گذاری بر شناخت وجود

 

در این پست به این میپردازیم چه اسراری در وجود نهفته است که ما از اون بی خبر هستیم ، البته این پست در کنار آموزه های معنوی ، کمی هم از آموزه های علمی بهره میبره .

اگر به خاطر داشته باشید ، در پست های جهان از دید کوانتوم و کوانتوم از دید انسان ، این را ثابت کردیم که عنصر اولیه عالَم فوتون بوده است ، فوتون ذره ای بدون بار است که عنصر اولیه حیات بوده و سه انرژی مغناطیسی ، گرانشی و الکتریکی را در خود به طور طبیعی موجود دارد ، طوری که این انرژی تمام نشدنی است . سپس ثابت کردیم که پیوند فوتون ها با یکدیگر باعث تشکیل شدن اتم و از پیوند اتم ها با یکدیگر مولکول تشکیل میشود ، و همان طور که میدانیم تمام مایعات ، جامدات ، گازها و …. همه و همه از مولکول های ریز و درشت تشکیل شده اند .

گذاری بر شناخت وجود

شاید برایتان جالب باشد ، اگر بدانید هر مولکول و هر سلول موجود در بدن شما ، دارای غریزه ی به خصوصی است ، و جالب تر از آن اینکه میداند چه زمان هایی باید شروع به فعالیت کند و چه زمان هایی باید از فعالیت دست بکشد . همان طور که در پست کوانتوم برای شما مثال زدیم ، اسپرم ها زمانی که در بدن مَرد هستند هیچ گونه فعالیتی را از خود نشان نمیدهند ، اما به محض اینکه وارد رَحِم میشوند ، به یک باره اسپرم فعال میشود و هر سلول تنها برای بقای خود میجنگد تا اینکه خود را به مقصد برسانند .

پس با توجه به توصیف های بالا ، تک تک مولکول ها و تک تک سلول هایی که در بدن ما انسان ها وجود دارند ، دارای شعور و منطقی خاص  هستند .

حال اگر به شما بگویم بعضی از سلول های بدن با یکدیگر به طور گروهی در ارتباط مستقیم هستند چه ؟ مطلب زیر را مطالعه کنید …

علت ترتیب در ضربان قلب

بر پایه اثبات های علمی هر مولکول در اطراف خود ، میدان های انرژیکی و مغناطیسی خاصی را ایجاد میکنه .و یک سوال ؟ به نظر شما ، چه چیزی باعث ایجاد نظم در ضربان قلب شما میشه ؟ اصلا چه چیزی باعث انقباض و انبساط لحظه ای قلب شما میشود ؟ حقیقت این است که ، ضربان قلب ما انسان ها توسط مولکول های اطراف قلب کنترل میشود ، مولکول های و سلول های اطراف قلب ، با ایجاد یک میدان مغناطیسی خاص به یکدیگر اعلام آمادگی و سپس با ایجاد یک میدان الکتریکی ، یک شُک الکتریکی به قلب وارد میشود ، که نتیجه این هماهنگی ، انقباض و انبساط لحظه ای در عضلات قلب است.

اگر بخواهیم خود را بیشتر بشناسیم …

در دوران کودکی ام،اگر از من این سوال را میپرسند که چه کسی هستم ، میتوانستم خودم را به راحتی معرفی میکنم . میتوانستم آرزوهای خود را یک به یک عنوان کنم ، بدون هیچ گونه شک و دو دلی . اما اگر حالا از من بپرسند که تو چه کسی هستی ، پاسخ به این پرسش برای من خیلی خیلی سخت است . زیرا حال میدانم جواب این سوال ، تنها به نام من منتهی نمیشود .

اگر زمانی که رو به روی آینه قرار میگیرید ، با چهره ی خود غریبه هستید و ظاهری نا آشنا رو به روی شما قرار دارد ، این به معنی است که با من حقیقی خود دوست نیستید . من حقیقی شما کیه؟

من حقیقی شما یعنی هر آنچیزی که در شما وجود دارد و شما از آن بی اطلاع هستید . که این میتواند روح ، ذهن ، ضمیر نا خود آگاه ، نیمه ی تاریک وجود و … باشد .

روح یا بعد معنوی : هر چه در مورد خصوصیات روح بگوییم ، کم گفته ایم ،زیرا روح ذره ای از ذات الهی است که در ما دمیده شده است ، جاودانه است ، از ازل بوده است و تا اَ بَد خواهد بود . برای اینکه با روح خود بیشتر آشنا شویم ، باید به نیاز های آن رسیدگی کنیم ، اگر همان طور که به جسم خود روزی سه وعده غذا میدهیم ، به روح خود نیز رسیدگی کنیم ، اگر او را به عنوان بخشی از خود بپذیریم و نیاز های آن را برطرف نماییم ، آن گاه آن را بهتر میشناسیم . البته این بهترین تعبیر در مورد روح نیست . بلکه اگر بخواهیم کمی واقع بینانه تر به موضوع نگاه کنیم ، ما باید خودمان را به عنوان یک روح بپذیریم نه یک جسم ، آنگاه باید از جسم خود مواظبت کنیم ، مواظب اعمال و رفتاری که جسم ما انجام میدهد باشیم ، زیرا ما یک نماینده از جانب خداوند هستیم ، ما یک روح هستیم ، یک ذات مقدس .

ذهن : ذهن یک واسطه ما بین روح و مغز است ، ذهن وظیفه ی دریافت ، فیلترینگ ، و ارسال اطلاعات به مغز را بر عهده دارد ، البته ذهن دشمن ما نیست ، ذهن تجربه میکند و مغز تجربه را ثبت میکند . ذهن دارای مراتب مختلفی است ، هر آنچیزی که به آن می اندیشیم ، هر آنچیزی که از آن خاطره داریم ، همه و همه در ذهن ما نقش بسته اند . ذهن ماهیت فیزیکی ندارد .

ضمیر نا خود آگاه : شما این مطلب رو میخوانید ، شما روی میز می نِشینید ، شما می بینید ، تمام این ها از طریق ضمیر خود آگاه شما انجام میشه . شما به موضوعی بدون هیچ دلیل قانع کننده ای برای خود ،یا به رنگی خاص علاقه دارید ، شما به یکباره عصبانی می شوید بدون اینکه کنترلی روی خَشم خود داشته باشید . شما در دیداری های روزانه با مردم ، از بعضی از انسان ها بنا به ظاهر آن ها خوشتون میاد و از بعضی از چهره ها متنفر هستید . این خصلت های خوب یا بد ، مربوط به ضمیر نا خود آگاه شماست . ضمیر نا خود آگاه، بر تمامی رفتارهای شما سُلطه دارد بدون اینکه شما اطلاع یا تصرفی در آن داشته باشد . بلکه شما تنها از آن رفتارهای خوب یا بد پیروی میکنید .

به این مثال توجه کنید . یکی از دوستان ، بعد از اطلاع از مسیر معنوی به خودش قول میده که همه انسان ها را ببخشه . این کار را هم انجام میده ، اما با گذشت زمان متوجه میشه زندگیش هنوز تغییر چندانی نداشته ، به روان پزشک مراجعه میکنه و روان پزشک به ایشون میگه که تو هنوز نتونستی همه ی اون افرادی که بهت بدی کردن رو ببخشی ، ایشون میگه نه ، من همه رو بخشیدم ، اما روان شناس همچنان بر گفته ی خودش پا فشاری کرده بوده و گفته بود تو هنوز یک یا چند نفر رو نبخشیدی ، برو و با تمرینات ارتباط با ضمیر نا خود آگاه ، اون اشخاص رو پیدا کن و اون ها رو ببخش . دوستمون با انجام تمرینات متوجه میشه که ضمیر نا خود آگاهش هنوز یک نفر رو نبخشیده ، اون فرد چه کسی بوده ؟ پدر . بعد از کمی دقت متوجه میشه دقیقا همینطور بوده . ایشون هنوز نسبت به رفتار های بد پدرش حساس هست و هنوز هم از بعضی از اعمال پدرش تنفر داره ، که با تصحیح کردن این موارد در ضمیر ناخود آگاهش تونسته بود پدرش رو ببخشه .

کِثرت یا وحدت ؟

آن چه در بالا مطالعه کردید ، کِثرت بود ، کِثرت یعنی فراوانی ، یعنی ازدیاد . شنیده اید که میگویند کاری میکنم که کارِت به اَسفَرو سافِرین بیفته ؟ این یعنی اینکه کارت به جایی بیفته که به هزار چیز منتهی بشه ، انتهایی نداشته باشه ، مدام دور خودت بچرخی و به جایی نرسی ، در پاراگراف بالا ما یک انسان بودیم با بخش های متفاوت ، حال فرض کنید هر بخش از وجود ما به طور جداگانه فعالیت داشته باشه ، به عنوان مثال : روح به سمت خدا شناسی بره ، جسم به سمت نفسانیات تمایل پیدا کنه ، ذهن مدام ما رو به گذشته و آینده ببره ، ضمیر نا خود آگاه به طور کامل جسم ما را کنترل کنه و ما را تبدیل به انسانی نفوذ نا پذیر کند .

با وجود چنین شرایطی نتیجه ی قابل قبولی از حضور در مسیر معنوی ، عائد ما نخواهد شد ، مگر اینکه ما تمام بخش های وجودی خودمون رو به یگانگی دعوت کنیم ، یعنی حرف جسم ما ، همان حرف روح ما باشه ، حرف روح ما همان حرف وجدان ما باشه ، افکار ذهن ما با خواسته ی قلبی ما یکی باشه و ضمیر نا خود آگاه ما برای ما شناخته شده باشه و تحت کنترل ما باشد و اگر بتوانیم کثرت در وجود خود را به وحدت تبدیل کنیم ، آن وقت میتوانیم با تمام بخش های وجودی خود ،در کمترین زمان ممکن ، آن یگانه عالم هستی یعنی خداوند متعال را درک و حِس کنیم .

اگر توجهی به این نکات نکنیم چه ؟

آن وقت تبدیل به انسانی میشیم که کارش به همون اَسفَرو سافِرین افتاده ، چون انسانی هستیم با چندین بخش مجزاء که هر بخش از وجود ما داره راه خود را طی میکنه . در همین راستا نه تنها تعادل در بُعد معنوی ما از بین میره ، بلکه تعادل انرژیکی و مغناطیسی سلول های بدن هم دچار اختلال خواهد شد و مخصوصا اگر از شخصی کینه ای در دل داشته باشیم ، از اخلاق ها و یا رفتارهای افرادی که در نزدیکی ما زندگی میکنند بدمون بیاد (چون باعث میشه هر روز اعصاب ما خورد بشه) ، اگر خود را فردی ضعیف و سرخورده حس کنیم ، اگر خواسته های ضمیر نا خود آگاه خود را ندانیم ، آن گاه نه تنها در طول زندگی ، زندگی تواَم با آرامش را تجربه نمی کنیم ، بلکه رفته رفته و مخصوصا در زمان پیری شاهد بیماری های قلبی ، آلزایمر ، شیزوفرنی و … در خود خواهیم بود .

تیک های عصبی :

بعضاً مشاهده میکنیم که عده ای از افراد دچار تیک های عصبی هستند ، به عنوان مثال پلک های چشم آن ها مدام در حال پرش است ، یا در قسمت شانه و گردن دچار پَرِش و گرفتکی عضلات میشوند … علت اینگونه تیک ها چیست ؟

علت اینگونه تیک ها ، انسداد انرژی در قسمت هایی از بدن است ، ما با سرکوب کردن افکار ، علاقه ها ، احساسات و عواطف خود باعث انسداد انرژی در نقاطی از بدن خود میشویم .

نتیجه گیری :

هدف از نگارش این پست برای شما عزیزان ، این بود که شما را با بخش های وجودی خود بیشتر آشنا کنیم ، نیازی به این نیست که ترسی را در دل راه دهید ، بلکه خواسته ما از شما این است که روزمرگی و عدم آگاهی را از زندگی خود حذف کنید و با شناخت بخش های وجودی خود و نحوه ی کارایی آن ها ، آرامش ، عشق ، تازگی و همچنین معنویت را به وجود خود و اعضای خانواده خود هدیه کنید .

شاید به مباحثی که در این پست گفته شد اعتقادی نداشته باشید ، اما همین عدم اعتقاد نسبت به مسائل خاص ،یکی از رفتارهای منفی ضمیر ناخود آگاه شماست ، پس در مورد تک تک مباحثی که ارائه شد ، خودتان تحقیقاتی را به عمل آورید و اگر متوجه شدید ضعف هایی در شما هست که درمانش ، این راه حل ها ، هستند . دریغ نکنید . زیرا این شما هستید که میتوانید زندگی خود را تغییر دهید . شما میتوانید ، این حق شما است که بهترین زندگی را داشته باشید ، این حق شما است که با عشق و آرامش در کنار خانواده خود زندگی کنید . دانسته های خود را عَملی کنید . این راز موفقیت شماست .

امید وارم که این پست هم ذره ای به دانش شما عزیزان اضافه کرده باشه ، نظرات و سوالات شما عزیزان را در بخش دیدگاه ها پذیرا هستیم ، تا بعد خدا نگهدار .

%d8%aa%d9%84%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%85-%d8%b3%d8%b1%d8%b2%d9%85%db%8c%d9%86-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%88%d8%b1

۳۳ Comments:

  1. بنام خدا
    سلام
    مطالبتان فوق العاده هستن,هر مطلبی که میخونم روشنتر میشم.روح,ذهن,ناخوداگاه,خیلی ساده و واضح معرفی شون کردین,ولی چطور میشه هماهنگشون کرد؟؟؟! باخوندن این پست فهمیدم مشکل من دقیقا در این پست بیان شده.در پستهای دیگه هم سوالاتی داشتم که امیدوارم خونده بشن.

    • سلام به شما سارا عزیز.
      مطالب رو بخونید ، بیاموزید ، این ها مثل یک جوهره ی حقیقت در وجود شما نفوذ پیدا میکنن و شما رو آگاه تر از قبل خواهند کرد.
      کار در حال انجامه، نیازی نیست که شما کار خاصی رو انجام بدید و یا اینکه بخواین یک مطلب رو ده ها بار برای خودتون تکرار کنین تا یادتون بمونه. و یا اینکه بخواین این مطالبی که یاد میگیرید رو مثل یک پازل کنار هم بچینید.
      دانش بیرونی، اگر مناسب برای شما و حال و احوال شما باشه، به درستی در شما نفوذ میکنه و ماندگار هم خواهد موند. اما اگر اینطوره نباشه. اگر یک متن رو صد ها بار هم مطالعه کنید و اون رو بر در و دیوار خونه هم بچسبونید. به قلب نفوذ نمیکنه. و بعد از تکرار های شما، از ذهن هم پاک خواهد شد.
      به همین دلیل هست که میگن :اون چیزی که گرم نگهت میداره رو ادامه بده. منظور گرمای حقیقت هست. یک گرمای حقیقی و درونی.

  2. آقا شهاب بزرگوار سلام علیکم -مدت کمی است که بعضی از مطالب شمارا خوانده ام در ابتدا خداوند را شکر گذارم که مرا با سایت شما آشنا کرد و بعد از شما بخاطر این تلاش الهیتان تشکر میکنم -بدون شک خداوند شما را خیلی دوست دارد که اینچینین به مردم خدمت میکیند -هنیئا لکم -هرچند که عمل به واجبات و ترک محرمات و…. و حتی مثلا پیگیری سایت شما و اجرای مطالب آن خود میتواند در پیشرفت کمک کند ولی چون سنی ازم گذشته و میانسالم بدنبال استادی عرفانی میگرد م که بطور مستقیم با او در ارتباط باشم و از محضر ایشان استفاده نمایم – آیا شما میتوانید کسی را معرفی کنید و بنده را راهنمائی نمائید – لطفا پاسخ را به ایمیلم ارسال فرمائید – متشکرم

  3. با سلام
    دوست عزیز خواندن ِ متنها و دیدگاهها با استفاده از الفبای انگلیسی برای مدیران و دیگر کاربران وقت زیادی میگیره ، اگر تمایل به هم صحبتی دارید از فونت فارسی استفاده کنید .
    خیر پیش
    جویا

  4. shahab jan man kheli vaghte ehsas mikonam hamash bad miaram har vaght mikham kari konam ta movafaghiyati kasb konam ya kharabesh mikonam ya zarar mikonam ya eftezah bala miyaram .chand mahi hast donbale maghazeh migardam vase ejareh ta karo kasebi khodamo rah bendazam maghazehaye ziadi ham peyda kardam vali natonestam ejare konam ya taraf be kasi dige ejareh dade ya nemikhad ejareh bede ya varaseiye ya ejarash balast kholase hamash be dare baste mikhoram .vasayele morede niyazamam kharidam nesfesham dozd bordeh to in modati ke natonestam maghaze jor konam
    khastam etiyadamo tark konam natonestam khastam vase kasi kar konam nashod zamine khonevadegimonam dadim memar khone besaze bala keshid saremon kolah gozasht jaleb injast ke dadgaham be on ray dad nesfe poli ke pasandaz kardamo ham dadam vakil ke migoft hagh bashomast parvandehey rahatiye vali hala mige kheyli pichidast alanam shodim mostajer kholase ke kamkam bayad be khodkoshi fek konam ino shokhi kardam vali nemidonam bas chikar konam hamisheh ham karamo ba name khoda aghaz mikonam ye modat fek mikardam ke ina emtehan elahiiye vali akhe khoda enghad bikare ke 4 sale haroz dare mano emtehan mikone .ye modatiye ke pak ghati karam kh mootad ham shodam
    shahab to midoni giream kojast moshkelam chiye ,mitoni komakam kone??>>

    • الیاس عزیز ، خداوند به هیچ بنده ای ستم نمیکنه ، بلکه این انسان ها هستند که خود به خود ستم میکنند . این گفته ای هست که بارها در قرآن مطالعه کردیم .
      همچنین خداوند باز میفرماید : ایا انسان ها گمان میکنند بدون اینکه آزمایش شوند به سمت ما باز میگردند ؟ هرگز ، خداوند انسان ها را به طریق مختلف می آزماید .
      از اینکه چرا انقد بد بیاری میاری ، باید در افکارت ، در اعمالت ، در نگرشت و در بینش خودت جستجو کنی ببینی چه ارسال هایی رو به محیط اطراف داری که برگشتش داره کار رو خراب میکنه .
      که در نظر قبلی هم گفته بودی که من افکار منفی بسیاری داشتم .
      الانم تنها با گفتار زبانی ، همه مشکلات حل نمیشن ، بلکه باید ضمیر نا خود آگاه خودت رو به رو بشی و مشکل رو از ریشه حل کنی . بعد دوباره با مثبت نگری و کارهای مثبت شروع کنی و منتظر باشی تا اعمال خوبت و افکار خوبت باز به تو برگرده.
      اینجا در تو دو مشکل وجود داره، یا افکار منفی داری که کار رو خراب کرده، یا اعمال منفی داری ، یا اعمال و افکار منفی داری اما این ها رو جز کارهای منفی و بد نمیدونی و فکر میکنی که افکار و اعمال تو درست هستند . پس هر سختی که به سمت من میاد ظلم هست و نا عادلانه .
      هیچ اتفاقی ، اتفاقی نیست . شما باید به تک تک افکار و اعمال خودت فکر کنی و اون ها رو با اتفاق های ناگواری که برات افتاده مقایسه کنی ، سپس اگر ریشه ها رو پیدا کردی ، شروع به بخشش خود و دیگران کنی و با مثبت نگری و تغییر بینش و تفکر زندگی خود رو از نوع شروع کنی . لطفا از این پس هم نظرات خودت رو به شکل فارسی بنویس .

      • شهاب جان من از روز تولدم پدر مادر نداشتم منو مادربزرگم بزرگ کرده پدر مادرم منو نخواستن.
        بهمین دلیل افراد زیادی حقمو خوردن و ظلم زیادی در حقم کردن،منظورت از بخشش بخشیدن اوناست و اون جمله که گفتین»»باید ضمیر نا خود آگاه خودت رو به رو بشی و مشکل رو از ریشه حل کنی ««منظورت همینه،
        وجمله دیگه ک گفتی»اعمال و افکار منفی داری ««
        من تو زندگیم سعی کردم ب تمام کسایی که بهم ضربه زدن تلافی کنم ک افراد زیادتری ضربه خوردن وهمچنان به این اعمال و افکار اعتقاد دارم و عمل میکنم..
        ….!!!!

        • الیاس عزیز ، اتفاق های ناگواری هم که برای شما میفته به خاطر همین طرز فکر شماست ، هر عملی عکس العملی داره و از قدیم هم گفتن چوب خدا صدا نداره ، شما هم دقیقا دارید همین رو تجربه میکنید . امید وارم که روند زندگی خودتون رو عوض کنید . گذشته ی شما مهم نیست ، به لحظه ی حال فکر کنید .

      • اینطور ک متوجه شدم از حرفات ی مشکل اساسی دارم ،کتاب یا چیز دیگه ی هس بهم معرفی کنی؟؟؟؟»»»

        • الیاس جان ، هر مطلبی که در این سایت میخونی ، یک نکته ی خوب به تو یاد میده ، همین کافیه . میتونی از کتابخانه سایت هم نسبت به روحیات خودت و توضیحاتی که در مورد کتابها داده شده ، کتاب های مورد نیاز خودت رو دانلود کنی ، که من کتاب چهل دیدار خدامراد و همچنین کتاب رجبعلی خیاط رو بهت پیشنهاد میکنم .

  5. salam shahab jan mamnon az post khobet

  6. سلام.واقعا ممنون.میخواستم بگم که همیشه این سوال تو ذهنمه که چجوری میشه اثبات کرد که روح ما چیزیه که خدا درمادمیده.ممنون

    • با سلام
      این مهمه که به چه کسی میخوایید این رو ثابت کنید ؟ به خودتون یا شخصی دیگه ؟ هر شخصی برای خودش دنیایی داره که در اون باید بر اساس ِ شناخته ها و توانایی هاش به دریافتهایی که برای اونها در این مقطع از زندگیش پا به این برهه از روند رشد ِ روحیش گذاشته ، پی ببره ؛ بنابراین ما نمیتونیم چیزی رو به اصرار بر کسی ثابت کنیم که امادگی ِ پذیرش ِ اون رو نداره . در این مقطع از زندگی ِ اون شخص ، باید تجربیاتی براش حاصل بشه تا به رشد ِ روحی ِ لازمش برسوندش . اما اگر بر خود بخواییم این مطلب رو ثابت کنیم راحته ! با باز بودن بر روی آگاهی و نوری که درخواست میکنیم به سمتمون بیاد و به ما شناخت ِ کامل رو برسونه ، همه چیز به آهستگی به طرفمون کشیده میشه و ما رو با دریافتهای لازم تغذیه میکنه تا به شناخت ِ درونی خواسته شده برسیم .
      خیر پیش
      جویا

  7. سلام شهاب جان
    من یه مشکلی دارم اونم اینه که خیلی حساسسسم..دلیلش شاید احساساتی بودن و عاطفی بودنمه..همش حس میکنم نکنه ازم ناراحت شه…دلسرد شه…بیشتر نسبت به افرادی که دوسشون دارم یا برام مهمن…مثل عشقم مثل خونوادم مثل دوستایی که یه مدت جور میشم باهاشون مثل تو و جویای عزیز..مثل استادم….هر تغیری در برخورد عزیزانم برام ایجاد نگرانی میکنه…میدونم از وقتی عاشق شدم بیشتر این حالت و پیدا کردم میدونی نه مه طرفم بد باشه ها منیتمو گزاشتم کنار زود میبخشم بدل نمیگیرم حتا اگه واقعا بهم بدی شه بدل نمیگیرم میبخشم همرو
    باورت میشه اخرین ایمیلی که دادی بهم و تعبیر خواب امام کاظم رو گفتی یکم سرد نوشتیش حس کردم ازم خسته شدی
    الان بال بال میزنم به استاد معنویم زنگ بزنم ولی از وقتی جوابمو اون شکلی داد میترسم..خودش بعدش با اس گفت رنجشی نیست
    خلاصه که احساساتمو دوسدارم…شاید الان بگین تو عزت نفس نداری و اینا اما من برای هرکی که مهم باشه برام حاضرم جون بدم
    شهاب تازگیا حتا پشه کوره های ریز رو هم میبینم دوسشون دارم دلم نمیاد بکشمشون فکر اینکه هرکدوم یه فرشته نگهبان دارن هرکدوم میتونن حرف بزنن خیلی اونارو برام قابل احترام میکنه
    خانوم جویای عزیز اگه گاهی حس میکنم ازم ناراحتین بزارین رو حساب نیمه تاریکم که خودتون گفتین…شهاب عزیز توهم همینطور داداش
    ممنون میشم هر دو بزرگوار کمکم کنین

    • سلام مهدی جان ، امید وارم خوب باشی ، نه کسی از شما ناراحته و کسی از شما رنجیده شده و نه ما از شما خسته شدیم .
      حالاتی هم که دارین برای ما بسیار قابل درک هست ، کتابهایی مانند کتاب خدا مراد کتاب داستان های شیوانا و کتاب روح هیمیالیا رو هم مطالعه کن که بینشت نسبت به راه معنوی بالاتر بره .
      هر جا هم احساس کردی که داری کج میری و یا نیاز به کمک و یا مشاوره و یا صحبت داری ، ما در خدمت شما هستیم داداش عزیزم .

  8. وای ببخشید من نمیدونستم جویا خانومه…خانوم جویا اگه ادبیاتم درست نبود عزر میخوام

  9. سلام شهاب جان،
    بسیار پست جالبى بود. من به این اعتقاد داشتم که وجود انسان از چند لایه هست، که براى رضاى خداوند بهتر هست تمام لایه ها موحدآ به سمت خدا قدم بر دارند. بلکه اعتقاد داشتم، تکامل یعنى تمام وجود خود را یکى کردن. شهاب جان شما اینجا همون اعتقاد من رو توضیح دادید. لایه ها رو تفکیک کردید. 

    مثلا شب از کارى توبه میکنم. فردا همونکار رو تکرار میکنم. این یعنى من میخوام اون کار رو نکنم اما کل وجود من نمیخواد اون کار رو نکنم. به نظر شما خدا حرف کسى که کاملا به حرف خودش اعتقاد نداره رو قبول میکنه یا حرف کسى که با تمام وجود حرف رو میزنه و خودش هم حرف خودش رو تو زندگیش اجرا میکنه. 
     
    ایه ١۴ سوره بقره خیلى زیبا اختلاف شخصیتى افراد رو نشون میده. اینکه بعضیها حرفى رو میزنن اما زمانى که خلوت میکنن با خودشون، اون حرف رو تغییر میدن. این یعنى این افراد انسان موحدى نیستن، بلکه چند شخصیت دارند.

    اطلاعم در مورد ضمیر نا خود اگاه کامل نیست، اما تا جایى که تجربه دارم ضمیر نا خود اگاه قلب و رفتار انسان رو به جهتى حرکت میده. من زمانى که شروع کردم این پستها رو بخونم، تمام کارهاى روز مره رو انجام میدادم، اما قشنگ حس میکردم که چگونه باشم بهتر هست. یعنى بدون اینکه متن پستها رو تو ذهنم مرور کنم یا حتى پست رو کامل به یاد داشته باشم اطلاعات رو درونم حس میکردم. انگار ضمیر ناخوداگاهم از اصل محتواى پستها اگاه شده بود و اون رو درونم اجرا میکرد. درونم تغییرى ایجاد شده بود که مطمئنم خودم اون تغییرات رو ندادم.

    حرفى که من دارم این هستش که ما انسانها کاملا بدون اطلاع اولیه خلق شدیم، پس بهتر هست زود در مورد چیزى قضاوت نکنیم. زود سمتى یا جهتى رو انتخاب نکنیم (اون هم با دلایل ضعیف)، چون ما اطلاع کامل نداریم. بهتر هست توى دلمون همیشه مطیع خدا باشیم، چون ما به اندازه خدا نمیدونیم. 

    ممنون 

    • سلام دوست عزیز ، شما خیلی خوب مطالب رو درک کردید ، خیلی هم خوب ضمیر نا خود آگاه و رفتارش رو شناختید ، البته در آینده نزدیک هم مباحثی در این مورد خواهیم داشت ، اما در مورد اینکه پرسیدید خداوند حرف چه کسی رو قبول میکنه ، این سوال خیلی سنگینه ، اما این جوابی رو هم که خدمت شما عرض میکنم نظر شخصی خودم هست و نمیشه گفت قطعا همینطوره . خدا تمام انسان ها رو به یک شکل نمی بینه ، هر انسان با انسان دیگری متفاوته ، یا همان آیه ای که در قران داریم : آیا کسی که میداند با کسی که نمی داند برابر است ؟ به عنوان مثال شخصی دزدی میکنه ، حقیقت اینه که اون فرد گرسنه و گمراه هست . اما شخص دیگری همین دزدی رو برای خوش گذرونی و در اوردن پول بیشتر انجام میده .
      در جواب سوال شما همین موضوع صدق میکنه ، حقیقت ها رو باید دید که خداوند به اون موضوع کاملا اشراف داره .

  10. ممنونم ازشماولی من تهرانی نیستم میشه اون شماره تماس لطف کنیدبهم بدین.راستی برااین که حال وهوام تغیرکنه میخوام یه سفرزیارتی برم به نظرتون تاثیرداره

    • زیارتی سیاحتی و جمعی باشه بهتره . این هم ادرس و شماره تماس ، از این جا میتونید بپرسید که ایا در کتاب خانه های شهر شما هم فروخته شده یا نه . یا میتونید پول بفرستید تا کتاب رو تهیه کنید ، حتما این کار رو بکنید . خیابان انقلاب بعد از تقاطع خیابان وصال شیرازی جنب سینما سپیده کوی اسکو پلاک ۱۲ واحد همکف انتشارات درسا .۰۲۱۶۶۴۶۶۹۵۹ – ۶۶۹۶۳۰۳۵ – ۶۶۴۶۴۵۷۷

  11. اعتمادبه نفسم به شدت پایین اومداخه دوستاوهمسایه های که تودبستان وراهنمایی باهم بودیم دبیرستان مدرسه خاصی توشهرمابودکه میگفتن معلماش انگارنکته هاروتزریق میکنن بیشتردانش اموزای این مدرسه صدرصدی پزشکی قبول میشن منم فکرکردم شانسی ندارم استرس گرفتم انگاربیمارشده بودم عقلم کارنمیکردکه منم میتونم درحدخودم تلاشم بکنم ولی من رهاشدم خودموباختم حالام نتیجش این شد

    • خب ، حالا علت ها کاملا مشخص شده ، شما الان باید خودتون رو به خاطر اشتباه نا خواسته ای که در اون زمان انجام دادی ببخشی و دوباره خودت و دنیای خودت رو بپذیری و این افکار و این افسوس ها رو رها کنی ، ریشه ی مشکل شما اینه ، شب در اتاقی ، تنهایی بشین ، به همون دوران دبیرستان برگرد و خودت رو به خاطر تک تک اشتباهات انجام گرفته ببخش ، با افسوس خوردن به خاطر گذشته و اتفاق هایی که افتاده نه تنها چیزی درست نمیشه بلکه همه چیز خراب تر میشه ، شما همین الان هم دارای قابلیت های بالایی هستی ، همین الان هم میتونی بهترین باشی ، لااقل بهترین برای خودت باشی ، خب ؟ تا زمانی که خود شما این ها رو قبول نکنید ، چه کسی میتونه به شما کمک کنه ؟ تا زمانی که شما به خودت و فردی که الان هستی علاقه مند نباشی چه کسی میتونه این علاقه و اشتیاق رو در شما زنده کنه ؟ تمرینات ای اف تی میتونه شما رو به طور کامل دگرگون و امید وار کنه ، که لازمه ی این تغییر خوندن یک کتاب ۲۰۰ صفحه ای هست .

  12. سلام خسته نباشیدمن خوب فکرکردم درموردحرفاتون فکرمیکنم ازوقتی پیش دانشگاهی بودم تاقبلش یعنی تاسوم دبیرستان همیشه درس خون بودم خیلی پشتکارداشتم همه بهم خانم دکترمیگفتن بعدکه به کنکورنزدیک شدم انگارهمه چیزخراب شدگذشته واینده من نابودشداسترس شدیدگرفتم من که همیشه سرم توکتاب بودازکتاب خوندن بدم میومدکنکورقبول نشدم تادوسال بعدشم اخه نمیتونستم چه جوری قبول میسدم دیگه افسرده شدم بیماریم هم بیشتربه خاطراسترس وشوک به سراغم اومدالبته این توژن من بوده ولی میتونست چندسال دیرترفعال بشه درسته الان تحصیلات تکمیلی هم گرفتم ولی دیگه فایده ای نداشت چون هم زمان زیادی ازجوانی من ازدست رفت هم الان بیکارم باوجودتحصیلاتم چون به رشته ربط داره بازارکارنه به درجه تحصیلی بعدم دیگه بیمارشدم یه چیزی که خیلی اذیتم میکنه یکی یه کتاب بهم بده بگه بخونش ازکتاب خوندن متنفرم یعنی دوست دارم همه مطالب همه کتاباروبدونم اعصاب وحوصله خوندن ندارم عصبی میشم براامتحانای دانشگاه مجبوربودم به سختی میخوندمش که عقب نمونم خیلی بده ادم اعصاب وروانش اینقدخراب باشه که حوصله ش نشه یه کتاب بخونه اززمان کنکوربه بعدهمه چی خراب شداگه میشدزمان روبرگردوندزندگی من هم تغیرمیکردولی این غیرممکنه

    • سلام خدمت شما ، خب خانم لیلی ، این به عنوان قدم اول عالی بود که شما تونستی متوجه بشی گره بعضی از افکار منفی شما به خاطر چی بوده و از چه زمانی شروع شده ، همین که شما الان سالم هستید و سر پا خودش خیلی خیلی عالیه و جای شکرش باقی ، شما الان به داشته هات توجه کن تا اینکه به نداشته هات توجه کنی ، هیچ چیز این دنیا موندنی و ابدی نیست ، موفقیت تنها در مدرک تحصیلی نیست ، چه بسا شما همین الان هم میتونی بهترین موقعیت ها رو برای خودت ایجاد کنی ، اما اگر به خودت و توانایی خودت ایمان و باور داشته باشی ، جدا از این حرفای قشنگ که در حال حاضر تاثیر کار سازی روی شما نمی ذاره ، چه چیزی بین دبیرستان و کنکور شما باعث شد که از درس خوندن و امید وار بودن و تلاش و پشتکار بدتون بیاد ؟ لطفا خوب فکر کنید و جواب بدید .

  13. سلام خسته نباشیدمیخواستم بگم چراهروقت اراده میکنیم کاری روانجام بدیم برعکسش میشه انگاریه دفعه اشتیاقم برااون کارخنثی میشه هروقت بیخیال یه چیزهستم بهترجواب میگیرم

    • سلام به شما ، این موضوع شرطی نیست ، انرژی هایی که در شما جاری هستند و یا وجود دارند این روند رو شکل میده ، خود همین هم به ضمیر نا خود اگاه مربوط میشه ، فکر کنید ببینید از چه زمانی و با چه اتفاقی شما به اینگونه برداشت هایی در مورد اتفاق ها و خواسته هاتون رسیدین ؟ اصلا همین بشه تمرین امروز ما، در مورد این موضوع فکر کنید و جوابش رو بنویسید .

  14. سلام خسته نیاشیدمیخواستم بگم من دوست دارم مثبت فکزکنم امیدوارباشم ولی خیلی زودخسته میشم تودلم خالی میشه بازم ناامیدی هام شکست هام دردام میادسراغم افسرده میشم روزی چندبارتاگریه نکنم دلم سبک نمیشه به نظرتون باراه کارهای که شماگفتیدهمه چی درست مبشه چقدزمان لازمه

    • سلام به شما ، امید وارم حالتون خب باشه ، خانم احمدی ، روش هایی اماده هست که در اینده توسط خانم جویا خدمت شما دوستان ارائه میشه ، و البته خود من هم الان چند روزی هست که مشغول مطالعه اون ها هستم ، این روش ها بسیار عالی و کارساز هستند که مستقیما با نیمه ی نا خود آگاه شما در ارتباط هستن . اگر اجازه بدید منتظر باشیم تا این مطالب از زبان خانم جویا برای شما عزیزان بیان بشه . من هم در این پست اشاره ی کوچکی به ارتباط با ضمیر نا خود آگاه کردم ، اگر مایل به اطلاعات بیشتری هستید در گوگل این مطلب رو جستجو کنید تا مطالب اصلی از طرف خانم جویا در قالب یک پست برای شما ارائه بشه . مراقبه و یا تمرین سکوت رو هم انجام بدید ، به نظر من الان شما بیش از اینکه به اطلاعات نیاز داشته باشید به انجام دادن دانسته های قبلیتون احتیاج دارید . پست طرحی نو اندازیم هم خودش یک پست کامله ، اما باید انجام بشه تا نتیجه بده . همچنین کلمات و جملات تاکیدی مثبت شما تنها نباید از روی زبون جاری بشه ، بلکه باید از وجود سر چشمه بگیره . اما راه حل دیگه ای هم هست . اون هم استفاده از کتاب خانم یاسمن گلچین با نام تکنیک رهایی ذهن ای اف تی هست . اگر در تهران هستید به کتاب خانه های بزرگ مراجعه کنید ببینید میتونید این کتاب رو پیدا کنید ؟ اگر نه من شماره ی تماسی رو خدمت شما ارائه کنم تا با تماس و ارسال مبلغ کتاب برای شما پست بشه . این کتاب میتونه تمام مشکلات شما رو از نظر ضمیر نا خود اگاه و افکار منفی برطرف کنه ، خوندن این کتاب رو به شما توصیه میکنم ، این کتاب بهترین کتاب و روان ترین کتابی هست که تا به حال مطالعه کردم . منتظر پاسخ شما در همین پست هستم دوست عزیز .

  15. سلام آقا شهاب باز هم مطلب جالبی قرار دادین برای من به عنوان یک انسان و یک مادر خیلی بدرد به خور بود

    • سلا به شما زهره خانم . شاد و سلامت باشید . خوشحالم که مطلب براتون مفید بوده . بهشت زیر پای مادران است

  16. با درود به شما
    پست خیلی خوبیه با کلی مطالب آموزنده
    در مورد ضمیر ناخودآگاه سوالی داشتم نوشته بودید ضمیر ناخودآگاه بر تمامی رفتارهای ما سلطه داره یعنی ما کارخوب یا بد انجام دهیم دست خودمان نیست
    لطفا بیشتر توضیح دهید ممنون میشوم .
    مانا باشید

    • سلام خانم رومیتا ، ممنون از شما ، همان طور که در پست گفته شد ، ما بعضی از ما رفتار های خودمون رو با استفاده از ضمیر خود آگاه و بعضی از دیگر رو با استفاده از ضمیر نا خود اگاه انجام میدیم ، به عنوان مثال من از دوران دبستان ، بدون هیچ پیش زمینه ای ، عاشق موسیقی بودم ، زمانی که به عروسی میرفتیم و ارکستر مشغول نواختن اُرگ بود ، من از ابتدای مجلس تا انتهای مجلس کنار اُرکستر می ایستادم ، خب ، این به طور حتم از ضمیر خود آگاه من نبوده ، بلکه در ضمیر نا خود آگاه من بوده . مثال دیگر : ما در طول زندگیمون ، طبق رفت و آمدی که با اطرفیان خود داریم ، به چیزهایی علاقه مند میشیم و از چیز هایی بدمون میاد ، به عنوان مثال اتفاق ها و رفتارهایی که توسط دیگران انجام شده ، در ذهن ما از خودشون خاطره های بَد جا گذاشتن ، و این باعث میشه که هر کسی اون رفتار رو از خودش نشون بده ما عصبانی بشیم ، این ها به این خاطره که اتفاق ها ، رفتار ها و عواملی در ضمیر ناخودآگاه ما نقش بسته شده که ما از اون ها ساده گذشتیم و یا اون ها رو در خودمون سرکوب کردیم .
      مثلا کودکی که در بچگی مدام توسط خانواده اش تو سَری خورده و سرکوب شده ، در جوانی نمی تونه برای فرزندانش و یا خانوادش معلم و آموزشگر خوبی باشه ، بلکه امکان داره اون هم فرزندان ما همسر خودش رو سرکوب کنه . این هم باز به ضمیر نا خود اگاه بر میگرده ، که انسان با رجوع به گذشته خودش و ریشه یابی رفتار های بد و خوبش ، میتونه علت رفتارهای خوب و بدش رو پیدا کنه . البته من این مطلب رو خیلی ساده بیان کردم ، انشاالله در اینده پستی کامل رو بهش اختصاص میدیم .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.