صفحه اصلی پرسش و پاسخ

پرسش و پاسخ

سلام به شما سالک راه حقیقت
در این پست می توانید، پرسش های خود را مطرح کنید و جواب خود را دریافت نمایید.
مدیران فعلی سایت آقای شهاب و خانم جویا می باشند، که به سوالات شما عزیزان پاسخ می دهند. لطفا قبل از مطرح کردن پرسش خود نگاهی به سوالاتی که دیگران عزیزان مطرح کرده اند بیاندازید و پاسخ ها را مطالعه کنید، در صورتی که پرسش شما در بین آن ها نبود، پرسش خود را مطرح نمایید و ما با کمال میل به سوالات شما پاسخ میدهیم. با تشکر. 

bahs

دیدگاه(518)

  1. شهاب عزیز سلام.من سوالی داشتم در رابطه با قانونی که به قانون سگ معروفه.در رابطه با ایجاد تغییر در شخص دیگه.میخواستم یه توضیح کامل ازش بدونم.آیا میشه شخصی رو برای پذیرش تغییر دلخواهمون آماده کرد؟

  2. سلام روزتون بخیر امیدوارم در سایه حق همیشه سلامت و شاد باشین همیشه خدمتتون دادم شرمنده یک سوال داشتم کسی که دوست داره مراقبه سکوت انجام بده ولی از نظر شنوایی گوشش اشکال داره سوت می کشه و وز وز میکنه چکار کنه ممنون میشم از راهنماییتون از روحانیون هم بینهایت سپاسگذارم یا حق

  3. سلام به مدیران عزیز
    من میخوام از شما کمک بگیرم یرای شروع یک راه درست از طریقه مطالعات کتاب ها
    خواهشمندم پاسخ بندرو بدید
    من واسه قدم گذاشتن در این راه خیلی تلاش میکنم اما دو مرتبه وسط راه دچار لغزش میشم
    میخوام فقط مطالعه کنم در اینباره و اینبار به کمک شما دوستان عزیز انشالا که اینبار موفق بشم
    خواهش میکنم به من کتابهای در باب معتویت و عرفان به خصوص خواب و رویا معرفی کنید کتابهایی مفید برای یک شخص مبتدی در مسیر معنوی که از بایه با فهم مطالب به پیش برم
    چه خوب تر بود که کتابهایی که خود مطالعه میکنید در یک لیست به صورت مجزا به ماهم معرفی کنید. در سایت یا در تلگرام..
    خواهش میکنم کمکم کنید من بیصبرانه منتظر جوابتون هستم

    1. سلام به شما مهسا عزیز.
      ابتدا لطفا برید و مطالب سایت رو کامل بخونید. تا به بینش اولیه و راه و طریق درست عرفان پی ببرید. بعد کتاب های درست و صحیح رو خودم بهتون معرفی میکنم.
      اگر واقعا جستجو گر راه معنوی هستید، به این طریق عمل کنید و مطمئن باشید ما شما رو تنها نمی ذاریم.

  4. سلام به اساتید همه دوستان برام دعا کنید من بیماری خطرناکی گرفتم که درمان ندارد من هجده سال دارم نمیدونم چرا من دچار این بیماری شدم خدا که منو دوست داشت لطفا دعاکنید آزمایش دوباره سالم باشم شما همه دنیا انسان هایی خوب هستین

  5. سلام آقا شهاب . خسته نباشید من براتون مهر ماه اگه اشتباه نکنم ایمیل زدم ولی پاسخی دریافت نکردم راجع به یکسری مشکلاتی که دارم و احساس میکنم روز به روز شرایطم حادتر میشه و دچار مسایل روحی و روانی هم شدم نمیدونم باید براتون مجدد ایمیل بزنم ؟ ممنون میشم پاسخ بدین
    و سوالی دیگر در مورد ترتیب قرارگیری کامنت های دوستان هست که جدیدا نامرتب شده و خوندن کامنت های جدید مشکل شده .. ممنون

    1. سلام به شما دوست عزیز.
      دوباره به من ایمیل بزنید ، ایمیل ها پاسخ داده میشه. هر چند با تاخیر، اما پاسخ داده میشه.

  6. با سلام (امیدوارم جسارت اینو داشته باشید که این سوالو توی سایت بذارید)
    من به هیچی اعتقاد ندارم. نه خدا، نه جهان پس از مرگ، نه هیچ چیز دیگه. پس لطفا دلیل نقلی برای من نیارید. در ضمن از اونجایی که خانواده ی مذهبی دارم و سالها قبل حافظ قرآن بودم. بسیاری از استدلال ها برای اثبات خدا و جهان پس از مرگ و …. رو شنیدم و نتونستم قبولشون کنم. و اگه شما بخواید اونها رو برام تکرار کنید نه تنها نمیتونم قبولشون کنم که به حماقت شما پی میبرم.
    اما دغدغه اصلی من، شما هستید. شما و هم فکران شما که ادعای رسیدن به خدا رو دارید. همونطور که عرض کردم من به وجود خدا اعتقاد ندارم اما شما منبع همه زیبایی ها رو خدا میدونید.
    با قبول این مساله چطور میشه کسی بخواد به همه ی زیبایی ها برسه اما در مقابل اتفاقاتی که در جامعه میفته ساکت باشه
    شما میدونید شهید ستار بهشتی کی بود؟ آتنا فرقدانی- علی شریعتی – نسرین ستوده- عباس امیر انتظام – مجید توکلی – شهید عزت الله ابراهیم نژاد – احمد زید آبادی – بهاره هدایت – شهید اشکان سهرابی – شهید مظلوم ترانه موسوی – شهید ندا آقا سطان – شهید سهراب اعرابی – مهدیه گلرو – ضیا نبوی – شهید امیر جوادی فر- شهید دکتر رامین پور اندرجانی – شهید محسن روح الامینی – شهید محمد کامرانی و …
    همه ی اینها کسانی هستند که این نظام بهشون ظلم کرده
    آدم سیاسی نیستین و به قتلهای زنجیره ای و گورستان خاوران و جنبش سبز کاری ندارید؟
    میدونید سن فحشا توی ایران چند ساله؟ میدونید سن اعتیاد چند ساله؟ میدونید چه تعداد کارتن خواب داریم؟ اختلاف طبقاتی رو نمیبینید؟ بیکاری – فقر – کودکان کار – اینها رو نمیبینید؟
    شمایی که میتونید بیماری رو شفا بدین برای بیماری های اجتماع چه کار کردین؟
    لعنت بر شما که مردم رو درگیر توهم رسیدن به خدا کردین در حالی که این همه ظلم داره اتفاق میفته. مردم رو خر کردین و فراموش کردین مسوولیت اونا ایستادن در مقابل ظلم و خفقان و ناعدالتی هاست. نه نماز و قرآن و دعا خوندن.
    همون امام حسینی که شما بهش اعتقاد دارید و من فقط بهش احترام میذارم بهتر از همه ی شما میتونست نماز بخونه و قرآن تفسیر کنه و دعا بخونه اما شمشیر دستش گرفت برای مبارزه با یزید
    شما در مقابل یزید زمان چه غلطی کردید؟
    این چه راه حقیقتیه که شما سالکش هستید و چشمتون رو روی ظلمی که به مردم میشه بستین؟

  7. سلام با آرزوی موفقیت برای مدیران محترم سایت ..آیا کامنتی که یک هفته پیش ارسال کردم و منتظر جوابش هستم مطالعه شد؟با تشکر از شما لطفا جواب بدهید چون برای من بسیار مهمه

    1. سلام به شما ، همه ی ایمیل ها جواب داده شدن. لطفا شما هم از اسم های صحیح تر استفاده کنین. اسم بی نوشتن ؟ واقعا سخته اسم کامل تری رو انتخاب کنید ؟

  8. با سلام زمانی که دوستم سایت شما رو به من معرفی کرد شرایط روحی ناراحت کننده ای داشتمو دارم و به من گفت این سایت خیلی میتونه کمکت کنه قبلا هم به شما پیام دادم که شما آقای شهاب به من گفتید روحت اسیر خودخواهی و مقایسه و کینه هست .. من واقعا به کمک نیاز دارم کمک به انسانی که داره از هم میپاشه و تو این از هم پاشیدگی داره به هر چیزی چنگ میندازه که غرق نشه تو این مدت به قدری عذاب کشیدم که بارها به مرگ برای رها شدن از رنجم فکر کردم ولی جراتشو نداشتم نمی دونم از کجا شروع کنم چون اگه بخوام از رنجها و تجربیات تلخم بگم باید از بدو تولد بگم ولی در اصل مشکل اصلی من و خانوادم ریشه ای تر از این حرفاست ..فقط به طور خلاصه مشکلمو مطرح میکنم …نمی دونم شاید با خوندن پیام من بهم ته دلتون بخندید و مشکلمو جدی ندونید ولی باید جای من باشید تا بفهمید اسیر شدن روح و اینکه آدم آزادیشو به تاراج رفته بدونه از هزار بار مردن بدتره.. ۸ سال پیش خانمی که هنوز از شوهرش جدا نشده بود با کمک شوهر خواهرش که یکی از اقوام ما میشه طرح دوستی با خانواده ما رو ریخت …ما با این اقوامممون که بعدا اگه خواستید دقیق میگم کی هست ارتباط آنچنان نداشتیم نه اینکه اونا رو طرد کرده باشیم امارفتار شون هیچ وقت درست نبود چشم هم چشمی شدید حسادت .. باعث شده بود ازشون فاصله بگیریم به خاطرهمین وقتی بعد از مدتها فامیلمون با همسرش رفت و آمد به خونه ما رو باز کردند ….. آقای شهاب … ترجیح میدم اگه امکانش هست قضیه رو مفصل خصوصی به شما بگم ولی فقط بگم گرفتار آدمایی شدیم که آب هم میخورن با سحر و جادو سرو کار دارن .. به جادوگری و رمالی معروفند کسی که عقل تو سرش باشه از اینا فرار میکنه فقط کساییکه مثل خودشون هستند یا غافلند با اونا مرتبط هستند.. من تو یه خانواده مذهبی روشن فکر بزرگ شدم به خاطر همین اوایل باور این قضیه برام سخت بود و اونو خرافات میدونستم اما به خدا قسم شاهد تغییراتی تو زندگیم بودم که باورم شد ۸ ساله دارم رنج میکشم مشکلاتی دارم که هر چی برای حلشون تلاش کردم موفق نشدم توسط این اشخاص مورد تهدید قرار گرفتیم و تهدیدشونو عملی کردند جدا شدن از این خانواده به هیچ وجه برامون امکان پذیر نیست مادرم ، من و تمام اعضای خانواده افسردگی شدید داریم خنده برام شده آرزو فقط میگم خدایا حتما تو بندگیت کوتاهی کردم که من و خانوادمو اسیر ظالم کردی؟ تلاش زیادی برای باطل کردن جادوگریهای این افراد پلید کردم ولی بی نتیجه بود لطفا اگه میتونید کمکم کنید ترجیح میدم بهم ایمیل بزنید تا بیشتر توضیح بدم یا حداقل همین جا جوابمو بدید ممنونم

  9. سلام وقت بخیر امیدوارم بهترین لحظات رو از خداوند هدیه بگیرین.ممن.نم به خاطر مطالب بینظیرتون خوش ب سعادتتون مطمعنم کارما جواب این خوبیهارو هرروز وهرلحظه ب شما برمیگردونه.اقای شهاب مادرم تو خواب دوستشو دیده که تو خواب بهش پارچه داده تعبیرش چیه؟این خانم چن ساله خواستگار خواهرمه وبعد از اینک بعد از مدتها جواب بله مارو گرفتن پسرش عقب کشید.البته خواست خدا رو هم باید در نظر گرفت.ولی خواهرم هم زیاد خواب این خانم رو میبینه وهز دفعه ی چیزی بهش میده.تعبیرشون چی میتونه باشه

    1. سلام به شا فرناز عزیز.
      از این خواب میشه اینگونه تعبیر کرد که این مادر، هنوز هم نسبت به اتفاقی که افتاده ناراحته. یه جورایی دوست داشته خواهر شما رو برای پسرش ور داره و حالا که پسرش عقب کشیده ، دوست داره که این مورد ناراحت کننده رو جبران کنه.
      تعبیر خواب شما همین است فرناز عزیز.

  10. سلام وقت بخیر من چن روزه هی خواب امام ها رو میبینم دو ورز پیش دیدم با دوتا دختر خاله هام هستم بهم گفتن ی خانم هست خیلی خیلی زیبا نماز میخونه بیا بریم نشونت بدم که داشتم باهاشون میرفتم از ی درچوبی مثل درهای قدیمی ردشدیم که مثل فیلمهای تاریخی نگهبانا با لباس تاریخی مشعل به دست ایستاده بودن که بهم گفتن اصحاب کهف زنده شدن یکیشون اومد موهای تراشیده و لباس احرام پوشیده بود که بزرگ اون سرزمین کلی براش دستورات داد واون هم خوب گوش میکرد واطاعت.منم باهمون فردی ک زنده شده وبود ویکی از اصحاب کهف بود خیلی خوب وقشنگ سلام واحوال پرسی کردم.ی نیگاه ب جلوم انداختم که دیدم روبه روم ی غار هس واب باید از اب رد میشدیم تا ب غار میرسیدیم جلوی غار ی عده خانم واقا بودن و اقایون سر تراشیده ولباس احرام پوشیده بودن وتو اب جلوی غار وایستاده بودن.نزدیک غار ک شدیم برم خانم رو ببینم ی دفعه نگاهم متوجه سمت دیگ شد که دیدم ی اسب واقعا بینظیر وسفید بای اقایی که اونم لباس قدیمی همونی ک تو فیلمای تاریخی میپوشن پوشیده وسوار بر اسب که این اسب روی دریا بود نه ابی که چن لحظه پیش بودم رو دریای خیلی خوب ولی نزدیک ساحل انگار.باخودم چن بار تکرار کردم این امام حسینه این امام حسین….. میتونم بپرسم تعبیرشو؟ممنون

    1. سلام به شما فرناز عزیز.
      این خواب شما ، دارای تعبیری نیست. این دسته از خواب ها تجارب هستند. تجاربی که توسط اساتید رویا به رویا بین ها داده میشه تا با ما همچین محیط هایی و همچین خواب هایی، آشنا بشن. ان شاالله در آینده تجربیات بهتری خواهی داشت و آن زمان خواهی فهمید که چرا قبل ها، خواب هایی از این دست می دیدی.

  11. سلام خوبید
    وب سایت شما عالی است بسیار آموزنده و جالب است

    اگه ممکنه وبلاگ من رو هم لینک کنید

    من هم تو وبلاگم جدیدا چیزایی می نویسم که برام اتفاق می افته و نکاتی داره که دوست دارم به همه بگم
    خودتون وبلاگ رو ببینید و اگر دیدید چیزی مفید در آن وجود دارد لطفا آنرا نشر دهید

    اسم وبلاگم برای لینک دم مسیحایی
    و آدرسشhttp://deltangezamooneh.blogfa.com

  12. سلام اقا شهاب من برای شما ایمیلی فرستادم ولی جوابی دریافت نکردم سوالم اینه که در قسمت تغییر اینده در خواب گفتین که میتونیم در بیداری تعبیر خواب رو تغییر بدیم ولی در همین قسمت که خانم شیدا در مورد خوابی که دیده و برادرش با دوچرخه تصادف کرده گفتین که این اتفاق ها میفته و کاری از دست ما برنمیاد این موضوع برای من خیلی مهمه اگه میشه بیشتر راهنمایی کنید ممنون

    1. سلام به شما ناشناس عزیز.
      تغییر اینده در خواب بر هر شخصی امکان پذیر نیست. بلکه فقط انسان هایی که به درجات بسیار بالایی رسیدن میتونن این کار رو انجام بدن. به همین علت برای اون خانم که خواب دوچرخه رو دیده، نمیشد کاری براش انجام داد.

  13. سلام وقت شما به خیر در ارتباط با جمله ای که خداوند هیچگاه چیزی را که شایسته آن نباشی به تو نمی دهد.. این جمله برای من بسیار نگران کننده و سنگینه ..به این خاطر که همیشه برای خواسته هام تلاش بی نهایت کردم و البته همیشه سعی کردم حق بنده خدا ضایع نشه و خدا هم راضی باشه تا حدی که میتونم بگم زندگی برام سخت شده و ناکامیهای بسیاری در مسیر اهدافم کشیدم در حال حاضر هم می بینم کسی که من و خانواده ام رو مورد آزار بسیار قرار داد در زندگیش موفقه ولی من همیشه حسرت زندگی به قول معروف دشمن زندگیمو میخورم به نظرم این عادلانه نیست همه انسانها خطا دارند من میگم چرا منی که انقدر اعمالمو با وسواس انجام میدم که مبادا خدا ناراحت نشه به این روز افتادم و خداوند منرو لایق نمیدونه در حالی که شاهد رنج و عذاب منه که روحمو فرسوده کرده ولی کسی که موجب آزارمن بوده بهترین زندگی رو داره ملاک خدای بزرگ برای شایستگی چی هست؟ رنج یک بنده که سعی داره خوب عمل کنه و راحتی و آسایش یه بنده ای که له کردن آدمای دور و برش جزء سرگرمی زندگیشه! در این صورت باید بگم دیگه تمایلی به خوب بودن ندارم چون در هر صورت خدا من رو شایسته نمیدونه لطفا من رو توجیح کنید با سپاس

    1. سلام به شما پ ب عزیز
      شما از نگاه خودتون دنیا رو می بینید و یقینا نمیتونید تمام ضعف ها و اشکالات خود رو به درستی تشخیص بدید.
      نا اگاهی ما دلیلی بر عدم کفایت خداوند نیست.
      از صحبت های شما بوی رقابت و هم چنین کینه میاد. قلبی که اکنده از این ها باشه نمیتونه به درستی نشانه های زندگی رو ببینه.
      چون تمام حواسش به زندگی شخص مقابل هست و بس. درگیر رقابته. و زمانی که درگیر رقابت باشیم درگیر مقایسه هم خواهیم شد و زمانی که درگیر مقایسه میشیم درد و رنج رو با خودمون به همراه خواهیم داشت. چون اگر پایین تر از طرف مقابل خود باشیم عذاب میکشیم و اگر بالاتر از اون باشیم از منیت خود سر مست خواهیم شد.
      مطالب سایت رو بخونید. امید که مفید باشه و بتونید راه خودتون رو پیدا کنید.

  14. سلام آقا شهاب قبلا یه سیستمی بود برای سایت شما که افرادی که نظرات جدید می گذاشتند اسم اون ها دیده می شد بعد ما رو اسمشون کلیک می کردیم می خوندیم
    ماشاءالله تعداد نظرات هم زیاده این سیستم که حذف کردی کار ما سخت تر شده ممنون میشم مثل قبلش کنید

    در مورد نذر هم یه نگرش جدید پیدا کردم
    نذر تشکر عملیه و این خیلی قشنگه
    در سختی و برای رسیدن به آرزو یا هدفامون ما از خدا کمک می خوایم بعد که خدا درخواستمون اجابت می کنه از خدا تشکر عملی می کنیم و این میشه ادای نذر
    نمی دونم تا چه حد درست باشه حرفام ولی اینجوری حس خوبی به نذر دارم
    آخه آقا شهاب من نذر قبول نداشتم بعد تو خواب و یا بین خواب و بیداری نذری می کردم همین گیچم کرده بود
    و می گفتم حتما نذر حکمتی داره که من دوست داشتم بدونم
    اما حالا که می گم نذر شکر عملیه برام خیلی ارزشمند شده

    1. ممنون که گفتین قطه باران عزیز .
      اتفاقا نگاه کردم دیدم نیست تعجب کردم. بعد از غیر فعال شدن کوتاه مدت سایت این مشکل پیش اومده. پیگیریش میکنم حتما.
      نذری انجام دادن کار خوبیه .همیشه انجام بدین . قبل از اینکه سختی چیزی به زندگیتون وارد بشه.

  15. به نام خدای مهرگستر مهربان
    عرض سلام، ادب و احترام آقای شهاب و خانم جویا
    نقدی داشتم به نگرش شما در راه رسیدن به خدا
    مثال میزنم تا جا بیفتد عرضم چیست
    اگر شما بخواهید بر قله کوهی بایستید ممکن است چند راه برای صعود داشته باشید که البته در دشواری و همواری با همدیگر فرق می کنند و ای بسا خیلی از این مسیر های صعود شما را تا نزدیکی های قله هم ببرند و بعد ببینید که دیگر راه صعود ممکن نیست یا بی اندازه سخت شود، پس خرد می طلبد که کوهنورد از بین این همه مسیر، آن را برگزیند که آسان هموار و از همه مهمتر تا خود قله ادامه داشته باشد نه اینکه تا نیمه بالا بیاید و بعد در جا بزند و دلخوش کند که بلی من مسیر را بالا رفتم و خود را فاتح کوه بیانگارد،
    درست است که کوهنورد مورد مثال ما از همه کسانی که در پایین دامنه کوه هستند بالاتر و گزینش شده است ولی راه برای رسیدن به قله بر او بسته شده و از همه بدتر اینکه چون تا نیمه بالا آمده به اشتباه فکر می کند که راه درست همین است و دیگران را هم به همین مسیر نیمه تمام فرا می خواند ولی زهی خیال باطل..
    داستان کوهنورد ما داستان عرفای مکاتب و ادیان مختلف است که همگی می انکارند به شاهد خویش دست انگاشته اند
    از مایستر اکهارت تا ترزا آویلا..از عرفای هند و شرق. برادر بنده منکر مقامات عالیه این افراد نیستم ولی راه آنها دیگران را تا نیمه کوه بیشتر بالا نمی برد و بدتر اینکه ای بسا فردی که در پایین کوه هست می داند که مسیر را تا به حال نپیموده وبعد در مسیر درست بیفتد ولی فردی که در نیمه جاخوش کرده شاید دیرتر از بقیه بفهمد که این همه مسیر تا قله نیست.
    خوب میدانیم که صراط مستقیم برای دیدار خدا عرفان شیعی هست چرا که به ریسمان محکم قرآن و اهل بیت آویخته است
    پس چرا شما در متن هایتان راه را برای پیمودن ریکی و آشو و تصوف و عرفان مسیحی باز میگذارید؟
    آیا دوست دارید بقیه در نیمه راه درجا بزنند؟
    آیا خدا رو خوش میاد که چو می بینی که نابینا و چاه هست اکر خاموش بنشینی گناه هست
    از شما که شیعه هستید انتظار بالاتر از این ها میرود برادر خوب ام، به امید توفیق الهی، یا علی

    1. سلام به شما شهر آشوب عزیز.
      حرفای شما زیبا و دلنشین بود و به منطق درست.
      اما سوالی از شما دارم. اگر این راه ها به قله نمیرسد.چرا سالکان آن ها مدام در حال هدایت شدن به آن مسیر هستند ؟ حتی در بیداری ؟ حتی در خواب ؟
      صحبت شما زمانی صدق میکند که تمام جمعیت جهان، دینشان اسلام و شیعه باشد.

  16. سلام
    من یه سوال داشتم خدمتتون
    من وقتی نذر می کنم قبل از اجابت فرض می کنم اجابت شده و انجامش می دم
    به دو علت این کار رو می کنم
    اول اینک کم طاقتم طاقت ندارم صبر کنم تا دعام مستجاب بشه بعد نذرم ادا کنم و اکثرا قبل از استجابت دعا نذرم ادا می کنم
    دوم اینکه می گم خدا باهات تجارت نمی کنم خواسته من چه اجابت کنی چه نکنی من چیزی که برای رسیدن خواستم انجام می دم می گم نمی خوام موقع نیازم بیام طرفت چه کار من راه بندازی چه نندازی من قبل از استجابت دعام انجامش می دم
    اما نمی دونم این کار درسته یا نه ?
    من خیلی نذر نمی کنم چون هنوز نذر رو درک نکردم
    امام علی برای شفای امام حسین نذر کردند سه روز روزه بگیرند
    یعنی به ما یاد دادن اینجوری دعا کنیم نذر کنیم
    اون ها هر گز با خدا تجارت نکردند بلکه عاشق بودن و عاشق از تجارت چیزی نمی دونه
    پس حتی من که می گم نذر تجارته خودش بازی ذهنمه
    ولی من ماهیت نذر رو هنوز نتونستم درک کنم سعی می کنم نذر نکنم
    ولی چون تو بیداری کم نذر می کنم تو خواب و تو حال بین خواب و بیداری نذر کردم
    الان دو تا نذر کردم
    ولی طاقت ندارم بزارم مستجاب بشه و می خوام قولی که دادم که همین نذرمه انجامش بدم
    اما نمی دونم کار این درسته یا نه ?
    اصلا شاید خدا دلش نخواست بشه
    ولی من باز دوست دارم اون کار رو انجام بدم
    با خودم می گم شاید کسی که نذر می کنه مطمئنه که دعاش قبوله منم چون تو خواب بوده و فقط ناظر بودم شنونده بودم می گم این نذر خواسته ذهنم نه تنها نبوده بلکه به ذهنم هم نمی رسیده
    می گم پس حتما خدا خواسته اینجوری بهم نشون بده که من دعات مستجاب می کنم و این جریان نذر برای اینه که بهش اعتماد کنم و برای به نتیجه رسیدن این خواسته شاید زمان زیاد لازم باشه
    و اجرای این نذر قبل از اجابت مفهومش عدم اعتمادم باشه
    می دونی چون تو خواب بوده و خیلی خاص بود اون نذر خیلی حساس شدم و درگیرشم
    و مثل بقیه نذرهام دلم راضی نمی شه که قبل از اجابتش اجرایش کنم
    از اون ور بدجور کم طاقتم که انجامش بدم چون می ترسم نشه و اون وقت اون کار قشنگ رو از دست بدم
    لطفا بگید چه کنم ?
    همه چی با خداست
    اونه که تصمیم می گیره بخواد دعای من رو اجابت کنه یا نه
    من دو سال پیش این نذر کردم هنوز م جواب نگرفتم
    و حالا ترسش دارم نشه شایدم برای اجابت اون زمان زیاد می خواسته نمی دونم ولی خیلی مشتاق انجام اون کارم
    لطفا در تصمیم درست کمکم کنید
    مرسی از همیاری شما

    1. سلام قطره باران عزیز.
      چند میپرسی ز جبر و اختیار
      اختیار آن بِه که باشد دست یار.

      ما انسان ها فعلا به اون آگاهی ناب نرسیدیم. و زمانی که با ذهن خودمون و منطق ها و استدلال های ذهنی خودمون عوامل رو مورد بررسی قرار میدیم، طبق همون ها هم پیش میریم و معلوم نیست آخرش سر از کجا در بیاریم.
      در مورد نذر کردن هم ، طعام دادن به دیگران عیب و بد نیست. اما اگر به فقیران طعام بدیم خیلی بهتره.
      در مورد نذری دادن هم چه بهتر که همیشه زندگی ما بوی معنویت داشته باشه، اما اینکه ما بگیم خدایا نذر میکنم که به فلان فقیر صد هزار تومن بدم وتوام در قبالش این رو به من بده ، کمی نا آگاهانه است.
      به نظر من نذر کردن و یا طلب حاجت کردن ، یک اتصال و یک درخواست از حق هست. و انسان در روز هایی که منتظر بر آورده شدن حاجتش هست منتظره و با خدای خودش راز و نیاز میکنه و این خوب هست.
      فرض کنید شرکت مخابرات ایران داره همه کاکرد های تلفن رو به خوبی بررسی میکنه و ما با ایمیلی به این شرکت میخوایم که به قبض ما رو زود تر بررسی کنه.
      و زمانی که مخاطب ما خداست ، باید بدونیم که آگاه و بیننده است و به این موضوع ایمان کامل داشته باشیم.
      اگر ایمان ما به این شکل باشه دیگه از برآورده نشدن حاجتمون اعتراضی نخواهیم داشت.

  17. سلام
    من چند وقتی هست خوابهایی میبینم و تعبیر میشن گاهی نمیتونم از قبل تعبیر کنم گاهی خیر
    این بار خوابی در مورد دوچرخه سواری و داداشم و خوردن باقلا دیدم
    خیلی نگرانم خدایا
    آخه سه ماه قبل برادرم دوچرخه سواری حرفه ای بود زمین خورد و دچار سانحه شد تا حالا دوبار مغزش رو عمل کردن بازم این بار هم میگن مشکل داره و باید عمل بشه
    خیلی نگرانم
    نمیتونم جلوی تعبیر خوابم رو بگیرم ،یا کاری بکنم ختم به خیر بشه ؟ البته ما نمیدونیم خیر ما الان چیه ؟؟؟
    خدایا
    فقط می تونم برای شما بگم چم شده مابقی باور نمیکنن

    1. سلام به شما شیدا عزیز.
      نه متاسفانه نمیتونید.
      اینکه از اتفاق ها مطلع میشید رو آگاهی بدونید. شما مطلع هم نشید این اتفاق ها میفته. این آگاهی هست که جریان داره
      پس به یک بینش درست در مورد این آگاهی الهی برسید.

  18. درود بر شما اقای شهاب وخانم جویا.
    اینجانب از بچگی به عرفان ومتافیزیک علاقه مند بوده ومطالعات زیادی هم داشتم.
    و در نتیجه تا حدودی هم به رشد وبلوغ عرفانی دست پیدا کردم.مثلا گاهی اوقات قبل از اینکه اتفاقاتی بیفته به صورت رویای تصویری و به وضوح در بیداری به من الهام میشه.
    تا چند سال پیش این قوی تر شد و حالا بصورت هم تصویری وهم لرزش قلب و قفسه سینه ام هر چند وقت یکبار به من الهاماتی میشه و همیشه بعد از الهام همون اتفاق بعد از یک روز رخ میده.
    تا چند ماه پیش من شروع کردم به تربیت ضمیر ناخوداگاهم در رابطه با مسایل مالیم. شبانه روز با تکرار عبارات تاکیدی وتصویر سازی ذهنی روی ضمیرم کار میکردم تا اینکه به همان صورتی که گفتم ایندفعه با ظاهر شدن تصویر یک روح به من الهام شد که معجزه ی عظیمی در زندگیم رخ داده
    اما تا کنون بر خلاف الهامات قبلی هنوز هیچ چی در زندگیم اشکار نشده واز شما راهنمایی میخواستم. همچنین میخواستم بپرسم ایا شما به اعداد ارتعاشی اعتقاد دارین.
    ممنون از شما

    1. سلام به شما دوست عزیز.
      یقینا شما نسبت به آنچه که انجام دادین و آن انسانی که هستین بیشتر اگاه هستین.
      در مورد تجربه ای که داشتین باید بگم شاید هم معجزه ای رخ داده ، معجزه نه ، شاید هم روند جدیدی در زندگی شما رخ داده و یا در حال نزدیکی به شما هست.
      اما چون شما به صورت ذهنی توقع دریافت چیز دیگری رو داشتید ، متوجه تغییرات حاصله نشدید.
      و این موضوع رو هم از یاد نبرید که هر روندی نیاز به زمان و بردباری و عملکرد درست شما داره.
      فکر نکنید با دیدن اون تجربه همه چیز تموم شده ، نه ، بلکه همه چیز شروع شده و از این جا به بعد باید حواستون بیشتر جمع باشه.

  19. و اینکه تا حالا چه با استخاره چه با قران بهم نشون داده که صبر کنم راستش تو این مدت حالم خیلی داغونه و ذهنم بهم ریختس از یه طرف میگم نکنه دارم اشتباه منظور خدارو میفهمم شاید نمیاد بعضی وقتا میخام فراموش کنم اما نمیشه و ….دلم میخاد خدا یجوری بهم مستقیم بگه یه جوری جوابمو بده که ته دلم قرص بشه که این جواب سمت خداست…..خاهش میکنم بگین چیکار کنم؟؟؟؟؟

    1. سلام به شما نادیا عزیز.
      پست پیام هایی از فرشتگان رو مطالعه کنید و طبق اون پست ، مبنا رو بر دیدن پر و یا قاصدک و یا دیدن تکرار اعداد بذارین ، یعنی از خدا بخواین اگر پاسخش اینه ، امروز من تکرار اعداد رو به کرار ببینم. چه در پلاک ماشین ها و یا چه بر روی ساعت موبایل خود و. …
      منظورم این هست که راهی رو باز بذارید تا بشه نشانه ها رو فهمید.
      شک کردن به انچه دیده شده هم همیشه بازی ذهن هست. اگر در استخاره و قران صبر کردن به شما پیشنهاد شده ، شک نکنید و صبور باشید.

  20. سلام ببخشید من میخاستم خاهش کنم به سؤالم زود جواب بدین…من یه کسی رو دوست دارم و بنا به دلایلی ایشون منو ول کردن دلم میخاد خدا بهم بگه برمیگرده یا نه بعضی وقتا از ته قلبم حس میکنم خدا بهم میدش اما بعد یهو بهم میریزم….شما بهم بگین چجوری از خدا بپرسم؟چجوری بفهمم جواب سوالمو؟؟؟؟ترو خدا بهم کمک کنید?????

    1. سلام به شما نادیا عزیز.
      میتونید هر طوری که دوست دارید از خداوند سوال کنید.
      نحوه پرسش اصلا مهم نیست.
      اما یقین بدونید باید با نشانه ها جواب رو پیدا کنید.
      اینطور نیست که در خواب بهتون بگن راه حل اینه. چون تو این سطح اگاهی ندارید.
      به عنوان مثال شما سوال رو مطرح میکنید و فردا در برنامه تلویزیونی روان شناسی در مورد موضوع مشابهی صحبت میکنه. این رو باید یک پیام بدونید .

  21. سلام برشما خوبان
    من مدتی پیش خوابی دیدم که معنی اونرو نمیدونم واقعا دغدغه فکری من شده ممنون میشم ازشما که منو إز أین دغدغه فکری رها کنید درخواب أین جمله چندین بار تکرارشد(در ازل سفر با/ی/اغازشد) صدای زنی بود
    از شما بابت جواب سپاسگذارم

    1. سلام به شما ناشناس عزیز ، وقت بخیر.
      این جمله شاید بشه گفت که درکش از سطح ما بالاتره. کلمه ی باید مانند کلمات الم ، در قران کریم باشد . که از حروف رمزی است.

  22. با سلام
    میدونید هیچ کس تو زندگی ام به اندازه مادرم منو اذیت نکرده. اونقدر از دست مادرم تا حالا گریه کردم که یک صدم اون برای چیز دیگه ای یا از دست کس دیگه ای گریه نکردم. البته من هیچ وقت بهش بی احترامی نکردم حتی با وجود آزار و اذیت هاش. همیشه درخدمت پدر و مادرم بودم و هر زمان که بهم نیاز داشتن براشون کم نزاشتم.تو فامیل همه میدونن من و همسرم چقدر در خدمت پدر مادرم بودیم و هستیم. نمیگم مادرم همیشه بد هست اما بیش از هر کس دیگه ای منو با حرفهاش اذیت کرده و خودش هم میدونه من اذیت میشم. بچه تر که بودم چند بار آرزوی مرگش رو کردم. حالا ظرفیتم خیلی بیشتر شده و چون ازدواج کردم هروقت از دستش ناراحت میشم چند وقت دور و برش نمیرم. متاسفانه مادرم اخلاق های بد زیادی داره. من همیشه براش دعا میکنم بخصوص در نماز شب. میدونم که همییشه توصیه شده که در حق پدر و مادر نباید کم گذاشت اما به نظر شما آیا درسته وقتی من از رفتارهای مادرم اذیت میشم و واقعا از لحاظ روحی بهم میریزم بازهم به سمتش برم؟
    پدرم و بقیه خاهر و برادرهام هم از دستش راضی نیستن. تبدیل به یه معضل شده.
    نمیدونم چکار کنم

    1. سلام به شما شیدا عزیز.
      رفتاری که حال در برابر مادرتون دارید ، اگر مادرتون یک انسان بد باشند، خب به نسبت رفتار خوبی هست.
      و میشه الان بگیم که شما دارید کار خوبی رو انجام میدید و رشادت های بسیاری رو هم داشتید.
      اما در مورد موضوع رنج کشیدن شما در برابر حرفای مادر. میشه گفت شما میتونید روی این موضوع کار کنید و خودتون رو قوی کنید. و در اصل اصلاح کنید.
      به عنوان مثال پدر من کمی زود عصبانی میشه و زبان تندی هم داره.
      خواهرم دیگه از حرفای پدرم عصبانی نمیشه چون پدر رو همینطوری پذیرفته. پدر من اخلاق های خوب بسیاری داره و در کنارش اخلاق های بد هم داره. ما هم به همین شکل هستیم.
      ما باید هر شخصی رو همان طوری که هست بپذیریم. یک حرف ، فقط حرفه. شما میتونید از این حرف تاثیر پذیر باشید و یک هفته خودتون رو اذیت کنین. و یا میتونین به خودتون بگید که مادر منم اخلاقش همینه. عیبی نداره. اینم اینطوری بار اومده. و همون لحظه حرفش رو فراموش کنید.
      جذب درد و رنج و یا پس زدن درد و رنج چیزی هست به انتخاب ما.
      این توصیه من برای شما بود. موفق باشید.

  23. سلام خدمت شهاب بزرگوار و جویای عزیز…
    سوالی داشتم از جویای گرامی.سایت جیوتی مارگا ظاهرا فیلترشده..شما میدونید چگونه میتونم دوباره با سایت ارتباط داشته باشم..تمام تمریناتی که مرحله به مرحله انجام میدادم و همچنین همسویی ها نیمه کاره باقی مونده..لطفا راهنمایی کنید

    1. سلام به شما کتایون عزیز.
      از فیلتر شکن استفاده کنید.
      از دوستان بپرسین راهنماییتون میکنن که چطور میتونین فیلتر شکن رو تهیه کنید. در سایت های بسیاری فروخته میشه. فیلتر شکن ها رایگان هم زیاد هستن.
      بهترینشون فیلتر شکن هات اسپات هست که رایگان هم هست.
      hot spot sheild download
      این متن رو در گوگل سرچ کنید و به سایت های خارجی سر بزنید تا بتونید این فیلتر شکن رو پیدا کنید و دانلود کنید.

  24. سلام سوال داشتم که آیا انرژی که درانسان وجود دارد اگر توسط شخصی در خواب ویا بیداری ازوی گرفته بشود بااینکه انرژی را خودمون بفرستیم چه تفاوت هایی دارند ؟

    1. سلام به شما نجوای دورن.
      فرض کنید شما نیازمندی را میشناسید. به او هر آنچه که دوست دارید را با عشق تقدیم میکنید و آن شخص نیز از مهر شما با خبر است.
      اما اگر کسی به خانه ی شما دستبرد بزند ، هر انچه که دوست دارد را بر میدارد و این میتواند اسیب زننده نیز باشد.

  25. سلام
    سوالی در مورد آگاهی پرسیده بودم که چون جواب ندادین نمیدونم به دستتون رسیده یا نه ؟ و اینکه اگر انسانهایی که در زندگی هر کدام از ما نقش دارند قسمتی از آگاهی ما هستند ، پس یعنی وجود ندارند ؟ لطفا اگر امکانش هست من رو راهنمایی کنید .
    ممنون و در پناه حق

    1. سلام به شما ندا عزیز.
      انسان هایی که در اگاهی ما نقش دارند یقینا وجود دارند . وجود فیزیکی و یا روحانی مهم نیست. مهم این هست که وجود دارند و آگاهی لازم رو به ما میرسونن.

  26. سلام
    یه سوال داشتم خدمتون

    چه طور میشه هم منتظر بود هم تسلیم
    بزار اینجوری بهتون بگم
    من خواسته ای از خدا دارم
    نشونه های زیادی می گن باید صبر کنی و به خواستت می رسی
    نشونه ها در خواب و بیداری میان
    زمان زیادی گذشته هیچ اتفاقی در جهت رسیدن به این خواستم نیفتاده
    و هر روز منتظرم
    کم کم متوجه شدم این انتظار یه نوع عدم تسلیمه
    و فشار ذهنی زیادی تحمل می کنم
    چون هیچ اتفاقی در سطح دنیای مادی رخ نداده مدام ذهنم می گه اشتباه می کنی
    من هر روز بیشتر باور می کنم که به خواستم می رسم
    این باور یه نوع وابستگی فکری برام ایجاد کرده طوری که اگه نشه بهم می ریزم پس یعنی عدم تسلیم
    من از روی خواب و نشانه ها و حتی گاهی صحبت قرآن باور کردم
    پس الان باور رسیدن به خواستم رو یه نوع اعتماد چشم بسته به خدا می دونم
    اگه این باور بزارم کنار و بگم نمیشه چون عقل و شواهد این رو می گه
    اونوقت حس می کنم به خدا اعتماد نکردم و به نشونه هایی که برام فرستاده پشت کردم
    یه بار براتون از نشانه ها تو قرآن پرسیدم
    گفتم که خدا می گه همانطور شما نشانه هایی که براتون فرستادم فراموشش کردید ما هم شما رو فراموش می کنیم
    من حس می کنم منظورش به نشانه های باطنی هستش
    شایدم اشتباه کنم نمی دانم علم تفسیر قرآن هم ندارم
    ولی من بدجوری گیر کردم
    اگر نشانه ها نادیده بگیرم حس می کنم به عقل خودم تکیه کردم و خدا رو دانایی خدا رو نادیده گرفتم
    تفسیر یه کلمه از یکی از آیات قرآن تو خواب بهم گفتن
    و اونم اینه که انسان باید به خدا تکیه کنه نه به عقل و تجارب خودش وگرنه خودپرست میشه
    من اگر بگم نمیشه یعنی پشت کردن به نشانه ها و اعتمادم به خدا
    اگر بگم میشه یعنی انتظار و به نظر من وقتی از خدا انتظار داشته باشی که برات کاری کنه و اگه نکنه بهم بریزی گیچ بشی و به خدا بگی من بهت اعتماد کردم من به قرآنت به ارتباطمون با هم به دریافت هام و دنیای درونم اعتماد کردم و پا روی عقلم گذاشتم ذهنم گذشته تجربه هاش و افکارش ریخت جلویم گفت نمیشه نخواه
    ولی تو گفتی میشه و من باور کردم
    این طرز بیان یعنی عدم تسلیم
    انسان ها زمانی به خدا نزدیکترند که تسلیم ترند
    حالا به من بگید چه کنم ?
    چه طور هم به خدا اعتماد کنم هم تسلیم باشم
    من امیدوارم منظورم رو خوب فهمانده باشم
    این موضوع شده برای من یک گره

    من تصمیم گرفتم بپذیرم که این خواسته نمیشه برا این که بتونم تسلیم خدا بشم و بهش نگم به اعتماد تو باور کردم و وابستگی فکریم از این موضوع کم بشه
    چون هر روز این انتظار داره کشنده تر میشه و زمان زیادی هم گذشته و گذشت زمان باعث شده ذهنم بهم هجوم بیاره و بگه دیدی نشد دیدی اشتباه می کنی چند سال دیگه می خوای احمق بمونی این همه سال کافی نیست دیگه باید چه اتفاقی رو تجربه کنی که حرفم حرف عقلت که با مدارک و شواهد میگه قبول کنی ولی من اگه تا حالا هنوز بر این باور موندم و صبر کردم برا این نشانه ها بوده که نتونستم چشام روشون ببندم و حتی چند وقت پیش هم خواب دیدم که باید به خدا اعتماد کنم و اینقدر آشفته نباشم ولی چون خیلی گذشته ذهنم این زمان رو به نفع خودش تموم کرده و من حریفش نمیشم و من در یک جنگ درونی سرسام آور به سر می برم

    من تصمیم گرفتم بپذیرم نمیشه تا از این جنگ خلاص شم و هم بتونم تسلیم خدا بشم چون انتظار با این شرایط همون عدم تسلیمه
    ولی وقتی خواستم بپذیرم یهو گفتم خدا نمی گه به نشانه هام پشت کرد بی‌معرفت هر وقت نشونه خواست دو روز نشده براش فرستادم
    واقعا نمی دونم چی کار کنم
    نمی تونم هم منتظر باشم هم تسلیم با این شرایط
    نمی تونم بگم نمیشه تا آروم شم و از جنگ درونی رها شم چون اون موقع حس می کنم توکل نکردم اعتماد نکردم به خدا

    ببخشید خیلی حرف زدم
    لطفا بگید چی کار کنم ?

    1. سلام به شما قطره باران عزیز. اون موضوعی که ازش صحبت میکنید رو برام در ایمیل ارسال کنید و برام تعریف کنید ، نشانه هایی که دیدید رو هم برام بگید تا در موردش صحبت کنیم. چون نمیتونم در مورد موضوعی که ازش خبری ندارم اضحار نظر کنم.

  27. سلام اگه میشه من میخوام آموزش ریکی از راه دور ببینم میشه کمکم کنین ریکی دریافت کنم با تشکر

  28. سلام. دنیایی که ما درون اون زندگی روزمره میکنیم ، در واقع دنیای درون ماست که از طریق ۵ کانال حسی ما به این شکلی که هممون میشناسیم تصور میشه ، در این مورد آیا انسانهای دیگه ای که با اونها در طول دوره زندگیمو سر و کار داریم ، قسمتی از آگاهی ما هستند ؟ یعنی انسانهایی که به نظر ما خوب هستند ، قسمت خوب آگاهی ما و اونهایی که به نظر ما بد و بدجنس هستند یا باعث رنجش ما میشن ، قسمت بد آگاهی ما هستند ؟
    صمیمانه از پاسخگویی شما ممنونم .

    1. سلام به شما ندا عزیز.
      هیچ چیز در این جهان قطعی نیست الی خداوند بزرگ.
      نکته ی که شما بهش اشاره کردین درسته ، اما در تمام موارد اینگونه نیست.
      انسان های خوبی که سر راه ما قرار میگیرن ، به خاطر خوبی های خودمون هست ، درسته.
      انسان های بدی هم که سر راه ما قرار میگیرن ، نقاط تاریک وجود ما هستند. مثلا اگر شخصی حسود با ما زندگی میکنه و ما هم نسبت به حسادت ایشان عکس العمل نشون میدیم. این ب این معنی هست که یا من حسود هستم. یا از انسان های حسود بدم میاد.
      هر دو این ها بد هستند و باید با موارد بهتری جایگزین بشن.
      اما همیشه هم اینگونه نیست.
      ولی در اکثر موارد همین طوره.
      به عنوان مثال نمیتونیم بگیم همه ی بیماری ها بخشی از نیمه ی تاریک ما هستند . و یا به خاطر اعمال و یا افکار بد ما بوده. نه. گاهی هم بیماری ها به خاطر امتحان شدن ما در شرایط سخت هست.
      موفق باشید.

  29. سلام داداش تبریک میگم بابت سایت خوبی که داری. میشه در مورد مولانا و افکاری که داشته مطلب بزاری. دمت گرم…..

  30. من با مدیتیشن این کارو انجام میدم
    یعنی این راه خطراتی داره ؟
    بعد سوال دیگه که داشتم این بود
    من پیش از یک اتفاق نشانه هایی رو میبینم که به اون اتفاق ربط داره
    جدیدا هم کلاغ زیاد میبینم و با دیدنشون حس خوبی بهم دست نمیده
    میخواستم بدونم کلاغ چه معنی خاصی میتونه داشته باشه
    یا علی

    1. سلام به شما محمد عزیز.
      شما چه کاری رو انجام میدید ؟ توضیحی در مورد کاری که انجام میدید ندادید.
      کلاغی که می بینید چ رنگی هست ؟
      هر خوابی توضیحاتی داره.

  31. سلام . به تازگی با سایتتون آشنا شدم . راستش چند تا سوال داشتم . اول اینکه من ذهن درگیر و خیال پردازی دارم و اصلا تمرکز ندارم گاهی اوقات تا یک ساعت هم به یک چیز فکر می کنم و برای خودم تو ذهنم اون داستان یا قضیه رو ادامه میدم . حتی بعضی اوقات به فکر نوشتن رمان افتادم . می خواستم یه راهی نشون بدین که تمرکز به دست بیارم
    . سوال دوم در همین مورد گاهی اوقات من دندان درد و یا دردی در بدن ندارم اما وقتی بهش فکر می کنم کاملا بهم تلقین میشه اون درد به سراغم میاد سعی می کنم فراموشش کنم‌. ولی بازم تو ذهنم می مونه وقتی یادم میره بهتر میشه البته اون طوری نیست که الان مثلا چند دیقه فکر کنم گردن درد بگیرم واقعا بگیرم .بلکه باید یه درد کمی اوایلش باشه .
    سوال سومم من خیلی استرس بی مورد دارم همش فک می کنم نکنه اتفاقی بیفته یعنی منفی فکر می کنم استرس می گبرم هر لحظه هم بیشتر میشه در مورد قضایای مختلف این مورد سوم که عرض کردم خیلی آزار داده منو لطفا منو راهنمایی کنید با تشکر

    1. سلام به شما سعید عزیز.
      سوالات شما ربطی به مسائل معنوی نداره دوست عزیز.
      گردن درد شما میتونه یه تیک عصبی باشه.

  32. سلام. وقتتون به خیر.می شه ازتون خواهش کنم جواب پیام منو بدید. چند وقت پیش براتون ایمیلی فرستادم اما متاسفانه هیچ جوابی از شما دریافت نکردم. من منتظر جوابتون هستم… خیلی ممنونم از لطفتون.

    1. سلام به شما شهرزاد شما، ایمیل شما خوانده شد. پاسخ هم داده شد. میتونید برید و بخونید جوابتون رو

  33. سلام آقا شهاب
    یه وبلاگ برا سال ها قبل دارم الان دیگه کسی آدرسش نداره چون یه بارم حذفش کردم ولی باز با همون اسم ساختمش بازدید هم خیلی خیلی کم داره معمولا کسی هم نظر نمی زاره
    می خوام اونجا خواب هام بنویسم چون بعضی نکات به مرور زمان یادم می ره بعد تو دفتر هم بنویسم می ترسم کسی یه روزی ببینه
    به نظرتان ایراد داره تو وبلاگ بنویسم?
    چون می گن خواب هاتون رازتونه
    بعد بعضباشم ممکنه یه کم سطح بالا باشند البته یه کم
    و من اتفاقا اونهارو می خوام یادم بمونه
    بعضی وقت ها بعد از چند ماه ممکنه مثلا حرف اساتید یادم بره که بعد یادش می افتم درست یادم نمیاد

    مرسی از کمک فکریتون

    1. سلام به شما قطره باران عزیز.
      چرا این خواب ها رو داخل یک فایل ورد نمی نویسین ؟ امنیت هم بالاتره. یه گوشه ی کامپیوتر نگهش دارین که کسی بازش نکنه..

  34. یا حق
    میخواستم بپرسم این امکان وجود داره که وقتی پرواز روح صورت بگیره
    و ما از کالبد فیزیکی خود دور باشیم موجودات دیگه وارد بدن ما بشن
    و از ما استفاده کنند؟
    و اینکه آیا آموزش هایی که اساتید عرفان حلقه میدن راهه خوبیست برای رسیدن به خود شناسیی و خدا شناسی؟
    ممنون یا علی

    1. سلام به شما محمد عزیز.
      سوال اولتون ، خیلی بعید به نظر میرسه، تا به حال همچین موردی رو نداشتیم، این بیشتر شبیه فیلم های تخیلی و ترسناک هست.
      اما عزیزانی که سفر روح رو از طریق تمرینات متافیزیک کسب میکنند، خطراتی رو براشون به همراه داره.
      باعث میشه که خطر تسخیر شدن اونها بالا بره. یعنی موجودات هوشمند مانند جن با این عزیزان ارتباط برقرار کنند.
      در مورد آموزش هایی که اساتید حلقه میدن من به هیچ عنوان تجویز نمیکنم. اون راه درستی نیست.

      1. با سلام دوباره خدمت شما اقا شهاب
        از قدیم هابوده که میگفتن هرکی به دنیا میاد رو پیشونیش نوشته میشه که این فرد همسر ایندش کیه،شغلش چیه و چیزای دیگه که به سرنوشتش مربوطه، من میخوام بگم اگه از قبل نوشته شده که من فلان کارارو انجام میدمو در اینده تو یه راهی قدم میذارم پس اونا اتفاق میفته و منم انجامشون میدم..
        اقا شهاب راستش بازم جوابتون قانعم نکرد شما فقط میخواید پافشاری کنیدو بگید ک نظرمن اشتباست و حرفتون درسته ! باشه من قبول میکنم اما اگه ی دلیل واقعا قانع کننده داشته باشم .
        خیلی ممنونم ازتون و تتشکر میکنم بابت اینکه جواب میدید.

        1. سلام به شما عاطفه عزیز.
          هر انسانی با شخصی به یک نحوی آشنا میشه و بعدش با هم ازدواج میکنن و به هم میگن قسمت بودا، همه چیز جور شد.
          هیچ چیزی در این زنگی ثبات و تک بعدی نیست جز خداوند متعال.
          شاید برای من ازدواجم یک تقدیر باشه ، شاید برای شما هم یک تقدیر باشه و شاید برای دیگر یک تقدیر نباشه.
          اما باید ببینیم منظور ما از تقدیر چی هست.
          منظور من از تقدیر این هست که ما امروزمون به دست خودمونه ، امروز با آگاهی کاری رو انجام میدیم و فردای ما جبر هست. فردای ما به کار امروز ما بستگی داره.
          ما در طول زندگی و عمر خود به نوعی خاص و منحصر به فرد زندگی میکنیم و اینده ما مطابق با انچه که هستیم رقم خواهد خورد .
          و هدف نهایی از تمام این ها تکامل انسان و رسیدن به شناخت گوهر وجود هست.
          مگرنه ما موجوداتی رها و بی نام و عبث خواهیم بود .
          تقدیر رو یک اجبار و یا یک زور ندونید.
          خداوند بیکار نبوده و نیست که بخواد برای جبر انسان ها رو به دنیا بیاره و از دنیا ببره. اون هم مثل یک ماشین کوکی که طبق دستور العمل از پیش تایین شده کار کنن.
          هرگز، هر کسی مطابق با انچیزی که هست به جلو پیش میره.

  35. سلام
    من مدام ساعت های جفت میبینم . اینقدر ک دیگه خودم رو ب بی خیالی میزنم قبل اینکه با سایت شما اشنا بشم میگفتن یکی داره بهت فکر ولی تو تعبیرای شما نوشته شده فرشته ها باشما هستن یا مثبت اندیشی شما تحسین میشود یا شما از ارتباط محکمی با فرشته ها یا خداوند بر خوردارداریدو…
    میخوام بدونم کدام یک درست
    احساس میکنم اینای ک شما میگید یکم الکی باشه چون معنی همشون تو مایه های هم.
    .
    یه سوال دیگه هم ک داشتم این بود که ایا واقعا سر نوشت وجود داره در قران گفته شده حق بر باطل پیروز میشه پس اگه اینطور باشه کسی که بد ب دنیا اومده بد و نمیتونه تغییر کنه یا کسی ک تو سر نوشتش دزده دیگه نمیتونه تغییر کنه پس اگه من سرنوشتم اینه که ادم بدی باشم دیگه نمیتونم خودمو تغیر بدم.اگه لطف کنین سوالمو جواب بدین ممنون میشم باتشکر از شما

    1. سلام به شما عاطفه عزیز.
      در مورد سوال اولتون. نظرات این پست رو مطالعه کنید تا جوابتون رو بگیرید …

      در مورد سوال دوم.
      اینکه میگیم سرنوشت خود را بپذیرید ، به این معنی نیست که اگر دزد بودید ، دزد بمونید.
      به این معنی هست که نقطه ی شروع خود رو همینجا بدونید ، و از همین نقطه شروع به اصلاح خود کنید.
      شرایط خود را بپذیرید و سرنوشت خود را این بدونید.
      نه اینکه قانع بشیم و بگیم خداوند خواسته.

      1. سلام دوباره به شما
        نه اقا شهاب مثل اینکه منظور منو متوجه نشدید من میگم اگه سرنوشت من اینه که من دزد بشم پس میشم یا اگه قراره دکتر شم میشم.ببینید تو قران گفته شده ادمای بد میرن جهنم و در مقابل ادم خوبها بهشت،من احساس میکنم ما مثل یک مهره هستیم که خدا از قبل تعین کرده کی سرنوشتش چی و چطور باشه پس اگه تو سرنوشت من یه موضوعی باشه اون اتفاق میفته و من نمیتونم کاری کنم ،من همش به این فکر میکنم زندگی از اول هستی تا اخرش مثل یه فیلمه که از قبل فیلمنامش نوشته شده… البته جواب قبلتون راستش قانعم نکرد! باتشکر ازشما

        1. سلام به شما عاطفه عزیز.
          نه اینگونه نیست.
          هر یک از ما استعداد هایی رو داریم.
          در مسیر اون استعداد قرار میگیرم، اگر خواستیم مسیر درست رو طی میکنیم و نشانه ها رو دنبال میکنیم و سعادت مند میشیم. و اگر نخوایم میتونیم خلاف این مساله عمل کنیم.
          من با دنبال کردن نشانه ها به اینجا و این سایت رسیدم.
          اما اگر بخوام میتونم از فردا این سایت رو ببندم و برم سراغ کارهای دیگری.
          پس همان طور که من هدایت میشم، به همان اندازه هم اختیار دارم.اختیار در دست من هست.
          سرنوشت ما مطابق با عملی که در این لحظه انجام میدیم نوشته میشه.
          استدلال شما کاملا غلط و اشتباه هست.

          1. سلام و خدا قوت .
            در رابطه با مطلب قبلی میخواستم بپرسم وقتی ما در عالم رویا قسمتهایی از آینده رو میبینیم و به همون شکل بعد از مدتی درعالم بیدری همون صحنه ها و همون موارد رو میبینیم ، بنابراین میشه گفت که حداقل این قسمت از سرنوشت ما از پیش تعیین شده بوده و ما اختیاری در این مورد نداشتیم ؟ و اینکه اگر تمام سرنوشت ما به این صورت باشه پس اختیار انسان چی میشه ؟ و اینکه این میتونه به ارتباط طولی اختیار خدا و انسان ربط داشته باشه ؟

            1. سلام به شما دوست عزیز.
              امروز ما به اختیار ما ، فردای ما جبر هست.
              اینطور نیست که ما مثل یک ماشین کوکی به این دنیا بیایم و بعد هم طبق برنامه حرکت کنیم. خیر. بخشی از زندگی ما به اختیار ماست و فردای ما مربوط به اعمال و افکار ما هست. از طرفی هم خداوند نیز گاهی جلوه هایی رو به ما نشان میده تا ما رو بیدار و هوشیار تر کنه. مانند دیدن خواب هایی از آینده.

  36. سلام من به لامپ نگاه نمی کنم این اشکال گاهی اوقات به شکل های دیگر نیز دیده می شوند شاید خطای دید باشه تو روشنایی هم اگه تمرکز کنم دیده میشن اون حبابای هوا را نمیگم از اونا بزرگترین به اندازه دستان هستند خیلی کوچیک نیستند وحرکت میکنم گاهی سمت بدنم میآیند گم میشوند

    1. سلام به شما نجوای عزیز.
      اگر اینطور باشه، همچنان هم ناظر باشید و ببینید به کجا کشیده میشه این دیدار ها.
      دوستان هم اگر در این مورد تجربیاتی دارن ، به دوستمون کمک کنن.

دیدگاه ها بسته است.