قسمت دوم: محمد(ص)،معراج و دیدار با عشق

تازه سر صحبتم با الله باز شده بود که پرسیدم: این جمله که “تو با منی؟” چه مفهومی داره. یعنی؛ همراه منی؟ پیش منی؟ باهامی؟ واقعیتش در آیه ۴ سوره حدید “و هو معکم این ما کنتم؟”  کلمه “معیت” خیلی ذهنم رو درگیر کرده.

الله به من گفت: اول تو بگو که درباره این آیه چی فکر می کنی؟ و من گفتم این آیه می خواد به ما بگه که الله همیشه همراه ماست؟ و گفت: پس معلومه که اطلاعاتی درباره کلمه محیط ، محاط و احاطه نداری؟

معیت الله معیت احاطیه. یعنی من قیّم شما هستم. پس من می شم مقوّم که تو و همه آفریدگانم در پرتو من هستید. این آیه می خواد بگه “تو در پرتو منی” در واقع من سایه شما هستم. اصلا امکان نداره که شما باشید و من باهاتون نباشم.

محمد معراج

تازه متوجه شدم که وسعت وجود الله یعنی چی و پرواز کردن برای ما فقط برای این نیست که از زمین بلند بشیم بلکه برای اینه که به اندازه زمین تا آسمان گسترده بشیم…

همین جا بود که معنی کلمه “وحدت” و یکی شدن با الله رو هم متوجه شدم؛ تحول در مسیر کمال، انسان رو به ثباتی می رسونه که دیگه برای او فراق و وصل معنی نداره:

فراق و وصل چه باشد؛ رضای دوست طلب         که حیف باشد از او غیر او تمنایی(حافظ)

در این حالت فرد مانند پروانه ای که فقط به گرد شمع می گرده، تنها به گرد محور الله حرکت می کنه و محور وجودی او منطبق بر یگانه بینی و یگانه خواهی می شه، در چنین وضعیتی لاحول و لا قوه الا بالله در وجود او نهادینه شده و در واقع محور وجودی او همان محور یار است و هرگز به این توجه نداره که در فراق است یا در وصل، زیرا گرد یک محور گردیدن برای او به صورت یک اصل اساسی در آمده و خواست دیگری جز این نداره…

و بعد الله به من گفت: ولی شماها معمولا در پایان راه متوجه می شید که همه چیز به جز
حق تعالی نبوده.

یاد شعر مولوی افتادم:

از معیت کی کنم من فهم راز                        جز که بعد از سفرهای دراز

در ادامه صحبتهام با هزار خجالت و شرمندگی یک سوال که فکر می کردم خیلی بیهودست رو از الله پرسیدم: “چه طوری می تونم به همه علوم عالم بشم؟” و چه قدر جالب جوابم رو داد: “هر چه دایره نخواستن هات بیشتر باشه، دایره خواستن هات بیشتر می شه، بنابراین وقتی تو بدونی که چیزی بلد نیستی عالم می شی.”

و من هم بلافاصله سوال اصلی ام رو پرسیدم: معراج حضرت محمد(ص) خیلی برام نامفهومه؟ و در واقع چیزی دربارش نمی دونم، و الله مبحث رو به این قشنگی شروع کرد:

من این قدرت رو به عقل بنده هام دادم که از زمان و مکان بالاتر بره؛ در واقع حد عقل رو خود بنده هام تعیین می کنن.

اگرچه جسم به خاطر زندگی چند روزه دنیایی در زمان و مکان محصوره ولی عقل هر جوری که خواسته باشه می تونه اندیشه کنه و آزادی مطلق داره. آزادی از عقل نشأت می گیره. وقتی عقل بنده ای به من بیندیشه، یعنی از زمان و مکان بالاتر رفته و زمانی که انسان به قرب الهی برسه یعنی ورای زمان و مکان ایستاده. اصحاب کهف که ۳۰۹ سال در کوه قاف بودن، تا حالا فکر کردی کجا بودن که ۳۰۹ سال براشون مفهومی نداشت، جسمشون تحت سیطره عقل قرار گرفته و در ساحت ملکوت قرار گرفتن.

پس انسان چون آزاد هست، نمی شه او را پیش بینی کرد، مگر این که از نعمت عقل برخوردار نباشه، مثلا میز و صندلی رو که در یک مکانی بگذاری، صد سال دیگه هم بهش دست نزنی همون جاست، چون عقل نداره، ولی انسان عقل داره و همه کارهاش رو با عقل انجام می ده. عقل اسیر زمان و مکان نیست عقل می تونه زمان رو تعلیق کنه.

به الله گفتم تعلیق یعنی چی؟ و بلافاصله جواب داد: بلاتکلیف گذاشتن یک کار طوری که هنوز تصمیمى راجع به آن گرفته نشده، پس یک امر معلق نه معدوم کامل است و نه موجود کامل، بلکه وجودى است ناقص؛ چنانکه کارمند معلق از خدمت، عنوان کارمند را دارد (و از این حیث معدوم از ردیف کارمندان نیست) ولى یک کارمند کامل هم نیست؛ اگه بخواهیم همین معنی رو در بحثمون بگنجونیم یعنی اگرچه این اتصال هست ولی برای مدت زمانی زمان نگه داشته شده.

به همین دلیل هست که من همیشه از طریق کسانی مثل سعدی، حافظ، مولانا، خیام و دیگران به شما یادآوری می کنم که قدر وقتتون رو بدونید :

عاشقِ آنم که هر آنْ آنِ اوست                   عشق و عقلْ جاندار یک مرجان اوست(مولانا)

شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد                  بنده طلعت آن باش که آنی دارد(حافظ)

یاد سوره معارج آیه ۴ افتادم:  تَعْرُجُ الْمَلَائِکَهُ وَالرُّوحُ إِلَیْهِ فِی یَوْمٍ کَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِینَ أَلْفَ سَنَهٍ

فرشتگان و روح، در روزى که مقدارش پنجاه هزار سال است به سوى «او» بالا می ‏روند.

اینجا بود که تازه فهمیدم حافظ وقتی می گه “آن” منظورش چی بوده. یک “آنِ” اون عالم بیش از پنجاه هزار سال این دنیاست و این پنجاه هزار سال یعنی از ازل تا ابد یعنی جاودانگی.

پس اگر کسی این توانایی رو داشته باشه که از زمان بالاتر بره که دیگه مرگ را مرگ نمی بینه و مرگ براش فرارفتن از همه چیز می شه.

داشتم با خودم فکر می کردم که حضرت محمد(ص) عجب مقامی داشتن و بلافاصله شروع کردم به مطالعه منابعی درباره معراج ایشون؛

(در قرآن درباره معراج پیامبر در دو سوره اسرا و نجم صحبت شده است.)

قسمت اول معراج

در سوره اسرا آیه یکم

سُبْحَانَ الَّذِی أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأَقْصَى الَّذِی بَارَکْنَا حَوْلَهُ لِنُرِیَهُ مِنْ آیَاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ البَصِیرُ

منزه است آن [خدایى] که بنده‏اش را شبانگاهى از مسجد الحرام به سوى مسجد الاقصى که پیرامون آن را برکت داده‏ایم سیر داد تا از نشانه‏هاى خود به او بنمایانیم که او همان شنواى بیناست.

از این آیه شریفه می شه به شش مطلب مهم رسید.

معراج پیامبر شبانه از مکه به مسجد الاقصی واقع در بین المقدس بوده و این سفر در یک شب به مدت کوتاهی انجام شد.

تعبیر عبد در آیه فوق بیانگر اینه که این سفر در بیداری پیامبر بوده و سیر روحانی و جسمانی داشته است زیرا سیر روحانی معنوی معقولی جز حالت خواب یا شبیه آن را نداره، ولی واژه عبد نشان می ده که در این سفر جسم و جان پیامبر با هم شرکت داشته است.

واژه عبد که از عبودیت و بندگی گرفته شده حاکی از آن است که امتیاز و در حقیقت معراج، پیامبر را بالا نبرده بلکه بندگی خالص پیامبر موجب معراج او شده . در آیه فوق مسجدالاقصی در بیت المقدس به عنوان انتهای قسمت اول معراج پیامبر معرفی شده، مسجدالاقصی همان مکان مقدسی است که قبله یهودیان بوده و پیامبر و مسلمانان سیزده سال تمام در مکه و هفده ماه پس از هجرت در مدینه به طرف آن نماز می خواندند و آن مسجد نخستین قبله مسلمانان بود تا اینکه در سال دوم هجرت با فرمان الهی، مسلمانان مأمور شدن که به جانب کعبه نماز بخونن.

الله گرداگرد مسجدالاقصی را پربرکت ساخته؛ هم برکت مادی و هم برکت معنوی، چرا که آن جا دارای آب و هوای خوب بوده و سبز و خرم است و از نظر اقتصادی نیز مایه نعمتهای الهی است و از نظر معنوی نیز این سرزمین مقدس در طول تاریخ کانون جنب و جوش پیامبران الله و مرکزی برای توحید، الله پرستی و مبارزه با بت پرستی بوده و همچنین مرقد بسیاری از انبیای الهی در آنجا قرار گرفته که این خود بر عظمت معنوی آن سرزمین افزوده است.

قسمت دوم معراج

قسمت دوم معراج پیامبر از بیت المقدس به سوی آسمان ها بود این قسمت در آیات ۸ تا ۱۸ سوره مبارک نجم چنین آمده است:

ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى ﴿۸﴾

سپس نزدیک آمد و نزدیکتر شد،

فَکَانَ قَابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنَى ﴿۹﴾

تا [فاصله‏ اش] به قدر [طول] دو [انتهاى] کمان یا نزدیکتر شد (۹)

فَأَوْحَى إِلَى عَبْدِهِ مَا أَوْحَى ﴿۱۰﴾

آنگاه به بنده‏ اش آنچه را باید وحى کند وحى فرمود (۱۰)

مَا کَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَى ﴿۱۱﴾

آنچه را دل دید انکار[ش] نکرد (۱۱)

أَفَتُمَارُونَهُ عَلَى مَا یَرَى ﴿۱۲﴾

آیا در آنچه دیده است با او جدال می کنید (۱۲)

وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَهً أُخْرَى ﴿۱۳﴾

و قطعا بار دیگرى هم او را دیده است (۱۳)

عِندَ سِدْرَهِ الْمُنْتَهَى ﴿۱۴﴾

نزدیک سدره المنتهى [درخت پربار، پربرکت و پرسایه است که در اوج آسمانها بر فراز آسمان هفتم و جنب راست عرش یعنی در آخرین نقطه عروج فرشتگان و ارواح شهیدان و علوم پیامبران و اعمال انسانهاست. کلمه سدره حاکی از درختی است و کلمه منتهی نیز بیانگر آن است که این درخت در نقطه آخر عروج می باشد. این درخت در جایی قرار گرفته که حتی جبرئیل در سفر معراج وقتی به آنجا رسید توقف کرد. به گفته بعضی این درخت همان شجره طوبی است.]

عِندَهَا جَنَّهُ الْمَأْوَى ﴿۱۵﴾

در همان جا که جنه‏الماوى است (۱۵)

إِذْ یَغْشَى السِّدْرَهَ مَا یَغْشَى ﴿۱۶﴾

آنگاه که درخت ‏سدر را آنچه پوشیده بود پوشیده بود (۱۶)

مَا زَاغَ الْبَصَرُ وَمَا طَغَى ﴿۱۷﴾

دیده [اش] منحرف نگشت و [از حد] در نگذشت (۱۷)

لَقَدْ رَأَى مِنْ آیَاتِ رَبِّهِ الْکُبْرَى ﴿۱۸﴾

به راستى که [برخى] از آیات بزرگ پروردگار خود را بدید (۱۸)

هدف معراج

در مورد هدف معراج رسول الله هیچ گونه ابهامی وجود ندارد. هدف از این معراج عبارتند از:

– دیدار نشانه های عظمت اللهِ یکتا و مشاهده اسرار آفرینش

– بزرگداشت فرشتگان و کروبیان

– دیدن عجایب و اسرار آفرینش

– بازگو کردن آن اسرار برای مردم

همچنین درباره زمان این سفر عظیم آسمانی نیز مطالب مختلف نقل شده، مطابق بعضی از روایات در سال دوم یا سوم بعثت بوده و مطابق بعضی روایات دیگر نیز در شب ۱۷ ماه رمضان بعد از نماز مغرب و عشا انجام شده است. طبق روایت دیگر نیز در شب ۲۱ ماه رمضان یا در شب ۲۶ ماه رجب و یا یکی از شبهای ماه ربیع الاول سال دهم بعثت به وقوع پیوسته و به عقیده عده ای همه این نقل ها درست است چون معراج پیامبر به صورت مکرر انجام شده است و در دوره ای که بشر به تازگی اساطیر رو پشت سر گذاشته و فهمشون کم بوده چندان بعید نبوده که از معراج پیامبر یک مسافرت معمولی رو برداشت کنند.

اگرچه من دیگه الان می دونم که معراج در واقع عبور از خود و از بین رفتن حجاب بین انسان و الله و یکی شدن با اوست.

از الله پرسیدم آیا رسیدن به این مرحله سخته؟ گفت: نه! چون من به محمد(ص) گفتم که هر یک از بندگانم اگر به هر چیزی که داره قانع باشه، از کینه و حسادت دوری کنه و با انسانهای پاک همنشین بشه؛ به مرحله ای می رسه که دیگه خودش رو نمی بینه و چون خودش رو نمی بینه کم کم متوجه من می شه.

یک رباعی از حکیم عمر خیام نیشابوری یادم اومد:

اسرار ازل را نه تو دانی و نه من                       وین حرف معما نه تو خوانی و نه من

هست از پس پرده گفت و گوی من و تو                     چون پرده برافتد نه تو مانی و نه من

چند تا سوال دیگه از الله پرسیدم . . . مطالبی رو بهم گفت که خیلی برام تازگی داشت به همین خاطر الان مشغول مطالعه چند تا کتاب درباره اونها هستم . . .

 %d8%aa%d9%84%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%85-%d8%b3%d8%b1%d8%b2%d9%85%db%8c%d9%86-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%88%d8%b1

۲۴۷ Comments:

  1. فرزاد زمانی

    با سلام وتحیات وافره خدمت استاد بزرگوار وگرامی: برخی از فلاسفه بزرگ اسلامی بر این باورند که جسمانیت معراج باشکوه پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله بدین‌سان قابل توجیه می‌باشد که تبعیت بدن از احکام روح در همه انسان‌ها، برابر نیست؛ در برخی از افراد عادی، روح متوجه به امری است که ایجاد آن را مطالبه می‌نماید، اما بدن آنها به نافرمانی از روح می‌پردازد و به احکام آن تمکین نمی‌نمابد. این قانون در خصوص بدن مبارک پیامبراعظم صلی الله علیه و آله صادق نیست و درباره ایشان، موضوع کاملا برعکس است
    با تشکر

  2. باسلام وتحیات وافره خدمت استاد درویش وکلیه کسانی که مطالب را مطا لعه میکنند .در باره مسئله معراج جسمانی رسول خدا(ص) و همچنین مسئله شق القمر – که هر دو در سالهای آخر بعثت – و فاصله میان شروع محاصره بنی هاشم در شعب ابیطالب و وفات جناب ابوطالب اتفاق افتاده از مطالبی است که از نظر قرآن، حدیث و سخنان بزرگان از علم و حدیث‏ به اثبات رسیده و از معجزات مسلم آن حضرت به شمار رفته که بحث‏ بیشتر درباره اثبات آن و ذکر دلایل، نقلی و اجماع در کلمات بزرگان ما را از شیوه نگارش تاریخ خارج می‏سازد و خواننده محترم می‏توانداز کتابهی کلامی ادبی و تاریخی وحدیثیجستجو بکنند…………. از شما بزرگوار هم کمال تشکر و امتنان را دارم فرزاد زمانی

  3. پاک و منزه است خدایی که بنده اش را در یک شب از مسجدالحرام به مسجد الاقصی برد که گرداگردش را پربرکت ساخت، تا نشانه های خود را به او نشان دهد. او شنوا و بیناست.
    اللهم صلی علی محمد و ال محمد
    خیلی زیبا بود. قلبم پر از نور شد.

  4. سلام استاد آرام و مهربان
    در این متن دوم که تفاوت زیادی با متن قبل داشت به دانسته های تفسیری من اضافه شد. چون متن وقتی هم علمی و هم معنوی و هم خلاصه و هم تفسیر معتبر باشه قابل استفاده و هم باعث لذت می شه. این متن تمام این خصوصیات رو داشت.
    من که واقعا خوشم اومد.
    ممنون

    • پروانه درويش

      سلام به خانم صارم عزیز
      از نظر قشنگ و تخصصی شما متشکرم
      به به !
      موفق، پرتلاش و پرتوان باشید

  5. زهرا حصیرکار

    با سلام، عرض ادب و احترام خدمت استاد گرامی سرکار خانم درویش
    نوشته هاتون بسیار عالی و زیبا بود
    یک شبی در تاخت جبریل امین
    گفت ای محبوب رب العالمین
    صد جهان جان منتظر بنشسته‌اند
    در گشاده دل بتو در بسته‌اند
    هفت طارم را ز دیدارت حیات
    تا برآیی زین رواق شش جهات
    انبیا را دیده ها روشن کنی
    قدسیان را جانها گلشن کنی
    اول آدم را که طفل پیرزاد
    برگرفت از خاک و لطفش شیر داد
    بود آدم بی پدر بی مادری
    او بپروردش زهی جان پروری
    حلهٔ پوشیدش از عریان خویش
    چیست عریان یعنی از ایمان خویش
    اولش اسما همه تعلیم داد
    وز مسمی آخرش تعظیم داد
    بعد از آن در صدر شد تدریس را
    درس ما اوحی بگفت ادریس را
    در مصیبت نوح راتصدیق کرد
    نوحهٔ شوق حقش تعلیق کرد
    روی از آنجا سوی ابراهیم داد
    صد سبق از خلتش تعلیم داد
    در عقب یعقوب را درمانش داد
    درد دین را کلبهٔ احزانش داد
    سوی یوسف رفت هم سیر فلک
    وز ملاحت کرد حسنش خوش نمک
    سوی اسماعیل شد جانیش داد
    کشته بود از عشق قربانیش داد
    کار موسی را بسی غورش نمود
    برتر از صد طور صد طورش نمود
    از نبی داود را صد راز گفت
    سر مکنون زبورش باز گفت
    پس سلیمان رادران سلطان سری
    داد در شاهی فقر انگشتری
    کرد ایوب نبی را نومحل
    ملک کرمان با بهشتش زد بدل
    رهبر یونس شد از ماهی بماه
    کردش از مه تا بماهی پادشاه
    تشنهٔ او بود خضر پاک ذات
    بر لبش زد قطرهٔ آب حیات
    چون سر بریدهٔ یحیی بدید
    با حسین خویش در سلکش کشید
    سوی عیسی آمد و مفتیش کرد
    در هدایت تا ابد مهدیش کرد
    دوکمان قاب قوسین ای عجب
    در هم افکندند از صدق و طلب
    چون چنین عقدیش حاصل شد ز دوست
    قول و فعلش جمله قول و فعل اوست
    عطار
    موفق وپیروز باشید

    • پروانه درويش

      سلام به خانم حصیرکار عزیز
      این شعر هم بسیار زیباست و هم عمق زیادی داره
      با آرزوی سلامتی و شادی شما
      مراقب خودتون باشید

  6. باعرض سلام وادب خدمت استاد بزرگوار وتشکراززحمات شما، متن بسیار پرباروغنی بود. شادوسربلند باشید.

  7. قهرمان واحدی

    باعرض سلام خسته نباشیدخدمت استادگرامی :باتشکرازمطالب زیباوتاثیرگذارتون باخواندن مطالب شما خداوندرابیشترازپیش درکارخوداحساس میکنم.
    امیدوارم همیشه موفق باشید.
    سلام ای محمد

    که چشمه ی حیاتی

    تو ساحل امیدی

    تو کشتی نجاتی

    چو باغ سبز ایمان

    پر از گل و سروری

    پیام تو حقیقت

    تو شهر علم نوری

    غروب ظلم و جوری

    بهار عدل و دادی

    فروغ شبهای تار

    نوید صبح شادی

    تو گوهری یگانه

    ز گنج کردگاری

    تو آخرین نشانی

    ز راه رستگاری

    بر آسمان قلبم

    نشانده ام تا ابر

    ستاره ای درخشان

    به یادت ای محمد..

    • پروانه درويش

      سلام به آقای قهرمان واحدی
      توصیفات حضرت محمد(ص) در این شعر چه زیبا و دلنشینه!
      موفق باشید

  8. ندارشیدی
    باسلام به استاد گل خودم
    از متن بسیار زیباتون لذت بردم
    با حمد خدای خلق عالم، ” الله” کبیر، رب اعظم
    شعرم شده عاشقانه ملزم، برمدح تو ای نبی خاتم (ص)
    خاتم نه فقط به ملک هستی، آیینه‌ی عزّ لامکانی!
    ختم است به تو، جمال مطلق، ختم است به تو، کمال آدم
    تو ذات شگفت کایناتی: ” لولاک لما خلقت الافلاک”
    تو، جوهر آنچه عقل خوانده ست، در منطق محکمات، محکم
    رخسار تو آیه آیه‌ی ” نور”، تفسیر شریف ” والنهار” است
    هم مردمکان، بسان ” والیل” ، تأویل نجابتی مکرم
    اشراق شگرف گیسوانت، آیات بلند و ژرف “طاها”
    محراب قشنگ ابروانت ، در مد نگاه عرشیان ، خم
    مخلوق تبسم نگاهت ، نوروز پرند آفرینش
    مستور تجسم پگاهت، گل‌های بهشت همچو شبنم
    این چامه به التفات یادت ، سرشار بلاغتی عجیب است
    ترکیب تناسبش: مرتب، تذهیب تغزلش: منظم !
    بس جای “ترنج، دست”‌ها را ، مردم بِبُرند عاشقانه
    گر جلوه‌ی آن جمال زیبا، در آینه‌ها، شود مجسم !

  9. محمد رضا اسمعیل پور ابیازنی

    با سلام خدمت استاد بزرگوار خانم درویش
    من هم قبول دارم پیامبر به این مراحل رسیده و جزوافراد خاص بوده و با اهداف الهی محشور شده و از مال دنیوی سیر و به خدا نزدیک بوده همانگونه که به عرش رفته (با خدا باش و پادشاهی کن بی خدا باش و هرچه خواهی کن )در عصر امروز که مشکلات عدیده اقتصادی وسلامت فردی و جامعه وجود دارد خیلی از خدا دور شده ایم در صورتی که خداوند همواره شنوای بیناست

  10. با سلام واحترام
    مقاله شما رو خوندم خیلی لذت بردم
    چند بیت از شاعران بنویسم
    گر شب وصلت نماید مرشب معراج را نیک ماند روز هجرت روز رستا خیز را
    چنان گرم در تیه قربت براند که در سدره جبریل ازاو باز ماند
    هم حضرت ذوالجلال دیدی هم سر کلام حق شنیدی
    قاب قوسین او در اثنی از دنی رفت سوی او ادنی
    وعده دیدار هر کس به قیامت لیله اسری شب وصال محمد ص
    یا لطیف

    • پروانه درويش

      سلام به آقای آویژه
      بسیار خوبه که این قدر عمق مطالب را دریافت کردین
      به به !
      با آرزوی موفقیتهای روز افزون

  11. محمد مهدي باباعلي

    سلام استاد خانم درویش
    از خواندن مطالب زیبای شما لذت بردم چون معراج از مقام بالای پیامبر (ص) است که باعث میشود خواننده جذب ادامه مطالب شود.
    از شما کمال تشکر را دارم که این فرصت را در اختیار ما قرار دادید تا به درک جهان هستی برسیم.
    استاد! موفق و پیروز باشید.

  12. ندا رشیدی
    با سلام خدمت استاد بهتر از جانم
    واقعا از خواندن مطلب شما لذت بردم ،ممنون
    تو همه دلخوشی روز و شب دنیایی

    همه هستند غلام و تو فقط آقایی

    پرچم هیچ کس اندازه تو بالا نیست

    محشری بی مثلی معجزه ای غوغایی

    کار ما هست فقط عشق به تو ورزیدن

    کار تو هست فقط دلبری و لیلایی

    چه مقامی به تو داده است خدایت آقا

    دلخوشی علی و زندگی زهرایی

    چه قدر عشق میان تو و زهرایت بود

    تو شدی فاطمی و فاطمه شد بابایی

    رفتی و قامت زهرای جوان تو خمید

    نود و پنج شب از درد به خود می پیچید

    • پروانه درويش

      سلام به خانم رشیدی عزیز
      مولانا از زبان الله گفته:
      چنان نزدیک است جان تو به جانم
      که هر چیزی که اندیشی بدانم
      از این نزدیک تر دارم نشانی
      بیا نزدیک و بنگر در نشانم

  13. سید مصطفی فاطمی

    با سلام وعرض خسته نباشی خدمت استاد بزرگواروگرامی خانم درویش
    مطالبی بسیار زیبا وآموزنده در رابطه با معراج پیامبراکرم(ص)بود،امیدوارم همیشه موفق و سربلند باشی.

  14. با سلام، عرض ادب و احترام خدمت استاد گرامی سرکار خانم درویش
    از خواندن نوشته ها ی شما لذت می برم؛ از بیان ساده و روانتون ، دیدگاه ساده و بی آلایشتون نسبت به موضوعات و دوستی و صمیمیتتون با خدا. . .
    سر کلاستون احساس آرامش داریم و فقط می تونم بگم از نوشته قسمت دوم درس گرفتم که می توان به خدا نزدیکتر شد؛البته پیش از این من لذت دوستی و عشق بازی با خدا را از امام حسین (ع) و حضرت علی آموختم که بعد از رسولش اسوه بندگی هستند، ولی همیشه در ذهن اکثر مردم این است که آنها خاص بودند و بنده معمولی خدا نمی تواند اینقدر به خدا نزدیک باشد.
    این نوشته تسکینی است برای دل همه عاشقان اهل بیت در شناخت خدای مهربان که تا چه حد دوستمان دارد… سپاسگزارم از زحمات دلسوزانه شما و وقتی که صرف آموزش ما می کنید .
    مؤید و سلامت باشید .

    • پروانه درويش

      سلام به آقای تایی
      “خوشا بر احوال کسانی که پیوسته با الله بیعتی استوار دارند و خرم و آسوده خاطر، در حالی به مرحله آزمون آخر می رسند که چیزی جز میل به یکی شدن با او ندارند.”
      پرنشاط و شاداب باشید

  15. معصومه عباسی

    سلام به استاد عزیزم
    متن ساده و روانیه علی الخصوص که از زبان خدا گفته شده آدم احساس میکنه خدا در کنارش نشسته و براش صحبت میکنه حس خیلی عجیب ودرعین حال لذت بخشیه

  16. باسلام وخسته نباشی خدمت استاد گرامی وعزیز
    مطالب ونوشته هاتون بسیار عالی و زیبا بود امیدوارم در زندکی موفق و سربلند باشید،مطلب زیبا و اموزنده بود و در هنگام خواندن واقعا لذت بردم.ما که فیض بردیم امیدوارم همه مثل ما فیض ببرن.با تشکر از شما استاد عزیز میثم اصلانی

  17. پروانه قیاسی

    با سلام خدمت استاد گرامی
    مطالب در کمال ظرافت بیان شده. مخصوصاً انتخاب صحیح ابیات از شعرای بزرگ و استفاده بجای آنها باعث شده تا حق مطلب به بهترین شکل ادا شود.
    با سپاس از اینکه در این سفر ما رو هم همسفر خود کردین.
    خسته نباشید .

    • پروانه درويش

      سلام به خانم قیاسی عزیز
      به این امید که در هر قدمی که بر می داریم به الله نزدیکتر شویم.

      موفق باشید

  18. • سبحان الذى اسرى بعبده لیلا من المسجد الحرام الى المسجد الاقصى الذى بارکناحوله لنریه من ایاتنا انه هوالسمیع البصیر.»
    پاک ومنزه است خدایى که بنده‌اش را در یک شب از مسجدالحرام به مسجدالاقصى که گرداگردش را پربرکت ساختیم، برد، تا آیات خود را به او نشان دهیم، او شنوا و بیناست.
    این آیه میگوید :
    ۱-معراج، لغو نیست بلکه اسرارى قابل توجه دارد (سبحان‌ الذى اسری…..)
    ۲-معراج، اردوى خصوصى و بازدید علمى پیامبر (ص) بود وگرنه خداوند بی‌مکان است (سبحان الذى اسری….)
    ۳-عبودیت، مقدمه پرواز است وعروج، بی‌خروج از صفات رذیله ممکن نیست (اسرى بعبده)
    ۴-انسان اگر هم به معراج برود، باز «عبد» است، پس در باره‌ى اولیاى خدا غلّو نکنیم (اسرى بعبده)
    ۵-عبودیت، از افتخارات پیامبر (ص) وزمینه دریافت‌هاى الهى اوست )بعبده)
    • ۶-براى قرب به خدا، شب بهترین وقت است (اسرای……لیلاً)
    ۷-شب معراج، شب بسیار مهمى بوده است (لیلاً)
    ۸–اگر استعداد و شایستگى باشد، پرواز یک شبه انجام می‌گیرد (اسرى بعبد و لیلاً)
    ۹-مسجد بهترین سکوى پرواز معنوى مؤمن است (من المسجد)
    ۱۰-مسجد باید محور کارهاى ما باشد (من المسجد الحرام الى المسجد الاقصى)
    ۱۱-حرکت‌هاى مقدس، باید از راهها وجایگاههاى مقدس باشد (اسری…..من المسجد)
    ۱۲-سرسبزى و برکات، باید بر محور مسجد و پیرامون آن باشد (المسجد …..بارکنا حوله)
    ۱۳-بیت‌المقدس و حوالى آن، محل نزول برکات آسمانی، مقر پیامبران و فرودگاه فرشتگان در تاریخ بوده است (بارکنا حوله)
    ۱۴-ظرفیت علمى انسان، از دانستنی‌هاى زمین بیشتر و شگفتی‌هاى آسمان نیز از زمین بیشتر است (اسری….لنریه من آیاتنا)
    ۱۵-هدف معراج، کسب معرفت و رشد معنوى بود (لنریه من آیاتنا)
    ۱۶-آیات الهى آن‌قدر بی‌انتهاست که رسول خدا (ص) نیز توان دستیابى به همه آنها را ندارند (من آیاتنا)
    ۱۷-خداوند به مخالفان هشدار می‌دهد که آنان را می‌بیند و سخنانشان را می‌شنود(۱۲) (السمیع البصیر

    بر اساس آیه اول سوره اسراء، هدف از معراج، معرفی آیات و نشانه های الاهی به پیامبر(ص) بود. از طرفی، می دانیم که به تصریح قرآن کریم، تمام آنچه در آسمان ها و زمین وجود دارد و از جمله، خود انسان ها، همه و همه، نشانه و آیه ای از طرف خداوند هستند. براین اساس، بدیهی است که خداوند در معراج، تنها در صدد معرفی نشانه های عادی نبوده، بلکه بدین وسیله خواسته تا نشانه هایی بس بزرگ را که تنها فردی همچون پیامبر (ص)، توانایی درک آنها را دارد، به او نشان دهد. نشانه هایی که خداوند از آن به نشانه های بزرگ خود و یا “آیات ربه الکبری” تعبیر نموده است!
    یا محمد سخن خویش ز ” لا ” کن آغاز
    خیز از جا به بت و بتگر و بت خانه بتاز
    بشریت را با مکتب توحید بساز
    سر این رشته دراز است دراز است دراز

    با عرض سلام و خسته نباشید به شما استاد عزیز و توفیق روز افزون
    خدادادی

    • پروانه درويش

      سلام به خانم خدادادی عزیز
      **************************
      از نوشته هات حظّ می برم
      به به !
      **************************

  19. طیبه یل هیکل آباد

    با سلام خدمت استاد عزیز
    متن بسیار روان و زیبایی بود و من مخصوصاً تحت تأثیر این جمله قرار گرفتم.(عقل اسیر زمان و مکان نیست عقل می تونه زمان رو تعلیق کنه.)
    عقل دو عقل است اول مکسبی
    که در آموزی چودر مکتب صبی
    از کتاب و اوستاد و ذکر و فکر
    از معانی و از علوم خوب و بکر
    عقل دوم بخشش یزدان بود
    چشمه ی آن در میان جان بود (مولانا)

  20. سعید مرادیان

    استاد گرامی سزکار خانم درویش

    معراج یعنى نردبان، پلکان و آنچه به ‌وسیله آن بالا روند.
    و شب معراج، شبی است که در آن محمد(ص) آن قدر بالا رفت که خود را از خاک رهانید و به افلاک عشق رسید.

    معراج محمد (ص) را
    با چشم دلت دیدی؟
    آن لحظه ی محشر را
    کان گونه که بود ،دیدی؟
    خورشید در آن لحظه
    دیگر، نمی تابید
    گویی ،همگی، یخ شد
    آن دم ،که او را، دید
    مهتاب ،دگر ،آن روز
    بر خود ،نمی بالید
    او باخته بود ،خود را
    وقتی که ،رخش را دید
    این کهکشان، یک آن
    از حرکت خود ،ایستاد
    انگار، قیامت شد
    انگار ،همه ی دنیا
    از حور و پری ،پر شد
    دنیا دگرگون گشت
    از وجد ِحضور ِاو
    رنگش ،چه گلگون گشت
    از شرم ِحضور او
    کوه ها به یک لحظه
    صاف و همگان یک دست
    دریا به دنبالش
    این سو و آن سو رفت
    جنت ،در آن لحظه
    رنگ از رخ ِخود بر داشت
    وقتی که او را دید
    زیبا چه خودش را باخت
    دوزخ ،که پریشان بود
    از لحظه ی دیدارش
    خود را گلستان کرد
    تا،رنج ندهد ،یارش

  21. با سلام و احترام خدمت استاد مهربونم *
    نوشتن در مورد نوشته های شما برایم سخت است شاید نوع نوشتار شما همان چیزی است که من همیشه دوست داشتم که داشته باشم و خیلی وقت ها صحبت هایم با خدا همین گونه است ، خیلی بی پروا و خودمونی ! من دوست ندارم با خدا خیلی خشک و رسمی صحبت کنم ، اون بهترین دوستمه ومن هرگز با دوست صمیمی ام اینطور صحبت نمی کنم . من عاشق خدام و میدونم که اون هم همین حس و به من داره ، و اینکه در مورد معراج پیامبر نوشته بودید به نظر من معراج پیامبر فقط و فقط اثبات مهربونی و لطف خدا به بنده شه خدا میخاد به بنده هاش نشون بده که اگر دلتون با من باشه تا کجاها میتونید به من نزدیک بشید . خدا بی نظیره فقط کافیه بنده شم یه کمی دلش و اخلاقش مثل پیامبر خوبی ها باشه اونوقت همون جاییه که پیامبر بوده !
    ممنون بخاطر همه ی زحماتی که کشیدید .
    پایدار و موفق باشین و همیشه دل مهربونتون همین طور باقی بمونه *

    • پروانه درويش

      سلام به خانم تایی عزیز
      حسابگری ما آدمیان با حسابگری خداوند خیلی فرق داره. حسابگری ما عقلی و حسابگری او عشقی است. میزان او عشق و است بهانه و میزان ما عقل و بها. خداوند حسابگری اش بر این قاعده است که به بهانه ای هر چند کوچک، ببخشد و بگذرد . . .

      ***
      شیوه نگارشت رو دوست دارم
      به امید آرامش روزافزون

  22. حسن باقریان

    با سلام و خسته نباشیدخدمت استاد بزگوار سر کار خانم درویش
    در آن شب در سرای ام هانی

    روان شد سوی قصر لا مکانی

    براق برق سیر آورد جبریل

    که جوزا را غبارش کرد تکحیل

    نشست احمد بر آن برق قمر سم

    چو جرم شمس بر چرخ چهارم

    براق اندر هوا شد چون شهابی

    نبی بر پشت او چون آفتابی

    چو از بیت الحرام احمد سفر کرد

    به سوی مسجد الاقصی گذر کرد

    خطاب آمد ز سلطان عطا ده

    که سبحان الذی اسری به عبده

    خیال فکر و عقل و روح را مان

    به صحرای درون تنها برون راند

    قدم بر باب هفتم آسمان زد

    وز آنجا شد، علم بر لامکان زد

    براق و جبرئیل آنجا بماندند

    به خلوت خواجه را تنها بخواندند

    چو تیر غمزه در یک طرقوا گویان ملایک

    رسید از خوابگه تا قاب قوسین

    ز حضرت خلعت لولاک پوشید

    رحیق جام اعطیناک نوشید

    ملایک پرده‌ها را بر گرفته

    نبی را صحبتی خوش درگرفته

    ز دیوان الهش هشت جنت

    ببخشیدند و کرد از آنجا باز گردید

    به یاران از ماتع آن جهانی

    کلید جنت آورد ارمغانی
    شاعر: سلمان ساوجی
    برای قسمت دوم معراج
    حضرت محمد میفرماید: جبرئیل دست مرا گرفت و از مسجد بیرون آورد. مرکبی را در میان صفا و مروه ایستاده دیدم که کوچکتر از اسب و بزرگتر از الاغ بود و … و زینی بر پشت داشت.
    نتیجه گیری :
    معراج نشان از مقام بالای پیامبر است
    هرگاه سلطانی بخواهد به شخصی از رعیتش پیامی برساند ، پیک مخصوص سلطان این خبر را می‌رساند، اما هرگاه پیام از اهمیت بالایی برخوردار باشد و دریافت کننده پیام از احترام بالایی برخوردار باشد ، این شکل مرسوم به هم می‌ریزد و آن شخص محترم پیام را از سلطان دریافت می‌کند.

    به راستی پیامبر اکرم چه ‌شأن عظیمی و چه مقام قربی دارد که از ملائکه مقربین هم بالاتر رفته است. آنچه پیام مهمی بوده است که برای تلقی آن پیام مهم نبی مکرم اسلام باید به معراج عروج کند؛ خود خداوند شخصاً این پیام را به حبیب خویش وحی کند؟ آیا این پیام از آیات قرآن مهم تر بوده است؟ آیا این پیام، پیام مهمی بوده است که خداوند باید به طور ویژه به فرستاده خویش ابلاغ کند؟ به راستی این چه پیام مهمی است که برای ابلاغ آن این مقدمات بسیار مهم لازم است؟

    احادیث معراج هر چند از حوادث مختلفی حکایت می‌کند، اما یک موضوع را تمام ملائکه آسمان به آن سفارش و تاکید می‌کنند. همان موضوع را پیامبران پیشین حضرت نوح و ابراهیم و آدم در آسمان‌ها به پیامبر (صلی الله علیه وآله) تاکید و به آن سفارش می‌کنند و بسیار مهم و حائز اهمیت است .

    هنگامی که پیامبر در افق اعلی هنگامی که در مرتبه «قَابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنَى» بود و با خدا بدون هیچ واسطه ای تکلم فرمود ، در آن گفت‌وگو قدسی بین خالق و سید الانبیاء، خداوند همان نکته را امر کرد و به آن سفارش کرد و بر آن تأکید و سفارش نمود.

    به راستی این چه موضوع مهمی است؟
    به راستی مطالب قسمت دوم و نتیجه گیری جنابعالی خالی از لطف نبوده و زیبا بود و سرشار از مضامین پر محتوا و . . .

    • پروانه درويش

      سلام به آقای باقریان

      مسلمان یعنی کسی که خودش رو به الله سپرده : تسلیم

      موفق باشید

  23. فاطمه صالح آبادی

    با عرض سلام خدمت شما استاد عزیز.سبک نوشته های شما را خیلی دوست دارم چون صمیمی و دلنشین است که این خود باعث می‌شود خواننده را جذب به ادامه خواندن مطالب کند. از شما کمال تشکر را دارم که این فرصت را در اختیار ما قرار دادید امیدوارم با خواندن این مطالب به درک واقعی وجود هستی برسیم.

  24. حسین پیری
    با سلام و صلوات بر حضرت محمد و آل محمد(ص)
    و خدا قوت به شما استاد گرامی
    وجود مبارک رسول الله سرشار و مملو از عشق الهی بود و هیچ کینه و دشمنی در دل خود راه نمی داد مانیز باید ایشان را الگو و سرمشق راه و زندگی خود قرار داده تا بتوانیم خدایی شویم. انشاالله.
    باتشکر و سپاس

  25. حسن پیری
    باسلام و احترام خدمت استاد محترم
    با خوندن این مطالب متوجه شدم که با الگو قرار دادن ایشان در زندگی می توان زندگی دنیوی و اخروی خود را با عنایت به خدای تبارک و تعالی بسازیم و همجنین خود را با غم عشق الهی آشنا کرد و خدا نزدیک تر شد.
    باتشکر و سپاس از شما استاد گرامی

  26. شايسته طلوع قمري

    سلام بر آنکه هر چه می نویسد بر من تاثیر می پذیرد
    چه انکه از دل بر میاید و بر دل می نشیند. ای کاش من هر انچه که از اعماق دلتان را بر می امد خط به خط و سطر به سطر بر من از اعماق وجودیم نفوذ می کرد .
    استاد خوبم!
    نوشته های شما چنان من را مجذوب خود نموده است که نا خودآگاه هر روز به سراغش میر وم تا ان که شاهد دلنوشته جدید دیگری باشم تا بلکه از خود بیخود گردم و چه بسا دنبال واژ ه های گمشده خود میگردم تا کمی فراغ بال یافته و از اندوه درونیم بکاهم .
    دوستدار شما (باران)

    • پروانه درويش

      سلام به خانم طلوع قمر عزیز
      به این امید که لطف و مهربانی الله سایه سار ذره ذره وجود و لحظه هایمان باشد
      با آرزوی شادی، سلامتی، علم، عشق و برکت روزافزون

  27. باسلام خدمت استادعزیزم
    من در نوشته شما مضامین خوبی دیدم که آرامش خوبی هم داشت و بسیار لطیف و پر از استعاره بود.
    آرامش چیست: نگاه به گذشته و شکر خدا و نگاه به آینده و اعتماد به خدا و نگاه به اطراف و جستجوی خدا و نگاه به درون و دیدن خدا.
    لحظه هایت سرشار از بوی خدا

  28. سلام به استاد گرامی خانم درویش
    ممنون از مطلب زیبا،
    انسان تعلقی به این کره خاکی نداره،کاش ماهم بتونیم از خودمون بگذریم،چون همه چی از این گذشتن شروع میشه،بعضی وقتا از این زندگی خسته میشم و میگم هدف از این زیستن چیست چرا این همه سرگردونیم،بعد وقتی به مرگ فکر میکنم خیالم راحت میشه که این زندگی ابدی نیست و مرگ رو خیلی لذت بخش تر ازاین زندگی میبینم،مرگ مثل پرواز یک پرنده از تو قفسِ.
    مهم افکار ما آدماست،همه چی به افکار و ذهن انسان مربوط میشه و چه نعمت زیبایی خداوند به ما داده،وقتی به فکر فرو میریم میبینیم کلی این موضوع اسرار آمیزه.
    و ای کاش یه روزی برسه که بتوانیم از همه چیز بگذریم و به جای جاری کردن حساب بانکی این عقل و افکاری که بسیار ارزشمند هست رو جاری کنیم و روزگاری که برما گذشت تنها در افکار ماندگارست و چه خوب ماندگار باشه…

  29. معراج

    گفت: « آنجا چشمه خورشیدهاست
    آسمان‌ها روشن از نور و صفاست
    موج اقیانوس جوشان فضاست. »
    باز من گفتم که: «بالاتر کجاست؟»

    گفت:« بالاتر، جهانی دیگر است
    عالمی کز عالم خاکی جداست
    پهن دشت آسمان بی‌انتهاست»
    باز من گفتم که: « بالاتر کجاست؟»

    گفت: « بالاتر از آنجا راه نیست
    زان که آنجا بارگاه کبریاست
    آخرین معراج ما عرش خداست! »
    باز من گفتم که: « بالاتر کجاست! »

    لحظه‌ای در دیدگانم خیره شد
    گفت:‌« این اندیشه‌ها بس نارساست! »
    گفتمش:‌« از چشم شاعر نگاه کن
    تا نپنداری که گفتاری خطاست:

    دورتر از چشمه خورشیدها؛
    برتر از این عالم بی‌انتها؛
    باز هم بالاتر از عرش خدا
    عرصه پرواز مرغ فکر ماست »

    فریدون مشیری

  30. سعیده رحیمی آشتیانی

    با عرض سلام خدمت استاد گرامی سرکار خانم درویش. همین که فرصتی برای ما پیش می آورید که با زندگی حضرت محمد (ص)بیشتر آشنا شویم جای تشکر دارد.سبک نگارش متن قسمت دوم هم مثل قسمت اول خیلی روان بود و خود این امر باعث میشود که خواننده بهتر موضوع را درک کند. امید دارم با درک واقعی وجود هستی،بتوانیم به خالق نزدیک تر شویم به امید آن روز. (با تشکر فراوان از زحمات شما)

  31. زهره بابابیک

    سلام خسته نباشید براتون خیلی ارزوهای خوب دارم چرا که واقعا بااین روش تدریس ما را به نوعی وادار به فراگیری مطالب اموزنده ودرواقع درس زندگی کردید امیدوارم درسایه حق تعالی وتوجه وعنایت پیامبراعظم ص موید وپیروز باشید

  32. باعرض سلام خدمت استاد گرامی خانم درویش ازمطالب که درباره محمدص معراج پیشنهادی دادی از شما تشکر می کنم بسیار مطب خوب وجذاب واموزنده بود ومن تحت تاثیرقرار کرفتم اینجانب اکبر نعیمیان

  33. زهرا حسینی
    باسلام خدمت استاد مهربون خودم
    معنی حدیث«من انی فقد رای الحق» را این گونه می آورد که: هرکس با چشم جان نور محمدی را ببیند جلوه صفات حق را دیده است.»
    هر نبی را که حجتی دادند
    جانب امتی فرستادند
    نیست مبعوث پیش شرع شناس
    غیراحمد کسی به کافه ناس

    • سلام به خانم حسینی عزیز
      به به ! به حسن انتخابتون؛ بسیار پر معنی و مفهومه
      ما باید به خاطر داشته باشیم که زندگی سفری از الله به الله هستش
      موفق و سربلند باشید

  34. بهزاد رجب زاده

    سلام
    بهزاد رجب زاده هستم
    من خدا رو روزی دیدم که پدرم روی تخت بیمارستان بود
    من تا آن زمان اعتقادی به معجزه و اون سیمه نداشتم. تا اینکه پدرم بر اثر جراحات شیمایی جنگ دچار سرطان خون شد. در آزمایشهای نخستین همه چیز حکاک از آن داشت که از نظر پزشکی کاری نمیتوان برای پدر کرد. همگی دست به دعا برداشته بودیم. تا اینکه چند روز بعد برای آزمایشات خونی به اتاق پدر آمدن، خواستند نمونه گیری کنند اما پدر گفت: من خواب دیدم خانمی به سمت تخت من آمد گفت بلند شو هنوز نوبت شما نشده خلاصه با اسرار ما این نمونه گیری اتفاق افتاد و جواب منفی بود، دکتر پدرم گفت: این امر در علم پزشکی نمی گنجد و جزء معجزه چیزی نیست و من هم اعتقادم محکمتر شد.هر کس در خانه این بزرگان را بزند دست خالی برنمی گردد.
    گوته در شعری که برای پیامبر (ص) سروده، شخصیت ایشان را به رودی تشبیه می کند که از کوهساران جاری شده و به دشت رسیده است تا همه رودها را با خود همراه سازد و به اقیانوس ببرد.
    به گزارش نامه نیوز به نقل از جام نیوز،‌ یوهان ولفگانگ فون گوته، شاعر، ادیب و نویسنده آلمانی بود که به تحصیل زبان‌های فارسی و عربی و همچنین قرآن پرداخت و شیفته اشعار حافظ شد. او همچنین با آشنایی با قرآن به حضرت محمد(ع) علاقه مند شد و تحت تاثیر شخصیت ایشان تراژدی ای سرود.

    آنچه در ادامه می خوانید، گلچینی از نوشته محمد اخگری در کتاب «نغمه محمد، نگاهی به تاثیر پذیری گوته از شخصیت حضرت محمد» است که به موضوع تراژدی گوته پرداخته است.

    «تاثیر پذیری گوته از مشرق زمین، به ویژه تاثیر پذیری وی از فرهنگ و ادبیات اسلامی و ایرانی نقطه عطفی در تاریخ بشریت است، چرا که چنین تاثیر پذیری هایی در طول تاریخ کمتر سراغ داریم. کریستف بورگل، شرق شناس سوئیسی نیز همین عقیده را دارد و در کتاب سه رساله درباره حافظ، تاثیرپذیری گوته را از مشرق زمین یکی از نوادر تاریخ فرهنگ بشر به شمار می آورد.

    موضوع تاثیر پذیری گوته از اسلام و قرآن نیز در میان گوته پژوهان رایج بوده است. کاتارینا ممسن، استاد دانشگاه کالیفرنیا رساله دکتری خود را به این موضوع اختصاص داده و دو کتاب با عناوین گوته و اسلام، گوته و جهان عرب منتشر کرده است. البته برخی گوته شناسان غربی نیز به این موضوع علاقه مند نبوده و به سهو یا عمد از کنار آن عبور کرده اند.

    وقتی سخن از دین اسلام و کامل بودن آن است، بی گمان هم انسان شرقی و هم انسان غربی را شامل می شود و وقتی سخن از انسان کامل، حضرت محمد(ص) است بی گمان هر انسان عاقل و بی غرضی را به سوی خود جلب می کند. گوته، شاعری در آن سوی گیتی، در سنین جوانی به تصنیف تراژدی محمد دست می یازد که متاسفانه ناتمام می ماند. اما از این تراژدی ناتمام ابیاتی بسیار زیبا به جای مانده است. گوته در این سروده که به صورت دیالوگ تنظیم شده و گویندگان دیالوگ نیز حضرت علی و حضرت فاطمه هستند، به توصیف شخصیت پیامبر می پردازد. او در این اثر زیبا پیامبر را به رودی تشبیه می کند که از کوهساران جاری شده و به دشت رسیده است تا همه رودها را با خود همراه سازد و به اقیانوس ببرد.

    گوته برای بیان شخصیت آن حضرت، از تصویری بسیار زیبا استفاده کرده است. در پایان مسیر این چشمه که روز به روز بر دامنه آن افزوده می شود نیز اقیانوس وجود دارد و اقیانوس همان المحیط است که هم یکی از نام های خداست و هم در عرفان اسلامی، نماد انسان کامل محسوب می شود.

    پرفسور آنه ماری شیمل، درباره این تصویر زیبا معتقد است که هیچ کس شخصیت پیامبر را به آب تشبیه نکرده است، مگر کلینی. شیمل معتقد است که گوته، در آغاز جوانی آشنایی کاملی با شخصیت پیامبر نداشته و بیگمان از اثر کلینی نیز بی اطلاع بوده است، اما در قالبی بسیار زیبا بدون آنکه بداند بهترین تصویرها و تعبیرها را درباره پیامبر به کار برده است.

    • سلام به آقای رجب زاده
      خیلی ممنون از معلومات خوبی که ارائه فرمودین
      با آرزوی سلامتی و شادی
      موفق باشید

  35. الهام اسماعيلي

    با عرض سلام و ادب خدمت استاد گرامی سرکار خانم درویش. در متن قبلی برای من سوالاتی پیش آمده بود که با خواندن این متن پاسخ سوالات خود را گرفتم. از شما استاد عزیز بسیار سپاسگذارم

  36. صغری حبیبی اهزون

    با سلام و درود خدمت استاد گرامی
    با تشکر از زحمات شما مطالب شما بسیار خوب و آموزنده است و در این روزگار ک روزمرگی باعث شده است بسیاری از ما غرق مسایل دنیوی شویم شما و نوشته هایتان تلنگری برای دل های خاک گرفته ما هستید
    با سپاس فراوان از حضور حضرتعالی

  37. باعرض سلام و خسته نباشیدخدمت استاد گرامی سرکار خانم در ویش مطالب مقاله شما را مطالعه کردم، بسیار آموزنده است.
    گفت پیغامبر که معراج مرا
    نیست بر معراج یونس اجتبا
    آن من بر چرخ و آن او نشیب
    زانک قرب حق برونست از حساب

  38. مژگان هاشمی اصل

    با سلام و خسته نباشید به استاد محترم سرکار خانم درویش
    از متن زیبایتان بسیار متشکرم از خواندن این متن پرمحتوا بسیار لذت بردم
    چون به یک شب، مه بُرید ابراج را
    از چه منکر می شوی معراج را
    فعل و قول و صدقْ شد قوت ملک
    تا بدین معراج شد سوی فلک
    عشق، معراجی است سوی بام سلطان جمال
    از رخ عاشق فروخوان قصه معراج را
    در تیره شب چون مصطفی می رو طلب می کن صفا
    کان شه ز معراج شبی، بی مثل و بی اشباه شد
    به معراج برایید چو از آل رسولید
    رخ ماه ببوسید چو بر بام بلندید

    مژگان هاشمی اصل

  39. مژگان هاشمی اصل

    چون به یک شب، مه بُرید ابراج را
    از چه منکر می شوی معراج را
    فعل و قول و صدقْ شد قوت ملک
    تا بدین معراج شد سوی فلک
    عشق، معراجی است سوی بام سلطان جمال
    ***
    با سلام و خسته نباشید به استاد محترم سرکار خانم درویش
    از متن زیبایتان بسیار متشکرم از خواندن این متن پرمحتوا بسیار لذت بردم
    ***
    از رخ عاشق فروخوان قصه معراج را
    در تیره شب چون مصطفی می رو طلب می کن صفا
    کان شه ز معراج شبی، بی مثل و بی اشباه شد
    به معراج برایید چو از آل رسولید
    رخ ماه ببوسید چو بر بام بلندید

    مژگان هاشمی اصل

    • سلام به خانم هاشمی اصل عزیز
      ***************************
      به به !
      ***************************
      موفق و سربلند باشید

  40. با عرض سلام و احترام خدمت استاد عزیزم سرکار خانم درویش
    مطالب شما بسیار آموزتده و با محتوا بود.
    از نوشته شما آموختم که دوستی و نزدیکی با خداوند، برای ما آسایش و امنیت را به همراه دارد، مادامیکه این حس نزدیکی ایجاد شود قدرت الهی رابطه را زیباتر جلوه میدهد.
    فرشته رحمن نژاد ۰۶/۱۰/۱۳۹۳ در ۰۴/۱۱

  41. سعید حاجی موسی

    بسمه تعالی
    خدمت استاد گرامی سرکار خانم درویش
    سلام علیکم
    متن شما درباره معراج پیامبر عظیم الشان اسلام را مطالعه نمودم در انتها بیاد این شعر از شیخ بهایی افتادم :
    روزی که برفتند حریفان پی هر کار
    زاهد سوی مسجد شد و من جانب خمار
    من یار طلب کردم و او جلوه‌گه یار
    حاجی به ره کعبه و من طالب دیدار
    او خانه همی جوید و من صاحب خانه

    هر در که زنم،صاحب آن خانه تویی تو
    هر جا که روم،پرتو کاشانه تویی تو
    در میکده و دیر که جانانه تویی تو
    مقصود من از کعبه و بتخانه تویی تو
    مقصود تویی، کعبه و بتخانه بهانه
    کعبه هم بیش از سنگ و سیمان نیست اما بهانه ایست برای رفتن به سوی الله

    • سلام به آقای حاجی موسی
      به به ! به نتیجه ای که گرفتین
      به به ! به شعرهایی که انتخاب کردین

      موفق باشید

  42. منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن
    منم که دیده نیالودم به بد دیدن
    وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم
    که در طریقت ما کافریست رنجیدن
    ***
    استاد عزیزم سرکار خانم درویش!
    آن قدر زیبا و روان نوشته شما من را به معراج برد که این حالم قابل وصف نیست
    ممنون که فرصت این تجربه را به ما دادین
    پگاه مالک

    • سلام به خانم مالک عزیز
      به دریایی فرو رفتم که نه پای و نه سر دارد
      ولی هر قطره ای از وی به صد دریا اثر دارد
      ز عقل و جان و دین و دل به کلی بی خبر گردد
      کسی کز سرّ این دریا سر مویی خبر دارد
      (عطار)

  43. آزاده مهرآور

    شبنم از نظّاره خورشید، بر معراج رفت

    چشم می پوشی ز روی مرشد کامل چرا؟

    بر زمین چسبندگان را شهپر معراج نیست

    در نیابد هر گران جانی مکان عشق را

    ز پستی می توان دریافت معراج بلندی را

    سرافراز از شکستن می شود طرف کلاه این جا

    گفتار ز کردار به معراج براید

    از دست گشاده است پر و بال، دعا را

    رتبه آزادگی در بندگی، پوشیده است

    پله معراج در افکندگی پوشیده است
    درود بر شما استاد عزیز
    همیشه حرف از معراج حضرت محمد می شد این جمله تو ذهنم تداعی می شد در مورد معراج آسمانی پیامبر که قبل از رفتن به آسمان ،پای مبارکشان به ظرف آبی می خورد و آن ظرف واژگون میشود.اما وقتی پیامبر از معراج باز می گردند مشاهده می کنند که هنوز آب آن ظرف در حال ریختن است… ولی از امروز به بعد خیلی چیزهای جدیدتری ملکه ذهنم شد. سپاسگزارم

  44. پروانه ملااحمدی

    با عرض سلام و خسته نباشید حضور شما استاد عزیزم .در مورد معراج حضرت محمد هر چه قدر که مطلب بخوونیم فکر میکنم که کمه.واقعا اگه ما بتوانیم به چیزهایی که داریم قانع باشیم و با انسانهای خوب و پاک هم صحبت بشیم خیلی تاثیر داره ،امیدوارم روزی بشه که بتونم اینجوری بشم و فقط خود خدا رو ببینم نه خودم و اطرافیانم و تجملات دنیوی رو چون میدونم که همه اینها من رو از یاد خداوند میتونه غافل کنه…باز هم ممنون از مطالب قشنگتون.

    • سلام به خانم ملااحمدی عزیز
      (یادمون باشه به وجود آوردن امکاناتی که اسباب آسایش و آرامش ما باشه در زندگیمون لازمه)
      از نتیجه گیریهای قشنگت حظ وافر می برم
      به امید دیدارت در هنگام فتح قله های موفقیت

  45. رهبر گنج خانلو

    با عرض سلام و ادب خدمت استاد گرامی
    ای که پیغمبر مقام از عرشْ برتر یافته

    ز آستانت آسمان، معراج دیگر یافته

  46. صبر علی تقی پور

    شبنم از نظّاره خورشید، بر معراج رفت

    چشم می پوشی ز روی مرشد کامل چرا؟

    بر زمین چسبندگان را شهپر معراج نیست

    در نیابد هر گران جانی مکان عشق را

    ز پستی می توان دریافت معراج بلندی را

    سرافراز از شکستن می شود طرف کلاه این جا

    گفتار ز کردار به معراج براید

    از دست گشاده است پر و بال، دعا را

    رتبه آزادگی در بندگی، پوشیده است

    پله معراج در افکندگی پوشیده است

  47. رضا اظهاری نیکو جوان

    با عرض سلام خدمت شما استاد محترم
    در زمینه معراج حضرت محمد (ص) مطالبی خوانده و شنیده بودم اما شیوه نگارش شما چون ساده و روان هست، خواننده را به ادامه خواندن مطالب جذب می کند.
    از این که این فرصت را برای ما بوجود آوردید تشکر میکنم.
    امیدوارم در تمام مراحل زندگی موفق و سربلند باشید.
    با تشکر از زحمات شما.

  48. سلام و عرض ادب به استاد صبورم سرکار خانم درویش،قسمت معراج بسیار من را تحت تأثیر خود قرار داد.
    با تشکر از زحمات شما علی احمدی

  49. ابوالفضل محمدی

    او ز عشّاق برآمد که فلان شب
    معراج، دگر نوبت خاقانی ما بود
    خاقانی
    به پای ساز تو از ذوق، عرش کردم سیر
    که روز وصل تو کم نیست از شب معراج
    شهریار
    ز خور هر دم، ظهور سایه ای شد
    که آن معراج دین را پایه ای شد
    شیخ محمود شبستری
    در شب معراج، ذات عرش سیرش
    با احد بود و به احمد همنشین شد
    فروغی بسطامی
    ای که پیغمبر مقام از عرشْ برتر یافته
    ز آستانت آسمان، معراج دیگر یافته
    محتشم کاشانی
    حیدرِ احد منظر، احمد علی سیما
    آن حبیب و صد معراج، آن کلیم و صد سینا

  50. فاطمه قهرمانی

    سلام و خسته نباشید خدمت استاد مهربانم
    مطلب زیبا و اموزنده بود و در هنگام خواندن واقعا لذت بردم کمال تشکر را دارم

  51. هادی استاجی

    سلام استاد عزیز
    متنتان را خواندم و تحت تاثیر شدیدی قرار گرفتم امیدوارم همانند پیامبر گرامی مان زندگی کنیم
    با تشکر

    • سلام به آقای استاجی
      الله از درونی ترین بخش وجود انسانها باهاشون صحبت می کنه و راه رو نشون می ده…
      به امید عقل و علم روز افزون

  52. سارا حلیمی فر

    با سلام و خسته نباشید به استاد محترم سرکار خانوم درویش
    از متن زیبایتان بسیار متشکرم از خواندن این متن پرمحتوا بسیار لذت بردم دعایی را برایتان مینویسم در عوض متن قشنگتان
    خدایا به داده ات، نداده ات، گرفته ات شکر . داده ات نعمت، نداده ات حکمت، گرفته ات امتحان است و ما را قدر دان نعمتت قرار بده و شعور فهمیدن حکمتت و صبر را برای امتحانت امین

  53. فاطمه زهرا بحر پیما

    با عرض سلام وخسته نباشید خدمت استاد عزیز

    شبنم از نظّاره خورشید، بر معراج رفت
    چشم می پوشی ز روی مرشد کامل چرا؟
    بر زمین چسبندگان را شهپر معراج نیست
    در نیابد هر گران جانی مکان عشق را
    ز پستی می توان دریافت معراج بلندی را
    سرافراز از شکستن می شود طرف کلاه این جا
    گفتار ز کردار به معراج براید
    از دست گشاده است پر و بال، دعا را
    رتبه آزادگی در بندگی، پوشیده است
    پله معراج در افکندگی پوشیده است

  54. حسن حاجی صالحی

    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    بنام خدا
    باعرض سلام و خسته نباشید
    خدمت استاد گرامی سرکار خانم در ویش

    مطالب مقاله شما را مطالعه ،بسیار آموزنده و با بیانی شیوا وقابل فهم ودرک و انسان را به تفکر و واندیشه بیشتر وا می دارد.درباره معراج حضرت محمد(ص) وسفر عظیم آسمانی ایشان که همراه با مشاهده نشانه های عظمت خداوند یکتا واسرار آفرینش بوده و با بازگو کردن آن اسرار برای مردم به هدایت انسانها پرداختند که بدون شک یکی از اهداف سفر ایشان همانا هدایت انسانها بوده است.

    هرنفس آواز عشق می رسد از چپ و راست
    ما به فلک می رویم ، عزم تماشا که راست ؟
    ما به فلک بوده ا یم ، یار ملک بوده ایم
    باز همان جا رویم جمله ، که آن شهر ماست
    خود ز فلک برتریم ، وز ملک افزون تریم
    زین دو چرا نگذریم ؟ منزل ما کبریاست
    بخت جوان یار ما ، دادن جان کار ما
    قافله سالار ما فخر جهان مصطفاست
    از مه او مه شکافت ، دیدن او بر نتافت
    ماه چنان بخت یافت ، او که کمینه گداست
    بوی خوش این نسیم از شکن زلف اوست
    شعشعه این خیال زان رخ چون ((ولضحا)) ست
    خلق چو مرغابیان زاده ز دریای جان
    کی کند اینجا مقام مرغ کز آن بحر خاست ؟
    آمد موج الست ، کشتی قالب ببست
    باز چو کشتی شکست نوبت وصل و لقاست
    (( مولوی))
    رسول خدا(ص) فرموده است: بالاترین درجه ی بهشت فردوس است واگر چیزی از خدا می خواهید، فردوس را طلب کنید.
    رسول خدا(ص): ان الله جمیل و یحب الجمال
    خدا زیباست و زیبایی را دوست دارد.
    رسول خدا(ص) فرمود: سخاوت درختی از درختان بهشت است که شاخه های آن در دنیا آویزان است. هرکس با سخاوت باشد ،خود را به شاخه ای از شاخه هایش آویزان کرده است و آن شاخه ها او را به بهشت می کشاند.
    حضرت محمد(ص) در معراج خود ازبهشت دیدن کرد و هشت در بهشت و نعمت های بهشتی را مشاهده کرد. ایشان این مشاهدات را برای مردم بیان کردند از جمله فرمودند: بر بالای هر دری از بهشت جملاتی نوشته بود. بر بالای در اول این عبارات بود :
    لا اله الا الله، محمد رسول الله ، علی ولی الله .

    قرآن کریم کتاب زندگی و راهنمای ما به سوی رستگاری و خوشبختی است و هر کس به هدایت های آن گوش فرا دهد و عمل کند از سقوط در پرتگاه های زندگی رهایی می یابد.
    راه رسیدن به خدا، راه رسیدن به همه ی زیبایی ها وکمال هاست. انسان باید ایمان به خدا ومحبت او را در خود تقویت کند تا جدی تر و مصمم تر ، راه رسیدن به او را بپیماید.
    خدای جمیل ، خالق زیبایی ها ، دین ، هدایت کننده به سوی زیبایی ها ، و هنر ، وسیله ای برای بیان آن هاست .بنابراین راه رسیدن به خدا ، راه رسیدن به همه ی زیبایی ها و کمال هاست. او محبوب حقیقی و مقصود برتر زندگی است واگر کسی تقرب به او را هدف قرار دهد صحیح ترین گام را در انتخاب ((هدف زندگی)) برداشته است.
    سعادت و موفقیت روز افزون برایتان آرزو مندم .
    باتقدیم احترام – حسن حاجی صالحی

    • سلام به آقای حاجی صالحی
      ***********************
      به به !
      ***********************
      به امید موفقیتهای روز افزون

  55. با سلام و خسته نباشید خدمت سرکار خانم درویش
    مطالبتون رو خوندم عالی و زیبا بود.
    برای حضرت عالی آرزوی موفقیت و سربلندی دارم.

  56. با سلام خدمت استاد خوبم خانم درویش
    مطالب بسیارزیبا بود، امیدوارم همۀ ما چشم خودرا به زرق و برق دنیا ببندیم و همیشه در همۀ کارهای خود اول رضایت خداوند را در نظر بگیریم .
    با تشکر
    زهره کارخانه

    • سلام به خانم کارخانه عزیز
      به امید شکوفایی گلهای امید و شنیده شدن ندای ملکوتی
      شاد و آرام باشید

  57. یا محمد المصطفی (ص)

    آینه ی حسن نما مصطفی***********************مظهر احسان خدا مصطفی

    سایه نشین کبریا مصطفی*********************پایه ی ارض والسما مصطفی

    عالم عشقه رهنما مصطفی******************** کل رسل نقره ،‌طلا مصطفی

    خاتم خیل انبیا مصطفی**************************خاتم خیل انبیا مصطفی

    صلوات الله علی مصطفی

    سایه او برسر خلق الله است******************اشرف مخلوق ،‌رسول الله است

    انس وملک بنده ی این درگه است***************طلعتش آفتاب ورویش مه است

    از حرکات عالم او آگه است******************هرکس از او جدا شود گمره است

    خسرو دین یگانه شاهنشه است****************** پادشه هر دو سرا مصطفی

    باخسا وئررروحه صفا مصطفی*******************گولسه ائدردرده دوا مصطفی

    کشتی نوحه عیسایه عطا مصطفی***************دیده ی موسایه ضیا مصطفی

    غمدن ائدوب خضری رها مصطفی *****************جلوه ی مصباح هدا مصطفی

    با تشکراز استاد گرامی سرکار خانم درویش که اسباب بازخوانی زندگی حضرت رسول (ص) را فراهم نمودید تا به نکات جدیدی در همفکری با دوستان دست یابیم
    تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل

  58. سلمان رحمتی

    باسلام.خدمت استاد گرامی سرکار خانم درویش.
    از متن بسیار زیبا و دلنشین شما در خصوص زندگی حضرت محمد (ص) تشکر میکنم امیدوارم مارا در راه رسیدن به فهم و درک کامل درباره زندگی پیامبران راهنمایی بفرمایید.االهم عجل لولیک الفرج

  59. هاشم یا دگا ری

    شعر در معراج پیامبر (ص)

    در آن شب در سرای ام هانی

    روان شد سوی قصر لا مکانی

    براق برق سیر آورد جبریل

    که جوزا را غبارش کرد تکحیل

    نشست احمد بر آن برق قمر سم

    چو جرم شمس بر چرخ چهارم

    براق اندر هوا شد چون شهابی

    نبی بر پشت او چون آفتابی

    چو از بیت الحرام احمد سفر کرد

    به سوی مسجد الاقصی گذر کرد

    خطاب آمد ز سلطان عطا ده

    که سبحان الذی اسری به عبده

    خیال فکر و عقل و روح را مان

    به صحرای درون تنها برون راند

    قدم بر باب هفتم آسمان زد

    وز آنجا شد، علم بر لامکان زد

    براق و جبرئیل آنجا بماندند

    به خلوت خواجه را تنها بخواندند

    چو تیر غمزه در یک طرقوا گویان ملایک

    رسید از خوابگه تا قاب قوسین

    ز حضرت خلعت لولاک پوشید

    رحیق جام اعطیناک نوشید

    ملایک پرده‌ها را بر گرفته

    نبی را صحبتی خوش درگرفته

    ز دیوان الهش هشت جنت

    ببخشیدند و کرد از آنجا باز گردید

    به یاران از ماتع آن جهانی

    کلید جنت آورد ارمغانی

    یک عمر جهان گشتم و دیدم خبری نیست
    از کنگره عرش گذر کردم و دیدم اثری نیست
    در سیر درون در پی اسرار وجودم
    دیدم خبر از اوست واز خود خبری نیست
    در حقیقت خالیست مشت زمان
    هیچ جایی جز خلا در پیش نیست
    آدمی زاده سه بعدیست به میدان حیات
    خود ورحمن دیگر شیطان است
    خدمت شما استاد گرامی سرکار خانم در ویش
    مطلب شما را خواندم و خیلی لذت بردم ممنون و سپاسگزارم از شما .

  60. شعر در معراج پیامبر (ص)

    در آن شب در سرای ام هانی

    روان شد سوی قصر لا مکانی

    براق برق سیر آورد جبریل

    که جوزا را غبارش کرد تکحیل

    نشست احمد بر آن برق قمر سم

    چو جرم شمس بر چرخ چهارم

    براق اندر هوا شد چون شهابی

    نبی بر پشت او چون آفتابی

    چو از بیت الحرام احمد سفر کرد

    به سوی مسجد الاقصی گذر کرد

    خطاب آمد ز سلطان عطا ده

    که سبحان الذی اسری به عبده

    خیال فکر و عقل و روح را مان

    به صحرای درون تنها برون راند

    قدم بر باب هفتم آسمان زد

    وز آنجا شد، علم بر لامکان زد

    براق و جبرئیل آنجا بماندند

    به خلوت خواجه را تنها بخواندند

    چو تیر غمزه در یک طرقوا گویان ملایک

    رسید از خوابگه تا قاب قوسین

    ز حضرت خلعت لولاک پوشید

    رحیق جام اعطیناک نوشید

    ملایک پرده‌ها را بر گرفته

    نبی را صحبتی خوش درگرفته

    ز دیوان الهش هشت جنت

    ببخشیدند و کرد از آنجا باز گردید

    به یاران از ماتع آن جهانی

    کلید جنت آورد ارمغانی

  61. هاشم یادگاری-

    یک عمر جهان گشتم و دیدیم خبری نیست
    از کنگره عرش گذر کردم و دیدم اثری نیست
    در سیر درون در پی اسرار وجو دم
    دیدم خبر از اوست واز خود خبری نیست
    در حقیقت خالی است مشت زمان
    هیچ جایی جز خلا در پیش نیست
    آدمی زاده سه بعدیست به میدان حیا ت
    خود ورحمان دیگر شیطان است

    باسلام خدمت شما استاد محترم سر کار خانم درویش مطلب شما را مطالعه کردم و خیلی جالب و پر محتوا بود سپاسگزارم

  62. طاهره ببریان

    لذتی که از زندگی میبری هرگز تحقق نیافته است مگر زمانی که هر روز صبح
    در بهشت از خواب برخیزی خود رادر قصر خداوند ببینی و به اسمان ها و زمین و هوا همچون مایه های دلخوشی الهی نگاه کنی .

    • سلام به خانم ببریان عزیز
      ان الارض یرثها الصالحون(سوره انبیا – آیه ۱۰۵)
      به امید دیدار شما در بالاترین قله های موفقیت

  63. فرزانه سيجاني

    با سلام و تشکرازاستادارجمند
    سپاس از راهنمایی و خصوصا نوشته بسیار آموزنده و دلنشین گفتگو با خدا.
    ان شاء الله خدا بر ما هم رحمت آورد تا بتوانیم حجاب بین خودو حق تعالی را با حذف منیت ها و صفات رذیله نفسانی از بین برده تا بتوانیم از این جسم مادی عبور کرده ولذت یکی شدن با الله را تجربه کنیم.

  64. با سلام سرکار خانم استاد درویش
    مطلبتون واقعا”جالب وتاثیر گذار بود چون نکات زیبا و آموزنده در باره معراج پیامبر(ص) با الله نشانه های بزرگی وعظمت خداوند متعا ل در کنار مقام ومنزلت پیامبر (ص) می باشد . موفق وسربلند با شید

    • سلام به آقای دالوند
      آرزومون این باشه که برای الله همون بنده ای باشیم که می خواد؛ راضی، تسلیم، باسخاوت و سعادتمند
      سرزنده و شاد باشید

  65. اکرم اسلامی

    با سلام به استاد گرامی که تنهایی مرا با کلی مطالب زیبا پر کرده اید از اینکه با مطالب عرفانی خوبتان ما را هم مطلع میکنید سپاسگزارم

    • سلام به خانم اسلامی عزیز
      “ایاک نعبد و ایاک نستعین”
      به امید لحظه ای که به شناخت آیات و نشانه های الله عزیزمان برسیم
      شاد و سربلند باشید

  66. با عرض سلام و ادب خدمت استاد عزیزم
    مطلبی که با ید درباره معراج پیامبر مورد توجه قرار گیرد آن است که داستان معراج پیامبر قسمت اول آن که از مسجد إلحرام در شهر مکه تا مسجد إلاقصی در فلسطین و بالعکس انجام شده و قسمت دوم که از مسجد الآقصی به آسمانها انجام شده به نظر من هرکس بتواند به فضای یکتایی دست یابد می تواند زندگی جاودانی را با دید جان ببیند.
    با تشکر: نواده

    • سلام به خانم نواده عزیز
      ************************
      به به!
      ************************
      با آرزوی عقل و عشق روزافزون

  67. شميلا حيدري

    استاد عزیز سلام
    خسته نباشید
    همانطور که گفتید معراج به معنی عبور از خود و از بین رفتن حجاب بین انسان و الله و یکی شدن با اوست که باید قانع بود و از کینه و حسادت دوری کرد و با انسهای پاک همنشین شد ، پس اگر بخواهیم افکار و اعمال و گفتار و کردارمان پاک باشد باید افکار سالم را در ذهن خود پرورش دهیم تا ذهنمان پاک و خالص شود . ذهنمان که پاک شد از عشق و شفقت لبریز میشویم و در آن صورت است که این عشق کم کم در عمیق ترین لایه های ذهنمان فرار میگیرد و در جایی که به آن ناخودآگاه میگوییم . وقتی از عشق خدا لبریز شدیم و از جهان ماده و جسم و ذهن عبور میکنیم . همانطور که خداوند در مورد معراج حضرت محمد (ص) توضیح داد : من این قدرت را به عقل بنده هایم داد ه ام که از زمان و مکان بالاتر بروند ، در واقع حد عقل را بنده هایم تعیین می کنند .
    پروانه جان!
    سپاس که به من کمک کردید تا به جواب پاره ای از سئوالات خود برسم و این توانایی شماست که میتوانید آنرا به دیگران هدیه کنید و هنگامی که این احسا س بی همتا را با خدمت به دیگران می آمیزی و وجد و طرب را تجربه میکنی که هدف نهایی همه هدفهاست .
    امیدوارم من هم مانند شما به صبوری و آرامش و فرهیختگی برسم .
    موفق باشید شمیلا

    • سلام به خانم حیدری عزیز
      نتیجه هایی که از این مباحث گرفتی بسیار ارزشمندن به امید بینا شدن چشم جان و ذهنتان
      و به امید عقل و عشق روزافزون

      • سلام
        شاید بشه گفت نوشتن یک جمله درست سخت ترین کار دنیاست.اگر چه شما با ذهنی خلاق،قلبی روشن توانستید این کار رو به درستی انجام بدهید.
        خسته نباشی
        مرا به یاد می آوری ؟ من همانم که بادها را می فرستم تا ابرها را در آسمان پهن کنندو ابرها را پاره پاره به هم فشرده می کنم تا قطره ای باران از خلال آن ها بیرون آید و به خواست من به تو اصابت کند تا تو فقط لبخند بزنی، و این در حالی بود که پیش از فرو افتادن آن قطره باران، ناامیدی تو را پوشانده بود (روم ۴۸)

        رسول گرامی اسلام صلوات الله علیه و آله فرمودند:

        هرکس بشارت ماه ربیع الاول را به من بدهد من هم بشارت بهشت را به او می دهم .

        حلول ماه ربیع الاول بر همه مسلمین خصوصاً شما دوستان مبارک باد .

  68. با سلام وآرزوی توفیق روز افزون
    برای استاد گرامی وهمه نیک اندیشان.
    نکات ارزنده ،قابل تامل وتفکر میباشد،انسان را متوجه ارزش های والای شخصیتی نبی اکرم (ص) می کند.
    یا صانع
    چه خلقت عجیب وچه صانع بزرگواری؛
    کوه هارا ساکن می بینی،در حالی که
    مانند ابر در حرکتند.(س نمل ی ۸۸)
    نی که به شب احمد معراج رفت برد براقیش به سوی سما *
    با قفس قاب از این دامگاه
    مرغ دلش رفته به آرامگاه

  69. طاهره بهاری

    با عرض سلام وادب خدمت استاد گرامی

    به پای ساز تو از ذوق عرش کردم سیر که روز وصل تو کم نیست از شب معراج
    گر شب وصلت نماید مر شب معراج را نیک ماند روز هجرت روز رستاخیز را
    نظامی گنجوی از جمله شاعرانی است که فراوان از معراج می گوید او در ابتدای هر یک از پنج گنج خود ابیاتی طولانی در توصیف معراج می سراید که گاه به اطناب می انجامد. در مخزن الاسرار با این ابیات شرح معراج را آغاز می کند:

    نیم شبی کان فلک نیمروز کرد روان مشعل گیتی فروز

    نه فلک از دیده عماریش کرد زهره و مه مشعله داریش کرد

    کرد رها در حرم کائنات هفت خط و چار حد و شش جهات

    روز شده با قدمش در وداع زآمدنش آمده مه در سماع

    دیده اغیار گران خواب گشت کاو سبک از خواب عنان تاب گشت

    با قفس قاب از این دامگاه مرغ دلش رفته به آرامگاه…

    (نظامی مخزن

  70. سلام و عرض ادب و احترام خدمت استاد گرامی
    سپاس فراوان به جهت متن ارزشمند و شیوایی که قرار دادید.

    داغی اگر نبود که گریان نمی شدیم

    لطفی اگر نبود مسلمان نمی شدیم

    یا ایّها الرّسول بدون دعای تو

    از پیروان عترت و قرآن نمی شدیم

    یا اینکه گوشه چشم اباالفضل تو نبود

    ما از تبار حضرت سلمان نمی شدیم

    بی حب خاندان تو در خانه ی کرم

    جایی نداشتیم و مهمان نمی شدیم

    ما امت توأیم و علی هم کنار توست

    آیینه ات نبود نمایان نمی شدیم

    ما پای غربت نوه هایت نشسته ایم

    ور نه شبیه نم نم باران نمی شدیم

    هم ناله های امشب مولای امتیم

    ما سوگوار رحلت بابای امتیم

    در جان مسلمین چو آذر گذاشتند

    بر جان شیعیان دو برابر گذاشتند

    آه از نهاد اهل ولایت بلند شد

    بر سینه تا که داغ پیمبر گذاشتند

    آقای من بزرگ قبیله ز داغ تو

    بر روی خاک عرصه ی محشر گذاشتند

    هستی گریست تا نوه هایت رسیده و

    با گریه روی سینه ی تو سر گذاشتند

    تو باغبان امتی و جای اجر تو

    یک شاخه یاس را وسط در گذاشتند

    با رفتنت مصیبت زهرا شروع شد

    داغ پسر به سینه ی مادر گذاشتند

    در کوچه ها غرور علی را کسی شکست

    در کوچه بود فاطمه روی زمین نشست

    مسعود اصلانی

  71. طاهره سادات ایمانی

    ۲۸صفر رحلت پیغام دار آخرین،خاتم نبوت را نگین،حضرت رسول واپسین،عینیت قرآن کریم… حضرت رسول اکرم (ص)و شهادت امام حسن مجتبی (ع)بر شما تسلیت باد.
    و با سلام خدمت استاد محترم
    مسئله معراج جسمانى رسول خدا(ص)و همچنین مسئله شق القمر – که هر دو در سالهاى آخر بعثت اتفاق افتاده از مطالبى است که از نظر قرآن، حدیث و سخنان بزرگان ‏به اثبات رسیده و از معجزات مسلم آن حضرت به شمار می رود .
    آن قدرت بزرگى که این عالم را آفرید از اینکه چیزى از آن کم کند یا چیزى بر آن بیفزاید عاجز و ناتوان نخواهد بود .اطراف وجود ما و بلکه خود وجودمان را همه گونه معجزه‏اى فرا گرفته ولى به خاطر انس و الفتى که ما با آنها پیدا کرده‏ایم براى ما عادى شده و آنها را معمولى مى‏دانیم در صورتى که در حقیقت هر کدام معجزه و یا معجزاتى شگفت انگیز است.
    و همان طور که در گفت و گوی خانم درویش با الله (عزوجلّ ) دیدیم …
    «هر چه دایره نخواستن هایمان بیشتر باشد، دایره خواستن هایمان بیشتر می شود، بنابراین وقتی تو بدونی که چیزی بلد نیستی عالم می شی »
    و آنوقت حتما متوجه معجزاتی که خداوند (باری تعالی )در زندگی تک تک ما قرار داده میشویم

    • بسم الله الرحمن الرحیم انا اعطیناک الکوثر
      سلام به خانم ایمانی عزیز
      آرزو می کنم همه ما به حوض کوثر وصل بشیم.

  72. با سلام خدمت استاد درویش
    مطلب بسیار زیبا یی بود واقعا در زمان خواندنش حس عجیبی به من دست داد
    به راستی هر که می خواهد خدا رابشناسد اول با ید محمد (ص)را بشنا سد تشکر به خاطر مطلب ارزشمند تان

    • سلام به آقای رحیمی
      با آرزوی عقل و عشق روز افزون

      • سلام به استاد عزیزم سرکارخانم درویش
        یا محمّد من به درگاهت پناه آورده ام

        چلچراغ اشک در این بارگاه آورده ام

        دست هایم هر دو خالی، دیدگانم پر ز اشک

        خون دل، داغ جگر با سوز و آه آورده ام

        من همه بارِ گنه، تو رحمهٌ للعالمین

        رحمهٌ للعالمین، بار گناه آورده ام

        اشگ خجلت، دامن آلوده، بار معصیت

        جسم خسته، بارِ سنگین، رنج راه آورده ام

        پرده های معصیت بستند چشمم را ولی

        رو به این در، هوای یک نگاه آورده ام

        روسیاهم، معصیت کارم، بدم، آلوده ام

        هر که هستم بر در رحمت پناه آورده ام

        یا محمّد شستشویم ده به آب رحمتت

        نامه ای چون رویم از عصیان سیاه آورده ام

        چشم گریان من و گم گشته قبر فاطمه

        یک فلک سیّاره در اطراف ماه آورده ام

        یا محمّد بر تو و بر دخترت زهرا سلام

        از خراسان رضا روحی فداه آورده ام

        با همه آلودگی محصول من مهر شماست

        میوه های نخل «میثم» را گواه آورده ام

        هرروز که می گذرد دریچه ی تازه ای از ناگفته ها برایم باز می شود مطالبتان بسیار ارزشمند و آموختنی است ، خواندن این مطالب انسان را به خدا نزدیکتر می کند هرنوشته ای ولو اگر یک خط هم باشد درانسان چه بخواهد و چه نخواهد تاثیر می گذارد مثل حر که در برابر امام حسین (ع) ایستاد و با کلام امام حسین (ع) به اسلام روی آورد . و دیگر اینکه من هم با خواندن آیه اذا جا، نصر الله و الفتح و یا آیه انا فتحنا لک فتحاً مبینا ، حس عجیبی در من ایجاد می شود و احساس می کنم که هم اکنون پیروزی و یاری خداوند در رگ گردنم است و احساس می کنم که فرشتگان نگهبان ما همگی به صف شده اند و آماده حفاظت و رساندن یاری و پیروزی ازخداوند برای من شده اند .نکته جالب و قشنگی که این بار درمقاله تان وجود داشت پاراگراف بندی های رنگی بود که هنگام خواندن انسان را به دقت بیشتری جلب می کرد و خیلی زیبا بود و با خواندن هر پاراگراف برداشت مخصوص به خود از آن دریافت می شد.
        موفق و پایدار باشید

        • به قول مولانا
          تا آب شدم، سراب دیدم خود را
          دریا که شدم، حباب دیدم خود را
          آگاه شدم، غفلت خود را دیدم
          بیدار شدم، به خواب دیدم خود را
          ***
          سلام به خانم برپا عزیز

          دلت لبریز از عشق و آرامش باشه

  73. شهرام قاسمی

    قصد در معراج دید دوست بود در تبع عرش و ملایک هم نمود

    استاد گرامی
    سرکار خانم درویش

    در شب معراج، باشکوه ترین وصال هستی رقم خورد و پاک ترین محرم، پا به بزرگ ترین حرم نهاد. پیامبر از شراب روحانی وصل آن شب، ما را به اندازه جرعه ادراکمان مهمان کرد. از این رو رازهای بسیار، برای همیشه در درون جان پیامبر مکتوم ماند و شاید تنها جز خاصان از آن آگاه نشدند.
    با مطالعه مطالبی که در این زمینه جستجو کردم به این نتیجه رسیدم که هدف از معراج هدایت انسانها بوده و اینکه پیامبر با درک و دید تازه ای از هستی، رسالت خود را به سرانجام رساند.
    با احترام

    • سلام به آقای قاسمی
      **************************
      به به !
      **************************
      سربلند، سرفراز، شاد و پیروز باشید

  74. علیرضا مقیم هنجنی

    باسلام
    معراج هدیه ای الهی برای ما خاک نشیینان است که دستمان به افلاک نمی رسد.پیامبرمهربانی رفت به معراج و بازگشت تا برای ما از کمالات وبندگی بگوید.خدای مهربان پیامبر خویش را واسطه و سفیر این سفر آسمانی گردانید،تا بتوانیم مسیر کمال راطی نموده وسعادت رادریابیم،خداوند خواست نظام بالاتر از افق زندگی سطحی زمینی را به رسول خود نشان دهد تا اوبا اطلاع بر اسرارحیات وملکوت سطح زندگی اجتماعی ومادی مردم رابه افقی برتروروشن تر وبه اسرارحیات ورموز آفرینش بیشتر آشنا شود. بدانیم افق جهان فقط آن نیست که ما می بینیم وخیلی از اسرار الهی است که انسانهای معمولی توان ثانیه ای فکر کردن به آن را ندارند

  75. سلام استاد عزیزم
    سرکارخانم درویش
    مطالب بخش دوم معراج پیامبر اکرم (ص) را خواندم، سوالاتی برایم در بخش اول ایجادشده بود که در این بخش دریافت کردم؛ خوش به سعادت شما به خاطر حسن اخلاق و… ایکاش ماهم می توانستیم لااقل کمی از اخلاق و سجایای شما را داشته باشیم.
    من قران خیلی می خوانم هم به زبان فارسی و هم به زبان عربی، لیکن باز هم آن آرامش درونی و ظاهری را نمیتوانم به دست بیاورم ولی خیلی تلاش می کنم و امیدوارم خداوند مارا یاری کند و فراموش نکند .
    در اندرون من خسته دل ندانم کیست
    که من خموشم و او در فغان و در غوغاست
    (حافظ)
    در مورد اصحاب کهف برایمان بنویسید
    ممنون به خاطر مطالب ارزشمندتان

    • سلام به خانم برپا عزیز
      واقعا وسعت دید انسان بسیار حیرت انگیزه و این چیزی نیست جز وصل بودن دائم و همیشگی.
      شیوه نگارشت نسبت به قبل خیلی “اوج” گرفته.
      (چشم! همه موارد درخواستی رو یادداشت می کنم که دربارشون بنویسم.)
      با آرزوی عقل و عشق روز افزون

  76. در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد
    عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد (حافظ)
    سلام و عرض ادب ، خدمت استاد بزرگوار ، آرام و صبورم ؛
    این قسمت برایم بسیار جذاب تر شرح داده شده است. شروع متن بسیار زیبا بیان شده. در آن قسمت که اشاره فرمودید (گشترش از زمین تا آسمان) ؛ عظمت خدا ، سرشت و هویت انسان را آشکار کرده است.
    قالب متن ؛ حالت فلسفی ، بسیار عمیق و زیبا دارد.
    پیشنهادم مطالعه کتاب فلسفه با عنوان : ( حکمت هنر و زیبایی در اسلام- نوشته ی شهرام پازوکی) و مراجعه به گفتار اول آن است که از نظر خودم عالی است.
    (جامی) :
    در آن خلوت که هستی بی نشان بود
    به کنج نیستی عالم نهان بود
    وجودی بود از نقش دویی دور
    ز گفت و گوی مایی و توای دور
    وجودی مطلق از بند مظاهر
    به نور خویشتن بر خویش ظاهر
    دلا را شاهدی در پرده ی غیب
    مبرا دامنش از تهمت عیب
    نه با آیینه رویش در میانه
    نه زلفش را کشیده دست شانه
    صبا از طره اش نگسسته تاری
    ندیده هیچ چشمی زو غباری
    نگشته با گلش همسایه بلبل
    نبسته سبزه اش پیرایه ی گل
    رخش ساده ز هر خطی و خالی
    ندیده هیچ چشمی زو خیالی
    نوای دلبری با خویش می ساخت
    غمار عاشقی با خویش می باخت
    اسلوب معرفی منابع ، جهت رجوع خواننده ؛ بسیار ماهرانه و زیبا معرفی شده است.
    جسارتاً پیشنهادم این است که اگر مطالب بر حسب تشابه موضوع و محتوا دسته بندی و عنوان شوند ، خواننده حس پیگیری تمام متن را خواهد داشت و تأثیرگذارتر خواهد بود.
    سپاس از لطف و مهربانیتان

    • سلام به خانم سیری عزیز
      شیوه نگارشت مثل خودت “ناب” و “تازه” است.
      عجب شعری انتخاب کردین ناخودآگاه این شعر مولانا توی ذهنم اومد:
      گر صورت بی صورت معشوق ببینید
      هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید
      ***
      به خاطر کتابی که معرفی کردی یک دنیا سپاس، در حال مطالعه هستم.
      برای دسته بندی مطالب “سمعا و طاعتا”، ولی توجه داشته باشید بنده بر اساس موضوع بندی مسوول سایت مطالب را می نویسم.
      شاد، سربلند و پیروز باشید

  77. فرنگیس پورمرادیان

    بسمه تعالی
    هر که برای خدابیاموزد وبرای خدا عمل کند و برای خدا به دیگران تعلیم دهد در ملکوت آسمان ها به عظمت یاد می شود . (امام صادق ع)
    استاد عزیزم خانم درویش از این که مطااب زیبا و پر محتوای خود را دراختیار بنده قرار می دهید تا ازآن بهرمند شوم ممنون و سپاس گزارم .
    موفق باشید.
    التماس دعا

    • سلام به خانم پورمرادیان عزیز
      به به ! به خاطر جمله ای که از امام صادق نقل کردین.
      به امید عقل و عشق روز افزون

  78. مریم حاجی ملاعلی

    باعرض سلام وادب خدمت استاد بزرگوار وتشکراززحمات شما، متن بسیار پرباروغنی بود.بنده در خواندن دعای معراج پیامبر {ص} اصرار دارم. چون بسیار موجز وپربرکت است.

  79. مرجان نیکویی

    با سلام خدمت استاد گرامی و محترم ، با خواندن متن زیبای شما به فکر فرو رفتم ما انسانها به خاطر روزمرگی از خداوند و جهان آخرت غافل شده ایم امیداورم تلاش بیشتری کنیم برای اینکه بفهمیم خداوند در لحظه به لحظه زندگی ما حضور دارد و به گفته حضرت رسول (ص) دنیا مزرعه آخرت است .
    باتشکر فراوان

    • سلام به خانم نیکویی عزیز

      قلب وسعتی دارد به اندازه حضور خدا . . .
      من حرمی مقدس تر از قلب سراغ ندارم . . . (نادر ابراهیمی)

      سربلند باشید

  80. با سلام خدمت استاد وقتی خداوند میگوید من از رگ گردن به شما نزدیکترم یعنی تمام روح و جان و جسم ما برای خداست خداوند همیشه با روی گشاده منتظر تمام بنهاش هست تا به سوی اونبروند خداوند مگوید تمام جهان را برای تو آفریدم و تو را برای خودم کافی خداوند رو از نشانهاش بشناسیم فقط کافیه ۱ثانیه سکوت کنیم اولین صدایی که از نشانه های خداوند میشنویم ضربان قلب همین ساده خداوندوند خیلی مهربونتر از اون چیزیه که ما فکرشو میکنیم ویکسری از مردم به خاطر تعریف نادرستی که براشن از دینو خداوند شده از اون فاصله گرفتن خداوند در یک آن باهاش حرف بزنیم درد دل کنیم تشکر کنیم تشکر کنیم وتشکر کنیم خداوند فکرو ذهنو نامحدود آفریده پس به بیکرانها فکر کنیم به تموم زیباییهایی که حتی شاید برامون غیر قابل تصور باشه گاهی برای رسیدن باید رفت دید شنید کسب کرد مثلا دریاچه یی که دو رنگ متفاوت که بدلییل اختلاف چگالی به این شکل شده که فوق العاده زیباست.و در مورد (آن) کلمه یآن یعنی همه چیز آن دریایی از کلمات ومفهوم است وقتی خداوند میگوید آن یعنی همه چیز همه چیز کل وسعت جهان درآن.واینکه اصحاف کهف من همیشه فکر میکردم چطور میشه بعد از گذشت سالها کسی از وجود اونها پی نبرده ولی بعدها فهمیدم این بحث زمان و یه جورایی همون آن که توسط یکسری فرمولها وفیزیک کوانتوم یکسری رو میشه بیان کرد در واقع خداوند در یک آن اونها رو به جای دیگه یی از زمان برده شاید کمتر از ا صدم ثانیه نور همون فراتر از زمانو و مکان رفتنه

    • سلام به دادفر عزیز

      **************************
      به به !
      **************************

      موفق، پیروز، سربلند و پرانرژی باشی

  81. فرحنازسلطان محمدي

    سلام خسته نباشید استاد بزگوارسرکار خانم درویش مطالب شما بسیا زیبا وشیوا بود و بسیار لذت بردم، امیدوارم در زندگی مانند همیشه موفق وسر بلند باشی.
    وحی شد بر مصطفی برخیز، اقرأ باسم ربّک / ای حبیب من ز جا برخیز، اقرأ باسم ربّک
    تیره شد رخسار گیتی، خیره شد دیو تباهی / چیره شد جهل عِما برخیز، اقرأ باسم ربّک

    • سلام به خانم سلطان محمدی عزیز
      عجب انتخاب شعری دارید
      بسیار قشنگ ماجرای رسالت حضرت رسول(ص) در دو بیت خلاصه شده.
      به امید ذهنی مملو از مراقبه و مهر

  82. پویا ابراهیمی

    با عرض سلام وخسته نباشید خدمت استاد گرامی سر کار خانم درویش با خواندن این مطلب زیبا به این رسیدم که برای برداشتن پرده میان خود و الله باید از مادیات دل برید و به این پرسش وپاسخ نیز رسیدم که چکنیم دوستى دنیا و غفلت از خدا را از دلهاى خود بیرون کنیم؟ البته دانستنش آسان است ولى عمل کردنش سخت. نخستین گام آن است که یاد مرگ را بسیار کنیم و آرزوهاى دنیوى را کم نماییم. در فناى دنیا و پستى بهره‏هاى آن زیاد بیندیشم. حالات گذشتگان را بخوانیم و از غفلتشان از مرگ و نرسیدن به آمال واهى خود، عبرت بگیرم. چطور براى زندگى دو روزه زحمتها کشیدند؟ کاخها و بوستانها، پارکها و ویلاها ساختند؛ اما گذاشتند و رفتند و در آخر با این شعر زیبا شما و دوستان را به الله بی کران مسپارم چیست دنیا از خدا غافل شدن* نى قماش و نقره و فرزند و زن مال را کز بهر دین باشى حمول *نعم مال صالح خواندش رسول آب در کشتى هلاک کشتى است* آب در بیرون کشتى پشتى است چون که مال ملک را از دل برند *زان سلیمان خویش جز مسکین نخواند

  83. فاطمه جوانمردی وزیری

    با عرض سلام ادب خدمت استاد عزیزم
    خیلی ممنون از مطالب زیبا و پرمحتوا ممنون

    از رسول اکرم منقول است :آن شبی که مرا به معراج بردند از تمامی آسمانها گذشتم تا به آسمان هفتم رسیدم و آنچه دیده بودم و با خدای تعالی بیواسطه سخن گفتم و مراجعت نمودم به مقام جبرئیل رسیدم ، گفتم یا جبرئیل این چه دعائیست که جمله فرشتگان می خوانند؟گفت:یا محمد این همان دعاست که از جانب حق به شما آوردم و خدای تعالی می فرماید:هر که از آدم تا خاتم این دعا را بخواند یا با خود دارد عزیز و مکرم گردد و حاجتش برآورده شود و حق تعالی هیچ حجاب در میان او و خودش نگذارد و او را از جمیع بلایا محفوظ دارد و اگر از آدم تا خاتم جمع شود و جمیع دریاها مرکب گردد و زمین کاغذ گردد و چندان نویسند که همه فرشتگان مانده شوند و دریاها خشک شوند و آسمان و زمین تمام شود نمی توانند ثواب این دعا را بنویسند و از هزار یکی نوشته نشود و خواننده و دارنده این دعا را تنگی دست ندهد و تا روز اجل بستگی در کار وی نشود و از درد گوش و درد سر و چشم و دل و جمیع دردها و بلاها ایمن گردد و هر کس این دعا را با خود بگور برد حق سبحانه او را بخشد و سکرات موت را بر وی آسان گرداند و از عذاب قبر و سوال منکر و نکیر ایمن گردد و روز جزا چهل هزار فرشته به استقبال وی برآیند تا داخل بهشت می کنند
    بسم اللهِ الرَّحمن الرَّحیم

    دعای معراج:

    یا سَیِّدُ یا سَنَدُ یا صَمَدُ یا مَن لَهُ المُستَنَدُ اجْعَلْ لی فَرَجًا و مَخْرجًا مِمّا اَنَا فیهِ وَاکْفِنی فیهِ و

    • سلام به خانم جوانمردی عزیز

      خیلی ممنون که آغاز دعای معراج رو در نوشتتون آوردین:
      ترجمه:
      ای آقا،ای تکیه گاه،ای بی نیاز،ای کسی که به او تکیه شود،برای من از آنچه که در آنم گشایش و رهایی قرار بده و مرا در آن کفایت کن.

      سربلند باشید

  84. سلمان رحمتی

    با سلام بر استاد گرامی.متن خیلی خوبی بود.باید ازشما درس آموخت.امیدوارم موفق و سربلند سلامت باشید.

    • سلام به آقای رحمتی
      همه ما نیازمند الله هستیم پس به سوی او قدمی برداریم . . .
      موفق باشید

  85. سید احمد موسوی

    سلام بر خاتم مهربانى و عشق! سلام براو که گام هاى مهتابى اش شب هاى جهل بشر را به جاده هاى راستى کشاند!
    پیشاپیش رحلت پیامبر اکرم(ص) و امام حسن مجتبی(ع) و آفتاب هشتم امامت حضرت علی ابن موسی الرضا(ع) را خدمت استاد گرانقدر و مهربان ،سرکار خانم درویش و تمامی هم کلاسی ها و عزیزانی که در این سایت فعالیت دارند. تسلیت عرض می نمایم.

    موسوی

  86. زهرا نخستین ماهر

    “امین” و “امن” و “مومن” آنقَدَر دنیا خطابت کرد

    خدا طاقت نیاورد و سرانجام انتخابت کرد

    برای هر سری از روشنایت سایه بان می خواست

    که شب را پیش پایت سر برید و آفتابت کرد

    حجازِ وحشیِ زیبا ندیده دل به حسن ات باخت

    که بت ها را شکست و قبله ی دلها حسابت کرد

    خدا از چشم زخم مردمان ترسید پس یک شب

    تو را تا آسمان ها برد و مثل ماه قابت کرد

    تو را از آسمان بارید مثل عشق بر دنیا

    زمین را تشنه دید و در دل هر قطره آبت کرد

    دوای درد دین و درد دنیا ، درد بی دردی

    حضورت دردهای مرگ را حتی طبابت کرد

    تو را از دورها هم می شود آموخت ای خورشید!

    زمین گیرانه حتی با تو احساس قرابت کرد

    که از این فاصله ، این سال های دوریِ نوری

    همیشه پرتو مهرت به شب هامان اصابت کرد

    هنوز از قله های ماذنه نور تو می روید

    فقط باید دعا خواند و یقین در استجابت کرد

    • سلام به خانم نخستین ماهر عزیز

      ***************************
      به به !
      **************************
      موفق و پیروز باشی

  87. زهرا نخستین ماهر

    با سلام و درود خدمت استاد عزیزم خانم درویش
    من واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم.بسیار بسیار متن زیبایی بود.ما را با خدا و ائمه بیشتر اشنا کرد تا بتوانیم خدای خود را بهتر بشناسیم.ممنون از متن بسیار زیباتون.
    چنان گرم در تیه قربت‏براند

    که در سدره جبریل از او باز ماند

    بدو گفت: سالار بیت الحرام

    که اى حامل وحى برتر خرام

    چو در دوستى مخلصم یافتى

    عنانم ز صحبت چرا تافتى

    بگفتا فراتر مجالم نماند

    بماندم که نیروى بالم نماند

    اگر یک سر موى برتر پرم

    فروغ تجلى بسوزد پرم .
    با تشکر استاد عزیزم.

    • سلام به خانم نخستین ماهر عزیز

      ***************************
      به به !
      انتخابهای شعرتون چه زیباست!
      آفرین!
      **************************
      به امید موفقیتهای روز افزون

  88. با عرض سلام خدمت استاد عزیزم خانم درویش
    مطلب شما را مطالعه نمودم و بسیار لذت بردم. به نظر من هر کس بخواهد الله را بشناسد اول باید محمد(ص) را بشناسد.
    ماه فرو ماند از جمال محمد
    سرو نباشد به اعتدال محمد

    • سلام به آقای فشی
      با امید به اینکه وادی معرفت رو با سرزمین های متعددش به پایان برسونیم که همانا “خودشناسی” است.

      موفق باشید

  89. یونس نیکپور

    این مطلب یادآور اندیشه ” وحدت وجود ” ابن عربی است که چند شاعر نامی ادبیات پارسی متاثر از ایشان هستند و هر یک به گونه ای در آثارشان از این جهان بینی پیروی کردند.
    در ” وحدت وجود ” ما اینگونه در میابیم که تمام موجودات متکثر شده از یک وحدت کل هستند که در هستی ساری و جاری می باشند و این جریان وروندگی حیات آنها را به سمت کمال گسیل می کند .
    فلسفه و هدف خداوند از خلقت نیز آگاه شدن انسانها از امر تکامل است و این کمال مرهون حرکت و پویایی بشر به سوی این امر است که در نهایت انسانها به این حقیقت دست می یابند .

    • سلام به آقای نیکپور

      به به !

      به قول عطار اگر جسم تو کوچک است ولی روح تو همچون روح کل بزرگ است:
      از حقارت سوی خود منگر بسی
      زان که ممکن نیست بیش از تو کسی
      جسم تو جزو است و جانت کل کل
      خویش را عاجز مکن در عین ذل
      . . .
      * * *
      موفق و پیروز باشید

  90. با سلام و درود فراوان خدمت استاد عزیز و گرامی سرکار خانم درویش:
    قبل از هر چیز تشکر خالصانه مرا بابت زحماتی که میکشید تا ما “راه درست سعادت رو پیدا کنیم”پذیرا باشید:.
    بنظر این حقیرخداوند متعال به تمام بندگانش به طور مسای از روح خودش تو جسم ما انسانها دمیده و اینکه فردی به تعالی میرسه و به معراج میره مثل حضرت محمد/و فردی هم تا قیامت مورد لعن قرار میگیره مثل شمر/.
    این خودش الگوی مناسبی هست که خداوند برای ما مقدر کرده.
    پس همین عقلی که خدا به بندگانش عطا کرده و حد و مرزی هم نداره و ازاد هست هم میتونه انسان را به تعالی و هم به زوال بکشاند.پس ما باید راههای رسیدن به تعالی رو شناخته و تقویت کنیم که این امر جز با خودشناسی امکان پذیر نیست و اینکه همیشه یادمان باشد ما بنده ی خدا هستیم.
    من عرف نفسه فمن عرف ربه.

    • سلام به آقای اسمعیلی
      بله! هر انسانی که به پایان راه معرفت می رسد، وقتی به خود نظر می کند جسم نمی بیند بلکه روح و ذات خود را می بیند و در ذات خود جز خدا نمی بیند.

      به امید موفقیت و معرفت روز افزون

  91. هاشم فخاریان

    با عرض سلام خدمت استاد گرانقدر و مهربان ،سرکار خانم درویش
    متن بسیار زیبا و پیام آور سرکارعالی را مطالعه نموده و تحت تاثیر آن قرار گرفتم . واقعاً نمیدونم چه نظری درباره اون بدم . فقط متونم بگم عالی بود.در راه اعتلای دین مبین اسلام موفق و سربلند باشید

    • سلام به آقای فخاریان
      ***
      چونکه گردی فانی مطلق ز خویش
      هست مطلق گردی اندر لامکان
      (عطار نیشابوری)
      ***
      سربلند باشید

  92. علیرضا جمالی

    با عرض سلام خدمت استاد فرهیخته خانم درویش
    ما اشرف مخلوقات هستیم و بیهوده افریده نشده ایم ما باید همیشه وهمه جا در نظر داشته باشیم که خداوند ناظر تمام کارهای ما میباشد او مانند یه راهنما وه یک معلم خوب میباشد که همه جا به یاری بنده خود می آید

    • سلام به آقای جمالی

      بله. طبق فرموده الله در قرآن : “همه ما در پرتو او هستیم.”

      برقرار باشید

  93. سیدعبدالله دهقان

    استادعزیزسلام ،جد من ÷یغمبراسلام یکی ازنوابغ روزگاره چه درروزگارخودچه درحال حاضراست،وشما هم براستی دین خودتان رادرباره ایشان به خوبی ادا کردید ،درودبرشما، من خیلی لذت بردم.ازشما هم تشکرمی کنم .

    • سلام به آقای دهقان

      امیدوارم همه ما ادامه دهنده راه حضرت محمد(ص) باشیم چون با قرار گرفتن در مسیر ایشون هستش که شناختمون نسبت بهشون زیاد می شه.
      پیروز باشید.

  94. باسلام خدمت استاد گرامی مطالب قسمت اول ودوم بسیار زیبا وشیوا بود وقتی مطالب را خواندم متوجه شدم علت این همه خوش اخلاقی وصبوری وآرامش شما از کجاست؟مطالب بسیار زیبایست وباور کنید که آدم از خواندن آن سیر نمی شه امیدوترم در تمام مرحله زندگیتان موفق باشید

  95. با سلام خدمت استاد مهربان و صبور خودم
    واقعا از خواندن مطالب شما لذت بردم.
    واز میان آن مطالب به جواب سوال خود پی بردم و متوجه شدم شما این همه صبوری وآرامش وگذشت رو از کجا بدست آوردید . مگرمیشه باخدا اینقدرنزدیک و صمیمی بود و گپ زد ولی آرامش خاطر واین همه بزرگواری نداشت ؟؟؟
    من این منش وآرامش وجودی شما رو تحسین میکنم و امیدوارم بتونم کمی شبیه شما بشم. حسینی -زهرا

    • سلام به خانم حسینی عزیز
      ***
      المنه لله که در میکده باز است
      زان رو که مرا بر در او روی نیاز است
      خم‌ها همه در جوش و خروشند ز مستی
      وان می که در آن جاست حقیقت نه مجاز است
      از وی همه مستی و غرور است و تکبر
      وز ما همه بیچارگی و عجز و نیاز است
      رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم
      با دوست بگوییم که او محرم راز است
      شرح شکن زلف خم اندر خم جانان
      کوته نتوان کرد که این قصه دراز است
      بردوخته‌ام دیده چو باز از همه عالم
      تا دیده من بر رخ زیبای تو باز است
      در کعبه کوی تو هر آن کس که بیاید
      از قبله ابروی تو در عین نماز است
      ای مجلسیان سوز دل حافظ مسکین
      از شمع بپرسید که در سوز و گداز است

      ***
      با آرزوی عشق و عقل روز افزون

  96. بر روح بلند مهربانی صلوات

    بر خلق عظیم آسمانی صلوات

    بر اشرف کائنات و هادی سبل

    خورشید سپهر جاودانی صلوات

    سلام استاد عزیز
    خسته نباشید
    مقاله شما خیلی جالب و آموزنده بود
    ممنونم

    • سلام به خانم الهه حسن
      ***
      اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکَاهٍ فِیهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِی زُجَاجَهٍ الزُّجَاجَهُ کَأَنَّهَا کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ یُوقَدُ مِن شَجَرَهٍ مُّبَارَکَهٍ زَیْتُونِهٍ لَّا شَرْقِیَّهٍ وَلَا غَرْبِیَّهٍ یَکَادُ زَیْتُهَا یُضِیءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُّورٌ عَلَى نُورٍ یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَن یَشَاء وَیَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ(سوره نور آیه ۳۵)
      خدا نور آسمانها و زمین است. مَثَلِ نور او چون چراغدانى است که در آن چراغى، و آن چراغ در شیشه‏اى است. آن شیشه گویى اخترى درخشان است که از درخت خجسته زیتونى که نه شرقى است و نه غربى، افروخته مى‏شود. نزدیک است که روغنش- هر چند بدان آتشى نرسیده باشد- روشنى بخشد. روشنى بر روى روشنى است. خدا هر که را بخواهد با نور خویش هدایت مى‏کند، و این مثلها را خدا براى مردم مى‏زند و خدا به هر چیزى داناست.
      ***
      با آرزوی بهترینها

  97. استاد عزیزم
    متن زیبایی بود از لحاظ آشنایی با زندگی پیام (ص)
    فقط از لحاظ نگارشی مشکل داشت و اون این بود که گاهی متن به زبان محاوره نوشته شده بود و در جاهایی هم به زبان ادبی… کل متن به یک نگارش نوشته نشده بود ولی در کل بسیار آموزنده و دوست داشتنی بود. ازتون ممنونم
    استاد عزیزم راستش من خیلی مطالعه میکنم راجب انسان و احساساتش…
    بیشتر به این رسیدم که انسان خیلی متغیره و لحظه به لحظه در حال عوض شدنه… انگار اصلاً نمیشه بهش اعتماد کرد. ممکنه یک لحظه کاملاً مثبت باشه و چون دنیای درونش نامحدوده و نامتناهیه، لحظه ای بعد کاملاً منفی بشه…معدود انسانهایی هستند که از این نظر ثابتن و میشه بهشون اعتماد کرد و از جمله این معدود انسانها پیامبران و معصومین رو میشه برشمرد.
    کاش میشد که راجب خودمون به یک ثبات برسیم که خیلی خیلی سخته.
    ای قـوم بــه حج رفتـه کجایید کجایید
    معشــوق همیــن جـاست بیایید بیایید
    معشــوق تــو همسـایه و دیــوار به دیوار
    در بادیه ســـرگشته شمـــا در چــه هوایید
    گــر صـــورت بی‌صـــورت معشـــوق ببینیــد
    هــم خـــواجه و هــم خانه و هم کعبه شمایید
    ده بـــــار از آن راه بـــدان خـــانه بـــرفتیــــد
    یــک بـــار از ایـــن خانــه بــر این بام برآیید
    آن خانــــه لطیفست نشان‌هـــاش بگفتیــد
    از خــواجــــه آن خــــانـــــه نشانـــی بنماییـــد
    یک دستـــه گــل کــو اگـــر آن بـــــاغ بدیدیت
    یک گـــوهر جــــان کـــو اگـــر از بحر خدایید
    با ایــــن همـه آن رنج شما گنج شما باد
    افسوس که بر گنج شما پرده شمایید
    (مولانا)

    • سلام به خانم زهرا عزیز
      ممنون از نظری که گذاشتین
      قسمت محاوره مربوط به گفت و گوی دو نفره و قسمت دیگر حاصل مطالعات است(چون فامیلی تون رو نمی دونم خاطرم نیست در چه کلاسی با هم هستیم) اگر سر کلاسها غیبت نداشتید هنگامی که شیوه های نگارش، بخصوص نگارش در سایت را توضیح دادم باید این گونه ابهامها براتون رفع شده باشه ولی باز هم یادآوری خواهم کرد…
      در مورد مطلبی که نوشتین “خیلی خیلی سخته” بسیار موقعیت خوبیه که امام حسین(ع) را مثال بزنم: ایشون الگوی تمام عیار عقل در کنار عشق بودند به همین دلیل هیچ چیزی را نازیبا(زشت) نمی دیدند ایشون تمام زیبایی بودند که به جنگ جهل(نازیبایی= زشتی) رفتند ولی با این حال یک نفر از دشمنانش رو نازیبا ندید و حتی شهید شدن خودش و نزدیکانش رو از تجلیات الهی می دید.
      هر زمان که عقل حس کنه به اندازه کافی رشد کرده و دیگه بسه، اون موقع هستش که به تقابل با عشق می پردازه و نازیبا (زشت) دیدنها شروع می شه.

      با آرزوی عقل و عشق روز افزون

      • سید احمد موسوی

        با سلام و ورود فراوان خدمت استاد بزرگوار و گرامی خانم درویش.
        مطالبی که در سایت قرار داده اید بسیار با ارزش و آموزنده می باشد.
        در راستای معراج پیامبر(ص) می توانم اشاره به شعری از سعدی داشته باشم.
        شبی بر نشست از فلک برگذشت به تمکین و جاه از ملک در گذشت
        چنن گرم در تیه قربت براند که در سدره جبریل از او باز ماند
        بدو گفت سالار بیت الحرام که ای حامل وحی برتر خرام
        چو در دوستی مخلصم یافتی عنانم ز صحبت چرا تافتی
        گفتا فراتر مجالم نماند بماندم که نیروی بلم نماند
        اگر یک سر موی برتر پرم فروغ تجلی بسوزد پرم
        نماند به عصیان کسی در گرو که دارد چنین سیدی پیشرو
        چه نعت پسندیده گویم تورا؟ علیک السلام ای نبی الوری

        با تشکر موسوی

    • باسلام وخسته نباشی خدمت استاد گرامی وعزیز
      مطالب ونوشته هاتون بسیار عالی و زیبا بود امیدوارم در زندکی موفق و سربلند باشید .
      ارادتمند شما محمد مریدی

  98. معصومه رضایی

    سلام روزبخیر
    حضرت زینب کبری (س) بهترین الگو برای زنان جهان است.
    حضرت زینب (س) انسانی با کرامت بود که از او با القاب عارفه، موثقه، عابده آل علی و عقیله بنی هاشم یاد می‌کنند.
    حضرت زینب (س) مفسر قرآن بود و زنان بسیاری از کوثر کلام او، جرعه می‌نوشیدند و زنان و دختران امروز نیز باید با بهره گیری از الگوهای زندگی ایشان جایگاه واقعی خود را پیدا کنند.
    حضرت زینب کبری (س) در خانه وحی و ولایت از پدر و مادری معصوم به دنیا آمد و در آغوش نبوت، مهد امامت و ولایت و مرکز نزول وحی الهی رشد و نمو کرد.
    یگانه مادر معصوم جهان هستی « فاطمه زهرا (س) » به او شیر داد و از ابتدای شیرخوارگی در آغوش پر مهر مادر، عفت و حیا، شهامت و عطوفت را فرا گرفت و هم زمان با دوران شیرخوارگی در محضر بزرگترین استاتید جهان انسانیت, یعنی رسول اللّه (ص) و امیرالمؤمنین و دو برادر بزرگوارش امام حسن(ع) و امام حسین(ع) تربیت یافت.
    در نتیجه گمان نمی‏رود که تا به حال هیچ دختری به آن تربیت بلند که حضرت زینب (س) در آن خانواده بزرگ به آن نایل شد, رسیده باشد.
    با تشکر

    • سلام به خانم رضایی عزیز
      خیلی ممنون به خاطر توصیفهایی که از حضرت زینب نوشتین.

      عقل و عشقتان روز افزون باد

  99. با عرض سلام وادب خدمت استاد گرامی
    از مطالب و نکات بسیار آموزنده ی شما در خصوص معراج استفاده کردیم
    و از شما کمال تشکر را داریم .
    شمس الدین محمد حافظ شیرازی نیز که لسان الغیب است و اشعارش ورد زبان‌ها، شعر معروفی درباره پیامبر (ص) دارد که با زیباترین زبان و تشبیه‌ها به وصف پیامبر اکرم (ص) پرداخته است:

    ستاره‌ای بدرخشید و ماه مجلس شد

    دل رمیده ما را انیس و مونس شد

    نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت

    بغمزه مسئله آموز صد مدرس شد

    طرب سرای محبت کنون شود معمور

    که طاق ابروی یار منش مهندس شد

    ببوی او دل بیمار عاشقان چو صبا

    فدای عارض نسرین و چشم نرگس شد

    بصدر مصطبه‌ام ، می‌نشاند اکنون یار

    گدای شهر نگه کن که میر مجلس شد

    لب از ترشح می پاک کن ز بهر خدا

    که خاطرم به هزاران گنه موسوس شد

    کرشمه تو شرابی به عاشقان پیمود

    که علم بی خبر افتاد و عقل بی حس شد

    خیال آب خضر بست و جام کیخسرو

    به جرعه نوشی سلطان ابوالفوارس شد

    چو زر خرید وجود است شعر من آری

    قبول دولتیان کیمیای این مس شد

    ز راه میکده یاران عنان بگردانید

    چرا که حافظ از این راه رفت و مفلس شد

    • سلام به خانم زارعی عزیز
      به به !
      واقعا این شعر چه قدر زیباست؛ در آغاز غزل، حافظ اشاره می کنه به دوستی با حضرت رسول (ص) و در آخر هم رسیدن به بی نیازی را مطرح می کنه که یعنی با او دوست بشی، از هر کس و هر چیز بی نیاز می شی .
      ستاره، غمزه، مدرس، مکتب، ابرو، مهندس، صبا، مجلس، کرشمه، عاشقان، عقل، علم، خضر، کیمیا، مس…
      کلماتی که در غزل آمده خیلی زیباست.
      یادمون باشه تمام اولیای الهی کیمیاگر هستن و مس وجود ما را به طلا تبدیل می کنند.

      آفرین به انتخاب شعرتون

      موفق باشید

  100. علي جوانمرد

    باسلام و درود خدمت استاد عزیزو گرامی خانم درویش
    مطلبتون واقعا تاثیربرانگیز بود و بخصوص نکات خیلی زیبا و آموزنده درباره معراج پیامبر(ص)با الله و نشانه های بزرگی و عظمت خداوند و در کنار آن مقام و منزلت پیامبر(ص).
    ماه فروماند از جمال محمد

    سرو نباشد به اعتدال محمد

    قدر فلک را کمال و منزلتی نیست

    در نظر قدر با کمال محمد

    وعدهٔ دیدار هر کسی به قیامت

    لیلهٔ اسری شب وصال محمد

    آدم و نوح و خلیل و موسی و عیسی

    آمده مجموع در ظلال محمد

    عرصهٔ گیتی مجال همت او نیست

    روز قیامت نگر مجال محمد

    وآنهمه پیرایه بسته جنت فردوس

    بو که قبولش کند بلال محمد

    همچو زمین خواهد آسمان که بیفتد

    تا بدهد بوسه بر نعال محمد

    شمس و قمر در زمین حشر نتباد

    نور نتابد مگر جمال محمد

    شاید اگر آفتاب و ماه نتابند

    پیش دو ابروی چون هلال محمد

    چشم مرا تا به خواب دید جمالش

    خواب نمی‌گیرد از خیال محمد

    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد
    با تشکر از شما استاد عزیز
    موفق و سربلند باشید.

    • سلام به آقای جوانمرد
      یادمون باشه برای این که به ناشناخته ها دست پیدا کنیم باید دنیای شناخته ها را دور بریزیم،
      در آن زمان است که ذهن به آرامش می رسه و همه چیز به یادش می یاد…
      باز آمدم باز آمدم از پیش آن یار آمدم
      در من نگر در من نگر بهر تو غمخوار آمدم
      شاد آمدم شاد آمدم از جمله آزاد آمدم
      چندین هزاران سال شد تا من به گفتار آمدم
      (مولانا)

      به امید موفقیتهای روز افزون برای شما

    • رضا علی تفرشی

      باسلام وادب حضور سرکار خانم پروانه استادعزیز
      قبل از هر چیز بایداز مطالب فوق العاده جذابی که درمورد معراج حضرت رسول نوشته اید کمال سپاس و قدردانی را داشته باشم.
      شاید در زندگی امروز بااین همه مشکلات و درگیری های دنیایی این چنین فرصتی کم پیش بیاید تا بتوانم مطالعه ای دراین زمینه ها داشته باشم اما شمااین فرصت را برایم مهیا کردید.
      ممنون از شما.
      در مورد معراج رسول الله شاید نتوان به راحتی صحبت کرد یا به عبارتی برای ما که انسانهای عادی هستیم کمی درک و فهمش سنگین است ولی می توان
      گفت زمانی که حضرت به این معرفت دست پیدا کردنداز تما م تعلقات دنیا دست کشیده و روح و جسم را از هر گونه پلیدی و دلبستگی دنیا پاک کرده اند.
      معرفت درّ گرانی است به هرکس ندهند
      پر طاووس گران است به کرکس ندهند

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.