برگشت اعمال

رویای صادقه ای که مدتی پیش دیدم ، من رو به این وا داشت که این پست رو براتون بنویسم ، پست امروز ما در مورد برگشت اعمال هست . به طور حتم تا حالا براتون این سوال پیش اومده که چرا فلان انسان با اینکه خیلی کار های بدی انجام داده ، اما هنوز هم زنده است ؟ و هنوز هم داره خوب زندگی میکنه و مورد غضب خداوند قرار نگرفته ؟ در ادامه مبحث ابتدا تجربیات شخصی خودم رو براتون عنوان میکنم و سپس مبحث رو براتون باز میکنم تا ببینیم اوضاع از چه قراره ، آیا واقعا در بررسی اعمال ما کوتاهی میشه ؟ یا مواردی هست که ما از اون بی خبریم که باعث میشه نسبت به عدل خداوند شک کنیم . با ما در ادامه مطلب همراه باشید .

 برگشت اعمال

ابتدا رویای صادقه ای که دیدم …

تقریبا در اوایل خرداد ماه بود ، در رویا شاهد این بودم که در مکانی قرار دارم ، در این رویا پسر عموی من هم در کنارم حضور داشت ، صدایی به گوش رسید ، اما من صاحب صدا رو نمی دیدم ، بلکه فقط شنوا بودم ، این جملات توسط استاد رویا به من گفته شد : تا ماه رمضان فرصت داری که خونی بریزی (قربانی انجام بدی) حالا این قربانی رو میتونی در  مراسم های خودتون هم انجام بدی ، تفاوتی نداره ، خداوند خودش قبول میکنه ، اما اگر تا ماه رمضان این قربانی انجام نشه ، یک ضرر مالی به مغازه و یک ضرر مالی به تو خواهد رسید ، و دقیقا این جمله رو تکرار کرد : این ضرر هم به خاطر برگشت اعمالی هست که قبلا انجام دادی ، ماه رمضان ماه تصفیه اعمال هست .

استاد رویا تمام این جملات رو برای من دوبار دوبار تکرار میکرد، و پسر عموی من هم که در کنارم بود ، جملات استاد رویا رو تایید میکرد ، من هم در رویا این جملات رو در کاغذی مینوشتم ، و با خودم تکرار میکردم که فراموش نکنم ، به همین علت زمانی که بیدار شدم کُل رویا در خاطرم مونده بود .

در این فکر بودم که با انجام قربانی و ریختن یک خون ، این بلا رو دفع کنم،  اما کنجکاوی من مانع از این کار شد ، تصمیم گرفتم کاری انجام ندم و ببینم این رویا به حقیقت می پیونده یا نه …

زمان گذشت تا اینکه ماه رمضان شد ، کیبرد یا اُرگ همسایه ما ، چند وقتی هست که پیش من امانته ، من نزدیک به یک ماه بود که اصلا باهاش کار نکرده بودم ، روشنش کردم که کمی باهاش کار کنم دیدم صفحه نمایش اُرگ خیلی تار هست و نیم سوز شده ، اون روز علت رو متوجه نشدم ، تقریبا دو روز بعد در مغازه بودم (فروشگاه فرش و تابلو فرش) که ناگهان یکی از تابلو فرش ها به زمین افتاد چندین تیکه شد  .

کمی با خودم فکر کردم ، کیبردی رو اصلا ازش استفاده نکردم چرا باید خراب بشه ؟ و تابلو فرشی که یک سال به دیوار بوده چرا به یک باره باید به زمین بخوره ؟ مشکل کجاست ؟ علتی باید داشته باشه !!! با کمی تفکر یاد خوابم افتادم و دیدم کیبردی که امانت در دست من بود  ،حالا باید چیزی نزدیک ۲۰۰ تومن خرجش کنم تا درست شه و به صاحبش تحویل بدم ، و تابلو فرشی که به زمین خورد هم تقریبا همین حدود هزینه داره ، تابلو فرش از اموال صاحب مغازه هست و ارگ هم از اموالی که تحت اختیار من بوده . این طور بود که رویای صادقه تبدیل به حقیقت شد و حساب ما با خودمون تصفیه شد .

تجربه ی دوم :

در کتاب حکایت های شیخ  رجبعلی خیاط خوانده بودم که:

آیت الله فهری نقل می‌کند که جناب شیخ به ایشان فرمود: « روزی برای انجام کاری روانه بازار شدم، اندیشه مکروهی در مغزم گذشت، ولی بلافاصله استغفار کردم.  در ادامه راه، شترهایی که از بیرون شهر هیزم می‌آوردند، قطاروار از کنارم گذشتند، ناگاه یکی از شترها لگدی به سوی من انداخت که اگر خود را کنار نکشیده بودم آسیب می‌دیدم. به مسجد رفتم و این پرسش در ذهن من بود  که این رویداد از چه امری سرچشمه  می‌گیرد و با اضطراب عرض کردم: خدایا این چه بود؟ در عالم معنا به من گفتند: این نتیجه آن فکری بود که کردی. گفتم: گناهی که انجام ندادم. گفتند: لگد آن شتر هم که به تو نخورد! »

در زمستان سال قبل ؛ برف شدیدی در مناطق مازندران بارید ، در مغازه با دوست خوبم مهدی حاضر بودیم ، چون سراسر زمین رو برف پوشانده بود ، گنجشک ها هم به ما انسان ها روی آورده بودند ، ما هم با تکه های نون از مهمان هامون پذیرایی میکردیم ، ناگهان مهدی عزیز شیطونیش گل کرد و شروع کرد به انداختن سنگ به طرف گنجشک ها ، بارها بهش گفتم نکن پسر ، نکن این گنجشک ها بهت پناه آوردن ، اون وقت بلا سرت اومد نگی چرا ها ؟ مهدی هم در جواب میگفت برو بابا ، خوشی زده زیر دلت داستان میگی واسه ما .

ساعتی نگذشت دیدم صدای مهدی بلند شد ، آخ ، آخ ، رفتم کنارش دیدم پسر عموش در هنگام برف روبی کردن پیاده رو ، نا گهان بیل رو به دست و انگشتان مهدی زده و دست مهدی هم حسابی وَرَم کرده ، همون لحظه اون رو یاد سنگ زدن به گنجشک ها انداختم و گفتم دیدی گفتم بلا سرت میاد ؟ فکر کردی اتفاقی این بیل به دستت خورده ؟ چون گنجشک هارو اذیت میکردی این بیل به دستت به خورده . و البته مهدی هم سخن من رو پذیرفت .

در حقیقت برگشت اعمال ما ، مانند پرتاب بومرنگ میمونه ، ما هر چقد بومرنگ رو آروم تر پرتاب کنیم ، زود تر به ما بر میگرده و مسلما سرعت کمتری هم داره و ضربه کمتری رو هم وارد میکنه ، و هر چقدر بومرنگ رو محکم تر پرتاب کنیم با فاصله زمانی بیشتری به ما میرسه ، اما ضربه ای که به ما وارد میکنه محکم تر خواهد بود … از این رو حساب اعمال کوچک ما در طی مدت کوتاهی ، مانند تجربه رویای من و سنگ بازی مهدی عزیز به وقوع می پیونده ، و متقابلا اعمال بد بزرگ  ما ، با فاصله زمانی بیشتر و البته جزای سنگین تری همراه خواهد بود .

اما تا به امروز ، هر یک از ما شاهد این بوده ایم که افرادی  ، با تمام ظلم هایی که به دیگران کرده ، هنوز هم زندگی خوبی داره ، خوب میپوشه و خوب میچرخه و خوب میخوره … و سوالی که در ذهن ما نقش میبنده اینه که : این چرا با همه ی این اعمال بدش ، هیچ بلایی سرش نمیاد ؟!! خدایا چرا این آدم رو مجازات نمیکنی ؟!!

اما ماجرا از چه قراره ؟ واقعا چرا ؟

اختیار :

خداوند بزرگ و متعال ، به ما انسان ها اختیار داده ، فرض کنید قانون خداوند به این شکل بود : هر فردی با انجام عمل اشتباه در کمتر از هفتاد و دو ساعت به نحوی از جانب خداوند مجازات میشد ، آیا با این شرایط ، باز میتونستیم بگیم خداوند به ما اختیار داده ؟ مسلما نه ، چون با این روند به جای عشق و محبت ، بر روی زمین وحشت حاکم فرما میشد …چون  تمام انسان ها این رو میدونستند که در صورت انجام اعمال بد  ، توسط نیروی های غیبی به سرعت مجازات میشن ، پس با این شرایط انسان ها از سر اجبار و ترس از خداوند روی به اعمال مثبت و صالح می آوردن .پس در نتیجه اصل اختیار از ما انسان ها گرفته میشد . عمل نیکی ارزش دارد که در آن اجبار نباشد .

بخشش و فرصت :

ما میدونیم که خداوند بخشنده و مهربانه ، که به واقع هم همینطوره … زمانی که ما انسان ها اعمال بدی رو انجام میدیم ، یا به انسان دیگری ظلم میکنیم ، خداوند به ما مهلت میده ،  مدتی برابر :چند روز  ، چند هفته ، چند ماه ، چند سال … خداوند بر حسب مصلحت خودش ابتدا برای مدتی از سر تقصیرات ما میگذره و سپس به ما فرصت میده ، تا شاید از کرده ی خودمون پشیمان بشیم و روی به اعمال صالح بیاریم .

پس گاهی خداوند به بندگان خودش فرصت میده تا شاید که متوجه ی اعمال بدشون بشن و روی به اعمال صالح بیارن …

وابستگی ها :

در این کره ی خاکی ، وابستگی ها بسیاری میان انسان ها به چشم میخوره ، به عنوان مثال یک مرد متاهل ، دارای همسر ، چند فرزند ، پدر و مادر و …. هست ، فرض کنید پدر خانواده ای ، یک انسان ظالم ، حریص ، بد کردار و بد ذاتی هست … اگر پدر خانواده به سرعت توسط خداوند مورد مجازات قرار بگیره ، اون  وقت فرزندان این آدم چه ؟ اگر سرپرست خانواده دچار بیماری یا بلا بشه ،  زندگی برای اعضای خانواده این مرد سخت نمیشه ؟

گاهی به این شکله ، ما از دید خودمون میگیم خدایا چرا این مرد رو مجازات نمیکنی ؟ اما غافل از اینکه اگر این مرد مجازات بشه به انسان های دیگری همچون خانواده اون فرد ، نا خواسته ظلم میشه .

جمله ای هم یادم اومد  ،بد نیس براتون بگم : کشاورزان بسیاری شب و روز از خداوند طلب بارش باران را میکنند ، اما غافل از اینکه خداوند به فکر آن بچه یتمی که لنگه کفشی بیش ندارد نیز هست .

دنیای دِگر :

گاهی نمیشه جزای اعمال بعضی از انسان ها رو تنها در این دنیا با اون ها صاف کرد . به عنوان مثال موضوعی که در بخش قبل(وابستگی ها) مطالعه کردید از همین دسته بود ، این گونه از افراد ، در دورانی جزای اعمال خودشون رو می بینند که ضربه ای به دیگر انسان ها وارد نشه ، به عنوان مثال اگر این مرد ، در دوران پیری کارمای خودش رو صاف کنه ، شاید هزینه های درمان این مرد ، خانواده رو تحت فشار بذاره … پس در نتیجه بخشی از تصفیه اعمال این مرد به دنیای دیگر ، (حال یا قیامت ، یا زندگی بعدی) انتقال پیدا میکنه  .

و اگر بخوایم پاداش اعمال رو هم مورد بررسی قرار بدیم ، میتونیم به زندگی انسان هایی مراجعه کنیم که در این دنیا  ،خودشون رو وقف دیگر انسان ها میکنند ، مانند امامان و پیامبران ، تقریبا تمامی پیامبرانی که برای هدایت انسان ها از جانب خداوند نازل شدند ، در مدت عمر خود ، یک روز خوش هم نداشتند ، همیشه مورد تحقیر و ظلم دیگر انسان ها بودند … یا افرادی همچون علی اسکانیا وقت و سرمایه خود رو وقف انسان های دیگر می کنند  ، چه پاداشی در این دنیا میتونه قابل قیاس با  عملکرد مثبت این گونه افراد در دنیا باشه ؟ چندین میلیارد وجه نقد ؟ برای این افراد مادیات معنا نداره … ملک و زمین ؟ باز هم براشون مهم نیست … پس در نتیجه بخش عمده ای از پاداش این افراد به دنیای دِگر انتقال پیدا میکنه .

ابزاری در دستان خدا :

 به عنوان مثال :گاهی به خواست خداوند انسان های بد کردار  و بد سیرت ثروت مند  و دارای نفوذ در اجتماع و ادارات هستند ، به خواست خداوند  این افراد بسیار دست و دل باز و ولخرج هم هستند ، به این علت که ابزاری باشن برای پیشرفت انسان های دیگر …  این افراد به واسطه ثروت  و ولخرجی های بی اندازه خود ،  درگاهی میشن برای پیشرفت انسان های دیگر … به عنوان مثال این افراد : یک ویلا میسازن و میلیارد ها تومن براش خرج میکنن  ، این هزینه میلیاردی صد ها انسان رو صاحب خونه و ماشین میکنه .

جمع بندی :

گاهی ما انسان ها نا خواسته یک  اسباب برای ظلم به دیگران میشیم . به عنوان مثال انداختن یک دستمال کاغذی بر روی زمین ، زحمت کارگر شهرداری رو زیاد میکنه . کثیف کردن آب دریا ، سلامت آبزیان رو با خطر رو به رو میکنه . بوق زدن بی مورد در خیابان های شهر ، باعث میشه آسایش از دیگران گرفته بشه و …

همیشه هم بلاها و سختی ها به خاطر برگشت اعمال خود ما نیست ، گاهی ما مورد ظلم و ستم قرار میگیرم ، گاهی از پس مشکلات و سختی ها خیری برای انسان حاصل میشه و این تقدیر خداوند بوده و  گاهی ….

با خوندن مطالب این پست به این نتیجه میرسیم که اتفاق ها ، پیشرفت ها ، بیماری ها ، شکست ها و پستی و بلندی های زندگی ما ، هر یک علتی داره و بی دلیل نیست ، و خداوند هم به شخصه به هیچ عنوان ظلم و ستم و بد بختی رو برای بندگان خودش خواستار نیست ، بلکه این انسان ها هستند که با اعمال خود ، به خود ستم میکنند .

گاهی اوقات هم هست فردی با اینکه بسیار انسان خوبی بوده ، بسیار انسان بزرگی بوده ، اما باز شاهد این هستیم که آن فرد هم در زندگی سختی های زیادی میکشه و دچار بیماری فراوانی میشه ، اگر بخواهیم بحث افکار اون فرد رو نا دیده بگیریم ، (چون افکار ما،بینش های ما،کینه هایی که در دل داریم،برداشت ما از روزگار ، هر یک در به وجود آمدن بیماری ها و بلاها نقش به سزایی دارند) میتوان گفت ،این افراد قبل از مرگ  بیماری ها و سختی های فراوانی رو متحمل میشن تا بدون هیچ کارمایی این دنیا رو ترک کنند ، با این حساب مسلما در دنیای بعدی کوله بار اعمال بدشون خالی خواهد بود، و به مراتب بالاتر معنوی صعود خواهند کرد .

 

انسان ها ، آنچه ها را که انجام داده اند  ،حاضر می یابند ، و خداوند به هیچ کس ستم نمی کند . کهف۴۹

 

این وبلاگ برای تغییر افکار شما نیست ، بلکه برای بالا بردن بعد فکری شما ست ، امید وارم که این مطلب نیز براتون مفید بوده باشه ، تجریبات و نظرات خودتون رو در این زمینه برای ما به یادگار بگذارید .

حق نگه دارتون .

%d8%aa%d9%84%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%85-%d8%b3%d8%b1%d8%b2%d9%85%db%8c%d9%86-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%88%d8%b1 

 

۲۷ Comments:

  1. سلام
    وااقعا متشکر و سپاسگزارم به خاطر مطالب مفید و خوبتون
    اجرتون با خدا

  2. سلام

    خداوند نه پاداش میدهد نه انتقام میگیرد . ورای خیر و شر هست خدا .
    تماما بازتاب انرژی هایی ست که میفرستیم . چه بدانیم چه ندانیم . چه در از این زندگی و چه از زندگی های گذشته …
    بعدشم به ما چه کی خوبه کی بد … ما فقط خودمونو بررسی کنیم . فقط روی خودمون کار کنیم . نشینیم ببینیم فلانی کی به سزای کاراش میرسه یا چرا نرسیده ….

    سپاسگذارم که به این سایت هدایت شدم .
    از پستهای شهاب و رضا ارامش خاصی گرفتم . زیرا بینشم عوض شد

  3. ممنون از آقا شهاب و جویا خانم موضوع وتوضیحات خیلی واضح و خوب بود ولی نمیدونم چرا دوستان دچار سو؛ تفاهم میشند

  4. من اصلاً با این حرف که هر کس آدم خوبی باشه زندگی خوبی خواهد داشت و هر کسی آدم بدی باشه و یا افکار بدی داشته باشه زندگی بدی خواهد داشت موافق نیستم. چه بسیار افراد را میشناسم که اموالی از طریق حرام بدست آورده اند و حق دیگران را خورده اند ولی زندگی خوبی دارند. کی گفته همۀ آدمهایی که زندگی خوبی دارند آدمهای خوبی هستند و همۀ آدمهایی که انواع و اقسام بدبختی ها و بیماریها و گرفتاریها نسیب اشان میشود آدمهای بد و یا بد قلبی بودند؟

    • سلام به شما شیوا خانم ، صحبت شما کاملا درسته ، هر یک از پست هایی که در این وب سایت نوشته میشه ، به یک بعد قضیه میپردازه .
      به عنوان مثال : پست بیماری ها امتحانات الهی ، فقط این رو مورد بررسی قرار داد که بعضی از بیماری های انسان ها به خاطر اعمالی که انجام میدهند هست ،
      این پست هم به موضوعی در همین باب پرداخته ، منظور این نیست که همه ی اون هایی که خوب زندگی میکنند انسان خوبی هستند و اونایی که سختی میکشن انسان بدی هستند .
      چه بسا الان در این زمانه ، در اکثر خانواده ها ، داریم خلاف این رو مشاهده میکنیم .

    • با سلام به همه دوستان
      چون در حال یادگیری هستم و هنوز درک کاملی از زندگی پیدا نکرده‌ام بنابراین جوابی هم برای خیلی از سوالات ندارم، ولی با توجه به حس درونی و تجربیاتم با نظر شما بیشتر موافقم و فکر می‌کنم اولاً ما اینقدر در مورد باطن آدمها شناخت نداریم که تصویر ما از آنها به‌عنوان یک ادم خوب یا بد حقیقی باشد و اینها در باطن همین باشند. ثانیا: همه بازخوردها و علت و معلول‌ها در مورد بقیه، آنقدر واضح نیست که ما به‌عنوان مشاهده‌گر بتوانیم همه آنها را ببینیم. مثلا ممکن است فردی به ظاهر زندگی خوبی داشته باشد ولی هر لحظه عذاب درونی بکشد..
      من خودم حس میکنم جواب خیلی از سوالات دنیا را نمی‌دانم و لازم هم نیست بداانم چون خیلی از این سوالات بی جواب هستند. همین که من خودم درکی شخصی از پدیده‌های هستی داشته باشم که نگرشی بهتر در زندگی به من بدهند و باعث شوند بهتر زندگی کننم کافی است. بنابراین خیلی راحت بعضی وقتها میشه گفت: نمی‌دانم

  5. Salam man in ro ghabo nadaram

    • تو کدوم مورد ؟ اگر نیاز به توضیح هست بفرمایید ، تا تبادل نظر داشته باشیم .

  6. Salam va tashakor

    • مشتاقانه منتظر جواب ِ تغییر کردن ِ اوضاع در پیرامونت هستم . باور کن که تو توانایی عظیمی در عوض کردن ِ دنیای ِ پیرامونت داری .
      در پناه حق و خیر پیش
      جویا

  7. بازگشت افکار رو چطور میشه کنترل کرد. من اصلا از این وادی لعنتی میخوام بیام بیرون میخوام مثل بقیه عادی زندکی کنم من جرات ندارم حتی فکر کنم سریع به سمت خودم بر میگرده

    • سلام منای عزیز
      لطفا ترتیب خوندنت در مطالب رو تغییر بده و به مطالب ِ آخرینی که چاپ شده برو و از اونجا مطالعه ی این انجمن رو دنبال کن . در مبحث ” طرحی نو در اندازیم ” داریم در مورد طریقه ی عوض شدن خود و مسیر زندگی و اطرافیانمون صحبت میکنیم . الان این مبحثه که بهتره پی گیریش کنی . دو جلسه جلو رفتیم و تازه جلسه ی سوم رو گذاشتیم ولی شما برای هر جلسه حداقل یک هفته زمان بزار و تمامی تمرینهاش رو دنبال کن . نیازی نیست کتابهای پیشنهادی رو فعلا بخونی بعد از اینکه به کلاسها رسیدی و نتایج ِ اولیه نصیبت شد بعدا میتونی به اصل ِ کتابها مراجعه کنی . روحت کاملا آماده ی دگرگونی یه من این رو دارم میبینم فقط کمی صبر و مطالعه ی بیشتر نیاز داری . همین . همه چیز داره به سمتت میاد فقط همونطور که گفتی دائما خدا رو شکر کن و عینا این جمله رو ورد ِ زبونت کن : ممنونم خرد کائنات ، فرشتگان نگهبانم ، فرشتگان مقرب ، اساتید باطنی ، نیروهای شهودی ، خودبرترم ، خدای من ، که من رو با تمامیت ِ عشق و نور ِ الهی در بر گرفتین و در هر لحظه من رو به سهولت در راه ِالهی ِ زندگیم رشد میدین . شکر . ( شاید لازم باشه روزی دویست دفعه این جمله رو تکرار کنی مثل ِ یه ورد ، تا فکرها داشتن آزارت میدادن تا خواستی قبل از خواب به چیزی فکر کنی ، تا از خواب بلند شدی ،و …. این نیاز ِ تکرارِ جمله رو خودت بعد از چندین بار گفتن در روحت احساس میکنی و با گفتن ِ این جمله شروع میکنی به آرامش گرفتن .)
      من هم روزی مثل شما در بینشم نسبت به زندگی در همین آخرین لحظات ِ سیاهی شب بودم که بالاخره به سپیده ی صبح رسیدم و میدانم که برای شما نیز دیگر چیزی به تمام شدن سیاهی نمانده فقط به خط افق خیره شو . گفتن جمله ای که به شما در سطور بالا داده شد حکم ِ خیره شدن به افق را دارد .
      بنا بر حکم فردوسی حکیم ” بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار ” پس به خودت و من کمک کن تا با هم طرحی نو دراندازیم .
      خیر پیش و در پناه حق
      جویا

  8. سلام
    یک سوال دارم که به پست های رومیتا و شهاب هم مربوط میشه…
    امکان داره که بگیم کسانی که تو این دنیا دچار رنجی میشن، بخاطر تجربیات و رفتار های بدی بوده که در تجربه های قبل از اومدن به این دنیا داشتن و یجورایی دارن تاوان پس میدن؟؟
    مثلا کسی که مادر زادی فلجه یا یک مسئله ی جسمی داره…
    ممنون

    پاسخ: بله اقا مصطفی ، امکان داره ، اما درک این موضوعات کمی سخته ، اما در مراحل بالای اگاهی انسان کم کم اینارو میپذیره

  9. سلام چرا دو سه روزه وب سایتتون باز نمیشه ؟

    پاسخ: سلام مرضیه خانم ، به علت تغییر سرور از مدیریت هاست بوده ، دست ما نبوده ، برطرف میشه به زودی ، نگران نباشید

  10. سلام امروز پیداتون کردم. از اشنایی با وبلاگتون بسیار خرسندم .من از جمله افرادی هستم که از سن نوجوانی خوابهام تعبیر میشد ومیتونستم تو رویا هام دخل وتصرف داشته باشم این مسئله در خانواده ما ارثی است و من تمام خواهرانم از مامانم به ارث بردیم. من الان میخوام برم کل مطالب این دوسه سال رو با هم بخونم . ببخشید فوضولیه قالب وبتون قشنگه ولی به شدت چشمنوازه مخصوصا برای ماعینکیها

    پاسخ: سلام مرضیه خانم ، خوشحالم براتون مفید بوده ، از همین منظور ما وب سایت رو راه اندازی کردیم ، اون خیلی بهتره نسبت به این وبلاگ . از این پس به وب سایت سر بزنید لطفا

  11. با عرض سلام وخسته نباشید خدمت اقا شهاب و شیدای عزیز وتشکر از اقا شهاب عزیز بابت این پست زیبا و مطالب اموزنده .. از نظر من هم برگشت اعمال میتونه نتیجه کارمای فرد تو این زندگی یا زندگی های قبل باشه .ولی هر اندازه انسان تو زندگیش نتیجه کارمای اعمالشو ببینه یعنی یه جورایی حسابشو صاف کنه تو زندگیهای بعدی زندگی اسوده تری خواهد داشت .ولی از نظر شخصی من .هم نمیشه تمام ناکامی ها .شکستها وبد بیاریهای زندگی رو به حساب کارما گذاشت .شاید روح انسان با توجه به نوع درسی که میخواد و نیاز داره یاد بگیره وبه صورت عملی تجربه ای از اون داشته باشه یکسری برنامه ها رو از قبل واسه خودش تدارک میبینه که با تجربه کردن اون تجارب دردناک به اصطلاح پیشرفته تر و صیقلی تر بشه وحساب اون تجربه کلا از کارما جداست با این حال نمیشه از برگشت ونتیجه اعمال شخص غافل بود یادمه تو یه برنامه تلوزیونی دیدم که میگفتن . نظام هستی مجهز به یک سیستم حسابگر سوپر دیجیتال بسیار قوی هستش که ریزترین کارهایی که انجام میدیم نتیجه اش رو تو یه زمان مشخص به یه طریق دیگه به خود ادم برمیگردونه مثلا یکی تو صف با تقلب تونوبت فرد دیگه ای میره و زودتر کارشو راه میندازه همون شخص مثلا تو خیابون یه اتفاقی میفته معطل میشه مثلا یه تصادف جزئی میکنه یا تو ترافیک سنگین گیر میکنه یا موردای دیگه

    پاسخ: سلام ستایش عزیز ، ممنون بابت نظرت ، با نظرت موافق هستم و این رو به کرار تجربه کردم ، و به امید خدا اگر بتونیم در اینده روی این مبحث در وبسایت یا انجمن مانور بدیم خیلی عالی میشه . شاد باشی

  12. سلام
    عید رو شادمانه به شما تبریک می گم
    و آرزو می کنم روزهایی شاد و فوق العاده داشته باشید

    پاسخ:
    سلام ویدای عزیز ، ممنونم ، همچنین من هم به شما عید رو تبریک میگم ، در پناه خداوند باشید .

  13. Slm poste ghashangi bod.
    Vaghtai ke bache bodam hamash baram soal bod ke chera???!!! Vaghti ke khodamo peyda kardam javabe soalam baram moshakhas shod va be in eteghad daram ke hame ma in donya tavane bazi eshtebahatemono midim say kardam az eshtebahe digaran dars begiram ta inke morde tamaskhor gharar bdam ta eyne hamon karo 1rozi khodam anjam bedamo azash dars bgiram
    پاسخ: سلام آرزو جان ، تشکر عزیزم . بله درسته ، ما تاوان بعضی گناهانمون رو تو همین دنیا خواهیم داد . ایشالا ما هم بتونیم درس بگیریم از کارهای دیگران . با تشکر شیدا …

  14. سلام
    خیلی پست زیبایی بود.
    واقعا هم همینه خدا به کسی ظلم نمیکنه بلکه خود ما هستیم که با کارامون اشتباها و ندانسته هامون به خودمون ظلم میکنیم.
    این که خدا تو قران میگه نیکی هر کس به سود او و بدی هرکس به ضررش است همینه.
    انشاالله که بتونیم با کارامون بدی هامونو جبران کنیم و جلوی ضرر بگیریم چون خدا میگه حال هیچ قومی تغییر نمی کند تا خودشان تغییر کنن.
    پس به امید تغییرات مثبت در زندگیمون.
    ممنون

    پاسخ: سلام به نرگس عزیزم ، ممنونم از نظرت ، بله عزیزم حق باشماست ، منم با شما موافقم هر کاری که انجام میشه ، که ما انسان ها با علم محدودی که داریم اون رو ظلم به خودمون میدونیم بازگشت اعمال خودمونه و خدا هرگز به کسی ظلم نکرده و نخواهد کرد . با تشکر شیدا ….

  15. سلام و عرض ادب
    پست جالبی بود مورد توجه م قرار گرفت…
    ممنون آقا شهاب…
    تجربه ای هم نداشتم که واستون تعریف کنم
    باتشکر فراوان…
    به شیدا خانم سلام برسونید…
    روز خوش

    پاسخ: سلام به مهلای عزیز ، ممنونم مهربونم . از نظر منم پست زیبایی بود . سلامت باشی … با تشکر ، شیدا …

  16. با سلام اقا شهاب این گفته شما رو ایرانی ها ۲۵۰۰ سال پیش فهمیده بودند {یوقت اینجوری گفتم ناراحت نشید منظورم اینه که مثلا اونموقع ها هم اینجور افرادی داشتیم} اینو فهمیده بودند کردار نیک گفتار نیک پندار نیک
    و درمورد اون فرد که سکته میزنه خوب بفرض مثال تو بیمارستان بسیار زیبایی تو اون عالم از خواب پا میشه و در کل همه چیز لوکس لوکس هست خلاصه بعدا یکی به دیدارش میاد و میبرتش به سینما سه بعدی اعمالش و تمام گذشتشو نگاه میکنن از دقیقه اول تا اخر و بعدش بهش میگه این گذشته تو بود پاداش اعمال نیکت را میگیری و پاداش اعمال بدت را یا میری پیش قاضی ما میدهی یا بازگردانده میشوی به دنیا تا دین ت رو به کسانی که بدی کردی بپردازی خوب اون کسی که سکته کرده برای دریافت پاداش هایش یا در زندگی بعد بعش میرسه یا مثلا میره تو همون عالم پیش رفتگانش زندگی کنه برای مدتی در جایی بسیار زیبا خوب مدتی که گذشت میان دنبالش و میرن پیش قاضی دگه همه چی دست قاضیه یا تو همون عالم بنهوی مجازات میشه یا برای ادای دین یک زندگی دیگه به او داده میشه
    —————-
    و تجربیات هم چند سال پیش عسلویه بودم خلاصه اولای مغرب بود من هم گرسنم شده بود رفتم رستوران غذام رو سفارش دادم و اومدم بیرون یه قدمی بزنم که دیدم یه پیرزن بی توان و یک پسر بچه ۴تا۵ ساله روی یک پارچه کثیفی نشستن و بنده خدا ها منتظر بودن که کسی پولی بهشون بده راستش من یک ۲ هزار تومنی دادم بهشون گذشت تا من خواستم برگردم خونه شاید شنیده باشید که در راه خدا انفاق کنید خدا ده برارش رو بهتون میده واسه من هم همینطور بود این دو تومن شد ده تا دو تومن که میشد بیست هزار تومن برگشت تو جیب من و این هم بود تجربه من ولی عزیزان این کمک های شما به فقیران همینجوری ده برابر نمیشه باید واقعا در راه رضایه خدا انفاق کنید اگر نه من ده ها بار بوده که به فقیری کمک میکردم مثلا بخاطر این که خوبی کرده باشم یا توشه اخرتم اعمال نیک بیشتری توش جا بشه و …
    با تشکر از شما بخاطر زحماتتون

    پاسخ: ممنون از گفتن تجربیاتت ، مرسی که نظر خودت رو هم بیان کردی محمد جان ،شاد و سربلند باشی

  17. سوال رومیتای عزیز من را مجاب کرد به این که داستان مادر بزرگه خودم رو هم بگم .
    در محلی که ما زندگی میکردیم ، همه و همه از مادر بزرگ من راضی بودند ، حتی تمامی فرزندان ، تمامی نوه ها همه از مادر بزرگ راضی بودند و این زن خوبی های فراوانی رو در حق همه کرده بود ، در اون دوران ما بچه بودیم ، سال ۷۸ ، همه فکر میکردیم که مادر بزرگ خوب ما با مرگی راحت این دنیا رو ترک میکنه… اما در پایان عمر شاهد این بودیم که مادر بزرگ دچار تومور نا شناخته ای شد و به مدت شش ماه ، تمام قسمت های بدن این زن به صورت عمقی دچار زخم های بزرگی میشد ،طوری که هر روز دو پرستار با چند بطری بتادین و آب مقطر ، روزی چندین مرتبه بدن این زن رو استریل میکردن تا دچار عفونت نشه ، ما شش ماه تمام شاهد این بودیم که مادر بزرگ هر روز درد های بسیاری تحمل کنه . بعد ها برای همه سوال به وجود اومد که چرا اینقدر سخت از دنیا رفت ؟ به واقع چرا ؟ من فکر میکنم مادر بزرگم در این دنیا کارماهای خودش رو صاف کرد و با کوله باری خالی از اعمال بد به دنیای بعدی رهسپار شد. که اگر بخوایم منطقی به این موضوع نگاه کنیم ، درد چند ماه در این دنیا بسیار بهتر از این خواهد بود که ما در اون دنیا یا زندگی بعدی خودمون اعمال خودمون رو تصفیه کنیم ، چون شاید مجبور بشیم که دوباره به این زمین بازگردیم .
    و باز انسان دیگری که زمین خواری های بسیاری داشت ، حق ده ها نفر رو به طور علنی خورده بود و اکثر انسان های محل این آدم رو لعنت میکردند و همه میگفتند این مرد چطور میخواد بمیره با این همه گناه ، به یک باره در منزل سکته کرد و از دنیا رفت ، یک مرگ بسیار راحت… این مرد به کجا رهسپار شد ؟ پاسخ این سوال با شما .

  18. با درود
    پست خوبی بود جواب سوالهایی را که در ذهنم بود راگرفتم
    یک سوال :شخصی را میشناختم بسیار آدم مهربان وخوش قلبی بود من ندیده بودم تو زندگیش به کسی بدی کرده باشه حتی به کسانی هم که بهش بدی کرده بودند اگر از دستش بر میومد خوبی میکرد همیشه مورد بی مهری قرار میگرفت حتی زمان مرگش هم بیماری بدی اومد به سراغش چرا؟جواب خوبیهایش را
    باید به این شکل دریافت می کرد
    مانا باشید

    پاسخ:
    سلام رومیتای عزیز ، چه سوال خوبی پرسیدید شما .
    گاهی اوقات هم هست فردی با اینکه بسیار انسان خوبی بوده ، بسیار انسان بزرگی بوده ، اما باز شاهد این هستیم که آن فرد هم در زندگی سختی های زیادی میکشه و دچار بیماری فراوانی میشه ، اگر بخواهیم بحث افکار اون فرد رو نا دیده بگیریم ، (چون افکار ما،بینش های ما،کینه هایی که در دل داریم،برداشت ما از روزگار ، هر یک در به وجود آمدن بیماری ها و بلاها نقش به سزایی دارند) میتوان گفت ،این افراد قبل از مرگ بیماری ها و سختی های فراوانی رو متحمل میشن تا بدون هیچ کارمایی این دنیا رو ترک کنند ، با این حساب مسلما در دنیای بعدی کوله بار اعمال بدشون خالی خواهد بود، و به مراتب بالاتر معنوی صعود خواهند کرد .

  19. مطالب کاملا واضح و روشن بیان شده و نیازی به تو ضیح به نظرم نیست ، منم کاملا موافقم . نسبت به محبت و لطف خدا هم بگم که جایی خونده بودم که خدا حتی بزرگترین گناه بنده رو تا ۷ ساعت نمینویسه بلکه بنده از گناه خودش توبه کنه . کاملا موافقم با این مطلب واگر به حرفم گوش داده بودی شاید نیازی به خرج برای اون تابلو فرش و ارگ نبود . با تشکر شیدا

    پاسخ:
    سلام خانم خانما ، ممنون بابت نظرت ، خوشحالم کردی که نظر گذاشتی … در مورد عمل نکردن به صحبت های شما که میگفتی برو یک خونی بریز ، این کار رو انجام ندادم تا ببینیم خوابم به چه صورتی تعبیر میشه ، حالا نتیجش شد یک پست خوب برای بچه ها . البته به حرف شما گوش میکردم نتیجش برای خودم خیلی بهتر بود ،اصلا از این به بعد هر چی شما بگی منم چشم بسته میگم چشم …

    • واقعا مسخره بود

      ریختن خون یک حیوان بیگناه حرکت وحشیانه ایست.
      تا کی قراره در توهماتمان قوطه ور باشیم؟

      • سلام علی جان ، اگر تنها نگاه ما به خون ریختن حیوانات باشه ، بله ، این فرمایش شما کاملا درسته .
        اما باید به نحو دیگه ای به قضیه نگاه کرد . آیا روزانه هزاران گوسفند و گاو برای تامین گوشت و مواد غذایی مورد نیاز انسان ، در سراسر جهان کشته نمیشن ؟ و خونشون ریخته نمیشه ؟
        آیا ما نیاز به گوشت این حیوانات نداریم ؟ مسلما داریم .
        قربانی کردن حیوانی در راه خیر ، از زمان حضرت ابراهیم بوده که خودتم میدونی . حالا ، به نظر شما . گوسفندی که توسط یک قصاب کشته میشه و گوشتش فروخته میشه با ارزش تره ؟ یا گوسفندی که با نیت خیر ، با اسم خداوند ، با شکر گذاری از نعمت هاش ، توسط انسانی خریداری میشه و سپس تمام گوشت آن حیوان بین همسایه ها و نیازمندان تقسیم میشه ؟
        این حیوانات برای تامین روزی ما و تکمیل چرخه ی زندگی زمینی آفریده شدند . آن ها با عشق زندگی میکنند ، با عشق هم می میرند ، اما این ماییم که ارزش معنوی اون ها رو نمی دونیم . اگر خون ریختن در قربانی کردن خلاف و توهم هست ؟ گوشتی که از قصابی میخرین این معنی رو نمیده ؟ ساندویچی همبرگری که میخورین این معنی رو نمیده ؟

        • سلام آقا شهاب، پاسخ کامل شمارو خوندم، و بسیار قانع کننده توضیح داده بودین، منم موافقم با شما، متاسفانه جدیدا بین مردم باب شده که بگن قربانی کردن خرافه و ظلم در حق گوسفندها و گاوها میشه، که هم جای تعجبه این طرز فکر هم خنده دار، فلسفه خلق این موجودات حلال گوشت فقط استفاده ازونهاست نه چیزی دیگه،

کامنت‌ها بسته هستند.