علی و دنیا

دنیا و جهان زیبای طبیعت ، آفریده ی خداوند متعال است ، و انسان فرزند دنیا است . ما انسان ها پیوندی نا گسستنی با دنیا داریم و این دنیا و این جهان درگاه ارتباط ما با خداوند متعال است . خداوند در مکانی تختی بنا نکرده است  که تنها در آنجا قابل مشاهده و دیدن باشد ، بلکه همه چیز تجلی از اوست.

آسمان ها و زمین و هر آنچه  که بین آن هاست ، کوه ها ، ابرها ، گیاهان ، درندگان ، چرندگان ، ماهیان ، ستارگان و خورشید . حتی خود شما تجلی از خداوند هستید . و هیچ یک از ما خداوند جدا نیستیم .

علی و دنیا

قرآن کریم میفرماید :

بهره ی خویش را از دنیا فراموش نکن و همانچه خداوند به تو احسان کرد تو هم به مردمان نیکی کن و تباهی پیشه نکن ، که خداوند تبهکار ان را دوست نمیدارد . قصص ۷۸

بخورید آنچه را که خداوند روزی شما قرار داده ، که حلال و پاکیزه است و از نا فرمانی خدایی که به او ایمان دارید بپرهیزید . مائده ۹۲

نعمت های دنیا برای ما و مخصوص ماست ، دنیا عزیز و زیبا است، نباید همچون راهبان و جکویان به گوشه ای نشینیم دست از کار و فعالیت بکشیم  و گنجینه های طبیعت را که برای ما پدید آمده است را معطل گذاریم .

باید انرژی که از این جهان میگیریم را برای بهبود همین جهان به کار بریم … اگر نیروی ما برای خلق و خداوند به کار گرفته شود دیگر به سمت تباهی ها گرایش پیدا نخواهد کرد …

پیامبر میفرماید : دنیا کشتزار آخرت است ، زیرا کردار ما در این جهان مایه حیات ما در آن جهان خواهد بود ، و این جهان پلکان صعود به آسمان هاست ، آخرت زدگی و دنیا گریزی یک عامل خطرناک و انحرافی است .

حضرت علی (ع) مردی است که به جهان ، طبیعت و دنیا عشق می ورزد و مظاهر زیبایی طبیعت که همه آیاتی از خدایند را دوست میدارد و با آن ها سخن میگوید . علی دوستدار ستارگان است ، دوستدار چشمه سارها و نخلستان هاست . طوری که راز خود را به چاه می گوید ، انبانی از هسته های خرما را به دوش میکشد و در خارج از شهر دانه های خرما را در زمین میکارد …از چاه آب می کشد و درختان را آب میدهد تا نخلستانی را پدید آورد …

حضرت علی (ع) می فرماید : دنیا سرای راستی است ، برای آنکس که گفتارش را باور دارد … خانه ی تندرستی است برای آنکس که واقعیت آن را دریابد …سرای پند است برای پند گیران … دنیا پرستشگاه دوستان خدا ، نماز گاه فرشتگان خداوند  و فرودگاه الهام خداوند و بازار سوداگری دوستان خداست . که از آن رحمت خداوند را به دست آورند و بهشت جاوید را در دست گیرند . پس چه کسی میتواند از دنیا بدگویی کند ؟

دنیا پیش در آمد آخرت است و این دو راه هیچ گاه از هم جدا نیست ، دنیا سرای آزمایش است ، و سکوی پرواز به اوج کمال و ابدیت ، و نردبان معراج به پایگاه پاکی و آرامش و آسایش است . اما ،دنیا به هنگامی عزیز و شریف و ارجمند و لایق و دوست داشتنی است که وسیله ای برای خدمت به مردم و رشد خرد آدمی باشد . اگر این دنیا هدف شود و در برابر آخرت و خدا و مردم قرار گیرد و معبود و محبوب آدمیان قرار گیرد ، آتشی خانمان سوز ، مردم گداز و ستم پرداز خواهد شد .

طوری که انسان را از یاد خدا برده و خلق  خدا را به مرگ و اسارت کشیده و به جاه طلبی و خود بینی ، برتری جویی و مال اندوزی و شهوت و گناه می سوزاند . آن وقت است که چنین دنیایی زشت ، پست ، ناچیز ، زهر و درد و ننگ و سیه بختی و تیره روزی میشود .

حضرت علی با گفتاری قاطع چنین می فرماید :

ای بندگان خدا شما را سفارش میکنم که دنیا را وا گذارید زیرا او شمارو وا خواهد گذاشت ، شما به مانند مسافری هستید که راهی را می پیماید و گمان میبرد که به پایانش میرسد ، اما مقصدی را در نمی یابد ، و در همین تلاش هستید که ناگهان مرگ را می یابید .

پس به پیروزی ها و نازش های دنیایی دل نبندید و به زیورها و بهره هایش شادمان نباشید ، و از گرفتاریها و ناگواریهایش به زاری و ناله نیفتید . زیرا چیرگی و زیبایی و نعمت هایش همه پایدار نمی ماند و سختی و درد هایش همیشگی نیست ، هر روزگاری در این دنیا گذرا و هر زنده ای در آن ناپایدار است .

آیا سرنوشت پدرانتان به شما پند و اندرز نمی دهد ؟ آیا ندید گذشتگان بر نگشتند و حاضران باقی نمی مانند ؟ آیا نمی بینید مردم دنیا شبانه روزها را با حالتی گوناگون سپری میکنند ؟   برخی می میرند و برخی می گریند برخی بیمارند و برخی از آن ها عیادت میکنند ؟ و عده ای در بستر مرگ جان می دهند؟

مردم در جستجوی دنیا هستند و مرگ در جستجوی آن هاست، مردم از سرنوشت خود بی خبرند ، آیندگان به دنبال گذشتگان می روند ، ای مردم آگاه باشید . دنیا دورانی نا پایدار است ، نورهای فریبنده اش زود به خاموشی می گرایند سایه اش ماندگار نخواهد بود . و حیوان سرکشی است که به کسی سواری نمی دهد ، بلکه لگد می پراند . تیرانداز ماهری است که نیرومند ترین مردان را به خاک می افکند .

ای عزیزان بدانید دنیا و آینده اش ناشناخته و مبهم است ، شادمانیش با اندوه در آمیخته است، توانمندی انسان ها (جوانی) به ناتوانی و سستی (پیری) می گراید .

خداوند رحمت آرد بر آن کس که درباره ی دنیا بیندیشد و عبرت آموزد و بینایی یابد ، زیرا هر آنچه در دنیا است نابود می شود و آخرت پایدار است ،  آنچه در انتظار است فرا می رسد ، و هر آینده ای اگر چه به نظر دور آید ، نزدیک است .

پس بایداز دیدگاه پارسایان بدنیا نگریست، همچون سقراط که پابرهنه از کوچه‏هاى آتن میگذشت و دیوژن که به اسکندر گفت از برابرم دور شو تا آفتاب بر من بتابد و بالاتر از همه پیامبران، که از گذرگاه دنیا گذشتند و دامان به آلودگیهایش نیالودند، بمانند محمد (ص) که خوابگاهى نداشت و آثار درشت حصیر بر پشت و پهلویش مى‏افتاد، و ماهها بر خانه‏اش میگذشت که دودى از مطبخش بلند نمى‏شد و على که هر چند روز یک قرص درست نان جوین به دهان نمى‏گرفت…

 

تا درین زندان فانی زندگانی باشدت                                 کنج عزلت گیر تا گنج معانی باشدت

این جهان را ترک کن تا چون گذشتی زین جهان                 این جهانت گر نباشد آن جهانی باشدت

کام و ناکام این زمان در کام خود درهم شکن                      تا به کام خویش فردا کامرانی باشدت

روزکی چندی چو مردان صبر کن در رنج و غم                     تا که بعداز رنج گنج شایگانی باشدت

روی خود را زعفرانی کن به بیداری شب                            تا به روز حشر روی ارغوانی باشدت

گر به ترک عالم فانی بگویی مردوار                                  عالم باقی و ذوق جاودانی باشدت

صبحدم درهای دولتخانه‌ها بگشاده‌اند                                 عرضه کن گر آن زمان راز نهانی باشدت

تا کی از بی حاصلی ای پیرمرد بچه طبع                            در هوای نفس مستی و گرانی باشدت

از تن تو کی شود این نفس سگ سیرت برون                      تا به صورت خانه‌ی تن استخوانی باشدت

گر توانی کشت این سگ را به شمشیر ادب                        زان پس ار تو دولتی جویی نشانی باشدت

گر بمیری در میان زندگی عطاروار                                      چون درآید مرگ عین زندگانی باشدت

عطار نیشابوری

گفتار نویسنده: در این چند روزی که در منزل بودم ، سری به کتاب خونه بابا زدم ، همون طور که کتاب هارو نگاه میکردم چشمم به کتاب شگفتیهای نهج البلاغه خورد ، کتاب رو آوردم بیرون و شروع کردم به مطالعه و با این بخش روبه رو شدم . دیدم خالی از لطف نیست که گه گداری هم از تعلیمات حضرت علی در این وبلاگ بهره مند بشیم . اما چرا این مطلب رو برای وبلاگ انتخاب کردم ؟

بعضی از دوستانی که باهاشون در ارتباط هستم ، در صحبت هایی که با هم داریم به این نکته اشاره میکنند که چی میشد ماهم مثل فلانی پولدار بودیم می رفتیم اون بالا بالاها ؟ بعد از این کلمه یاد مثالی افتادم از یکی از دوستان بابام که میگفت : انسان هر چی تو زندگی بالاتر بره ، در هنگام زمین خوردن آسیب بیشتری میبینه . وبعد از این جمله یاد دوستان خیلی خوبم ،  آقا صالح ، آقا سید و دایی بزرگوارشون افتادم …

این سه مرد در دوران جوونی و میان سالی از افراد بی درد جامعه بودند ، اما آقا صلاح در یک شب ، اقا سید در یک ماه ، و دایی گران قدرشون به لطف اعتماد به یک دوست هستی خودشون رو از دست دادند، با سید که دوست خیلی خوبه منه ، صحبت های بسیاری داشتیم، طبق صحبت هایی که ازش شنیدم نیمی از  دوستانش که در زمان جوونی باهاشون آشنا بوده ، ورشکست شدند ، طوری که انگار باید همه چیزشون رو از دست میدادند ، طوری که مجبور بشند تمام دارایی خودشون رو به فروش بذارند تا بلکه بتونن از عهده ی مخارجی که بهشون متحمل شده بر بیان .

این همون دنیاست ، گهی زین به پشت و گهی پشت به زین ، هرکه بامش بیشتر ،  برفش بیشتر …

مراتب دنیایی هم به همین صورته ، اونایی که بالا بالاها میچرخن ، شاید از نظر من و تو بالا باشن ، اما در حقیقت اونایی که بالاتر هستند احتمال سقوطشون هم بیشتره، من و تویی که روی زمین هستیم چیزی برای از دست دادن نداریم، اما اونا شاید مثل ما نباشند … این به معنی نیست که دست از کار و تلاش بکشیم و درویش گونه زندگی کنیم ، بلکه به این معنی هستش که تلاش بکنیم، اما ماهیت تلاش خودمون رو هم فراموش نکنیم ، زمانی که به ابتدای خلقت خودمون فکر می کنیم … زمانی که می دونیم این دنیا دار مکافاته نه دار باقی و کمال؛ و زمانی که مقصد همه ی ما انسان ها مشخص و روشنه ، پس بهتره که خودمون رو اسیر و دل باخته ی این دنیا نکنیم و زندگی رو درک کردن رو یاد بگیرم .

انسان هایی که آروزهای دنیوی تهی اند ، بی نیاز ترین انسانها هستند .

امید وارم که این پست نیز واستون مفید بوده باشه ، اما حال که از اقا صالح واستون گفتم ، این به ذهنم رسید که مروری هم بر زندگی این بزرگ مرد داشته باشیم ، پستی زیبا و خواندنی و پند آموز خواهد بود. میشه گفت اگر پست بعدی رو به آقا صالح اختصاص بدیم این پست هم معانی خودش رو بیش از پیش نمایان میکنه .چون در اون پست از عرش به فرش اومدن ، رو به رو شدن با لذائذ دنیایی و چگونه گذران عمر کردن رو خواهیم آموخت … نظرات شما باعث بقای این وبلاگ خواهد . در پناه حق .

۴ Comments:

  1. ممنونم بابت مطالب قشنگتون وفوق العاده کاربردی تویی زندگی روزمره

  2. سلام
    خداوند گیاهانی رو بر روی زمین آفریده
    مثل بعضی از قارچ ها مثل قارچ ماشروم
    که الان جدیدا ازش ماده ای به اسم LSD درست میکنن
    سوالی که ازتون دارم اینکه
    مصرف کننده های این ماده با خوردنش به شگفتی های جهان هستی فکر میکنند و حتی من خودم بیشترشونو دیدم که بهد از خوردن این ماده به جهان شناسی و خدا شناسی روی آووردن در صورتی که قبلش اصلا خدارو قبول نداشتن
    و خودشون میگن این ماده بیشتر سوال هایی که براشون پیش میاد و جواب میده
    با توجه به این گفته ( گنجینه های طبیعت را که برای ما پدید آمده است را معطل نگذاریم . )
    آیا مصرف ابن قارچ برای پی بردن به بعضی از عوالم جهان هستی درسته یا غلط ؟

    • سلام به شما محمد عزیز.
      من دقیقا نسبت به صحت این موضوع اطلاعی ندارم.
      این موضوع رو باید دکترا بگن و در موردش تحقیق کنن ببینن ضرری برای سلامتی بدن نداشته باشه.
      مثلا بعضی از مواد های مخدر هم همچین خاصیتی رو دارن، مغز رو باز میکنن و … دلیل نمیشه ما استفاده اونارو درست بدونیم.
      بعضی از عرفای به ظاهر عارف هم بعد از مصرف مواد مخدر شروع به ذکر گفتن میکنن … این هم دلیلی بر درست بودن این مواد ها نیست.
      من هم نه ردش میکنم نه تایید. چون در حیطه فعالیت من نیست.

  3. امشب فرصتی شد به بهانه قدر سری بزنم به سایت واولین چیزی که نظرم رو جلب کرد نام علی بود ونگا هش بدنیا نمی دانم چون من دنبال مطالب رو میگرم فکر می کنم مواردی که سر راهم قرار میگیره و با موضوعات مرتبط هستند جلب توجه میکنه یا واقعا دستی در کاره که داره منو به سمتی خاص سوق میده همیشه سوال در ذهنم بود سفر روح در کجای زندگی بزرگانه که هیچ گاه تجربیات آنها مکتوب نشده که جوابم در یکی از جلدهای کتاب ناسخ التواریخ که درمورد زندگی حضرت علی بود گرفتم و داستان رسیدن این جلد از کتاب بدست من خودش قدمتی ۴۰ ساله داره سفری که حسین و حسن نیز دران با چند تن از اصحاب به عوالم دیگر برده میشوند روزی که برای اولین بار این بخش وخوندم خیلی راحت از کنارش گذشتم ولی بعدها پی به موضوعی بردم که سفر درون رو شناختم ممنون از سایت زیباتون دوستان اگر توانستید این جلد از ناسخ التواریخ رو گیر بیارید خودنش خالی از لطف نیست چون سوای بعضی حرفا که درمورد این کتاب شنیدم واقعا هرکتابی یک بار ارزش خوندن و داره و تشخیص مطالب بسته به خود فرد

کامنت‌ها بسته هستند.