حواس پنج گانه

یک مسیر معنوی تنها محدود به چند بحث خاص نیست ، بلکه دیدن ، درک کردن ، حس کردن  ، عبادت کردن و بطور خلاصه زندگی کردن با اون در تمام لحظات کنونی ایست .  تمام این اوامر مقدس محسوب میشن زمانی که ، در راه رسیدن به هدف شناخت خود و خداوند بهشون توجه بشه . میدونیم که مسیر ما یک مسیر بی پایانه و چنین مسیری ، در یک یا چند مبحث خلاصه نمیشه .

پست انتخابی امروز  در مورد ادراک حسی بدن و پی بردن به عمق معانی اون هاست ، با ما در ادامه مطلب همراه باشید .

حواس پنج گانه

زندگی ما در زمین خاکی چیزی جز درک احساس ها نیست ، هر لحظه از زندگی ما همراه با دهها ادراک از حسهامون در حال سپری شدنه ، پس چون این ادراک همیشه با ما همراه هستند ، ما به شناختشون نیازمندیم ، این حسها همون حواس پنج گانه ماست :

حس بینایی ، حس چشایی ، حس شنوایی ، حس لامسه و حس بویایی .

حواس پنج گانه ، مسئول ارتباط با محیط طبیعی هستند . هر یک از این حواس در محدوده خاصی قدرت عمل دارند و در طیف بالاتر یا پایین تر از این محدوده ی مشخص قادر به فعالیت نمی باشند. که در ادامه به اون ها میپردازیم . اینکه بخوایم برای حس هامون اولویت بندی کنیم شاید کاری عبث و بیهوده باشه ، چون تمامی این ادراکات لازم و ضروری هستند ، پس بدون توجه به تقدم یا تاخر به معرفی اون ها می پردازیم .

حس بینایی : بینایی انسان به واسطه نور امکان پذیر میشه ، نور با برخورد به اجسام و بازتابش به چشم ما تصاویری رو میسازه که برای ما قابل رویت و قابل تشخیص میشن .

فقط انواری برای چشم انسان قابل رؤیت هستند  که در محدوده طیف مرئی رنگها (قرمز تا بنفش) باشند ، یعنی امواج مادون قرمز و فرابنفش برای انسان قابل رؤیت نیست . در واقع چشم فقط نوری را می بیند که طول موج و فرکانس آن با قدرت گیرنده های چشم تطابق داشته باشد.  در شکل زیر نگاهی به قسمت های مختلف چشم خودمان می اندازیم ، تا شاهد اجزا اون باشیم .

 

 اما عمق معانی:  ما به لطف این بینایی میتونیم همه چیز رو مشاهده کنیم ، و شما هم اکنون به لطف این بینایی در حال خواندن این مطلب هستید ، حال برای چند ثانیه چشم های خودتون رو ببندین ، بعد چشم ها رو باز کنین ، این بینایی چقدر ارزش داره ؟ تصاویری که در بالا دیدید اجزایی متشکل  از گوشت و چربی ها و موی رگ ها بودند ، چطور این چند جزء باعث بینایی ما میشوند ؟ به واقع تا به حال به قدرت بینایی خودمون و اعجاز اون فکر کردیم ؟ قدرت بینایی ما مدیون نور الهی ایست ، نوری که از آسمان ها بر زمین تابیده میشه و انعکاس اون نور در چشمان ما محیط رو برای ما نمایان میکنه . حال شاید بتونیم به معنی این آیه پی ببریم : و خداوند نور آسمان ها و زمین است …

حس چشایی :

 برآمدگی‌های سطح زبان زائده‌های قارچی شکل بسیار ریزی هستند که هر یک از آنها ، ۵۰ تا ۱۰۰ گیرنده را در خود جای داده‌اند . محققان بر این باورند که انواع گیرنده‌هایی که طعم‌های شیرینی ، شوری ،‌ ترشی را جذب می‌کنند ، محدود هستند . این در حالی است که گیرنده‌های تلخی بسیار زیادتر بوده و حداقل ۲۵ درصد از سطح زبان را به خود اختصاص داده‌اند. حساسیت بالای زبان به طعم تلخی از این رو است که بتواند در صورت مواجهه با انواع سموم و زهرها سریعاً واکنش نشان داده و سلامت‌ فرد را تضمین نماید . عکس هایی از حس چشایی رو در زیر خواهیم دید .

 

عمق معانی : همیشه بر این نکته تاکید شده که ابتدا ببینید و بعد بچشید ، به عنوان مثال زمانی که میخواهید یک میوه رو نوش جان کنید ، ابتدا نظاره گر اون باشید ، ببینید و درک کنید این میوه چه خاصیت هایی برای بدن شما داره ، سپس به این فکر کنید که این میوه چطور از یک تنه ی درخت ، به این زیبایی و ظرافت ساخته شده و یا به این فکر کنید که اون تنه ی درخت از چه چیز روییده شده : به طور حتم به این جواب خواهیم رسید : از خاک ، خاکی که شاید در ظاهر هیچ حرفی برای گفتن نداشته باشه ، اما در باطن مقدس ترین چیزه .

پس شاید هم اکنون به معنی این جمله پی ببریم : که تمام زمین ها مقدس هستند ، اما این تنها به درک تو از محیط پیرامونت بر میگردد.

از این پس زمانی که یک میوه رو میل میکنید ، یا غذایی رو با یک ماهی  در سر سفره هاتون تدارک دیدید ، به این فکر کنید ، که این ماهی مدت ها در دریا زندگی کرده و به خاطر اینکه امروز روزی من باشه پرورش یافته ، و من با خوردن این ماهی میتونم ۱۰ ساعت دیگه بر روی این زمین خاکی زندگی کنم . خداوند رو در همون لحظه و در عمق دل شاکر باشید و سپس ماهی رو نوش جان کنید . این زبان شماست که  به خواست پروردگار و از روی آگاهی وظیفه ی خودش رو به درستی انجام میده و شما رو از لذت خوردن این نعمت بهره مند میکنه …

حس شنوایی :

این حس به ما این قدرت رو میده که صدا ها رو دریافت کنیم ، و این دریافت صدا ها به زندگی ما یک حال و هوای دیگه ای داده . به وسیله ی گوش ما می تونیم با صداهای متفاوت لحظات خودمون رو خاطره انگیز کنیم و با شنیئن حرفهای دیگران با اونها ارتباط برقرار کنیم .

محیط پیرامون ما متشکل از مولکول های هواست ، صدا ها از ارتعاش ما بین مولکول های هوا ایجاد میشند ، حال برای امتحان دستان خودتون رو به آرامی به هم مالش بدین ، به ظاهر هیچ صدایی شنیده نمیشه ، اما اگر دستانتون رو محکمتر به هم بزنید (دست زدن) صدایی رو خواهید شنید ، و این همون ارتعاش مولکول های هواست که توسط گوش شما دریافت و ترجمه میشه ، و زمانی که هیچ مولکولی در فضا نباشه ما در خلاء خواهیم بود  و  هیچ گونه صدایی شنیده نخواهد شد …

 

حال عمق معانی : همون طور که در بالا خوندیم ، محیط پیرامون ما متشکل از مولکول ها هستند ، و هر کلام ما یک ارتعاش و امواج خاصی رو در فضا انتقال میده ، شاید به همین خاطر هست که میگن ارتعاش معنوی بعضی از کلمات از بعضی دیگر متفاوته . و به همین علت هست که طبق تحقیقات انجام شده بر مولکول های آب ، متوجه شدن که نام های مثبت باعث تغییرات شگرف و مثبت بر مولکول های آب میشه و کلمات و موسیقی های خشن باعث تغییرات منفی در مولکول های آب میشن ، و این موضوع در رابطه مستقیم با حس شنوایی شماست . کلماتی مانند نام های خداوند میتونه تمام مولکول های بدن شما رو دگرگون کنه ، چون بیشتر مواد متشکله ی بدن شما از همون آبه که تشکیل شده و در خون شما در جریان هست ادامه حیات میده .

کلامی که از دل و زبان دمیده میشه و دوباره از گوش ها شنیده میشه ، گفتار نیک شما ، ذکر های شما در هنگام عبادت  هم باعث شعف شما و هم شعف محیط خواهد شد . و این یعنی القای عشق پروردگار به تمام وجود . حال با دیدن اشکال زیر به قدرت کلام هامون پی میبریم ، و  بهتر درک میکنیم که چرا همیشه از ما خواسته شده از الفاظ نیک و پسندیده استفاده کنیم و در عبادت هامون ذکر و شکر گذاری رو  اضافه کنیم . به اشکال زیر دقت کنید تا این گفته برای شما ثابت بشه .


حس لامسه :

 در تمام نقاط بدن ما حس گر هایی وجود دارند ، این حس گرها در بعضی نقاط بیشتر و در بعضی نقاط کمتر هستند و تمامی حس گر ها به وسیله ی موی رگ های عصبی به مغز ما متصل هستند  و وظیفشون هم که مشخصه ، اینکه ما بتونیم نسبت به محیط اطراف خودمون حس لمس رو داشته باشیم ، به نوعی میشه گفت هر چیز رو از نزدیک لمس و درک کنیم .

 

عمق معانی : اگر این حس لامسه نبود ، ایا زندگی ما دچار اختلال نمیشد ؟ بی معنی نمیشد ؟ اون وقت دیگه نرم و سخت ، لطیف و زبر و گرم و سرد …. و چیز هایی از این دست بی معنی میشد ، حال که این حس لامسه همراه ما هست ، باید از اون بهترین لذت رو ببریم ، دست نوازش پدر و مادر ، نوازش یک حیوان ، حس گرما و سرما ، همه و همه برای خودشون ، ادراکاتی ناب رو به همراه دارند ، از اینکه شب های سرد در دور آتش بشینیم و از گرمای آتش لذت ببریم ، از اینکه در تابستان گرم با یک نوشیدنی خنک جان بگیریم ، همه ی این ها نعمتیهایی از جانب خداوند برای ماست تا روی زمین یکنواختی رو تجربه نکنیم ، به واقع باید تمام این ادراک ها رو بشناسیم و بهشون توجه کنیم و از اینکه اون ها رو داریم باید خداوند رو شکر گذار باشیم …

حس بویایی :

 حس بویایی ما در تعامل با حس چشایی ماست ، زمانی که بینی خودتون رو بگیرین و یک غذایی رو میل کنید باعث میشه نتونین به خوبی مزه اون غذا رو بچشید ،و چه زیباست اینکه هر غذایی یک طعم و یک بوی متفاوت داره  …

 

اما عمق معانی : از این پس به طعم ها و بوها دقت کنید ، میشه از کنار یک گل رد شد و هیچ چیز رو حس نکرد ، و میشه یک گل رو در دست گرفت و با عطر حاصل از اون گل سر مست شد …

حتی میشه با اون گل هم کلام شد و صحبت هاش رو شنید … این امر زمانی میسر میشه که ناظری بی نظر باشید و خودتون رو تنها یک مجرا برای ارسال و دریافت بدونید … این تنها یک مثال بود ، با هر بویی هر حسی میشه عشق رو تجربه کرد و به وجود خود زندگی پر مفهومی بخشید .

جمع بندی :حواس پنج گانه ما  معجزه محسوب میشن ، و  نکته ای که باید بهش توجه داشته باشید اینه که هیچ یک از این حس ها به اختیار ما کار خودشون رو انجام نمیدن ، بلکه تمام این حواس طبق نظم و آگاهی یی که از قبل توسط خداوند براشون تعریف شده ، دارن به انجام وظایفشون  میپردازند ، و بر طبق همون آگاهی که در سیستم بدنی ماست این کار در حال انجام شدنه ، زمانی که ذره ذره این دنیا داره با آگاهی کامل و خواست خداوند به مسیر خودش ادامه میده ، حیفه که انسان حتی ندونه حواس پنج گانش چی هستند و چه قابلیت هایی دارند … شناخت و درک حواس پنج گانه و پی بردن به عمق معانی که این ادراک میتونن به ما اهدا کنن ، به واقع میتونه حال و هوای دیگری به زندگی ما بده ، لحظه لحظه زندگی ما به واسطه همین حواس پنج گانه پیش میرن ، هر مزه ای ، هر بویی ، هر صوتی و هر چیزی که توسط دستانتون لمس میشه و هر چیزی رو که مشاهده میکنید ، همه و همه دارای یک دنیا معنی هستند ، یک انسان میتونه با خوردن یک سیب به لذتی برسه که یک فرد دیگر با خوردن هزاران میوه هم نمیتونه اون تجربه رو داشته باشه و این به درک ما از حواس پنج گانه و معانی حاصل از اون بر میگرده .

امید وارم که این پست تونسته باشه ذره ای به خرد شما اضافه کرده باشه  … نظرات شما  تکمیل کننده این پست خواهند بود .

%d8%aa%d9%84%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%85-%d8%b3%d8%b1%d8%b2%d9%85%db%8c%d9%86-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%88%d8%b1 

۲۳ Comments:

  1. سلام.از حواس پنج گانه مفصل صحبت کردین ولی مهمترین حس روکه مستقیم با خدا در ارتباطه رو فراموش کردین.حس ششم که همون عقل ماست.هسته ی تمرکز ما بوسیله ی مغز که نمیدونم چرا این مهم همیشه از قلم میوفته.در صورتیکه همه ی کارهای ما رو تحت الشعاع خود داره.

  2. سلام سایت خوبیست انشا…برامن هم مفیدباشه

  3. سلام سایت خوبیست انشا…براکسی که فرا درمانی کارکرده تداخل نیروی ایجادنکنه موفق باشید

  4. البته من زیاد درمورد این دانشمند نخوندم اما میدونم خیلی از ادما توی این شرایط امیدشون توی زندگی از دست میدن .مهم اینه امیدش به زنگیش رو از دست نداده .

  5. سلام به همه دوستان.
    نمیدونم چقدر برنامه ماه عسل رو از شبکه سه دیدید اما یه روز یه دختری رو اوردن که تنها حسی که داشت حس لامسه بود و یه خانم پولدار که پیش برادرش زندگی میکرد اون بچه رو بزرگ میکرد.
    به نظر من تمام حس هایی که خدا به انسان داده همشون مورد استفادست.
    فقط باید بدونیم که کجا ازش استفاده کنیم .درمورد دانشمند بزرگی که اسمش استیون هاوکینگ برید بخونید که واقعا جالبه با اینکه هیچ کدوم از این حس ها رو نداره چه کارایی که نکرده.امیدوارم بتونم قدر نعمت هایی رو که خدا بهم داده رو بدونم و لااقل یک انسان معمولی باشم و شکر گذار خدا.مطلب ها هم واقعا قشنگه اقا شهاب

    • ممنون از دیدگاه شما ، انشاالله همه شکر گذار باشیم ، از نظرات خوب شما هم تشکر میکنم .

    • ممنون از دیدگاه شما ، انشاالله همه شکر گذار باشیم ، از نظرات خوب شما هم تشکر میکنم .

  6. باز هم سپاس از همه ی شما مهر آفرینان
    این پست چیز هایی رو یادم انداخت که یادم رفته بود که فراموششون کردم ! بابت این یاد آوری مهم و البته زیبا برای استفاده از این ارکان مقدس جسم متشکرم.
    در مورد نطر آقا سعید در رابطه با ۵ حس درونی میخواستم بگم که منم با اینکه بیشتر راجع بهشون صحبت کنیم موافقم.
    واقعا جالبه که عرفای بزرگ ما در مورد حقایقی که عرفان های جدید مطرح میکنن مطلع بودن. به آدم نوعی دلگرمی میده.
    این هم از (تناسخ) از دیدگاه حضرت مولانا :
    از جمادی مردم و نامی شدم از نما مردم به حیوان سر زدم
    مردم از حیوانی و آدم شدم پس چه ترسم کی زمردن کم شوم
    جمله دیگر بمیرم از بشر تا برآرم چون ملائک بال و پر
    بار دیگر از ملک پران شوم آنچه در وهم ناید آن شوم
    بار دیگر بایدم جستن ز جو کل شیئی هالک الا وجهه
    پس عدم گردم عدم چون ارغنون گویدم کانا الیه راجعون

    • سلام امیر عزیز ،ممنون بابت نظرت ، و چه شعر زیبایی رو برای ما به یادگار گذاشتی … دست شما درد نکنه

  7. فقط میتونم بگم عالی بود

    پاسخ: سلام دوست عزیز ، میبینم که خوندن پست ها رو شروع کردین ، افرین بر شما ، موفق باشید

  8. سلام
    گاهی اوقات چیزهایی را درک می کنیم مثل زمانی که می گیم “آهان …” به نظر می رسه فقط مغز اونها رو می گیره و چیزی شبیه یادآوری است و یا بهتر بگم انگار یک صفحه توی ذهن باز می شه. سوال اول: نام این حس چیست؟ و دوم چه کار کنیم که تداوم داشته باشد؟ و چطور می شه به حافظه کل وصل شد؟
    ممنون از حضور شما و همه عزیزان

    پاسخ: سلام درویش عزیز
    نمیدونم تا حالا این حس برای شما پیش اومده یا نه ، به عنوان مثال زمانی دارین در مورد آفرینش با کسی صحبت میکنید و براش توضیحاتی رو ارائه میدید نا گهان سخنانی رو روی زبون میارید که انگار این صحبت ها از شما نیست ، یعنی تا دیروز انگار اصلا این ها رو نمی دونستید اما الان بهش اشراف دارید ، زمانی که در پی آگاهی هستید علاوه بر مطالبی که در کتاب ها میخونید ، مطالبی هم از درون شروع به شکوفا شدن میکنند ، که در بیداری به یک باره ما اون ها رو به یاد میاریم و میگیم اهان …برای تداوم این آگاهی ابتدا هدف خودت رو از آگاه شدن رو پیدا کن ، ابتدا خودت به خود آگاهی برس ، ببین چی میخوای ، چرا در این مسیر هستی ، و به دنبال چه چیزی میگردی ، سپس که این رو شناختی اون وقت برای آگاهی و معنویتت تلاش کن ، با مطالعه ، با زندگی درست و خدا گونه و کمی هم تمرینات معنوی ، خود به خود به سمت آگاهی پیش میرین و راه های آگاهی در جلوی شما قرار میگیره ، هم در بیداری و هم در دنیای خواب .

  9. سلام وبلاگ شما یک وبلاگ مذهبی گونه است وبهتر بود عکس بویایی را عکس خانمی بی حجاب قرار نمی دادی. با تشکر

    پاسخ: سلام دوست عزیز – تا برداشت ما چی باشه …اون عکس یک صورته و ما تمام وقت صورت ها رو میبینیم . باید براشت و افکار ما درست بشه

  10. با سلام بر اهل سرزمینهای دور
    شهاب جان ، پست مانند همیشه موضوعی جالب رو در برداشت ، اما چون بیشتر جنبه ی اطلاع رسانی مد نظر شما بوده ، قاعدتا بحث های معمول نیز در کار نبوده است . به هر حال سعید ، آیلین و مهران عزیز ، در نظرها شون مطالبی رو مطرح کرده بودند که هر چند با پست مربوطه ، هم مسیر نبود اما به عنوان مقوله ای برای تعمق زیبا به نظر میرسیدند .
    سعید جان از مقطعی از زندگی شون که اون رو با چشمِ ” سختی و مشکل ” میبینن ، شکایت داشتند و آیلین عزیز سعی کردند ، دید ایشون رو به نوعی درش تغییر ایجاد کنن و سعید جان رو به این سمت سوق بدن که از هر برهه ای در زندگی با توجه به نگاهی که به اون میاندازیم ، میتوانیم ، اون رو سخت ببینیم یا موهبتی از طرف خدا برای آبدیده شدنمون ، تعریفش کنیم و خداوند رو شاکر باشیم . و در پایان مهران عزیز ، با طرح فرضیه ای از بین دهها فرضیه ی مربوط به پدیده های یوفو و موجودات فرا زمینی ، ابراز کرده بودند که ” زندگی برای هر کسی نمی تونه مفید باشه . ”
    در ابتدا دوست داشتم در مورد حرف سعید عزیز این رو بگم که هر چه در حال و آینده برامون پیش میاد تا حدود زیادی از اونها رو خودمون به نوعی برای خود و سرنوشتمون رقم زدیم . اما هر لحظه که به این اقتدار در خود ، بیشتر دسترسی پیدا کنیم و از اون آگاه بشیم ، میتونیم همین اوضاع کنونی رو که برامون ممکنه ” باب میل ” نباشه ، با طرز نگاه کردن به اون و با گفتن و فکر کردن به عبارات مثبت و طریقه ی صحیح شکرگزاری از خداوند و خرد کائنات ، ۱۸۰ درجه به سمت موفقیت تغییر بدیم ! ! طول مدت این تغییر بسته به نوعِ شدت وضعیت ِ ایمان داشتن به کلاممون بر ساختن جهان ِ خود ، از چشم بر هم زدنی تا مدتی طولانی ، متفاوت باشه . هر چه ایمانی قوی تر و مصمم تر بر این امر داشته باشیم ، راحتی و آرامش سریعتر به سراغمون میاد .
    دوم دوست داشتم نیت آیلین عزیز رو قدر دانی کنم و بگم ، درسته که نیت ، نیت خیری بود در نصیحت شما ، ولی ممکنه این تصور اشتباها تداعی شده باشه که چون شما در این مقطع سخت یعنی سربازی آزمایش نمیشید ، براتون گفتنه اینکه ” از این برهه نباید احساس لعنتی بودن کردن ” درست ، رسونده نشده باشه . صرف نظر از اینکه هر کسی ، در هر مقطعی از زندگی اش با توجه به نحوه ی پذیرش آیین و روش نگریستن به جهان پیرامونش و یا اینکه کافر است یا مذهبی ، سالک است یا بی دین ، خلاف کار است یا درستکار و الی آخر ، لحظاتی خودش رو در سختی و تگنا احساس میکنه . حال یکی با موادمخدر ، یکی با دعا ، دیگری با نماز و نذر و … میخواهد خودش را از این بن بست نجات دهد و به آرمشی هر چند لحظه ای برسد . دیگرانی که این مرحله و این مقطع رو رد نکرده اند یا با آن روبرو نشده اند ، راحت تر میتوانند بگویند : ” میشه این مشکل رو به شکل موهبت الهی دید .” ولی این در نظر شخصی که هم اکنون در دشواریست ، کمی بی انصافی جلوه خواهد کرد . مهم در کمک رسانی به همدیگر این است که : بدون قضاوت ، به هر کسی این دید رو هدیه کنیم که در بدترین شرایط ، این خود ما هستیم که میتوانیم موقعیتها را به بهترین ها مبدل کنیم . و دیگر این خود شخص است که راهی را در پیش گیرد که دوست دارد با جستجو به گفته ی ما نزدیک شود یا برعکس با توجه به تقاضای روحش و تکامل آن ، راهی دیگر را برگزیند .و در آخر دوست داشتم سخن مهران گرامی رو کمی بازتر کنم ، صرف نظر از اینکه چه گذشته ای برای وجود زمین و کهکشانها یا موجوداتشان در نظر بگیریم ، لفظ در حال زندگی کردن برای موجودات زمینیِ کنونی ، که ما هستیم ، گشایشی ایست برای مفید بودن و لذت بردن از دقایق ، به نحوی تمام عیار ، به این معنا که : گذشته را با عشق رها کنیم ، ترس از آینده را به خداوند بسپاریم و در لحظه ی حال ، بهترین انتخابهای الهی مان را با کمک احساس و تجربه هایی که تا به اکنون بدست آورده ایم و ما و شخصیتمان را به این که هستیم تبدیل نموده ، بپذیریم و با منطق وجودیمان تطبیق دهیم ، و در زیبا دیدن ِ نکات موقعیتهای پیرامونمان ، دقیق شویم و خداوند را به خاطر مواهبی که به آسانی در اختیارمان گذارده و ما با تمرکز بر روی فقط و فقط نکات منفی ، آنها را ندید میگیریم ، به شکر داشته هایمان بپردازیم ؛ که این شکر و این زیبا بینی در لحظه ی کنونی ، دروازه ای از معرفت و گشایش را بر روی ما باز میکند که عالمی ایست فارغ از دغدغه های معمول ِ زندگی .
    در پناه حق .
    جویا .

    پاسخ: سلام جویای عزیز ، ابتدا تشکر میکنم از اینکه نظرات رو با دقت مطالعه کردی و سپس نظر خودت رو نسبت به دوستان عزیزمون بیان کردی ، صحبت ها کامل بود و جایی برای سخن بیشتر نمونده ، آرزوی موفقیت برای آیلین عزیز ، سعید عزیز که سربازی هستند ، و همچنین مهران عزیز رو داریم .

  11. سلام مهران جان ، حکایت جالبی بود ، اما خب ، چه نظری میشه در مورد این مقاله داد ؟!!!! حکایت بیشتر شبیه به فیلم جنگ ستارگان بود ، از طرفی جنگ موجودات خاکستری با انسان ها ، سپس ارتباط خدایان با انسان ها ، و بعد سرپیچی یکی از خدایان از دیگر خدایان ، و بعد مرتبط شدن به نسل آریایی ها … من به واقع حرفی برای گفتن ندارم و متشکرم بابت نظرت .

  12. با سلام اقا شهاب در پاسخ ایلین باید بگم زندگی برای هرکسی نمیتونه مفید باشه زیرا طبق نظریه ی من که یک یوفوژولیست {محقق در باره ی موجودات فضایی و گذشته ی زمین که با دستکاری بیگانگان در ارتباط بوده} هستم زندگی انسان ها خیلی قبل تر از ادم و حوا وجود داشته و اون نژاد انسان در سیاره انوناکی که هز ۳۴۵۱ سال به دور منظومه شمسی میچرخد زندگی میکنند و اون ها انسان هایی هستند که به خدا اعتقاد دارند و خدا را را عبادت میکنند که که تا این که سیاره ان ها مورد حمله گری ها {خاکستری ها نوعی نژاد هوشمند فضایی کالبد ان ها شبیه به بدن انسان ولی با رنگ خاکستری و بدون احساس هستند} قرار گرفتند تا اینکه سیاره شان شکست میخورد و تمام منابع شان از بین میرود و ان ها به سیاره متحدشان میروند و با کمک ان ها سیاره ایی بنام زمین برای خود پیدا میکنند و در انجا تشکیل زندگی میدهند حکمرانی برای خود تشکیل میدهند و انسان ها به مدت میلیون ها سال در انجا زندگی میکنند و تا این که خدایان بر روی زمین می ایند و از میان انسان ها که دخترانی بسیار زیبا داشتند ان ها را برای ازدواج انتخاب کردند که نسلی بین خدایان و انسان افریده شد و همین باعث جنگ های بسیار عظیمی شد انسان ها{انوناکی} که از عواقب جنگ میترسیدند توافق نامه ایی را قبول کردند ان ها از این سیارخ بروند و فقط فرزندان ان ها مال انسان ها و دورگه ها باقی بمانند و زندگی کنند و زیرا بدون هیچ امکاناتی فقط اموزش های اولیه به علت این که دورگه ها هم وجود داشتند در زمین که نباید میبودند و علت ترک کردن انسان ها از خانه چندین میلیون ساله ی ان ها خدایان به منطقه خودشان بازگشتند و انوناکی ها به نیبیرو برگشتند زیرا از اول بسیار قدرتمندتر شده بودند و قرار شد که خدایان و انسان ها دیگر باهم ازدواج نکنند البته یکی خدایان از این قانون سرپیچی کرد به علت اینکه عاشق یک زمینی شده بود مخفیانه با ان زن به زندگی میپردازد و صاحب فرزندانی میشوند که این فرزند ها با نژاد هایی که در زمین بوده و یا با خدایان به قول خودمان ازدواج میکردند و نژاد اریایی را به و جود اوردند که این پدر و مادر که مخفیانه زندگی میکردند به نژاد های مختلف خیلی کمک کردند این ترجمه ی بنده از یک کتیبه ی ساله
    بود ۹۰٫۰۰۰ واین کتیبه به گمان من نوشته ی فرزندان این دو عاشق بود

  13. خدمت آقا سعید عرض کنم که هیچ لحظه ای از زندگی لعنتی نیست زندگی یک موهبت الهی است به نظرم بجای متنفر بودن دنبال حسن های اون باش خوبیهای سربازی رو پیدا کن و از اون برای پرورش خودت استفاده کن
    لابد میپرسی کدوم خوبی: تحمل شرایط سخت .آبدیده شدن .مرد شدن.پیدا کردن دوستان خوب و ماندنی.آشنا شدن با فرهنگ های مختلف و شناخت بیشتر و دید بازتر نسبت به جامعه . آخر اینکه الماس تحت فشار بسیار زیاد گرانبها شد

    پاسخ: سلام آیلین عزیز ، ممنون بابت نظرت ،
    گویند سنگ لعل شود در مقام صبر آری شود ولیک به خون جگر شود
    یک سنگ در دل کوه ، بعد از سال ها صبر و چشیدن گرما و سرما به مانند یک سنگ عقیق میشه ، و از دل اون کوه به اون بزرگی ، شاید کلا چند کیلو سنگ با ارزش بیرون بیاد ، برای ما هم همینه ، اونایی که در زندگی سختی های بیشتری میکشن انسان های با تجربه تر و ارزشمند تری میشن ،
    مثالی هم هست که میگه : در دریاهای ناآرام ناخدا ها ساخته میشن .
    آقا سعید از دوستان ماست ، و من صحبتش رو درک میکنم، چون بعد از طی کردن تحصیلات ناچار به سربازی رفته ، وقت ازدواجش هم هست ، کارشم به خاطر سربازی عقب مونده ، که خب این در دل هر جوونی ترس هایی رو ایجاد میکنه و خب صبر رو براش مشکل . اما امید به خداوند و تقدیرش هم نباید فراموش بشه . امید که همه ی ما بتونیم از دشواری هامون درس بگیریم .

  14. بله حواس خیلی مهم هستند به طوری که ارزش حواس از ذهن بسیار بالاتر است و زمانی حواس مهم میشوند که بتوان با ان ها ذهن را از طلوع های بیخود به غروب های پر معنی ببرد. با تشکر از شما اقا شهاب راستی پست زیبایی بود

    پاسخ: جمله ای قشنگی بود سعید جان ، از طلوع های بیخود به سمت غروب های پر معنی .
    همون اندازه ای که حواس پنج گانه مهم هستند ، ذهن هم مهمه ، البته این موضوع به مرور در پست های بعدی ثابت میشه ، ممنون بابت نظرت سعید خرم عزیز .

  15. چاکرم شهاب جون
    خدا کنه این سربازی لعنتی زود تموم شه از مشغلش بیام بیرون

    پاسخ:
    هر چی آسون تر بگیری زود تر تموم میشه ، نگران نباش ، سربازی هم بخشی از زندگی ماست ، تموم شه همه چی یادت میره ، بزار به ارومی بگذره ، فقط همین .

  16. سلام
    چطوری شهاب؟!
    خواستم دوستا به این مسله هم یکم فکر کنن که مولانا تو شعر هاش علاوه به ابن ۵حسمو میگه که ۵تا حس دیگه هم داریم!!!
    تو گوگل بزنید میاره
    پنج حسّی هست جز اینِ پنج حسّ / آن چو زر سرخ و ، این حس ها چو مس

    مر دلم را پنج حس دیگر است / حس دل را هر دو عالم منظر است

    چاکر همتون

    پاسخ: سلام سعید عزیز ، ممنون داداش ، واقعا زمانی که بعضی ها مولانا رو حضرت مولانا خطاب میکنن ، واقعا برازنده این اسم هستش ، ما هم در پست ها آینده به حواس های نهانمون میپردازیم تا مبحث روشن از قبل شه ، ممنون سعید جان

  17. سلام شهاب عزیز.بردار گرامی این پست را دوست داشتم و از همه مفید تر مبحثی که در مورد مولکول های آب بود را دوست داشتم. این موضوع را نمیدانستم.ممنونم از شما

    پاسخ:
    سلام صادق عزیز ، ممنونم ، خوشحالم که واست مفید بوده …

  18. سلام شهاب عزیز
    زحمت کشیدی , من هم تحقیقاتی رو که روی شکل قطرات آب شده , خیلی دوست دارم و از نگاه کردن به اون شکل های کریستالی زیبا لذت می برم
    اگه احساسات ما هم سالم و شاد باشه , وجود ما و اطرافمون رو زیبا می کنه .
    احساسات زبان روح هست
    شاد باشی

    پاسخ: سلام ویدای عزیز ، خیلی ممنون بابت نظرت ، بله ، همین طوره ، دونستن این موضوع باعث میشه معنی شکر گذاری و ذکر گفتن ها رو بهتر درک کنیم و بدونیم و چه زیباست زمانی که تمام مولکول های بدن ها به این صورت باشند . به همین خاطر هم هست که چهره ی انسان های بزرگ و معنوی نورانی و روشن است . در پناه خدا باشی ویدای عزیز

  19. مرسی از پست زیبا و کاملت
    ولی با همین حواس ۵ گانه می تونیم به راه کج هم بریم
    مهم اینه که بتونیم استفاده درست ازشون کنیم.
    ما ادما مسئولیم از این نعمت خدا و دارایی خودمون به بهترین نحو استفاده کنیم و مراقبشون باشیم

    متشکرم

    پاسخ: سلام نرگس عزیز. ممنون بابت نظرت
    بله . هر چیزی هم نکات خوب داره و هم نکات بد ، مهم اینه که ما از چطور ازشون استفاده کنیم .

  20. هر نفسی که فرو می رود ممدّ حیاتست و چون بر می آید مفرّح ذات پس در هر نفسی دو نعمت موجودست و بر هر نعمت شکری واجب

    از دست و زبان که برآید

    کز عهده شکرش به در آی

    پاسخ: سلام آیلین عزیز ، ممنون بابت نظرت ،
    ای همت هستی زتو پیدا شده
    خاک ضعیف از تو توانا شده
    آنچه تغیر نپذیرد توئی
    وانکه نمردست و نمیرد توئی

کامنت‌ها بسته هستند.