
    ژاپنی ها بدون دین هستند و با یکسری اصول اخلاقی بزرگ می شن
    یک فرد دیندار با یک سری اصول اعتقادی بزرگ میشه
    اینها مسیرهای مختلفی هستن که ما رو هدایت می کنه ، بشکل فکر و احساسمون در می اد و جالب اینجا ست که افکار تبدیل به اتم می شن ودر کنار ما می مونن و ما اونا روپس از مرگ هم همراه خودمون داریم

    پاسخ:
    سلام ویدا خانوم . خیلی لطف کردی که نظر گذاشتی و همیشه تا اپ میکنم نظر میزاری واسم . به موقعش میام یه گرد و خاکی تو وبت راه میندازم تا جبرانی کرده باشم ، منم با تو هم عقیده ام ، و نظر دوستمون رز هم در مورد ژآپنی ها کاملا درست بود

  26. سلام
    مرسی از پست زیبات
    به نظر من یکی از شرایط مهم اینه که ما ادما خدارو نزدیک خودمون حس کنیم نه تو اسمونا و دوردورا
    با خدامون رفیق باشیم و تو قلبمون حسش کنیم باش غریبه نباشیم,وقتی حس شه و نزدیک شه به ما ان وقته که میتونیم تو راه خداشناسی قدم بزاریم.

    پاسخ:
    سلام نرگس . ممنون از نظرت . توهم خدات رو اینطوری شناختی و حس قشنگی بهش داری و این خیلی خوبه . چون راه خودت رو پیدا کردی

  27. سلام دوست عزیز از مطالب خوبتون استفاده کردم،ممنون
    یه چیزی که تو پستت نظرمو جلب کرد این بود که موضع گیری و تعصب خاصی روی هیچ مسلک و آیینی نداشتی و این اصل مهمیه،
    یه جایی میخوندم که کسی از خاطراتش از سفر به ژاپن میگفت که یه روز تو یه رستوران کیفشو که کلی مدرک و پول داخلش بوده جا میگذاره، بعد از چند ساعت که برمیگرده اونجا میبینه اون کیف هنوز روی میزه و یه آقای ژاپنی کنارش نشسته، اون آقا میگه من کلی منتظر شما موندم تا برگردید و کیفتون رو بردارید و اصلا دلم نمیومد که کیفتون رو رها کنم و برم میگفت که با تعجب کلی ازش تشکر کردم و از خدا براش طلب خیر کردم و اون اوقا برمیگرده بهش میگه من به هیچ دین و خدایی اعتقاد ندارم من فقط به انسانیت معتقدم….!
    اگر کسی به اصول انسانی و اخلاقی پایبند باشه مسیرهای به سمت معنویت خود به خود براش باز میشه و در نهایت به حقیقت خواهد رسید

    پاسخ: سلام رز عزیز ، مرسی از نظر زیبات ، مثال زیبایی که تو گفتی کاملا درسته البته در ژاپن ، این مثال به درد کشوری مثل ایران نمیخوره ، که ما بخوایم به همه بگیم انسان باشین و به حقیقت برسین ، چون فکر طرز زندگی نوع باید و نباید های ما به کل با ژاپن فرق میکنه ، و ژاپنی ها طبق چیری که هستند امتحان میشن و ماهم طبق چیزی که هستیم . مثال روشن اینه که یک ایرانی برای بی حجاب بودنش شاید در آخرت مجازات بشه ، اما در اروپا اون انسان حتی اگر برهنه هم باشه مجازاتی براش در نظر گرفته نمیشه . !!!

  28. چفیه های بهشتی

    سلام وبلاگ بسیار زیبایی داریدبا پست«شلوارهای شیطانی»بروزهستیم ومنتظر نظرات زیبای شما.
    از شما دوست گرامی درخواست میشود این پست راباذکر منبع دروبلاگ خود قراردهید تافرهنگ سازی شود.
    درصورت تبادل لینک درخدمتیم.
    خبرم کنید

    پاسخ: ممنون بابت نظرتون . در حد توان کمک میکنم .

  29. با سلام

    این پست به نظر میاد بی طرفانه ترین و با ارزشترین پستی باشه که شخصه اماده برای رفتن در یک مسیره الهی رو کمک میکنه . حقه مطلب کاملا ادا شده بود .
    … چون مست شدی هر چه بادا بادا .

    در پناه حق .

    پاسخ: سلام جویا . ممنونم از نظرت و امید وارم همین طور که میگی باشه .
    و از همه بیشتر دوست دارم که این مطالب برای اون افرادی که میخونن کسل کننده نباشه و بتونن خوب مطلب رو درک کنن .

کامنت‌ها بسته هستند.