خدا مرد

تا به اینجا ، دو پست رو به دیدار هایی که با علی اسکانیا داشتم اختصاص دادیم ، علی اسکانیایی که برای ما نمونه یک خدا مرد بود ، خود من و حتی خود شما بعد از خوندن این پست ها کمی تعجب کردیم ، و در کنار این تعجب بسیار خوشحال شدیم ، خوشحال از اینکه هنوز هم در بین ما انسان هایی هستند که دلشون به اندازه یک دریاست ، انسان هایی که نماد یک خدا مرد واقعی هستند که به شخصه حاضرند بدون هیچ چشم داشتی خودشون رو به دریا بزنند و خطراتش رو هم به جون بخرند . ما هم کم و بیش در زندگی خودمون دست گیر مستمندان بودیم ، اما حال وقت این رسیده که گوی و میدان رو صاحب بشیم و  ثابت کنیم که ما هم میتونیم در این عرصه خودمون رو ثابت کنیم و به جای تشویق دیگران در خارج از گود خودمون وارد گود بشیم . با ما در این پست همراه باشید .  

       خدا مرد

خدا مرد بودن کار عده ای خاص نیست ، هر فردی میتونه یک خدا مرد باشه ، فقط کافیه اولین قدم رو با نام خدا آغاز کنه و تا پایان هم با همین نام به جلو پیش بره ، جمله ای که در پیشگفتار بیان کردم رو به یاد دارید ؟ پیمودن یک راه بی پایان با اولین قدم آغاز می شود .

انسان هایی همچون علی اسکانیا ،رجبعلی خیاط ، مرشد چلویی ، اسماعیل دولابی و هزاران خدا مرد دیگه ای که در گوشه کنار این کره ی  خاکی زندگی میکنند ، همه و همه درست مانند من و شما بودند.

این افراد به مانند من و شما دوران بچگی رو سپری کردند ، در نوجوانی شیطنت های خودشون رو داشتند ، در جوانی گناهانی رو انجام دادند ، و در ورطه ای از این عمر هم تصمیم گرفتند به سمت خویش حقیقتی و خدای خودشون رهسپار بشن . این مردان بزرگ با اولین قدم مسیر خودشون رو آغاز کردند .

برای من و شما دوست عزیز هم همینطوره ، اگر تا به امروز اولین قدم رو برداشتیم که چه بهتر ، اما اگر هنوز قدم های خود رو آغاز نکردیم  ، از همین لحظه میتونیم قدم های آغازین رو برداریم .

ابتدای مراتب باید ببینیم کمک به دیگران یعنی چی ؟ این کمک از چه طریقی میتونه باشه ؟

این کاملا غلطه که فکر کنیم فقط از طریق مادی میشه به فردی کمک کرد ، خدا مرد بودن فقط پول خرج کردن نیست … میشه با هزینه های خیلی خیلی اندک دل ده ها انسان رو شاد کرد ، و حتی میشه بدون هیچ هزینه ای کارهای خیلی بزرگ تری هم انجام داد ، که شاید ارزش معنوی اون کارها از میلیون ها تومن هزینه هم بالا تر باشه .

برای اینکار ابتدا ما باید محبت کردن و درک کردن رو یاد بگیریم .. انسان هایی رو میشناسم که پولی برای کمک به دیگران ندارند ، اما دل بزرگ و رئوفی دارند ، فردی رو میشناسم که  هر جمعه به تنهایی سری به پرورشگاه کودکان بی سرپرست میزنه ، با مسئول اون پرورشگاه صحبت کرده تا بتونه هر جمعه پیش بچه ها بره و باهاشون بازی کنه و براشون قصه تعریف کنه . این انسان ابتدا یک کودک بی سرپرست رو درک میکنه و خودش رو برای لحظه ای جای اون کودک میزاره و سپس با محبت خودش فضای خالی دنیای اون کودک رو پر میکنه .

اکثر ما در آمد بالایی نداریم ، به قول قدیمی ها بخور و نمیر در میاریم . در اینجا قضاوت کننده خود شما هستید ، نگاهی به زندگی و در آمد خودتون بندازین ، آیا در طول یک ماه ده هزار تومن می تونید پس انداز کنید ؟ شاید در یک نگاه بگیم نه نمی تونیم . پس صحبت رو  ابتدا از خودم شروع میکنم .

در آمد من بالا نیست ، اما اگر قناعت کنم با نصف حقوق فعلی هم میتونم زندگی کنم و اگر بخوام خرج کنم سه برابر حقوق فعلی هم درآمد داشته باشم کم میارم . ما ابتدا باید ببینیم از این دنیا چی میخوایم ؟اصلا باید ببینم چرا به این دنیا اومدیم ؟ خود من معتقد به یک زندگی سالم و درست و حلال هستم . که در این بین هر چقد که میتونم باید به دیگران کمک کنم و هر چقد هم که میتونم باید در شناخت معبود و خودم تلاش داشته باشم، تا اون معرفت باطنی و ذهنی لازم رو کسب کنم . چون برای ورود به وادی حقیقت ابتدا باید معرفت رو کسب کنیم ، معرفت هم تنها با عبادت و مراقبه و تمرکز مدیتیشن و نماز کسب نمیشه . بلکه باید همراه با عمل باشه ، همراه با محبت و مهربانی و پس دادن امتحانات الهی برای صعود به درجات معنوی بالاتر باشه .

اگر اعتقاد به این داریم که خداوند روزی رسونه ، ایا باز هم از کمکی هر چند اندک به دیگران باید بترسیم ؟ آیا خود این برای ما یک امتحان نیست ؟ این مطلب که زمین محل آموزش و امتحان ماست هیچ وقت نباید فراموش بشه ، خداوند بزرگ و متعال در سیر عمری که داریم ما رو در شرایط متفاوت قرار میده .  و بندگانش رو  به واسطه همین تفاوت ها امتحان میکنه ، روزگاری روزی رو از ما میگیره ، روزگاری دست و بال مارو باز نگه میداره ، خداوند شرایط رو تغییر میده تا راه برای صعود ما ،  به مرحله ی بالاتر باز بشه .

کمک به انسان های فقیر و مستمند ، نشان از عشق داره ، نشان از مهر داره ، نشان از اعتماد و ایمان به پروردگار و بزرگی اون داره . پروردگار بزرگ ابتدا بر حسب تلاش ما و سپس بر حسب اعمال و سپس بر حسب مصلحتی که خودش صلاح میدونه روزی رو برای ما تعیین میکنه ، ما به طور حتم همیشه خرج هایی اضافی داریم ، همین خرج های اضافی ما میتونه خرج های اساسی یک خانواده ضعیف باشه .

حتما حکایت های حضرت علی رو شنیدین ، اینکه شبانه بدون اینکه کسی اون رو بشناسه شیر داغ برای کودکان فقیر شهر میبرد، اینکه روزی در سر سفره اش خرمایی و نانی داشت ، و زمانی فقیری به درب منزل او اومد غذای خودش رو به اون فقیر داد ، این حکایت که حضرت امیر با شاگردش به بازار رفت ، و برای شاگردش لباس مرغوب تر رو خرید و برای خودش لباس ساده تر رو ، زمانی که شاگردش ازش پرسید چرا این کار رو کردید حضرت امیر ؟ گفت : به این خاطر که تو هنوز جوانی و دوست داری خوش تیپ تر بگردی ، من که سنی ازم گذشته کسی به من توجهی نمیکنه .

آیا ما هم همچون حضرت علی میتونیم یک خدا مرد باشیم ؟ علی چون علی بود علی شد . و من زمانی میتونم شهاب باشم که شهاب بشم.

شما زمانی میتونین یک خدا مرد باشین که یک خدا مرد بشین .با گفته ها و فکر ها کار به جایی نمیرسه ، راه بی پایان رو با اولین قدم آغاز کنید ، ابتدا روزانه ۵۰۰ تومان کنار بزارین ، همین ۵۰۰ تومان در ماه میشه پانزده هزار تومان ، زمانی که این پول توسط پنج دوست مشترک جمع بشه میشه هفتاد و پنج هزار تومن ، و این مبلغ میتونه دل چندین کودک رو تا مرز بی نهایت شاد کنه ، میشه با این پول شیر خشکی خرید و به مادری داد که توان خرید شیر خشک قوطی ۱۲ تومن رو نداره . و هزاران مثال زیبای دیگه . اگر پولی نداریم میتونیم محبت کنیم، اگر محبتی در دل نداریم باید اون محبت رو با تمرین کردن زنده کنیم .  و حتی میشه برای حیوانات هم یک خدا مرد و یک ناجی بود ، تنها با ته مونده های غذاهایی که میخواد در سطل زباله ریخته بشه .

بد نیست سری هم به خدا مرد های نامی بزنیم …

مرشد چلویی …

همچو ساعی از دو عالم در گذر           تا شوی از آفرینش با خبر

انسانی که در بازار تهران معروف بود ، رستورانی قدیمی داشت ، روی تابلوی بالای دخل مغازه اش نوشته شده بود:«نسیه و وجه دستی داده می شود، حتی به جنابعالی به قدر قوه»

موقعی که روغن روی غذای مشتری می ریخت، ملاقه راکه با دست بالا می برد، می گفت:« گول نخوردی!» یا «شیطون گولت نزنه»!

 هرحرفی که می زد، به دنبالش می گفت:« گوشی دستته؟»

 اگر کسی خسته می شد، به اومی گفت:«آدم عاشق خسته نمی شه، از حال می ره»

 کسی که قرض می گرفت، و پولش رانمی آورد و می گفت، فردا می دهم، می گفت:«فردای قیامت را می گه!»

مرحوم مرشد در جلوی آشپزخانه ای که ایستاده بود، گفته بود کسانی که می خواهند غذا بیرون ببرند، هدایت کنید تا از نزد او بگذرند چون بیشتر کسانی که غذا بیرون می بردند، بچه ها و نوجوانانی بودند که برای کارفرمایان وصاحبان مغازه های بازار غذا می گرفتند و می بردند و خودشان از آن غذا محروم بودند. مرحوم مرشد کودکی که با ظرف غذا در دست، نزد او می آمد قدر پلوی زعفرانی روی بادیه او می ریخت و ظرف را کامل می کرد و بعد تکه کباب یا لقمه گوشت یا اگر تمام شده بود، ته دیگی زعفرانی داخل روغن می کرد و دهان آن پسربچه یا نوجوان می گذاشت.

و همین طور فقیران و مسکینان صفی داشتند که از داخل راهرو شروع می شد و به اول سالن مغازه ختم می گشت. افراد فقیری که معمولاً عائله مند بودند و بعضی مورد شناسایی مرحوم مرشد قرار داشتند، هر روز می آمدند و به نسبت تعداد عائله خود غذای رایگان و خرجی یومیه می گرفتند.

اگر غذای او کباب بود، تکه گوشتی در دهان می گذاشت. پس از جویدن، آن را داخل دریچه ای که به مغازه باز می شد و گربه ها می آمدند، پرت می کرد تا گربه ها هم بی بهره نمانند . این بود مرشد چلویی معروف در بازار تهران ، مرشد عزیز به طریقی که میتوانست و میدانست خدامرد بود ، همچنین از ذوقی که داشت اشعاری هم میگفت … دیوانی رو هم سروده که به نام دیوان سوخته در کتاب فروشی ها موجوده.

کو آن کسی که کار برای خدا کند؟                 بر جای بی‌وفایی مردم وفا کند

هرچند خلق سنگ ملامت بر او زنند               بر جای سنگ نیمه شبها دعا کند

میرزا احمد عابد نهاوندی معروف به «مرشد چلویی»

 رجبعلی خیاط :

عارفی بزرگ با دید باطنی که خداوند به اون اعطا کرده بود .

 

*رجبعلی از بچگی به عرفان علاقه داشت ، اما زمانی چشم سوم به اون اعطا شد که به قول خودش :

در ایام جوانی (حدود ۲۳ سالگی) دختری رعنا و زیبا از بستگان، دلباخته من شد و سرانجام در خانه‌ای خلوت مرا به دام انداخت، با خود گفتم: رجبعلی! خدا میتواند تو را خیلی امتحان کند، بیا یک بار تو خدا را امتحان کن! و از این حرام آماده و لذت بخش به خاطر خدا صرف نظر کن. سپس به خداوند عرضه داشتم: خدایا! من این گناه را برای تو ترک می‌کنم، تو هم مرا برای خودت تربیت کن.”

رجبعلی نکوگویان برای رضای خدا معصیت را ترک می کند و این کف نفس و پرهیز از گناه، موجب بصیرت و بینایی او می‌گردد.

شیخ در این باره می گوید: من استاد نداشتم، ولی گفتم: خدایا! این را برای رضایت خودت ترک می کنم و از آن چشم می پوشم، تو هم مرا برای خودت درست کن.

*عاشق عارف، مرحوم کربلایی احمد از شاگردان مرحوم شیخ می گفت: بعد از فوت شیخ، ایشان را در خواب دیدم و از او سوال کردم در چه حالی ؟

گفت: فلانی من ضرر کردم !با تعجب گفتم: تو ضرر کردی! چرا ؟ فرمود: زیرا خیلی از بلاهایی که بر من نازل میشد با توسل آنها را دفع میکردم، ای کاش حرفی نمی زدم چون الان می بینم برای آنهایی که در دنیا بلاها را تحمل میکنند در اینجا چه پاداشی می دهند!

*جناب شیخ یکی از اتاقهای منزلش را به یک راننده تاکسی، به نام « مشهدی یدالله »،اجاره داد. مبلغ اجاره ماهی ۲۰ تومان بود. تا این که همسر راننده وضع حمل کرد و دختری به دنیا آورد، که مرحوم شیخ نامش را « معصومه » گذاشت. هنگامی که در گوش نوزاد اذان و اقامه گفت، یک دو تومانی پر قنداقش گذاشت و فرمود: آقا یدالله! حالا خرجت زیاد شده. از این ماه به جای بیست تومان، هجده تومان بدهید.

*یکی از ارادتمندان جناب شیخ می‌گوید: شیخ از من پرسید: شغل شما چیست؟ گفتم: نجار هستم. فرمود: این چکش را که به میخ می‌زنی به یاد خدا می‌زنی یا به یاد پول؟! اگر به یاد پول بزنی، همان پول را به تو می‌دهند و اگر به یاد خدا بزنی هم پول به تو می‌دهند و هم به خدا می‌رسی.

گزیده هایی کوتاه از شیخ رجبعلی خیاط

*غصه روزی را نخورید . من نصیحتی می کنم که شما خدا را فراموش نکنید ؛ زیرا خداوند سهم هر کسی را نوشته است .

*سعی کنید صفات خدایی در شما زنده شود. خداوند کریم است ،شما هم کریم باشید . رحیم است ،رحیم باشید؛  ستار است ،ستار باشید..

*دعا کنید که خداوند از کری و کوری نجاتتان بدهد ، وتا هنگامی که انسان غیر از خدا بخواهد ، هم کور است و هم کر.دل جای خداست .صاحب این خانه خداست؛ آن را اجاره ندهید.

*اگر طالب زرق و برق دنیا هستی ، آن را دیر یا زودبه دست می آوری ، ولی چیزی در آن نیست . اما اگر بخواهی وجود حق تعالی ترا صدا کند و دستت را بگیرد مقداری معرفت پیدا کن و با او معامله کن.

*اگر مواظب دلتان باشید و غیر خدارا در آن راه ندهید ، آنچه را دیگران نمی بینند شما می بینید، و آنچه را دیگران نمی شنوند شما می شنوید.

*سه چیز از حقیقت های ایمان است:انفاق کردن در حال تنگدستی ،انصاف به خرج دادن با مردم،دانش بخشی به جوینده دانش.

 

 و اما حاج اسماعیل دولابی …

با یک جمله از این خدا مرد بزرگ پست رو به پایان میبریم .                                                                                          

موت همیشه همراه ماست. وقتی می‌خوابیم گویا می‌میریم و آنرا تمرین می‌کنیم. وقتی که نفس را بیرون می‌دهیم، در حقیقت می‌میریم و با نفس دیگر ادامه حیات می‌دهیم…. وقت جان دادن خیلی خوب وقتی است، هنگام تجلی خداست… با نزدیک شدن به آن مست می‌شوند به همبن خاطر بدان سکرات گفته می‌شود.

                                                                                      اسماعیل دولابی

 همیشه برای همسایه ات هم چراغ آرزو کن ،زیرا اینگونه اطراف خانه ات روشن تر خواهد بود.

روز به خلق خدا نیکی کن و شب برای گدایی در خانه او برو .

جز از گناه خود مترس و جز به پروردگار خویش امید مبند.

از دوستان عزیز خواهشمندم که هر یک نظر خودشون رو درباره این پست بیان کنند ، و در انتهای نظرشون این رو هم بگن که از نظر اون ها چطور  میشه یک خدا مرد بود ؟ راه کارهای یک خدا مرد شدن رو از دیدگاه خودشون برای ما بگن …بگن تا ما هم از دانششون بی بهره نمونیم ، … شاید همین نوشته ها درسی برای دیگری بشه ، با ما در این امر همراه باشید .

امید که این پست هم ذره ای به دانش معنوی شما اضافه کرده باشه .

۳۷ Comments:

  1. مطلب بسیار زیبا و الهام بخشی بود.ممنونم

  2. از کتاب انسان کامل – عزیز الدین نسفی
    نیتِ سالک
    باید که نیت سالک در ریاضات و مجاهدات آن نباشد که طلب خدا می کنم از جهت آنکه خدای با همه است و حاجت به طلب کردن نیست و وجود همه از اوست و بقای همه بدوست «و بازگشت همه به اوست» بلکه خودْ همه اوست.

    و دیگر آن که باید که آن نباشد که طلب طهارت و اخلاق نیک می کنم و آن نباشد که طلب علم و معرفت می کنم و آن نباشد که طلب کشف اسرار و ظهور انوار می کنم.

    زیرا که اینها هر یک به مرتبه ای از مراتب انسانی مخصوص است و چون سالک به این مرتبه رسد، اگر خواهد و اگر نخواهد آن چیز که به آن مرتبه مخصوص است، ظاهر شود و اگر بدان مرتبه نرسد امکان ندارد که چیزی که به آن مرتبه مخصوص است ظاهر شود.

    مراتب انسانی
    انسان، مراتب دارد چنان که درخت مراتب دارد. پیدا است که در هر مرتبه از مراتب درخت چه پیدا آید. پس کار باغبان آن است که زمین را نرم و موافق می دارد. خار و خاشاک پاک می کند و آب به وقت می دهد و محافظت می کند تا آفتی به درخت نرسد تا مراتب درخت، تمام پیدا آید و هر یک به وقت خود ظاهر گردد؛ کار سالکان هم چنین است.
    >>>>>>باید که ریاضت و مجاهدت سالکان از جهت آن باشد تا آدمی شوند و مراتب انسانی در ایشان ظاهر گردد. <<<<<<
    سالک اگر خواهد و اگر نخواهد طهارت و اخلاق نیک و علم و معرفت و کشف اسرار و ظهور انوار هر یک به وقت خود ظاهر شوند و چیزها ظاهر شوند، اگر چه سالک هرگز نشنوده بود و ندانسته باشد و کسی که نه این کاره باشد این سخنان را فهم نکند.

    همتِ عالی
    چیزها پیدا آید که چشم سالک هرگز ندیده باشد و گوشش نشنیده باشد و در خاطر سالک هرگز نگذشته باشد

    سالک باید بلند همت باشد، تا زنده است در کار باشد و بر سعی و کوشش مشغول بود که علم و حکمت خدای نهایت ندارد.

    جمله مراتب درخت در تخم درخت، موجود است. باغبان حاذق به تربیت و پرورش آن درخت باید سعی کند تا تمام ظاهر شود. هم چنین طهارت و اخلاق نیک و علم و معرفت و کشف اسرار و ظهور انوار جمله در ذات آدمی موجود است. صحبت دانا و تربیت و پرورش می باید تا تمام ظاهر شود.

    • سلام و تشکر به خاطر متن زیبا و کامل شما .
      متن شما به عنوان متن برگزیده در صفحه ی اصلی وب سایت قرار داده شد . با تشکر

  3. خیلی پست زیبایی بود.آقا شهاب بزرگوار امیدوارم که خدا توی این راهی که شما انتخاب کردین همیشه همراهیتون کنه و هر روز قدم هاتون رو محکم تر از روز قبل بردارین.با خوندن این پست و نظرات اهالی سرزمینهای دور نکات خوبی رو یاد گرفتم.

    • سلام به شما، ان شاالله که شما هم با خوندن این پست بتونید از این پس ، هر چند کوتاه و کم نیز در کارهای خیر شرکت کنید و یک خدامرد برای خدای مهربون ما بشید .

  4. با سلام خدمت همه عزیزانی که با نظرهای زیباشون باعث رشد معنوی دیگران میشوند ان شاءا… خداوند بهشان اجربده وتشکرویژه از شهاب عزیز به خاطر پست بسیار زیباش .
    من در تکمیل نظر دوست عزیزمون خانم قاسمی این رو بگم که همه ما باید مراحلی رو طی کنیم تا به غایت کمال برسیم انا لله و انا الیه راجعون ، همه ما در زندگی به چراهایی برخورد میکنیم که مثلا اگرمن جای فلانی بودم حتما موفق میشدم یا اگه پول بیشتری داشتم اونوقت کمک میکردم . در طی مراحل کمال مرحله ای است که بهش یوم المجادله می گن و خیلی ازاین چراها اونجا خداوند بهش جواب میده وما روجای اون شخص دیگه میزاره ببینه ما واقعا راست میگیم . در پایان همه راضی هستیم و مطمئن که اگه جای دیگری هم بودیم فرقی نداشت . همه ما با همین حالتی که الان هستیم دارا یا ندار و … باید در حد توان خودمون تلاش کنیم . ومن این را مطمئن هستم که خداوند بهترین مربی ماست الحمد و لله رب العالمین و اون رب بهتر میدونه هر کدوم مون چه ظرفیتی داریم و چطوری باید امتحان بشیم یکی مثل حضرت یوسف امتحان پس میده یکی مثل امام حسین علیه السلام ، یکی هم مثل عمر سعد مهم اینه که بتونیم ازپس امتحان سربلند بیرون بیایم البته کسب آگاهی مهمترین وظیفه ماست و مارا در اینکه در امتحانات الهی پیروزباشیم بسیار کمک میکنه ، کار دوست عزیزمون شهاب نیز همین است بالا بردن آگاهی هامون تا بتونیم به بهترین شکل از پس امتحانات بر بیایم .ترسی به دل راه ندهید که خداوند مهربان و کریم هم در این مرحله از زندگی بهترین مربی ماست وهم در مراحل زندگی بعدی مان و کمکمان کرده ، میکند و خواهد کرد مهم اینه که ما خودمون و به اوبسپریم و تسلیم محض اون باشیم .
    ببخشید سرتون و درد آوردم
    با تشکر
    احمد

  5. سلام..اینکه بدونیم .خدامردشدن وخدامردماندن جداازهم نیست وجزبا این جمله بدست نمیاد که خودت بخواهی ازخداووقتی کمکت کردوخدامردشدی بخواهی ازش همینطوربمونی وبه دیگران بسیارکمک کنی امااول یادت باشه اول خانواده ودوستان بعدخویشان بعدبقیه…همونطورکه وقتی پیامبرموقع رسالت عملیش شداول مامورشد خودش بعدنزدیکان بعدبقیه…اونیکه من بهش رسیدم اینکه درکوچکترین چیزکسیروقضاوت نکن حتی ی دختربدحجاب خاین به همسررو چون ماجای اون نیستیم….فقط به عیوب خودت بپردازبقیه بعدجذب تومیشن وتاثیرش ازهزاربارنصیحت بیشتره….چون خوب بودن رودرانسان ببینند ب سمتت کشیده میشن چون انسان جذب خوبیهامیشه …ولحظه ای فکرنکن اعمالت توروبه این مقام رسوند بلکه همیشه بدون محبت خداولطفش اگرنبودبه هیچ جانمیرسی درواقع ی جورایی خاضع باش وهمیشه به یادداشته باش ضعیفی انقدرکه ی هفته نری حمام پولدارترین هم باشی احساس بدی بهت دست میده وانسانیکه ب ی ۵دیقه اب بنده روحیه اش بیخودپرونشه….ادم هرلحظه ضعیف بودنشوامتحان کنه میفهمه باید به کی وصل شه….دراخرم درهمه کارهاخدارووکیل خودش قراربده….فاتخذه وکیلا…تاببینه کارهاچقدرقشنگ پیش میره….اینهاتجربیاتی بودکه بهش رسیدم دراین ۱۴ سال امتحان ومریضی ویاهمون درس خدایابازگشت اعمال…….مطمان باشیدکوچکترین سرزنشتون به هرشخصی شماروبه همون دردگرفتارمیکنه….هیچ وقت بدترین انسانها روهم سرزنششون نکنید ویانگید من اگه جای توبودم این کارای زشتونمیکردم اگرگفتید منتظربمونیدکه همون کارزشتوانجام بدید وسرزنش بشید……والسلام.

  6. سلام.
    بعضی اوقات ادمها لازم نیست کمک خاصی انجام بدن.اگه مثلا توی ماه رمضون جلوی همه چیزی نخورن حتی اگه مشکلی داشته باشن واقعا عالیه.این چند ساله ماه رمضون در تابستان .من کسایی رو میشناسم که با اینکه کارگرن یا تاکسی دارن.اما با این حال روزه میگیرن که واقعا کار بدیه که با اون حالی که دارن مایه عذابشون بشیم.اگه پول نداریم میتونیم با کمک به پیر زن و پیرمرد ها قدمی در راه خیر برداریم.با دادن لیوان ابی دست یک رفتگر.

  7. سلام اقا شهاب واقعا حرف شما متین ودرست است اعمال من خیلی اشکال داره من تا حالا توی کویر دلم اواره بودم وخداوند را به خاطر فرمودههایش و ثواب ش اطاعت وعبادت میکردم و کاری هم اگر برای کسی میکردم بیشتر از روی ثوابش بود ولی نمیدانم چگونه شد که از چندین ماه پیش در سایتها به دنبال عرفان رفتم هر چه قدر خوندم عشق به خدا در من بیشتر شعله ور شد تا با سایت شما اشنا شدم و خیلی چیزها یاد گرفتم یکی اینکه اول خودمو بشناسم تو این مدت من خودمو خیلی عوض کردم و دیدگاهم نسبت به خدا کلا فرق کرده و میخوام هرکاری را با عشق به خدا انجام بدم و من تازه در اولیه راهم به گفته شما پله به پله تا ملاقات خدا انشاالاه خداوند همه را به راه راست هدایت کند خیلی این راه شیرین است انسان دلش میخواهد همه دار و ندارش را بتکاند فقط خدا را داشته باشد از نظر و راهنماییت هم ممنونم انشا الاه بکار میبندم

    • سلام به شما معصومه خانم ، شما بزرگوارین ، همین که شما این درس رو یاد گرفتید کلی ارزش داره ، همین که حال فهمیدید همه چیز باید در راستای رسیدن به خدا حرکت کنه خودش دنیایی ارزش داره ، انشاالله که رفته رفته با تجربه تر از قبل میشید و برای رسیدن به خداوند عجله نکنید ، همین که در مسیر قرار بگیرید کافیه . این مسیر انتهایی نداره . حق نگهدار شما باشه .

  8. سلام داداش خدامرد هم نبا شند برای ما فرقی نمیکنه اصل موضوع متن است که هر کس میخواند بسیار لذت میبرد و خدا خیرشان دهد که خیلیها را به کارهای خوب سوق میدهند تو اگر خوشت نمیا د نخوان ما را هم به زور وادار نمیکنند که هر چی میگند گوش کنیم خداوند به همه عقل داده که خودما ن همه چیز را بسنجیم همه در انتخا ب راهشا ن خود مختا رند در موردقسمت خدا مرد هم میخواهم اتفاقی که برام رخداده را بگویم شا ید برای خیلی ها پیش بیا دسه سال پیش با شوهرم نشسته بودیم تلویزیون حرم امام حسین (ع)را نشان میدادمن گفتم چی میشد ما هم میرفتیم شوهرم گفت میرم ثبت نام میکنم میریم من گفتم اخه نه پول داریم نه پا سپورت گرفته ایم و در ثا نی تا حالا پدر و ما درت بزرگتر از ما هستند به پا بوس اقا نرفتند من کوچکتر از اونها خجا لت میکشم قبل از اونها برم زیا رت صبح هما ن روز شوهرم رفت به پدر ما درش گفت میخوام شما را ببرم زیا رت نمیدونید چقدر خوشحا ل شدند پا سپورتها مون رسید ولی پول کم اوردیم به شوهرم گفتم پدر و ما درت به همه گفته اند که میخواهیم برویم زیارت و شبو روز هم ندارند ما نمیریم تو انها را بفرست بروند هما ن روز که رفته بود ثبت نام اومد گفت پا شو حا ضر شو خدا همه چیز را جور کرد خدا به همتون قسمت کنه اون سال خیلی هم خوش گذشت و خدا سا ل دیگه هما ن روز دوبا ره بدون اینکه فکرش را هم بکنیم سفر سوریه و کربلا برایما ن نصیب کردحق یا رتا ن

    • سلام معصومه خانم ، ممنون از نظر شما ، دل ها که تیره بشه ، حرف حق براشون زور داره ، اما حرف بی ربط و هم راستای فکری اون ها ، براشون میل و صمیمیت میاره . جدا از این مباحث ، انشاالله که زیارت شما قبول باشه و از این زیارت ها صفا و صمیمیت و وحدت بیشتری با ائمه و خداوند نصیب شما شده باشه .
      حال که بحث زیارت به میان اومد ، دوست دارم این مطلب رو براتون بیان کنم ، زیارت رفتن آرامش خاصی رو به دل و ذهن ما اعطا میکنه ، ما با زیارت رفتن به مشهد و عراق و شام و مکه ، دلمون آروم میگیره ، احساس نزدیکی به خداوند رو حس میکنیم ، احساس ارادت به اهل بیت رو حس میکنیم و همه ی اینا باعث میشن حال و هوای معنوی پیدا کنیم . زیارت رفتن هم کار بدی نیست ، پسندیده است و مستحب و در مواردی واجب .
      اما مراتب بالاتری هم وجود دارن ، به عنوان مثال اینکه : به زیارت در کشورهای خارجی یک بار بسنده کنیم . با زیارت رفتن دل ما اروم میگیره ، اما دل اون فردی که در کوچه ی ما هست و زیارت نرفته چی ؟ شاید بگیم خداوند قسمت اون هم میکنه ، اما ما هم میتونیم اون پیره مرد پیره زن رو به زیارت بفرستیم و دل اون ها رو هم شاد کنیم .
      اما باز هم میشه قشنگ تر از این هم فکر کرد . برای بار دوم و سوم ، نه خودمون زیارت بریم ، نه دیگران رو بفرستیم ، پرس و جویی کنیم ببینیم اون خانواده هایی که نون شب ندارن بخورن کجاها هستن ؟ نمونه هاش رو خیلی سراغ داریم . مادری هست و چندین فرزند ، بی شوهر ، بی خونه ، بدون کار ، فقر و فحشا و گشنگی و بیماری و بی سر پناهی و … اینارو تهدید میکنه . از بالا به این روند نظاره کنیم . عده ای از جیبشون اسکناس در میارن و در کشور دیگه ای هزینه های بالایی رو تقبل میکنن ، زمانی که دارن بر میگردن سوغاتی های فراوان برای فامیل میارن ، یک ولیمه هم میدن ، عده ای در خانه ای خراب با شکم گشنه سرشون رو روی زمین میذارن . حاجی از طواف خودش احساس شعف و معنویت میکنه و دیگری با بغض و گریه و سرکوب سرش رو روی زمین میذاره . شما رو به خوندن این شعر دعوت میکنم :

      تاکی به تمنای وصال تو یگانه اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه

      خواهد به سر آید، شب هجران تو یانه؟ ای تیر غمت را دل عشاق نشانه

      جمعی به تو مشغول و تو غایب ز میانه

      رفتم به در صومعهٔ عابد و زاهد دیدم همه را پیش رخت راکع و ساجد

      در میکده رهبانم و در صومعه عابد گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد

      یعنی که تو را می‌طلبم خانه به خانه

      روزی که برفتند حریفان پی هر کار زاهد سوی مسجد شد و من جانب خمار

      من یار طلب کردم و او جلوه‌گه یار حاجی به ره کعبه و من طالب دیدار

      او خانه همی جوید و من صاحب خانه

      هر در که زنم صاحب آن خانه تویی تو هر جا که روم پرتو کاشانه تویی تو

      در میکده و دیر که جانانه تویی تو مقصود من از کعبه و بتخانه تویی تو

      مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه

      بلبل به چمن زان گل رخسار نشان دید پروانه در آتش شد و اسرار عیان دید

      عارف صفت روی تو در پیر و جوان دید یعنی همه جا عکس رخ یار توان دید

      دیوانه منم من که روم خانه به خانه

      عاقل به قوانین خرد راه تو پوید دیوانه برون از همه آیین تو جوید

      تا غنچهٔ بشکفتهٔ این باغ که بوید هر کس به زبانی صفت حمد تو گوید

      بلبل به غزلخوانی و قمری به ترانه

      بیچاره بهائی که دلش زار غم توست هر چند که عاصی است ز خیل خدم توست

      امید وی از عاطفت دم به دم توست تقصیر خیالی به امید کرم توست

      یعنی که گنه را به از این نیست بهانه =شیخ بهایی =

  9. چه انسان های شریفی در اینجا جمعند.این افکار و این گفتارو پندار قابل ستایش است.

  10. مرشد چلویی..دولابی..رجبعلی خیاط هیچکدومشون خدا مرد نبوده اند..خواهشا سعی نکنیم هر چیزی رو برای اینکه خواننده بیشتر داشته باشیم یا برای خودمون ایجاد امنیت کنیم با همگام کردن نوشته هامون با ناخودآگاه جمعی برای کسب مخاطب بیشتر و همچنین مصون ماندن از ایادی قدرت..اینها کجاشون خدا مرد بودن اخه…خدامرد هیچ اسم و رسمی نداره ..پر واضح است که چه هدفی دارید و چگونه ناشاینه به سمت هدف در حرکتید..نفس داشتن نیت خیر دلیل نمیشه هر مطلبی را راحت به هر طریقی که مایلدی ابراز کنید..در کلیه مطالب سایتتون این نوع نگرش موجود است..

    • سلام به شما علی عزیز ، این وب سایت نزدیک به سه سال هست که مشغول به کار هست . ما از این ها یک بت برای پرستش نخواستیم و نمیسازیم . بلکه این ها یک الگو برای چگونه خوب بودن هستند ، ما از رجبعلی خیاط پاکی و صداقت و درست کاری ، از مرشد چلویی : دست و دل باز بودن و در راه خدا بخشیدن ، از جناب دولابی هم عشق به خدا و محبت کردن رو یاد گرفتیم . اینکه این مطالب گمراه کننده است یا هدایت کننده ، برداشتی هست شخصی . شما میتونی تمام دیدگاه ها رو مطالعه کنی . تا به امروز ، ۹۵% مخاطبان ما از مطالب راضی بودن و ابراز کردن که این مطالب براشون خیلی مفید و کار ساز بوده ، اما باز این دلیل بر این نمیشه که ما به راهمون مغرور شیم ، چه بساء چندین و چندین بار هم مطالب نویسندگان و حتی مطالب غیر مفید خودمون رو پاک کردیم و ازشون صرف نظر کردیم . اما اگر این بزرگ مردان ، خدا مرد نبودند ، آوازشون تمام ایران رو پر نمیکرد . تعالیمی که از این عزیزان در وب سایت نوشته شده هیچ عیب و یا ایرادی نداره ، تماما انسان ها رو به انجام کارهای نیک دعوت کردند .

  11. شهاب جان درود ….
    خدای را نه در آسمان ها و نه در عرش بلکه در دل مؤمن جستجو کن.
    ما ز بالاییم و بالا می رویم
    ما ز دریاییم و دریا می رویم
    ما از آن جا و از این جا نیستیم
    ما ز بی‌جاییم و بی‌جا می رویم ….مولانا

    • تا کی به تمنای وصال تو یگانه ، اشکم شود،از هر مژه چون سیل روانه
      خواهد به سر آید، شب هجران تو یانه ، ای تیر غمت را دل عشاق نشانه
      جمعی به تو مشغول و تو غایب ز میانه
      رفتم به در صومعه‌ی عابد و زاهد ، دیدم همه را پیش رخت، راکع و ساجد
      در میکده، رهبانم و در صومعه، عابد ، گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد
      یعنی که تو را می‌طلبم خانه به خانه
      روزی که برفتند حریفان پی هر کار ، زاهد سوی مسجد شد و من جانب خمار
      من یار طلب کردم و او جلوه‌گه یار ، حاجی به ره کعبه و من طالب دیدار
      او خانه همی جوید و من صاحب خانه شیخ بهایی
      درود بر شما اردشیر عزیز

  12. سلام جویای عزیز ، ممنون بابت توضیحات کاملت ،
    من هم با تو موافق هستم ، به این علت این سوال رو مطرح کردم ، چون در برنامه ای در تلویزیون ، چند سال پیش دیده بودم که زنی کسب و کاری رو راه انداخته بود ، و در این بین تنها و تنها از خانم هایی که وضع مالی خوبی نداشتند کارگر ها رو انتخاب میکرد ، این خانم یک کارگاه تولید مانتو داشت ، و همین طور به خانم هایی که در منزل بودند هم کار بافتن لباس و شال رو داده بود که بتونند در منزل هم کار کنند ، خب این فرد از کسب و کار خودش دست خیلی از افراد نیاز مند رو گرفته بود .
    حال آیا میشه با مبالغ کم این کار رو انجام داد ؟ یعنی اینکه ما علاوه بر کمکی که به خانواده ای میکنیم ، آیا میتونیم کاری کنیم که خود اون خانواده هم برای خودش کمک خرج بشه ؟ فکر میکنم برای این کار نیاز جمع کثیر و راوبط اجتماعی بالایی باشه …ممنون جویای عزیز …

  13. با سلامی دوباره

    شهاب جان باید گفت این سوال بسیار کلی یه و جواب دادن به اون شامل یک پست کامل به انضمام نقطه نظراته آتی یی خواهد بود که به دنبال اون مطرح میشه و مورد بررسی دسته جمعی با دوستان قرار میگیره .
    به هر حال در چند جمله ی کوتاه اگه بخواییم یه جمع بندی کلی از این مقوله داشته باشیم باید گفت هیچ نیت خیری محال نیست ، ممکنه دور از دسترس کنونی باشه ولی نا ممکن نه !
    همونطور که از کُنه سوال برمیاد ، در مجموع اگر بخواییم چیزی رو از ریشه و بن درست کنیم باید به دانش درونیش برگردیم و پایه های مفهومی اونو ترمیم کنیم . نمیدونم این جمله از گاندی رو شنیدین یا نه : درد من مرگ مردمی ایست که گدایی را قناعت ، بی عرضگی را صبر و با تبسمی بر لب این حماقتها را حکمت خدا مینامند .
    در واقع مبارزه کردن در زندگی رو باید هم خود اموخت و هم ترویج داد . مبارزه با انچه هست و قابل تغییره نه با انچه هست و قابل پذیرشه ، که فرقی عظیم بین مفهوم پذیرش و مفهوم عدم پذیرش در اتفاقات روزمره باید جا بیفته . این دو مفهوم رو یه دیواری بسیار نازک از هم جدا میکنه که بینش درونی باید به کمک فرد بیاد تا تفاوتها براش محسوس بشه . خب ، با این مقدمه میشه فهمید کار به این اسونی ها هم نیست که به یه فرد عامی بگیم ، عزیزم از فردا بینشت رو تغییر بده تا ادمی مثبت بشی و تمامی مواهب از طریق خود برتر و خرد کائنات با توجه به ساختن دنیای درونت در اختیارت قرار بگیره ! بی شک با زدن این حرفها ، طرف مقابل احساس میکنه با دیوانه ای از قفس پریده ، مواجه شده !
    بنابراین در مقابل هر فرد باید رفتار مطلوب اون شخص رو برای بالا بردن سطح فکریش و ابعاد ترمیم زندگی مالیش ابراز کرد .
    اما باز به طور کلی تر میتوان گفت با هر بار کمک به فرد برای او برکت در گرفتن مواهب معنوی رو نیز خواستار باشیم و به او در حد توانه او و خودمون ذره ای از بینش الهی رو القا کنیم .

    خیر پیش .
    جویا .

  14. دوستان عزیز ، یه سوال ازتون داشتم ، مثالی هست که میگه به جای ماهی خوردن ماهی گرفتن رو یاد بدیم . خب الان در آمد بالا نیست ، امروز داشتم به این فکر میکردم ما چطور میتونیم کاری کنیم که یک خانواده فقیر برای همیشه و توسط خودش تامین شه ، چون خانواده فقیر و کم در آمد پولی نداره که بخواد کسب و کاری رو شروع کنه ، ما چطور میتوینم با ۵۰ تومن و یا ۱۰۰ تومنی که در ماه کنار میزاریم کاری کنیم که اونا یک کاری رو شروع کنن که بتونن ازش در آمد کسب کنن ؟ ممنون میشم اگر نظرات خودتون رو بیان کنین ، جواب ها با درک کامل از شرایط یک خانواده فقیر و ضعیف باشه لطفا.

  15. سلام
    واقعا پست زیباییه زیباتر از اونم اینه که افکارمونو به مرحله عمل برسونیم
    (هر چی برای خودت میپسندی برای دیگرانم بپسند)
    متشکرم

    پاسخ: سلام نرگس عزیز ، ممنون بابت اینکه در نظرات شرکت میکنی . در پناه خداوند باشی

  16. بهشت همین جاست ، لازم نیست راه خود را دور کنی
    بهشت یعنی کمک کردن به دیگران ، پس قدمی در جهت شادی دیگران برداریم
    حتی با یک لبخند
    یک سلام گرم
    یک تماس
    یک پیام
    یک دلداری
    و یک دعا ….

    پاسخ: سلام رامیای عزیز … ممنون بابت این جمله زیبا

  17. خداوند بشر رو فقط برای خدمت کردن به همدیگه افریده، اینکه دل هم رو شاد کنیم، به هم احترام بذاریم، برای هم ،افکار و احساسات هم ارزش قائل بشیم و همه ی ادمها رو همونطور که هستن بپذیریم، اینکه دست در دست هم سفرمون رو تو این دنیای خاکی به سمت عالم بالاتر خوشایندتر کنیم.
    بشر اگه تنها باشه هیچ چیزی براش معنا نداره، همون جمله که میگه تنهایی حتی بهشت هم نمیرم.
    بچه ها به نظرتون چرا تو این دنیای مدرن با این همه وسایل ارتباطی آدما تنهاتر از همیشه شدن؟ مثلا میبینم همه به این دنیای مجازی رو اوردن و اینجا خود واقعیشون رو نشون میدن و درد دل میکنن، در صورتی که تو دنیای واقعی همه نقاب زدن و از درون احساس تنهایی و سرگشتگی میکنن
    بچه ها من همچین دنیایی رو دوست ندارم، من یه دنیای واقعی توام با عشق، آرامش و احترام میخوام

    پاسخ: سلام رز عزیز ، سوال سختی پرسیدی ، اون زمانی که لامپ و برق نبود، تلفن نبود، وسایل ارتباطی نبود، صمیمت و معرفت بین آدم ها خیلی بیشتر بود ، اما الان که همه این ها هست سال به سال داره صمیمت بین آدم ها کم تر میشه، به نظر یک علتش اینه که انسان ها در طول در زمان دارن بیشتر درگیر دنیای مادی میشن و این جذب زمان رو ازشون گرفته و همین باعث این دوریا میشه. چه بسا تو این دوران سرد باید سعی کنیم که خودمون اسیر این سرما نشیم و بتونیم لااقل اطرافیان خودمون رو گرم نگه داریم .

  18. بدان که نماز زیاد خواندن ، کار پیرزنان است
    روزه فزون داشتن ، صرفه ی نان است
    حج نمودن ، تماشای جهان است
    اما نان دادن ، کار مردان است
    ( خواجه عبدالله انصاری )

    با سلام به اهل سرزمینهای دور
    با خوندن این پست ، اشک شوق برای زیبایی افکار و عقایدی پاک ریختم و آرزوی باریدنه برکت بر سر این عزیزان کردم . فقط دوست داشتم اضافه کنم که برای رسیدن به هدفه داشتنه دنیایی پاک و زیبا ، دنیایی پر از برکت و شادی ، بهترین کاری که از دستمون برمیاد داشتن آرزوها و زدن حرفهایی با مزه ی شیرینه .
    در پستهای قبلی در مورد مثبت اندیشیدن حرفها زدیم ، باز به همون مقوله برمیگردیم . قدرت کلام ، بسیار معجزه آساست . ما با کلاممون ، وقتی با ایمان سخن بگیم ، میتونیم دردها رو تسکین و خرابی ها رو آباد کنیم . ممکنه به نظر پیچیده یا حتی برعکس ساده انگارانه ، به نظر برسه ولی مگه هر کار بزرگی که میخواییم انجام بدیم به نظرمون همین خصوصیات رو نداره !
    دنیا و جهان هستی خیلی بزرگ وغنی تر از اونه که ما فکرش رو بتونیم بکنیم ، تصوره اینکه این خیر و برکات بر سر ایران عزیزمون و در جای جای کره ی زمین بین آدمها باریدن بگیره و همه از این برکات سهم به سزایی ببرن ، در کنار کمکهایی که از لحاظ مالی و معنوی به افراد نیازمند میکنیم ، سهم بسیار مهمی رو به خودش اختصاص میده .
    فقط به خیر و برکت ، به فراوانی و شادی یی که در سراسر دنیا در حال گسترشه فکرتون رو معطوف کنین . این ایده رو در بین دوستان و آشنایانتون ، هر جا که دیدین موقعیتی برای ابراز این نظر هست به کار ببرین و اونها رو هم تشویق به مثبت اندیشی کنین . در سرتاسر دنیا دارن بر خلاف اینها رو با شوق و اشتیاق ! و حرارته زیاد برای هم تعریف میکنن و نمیدونن با چه نیروی عظیمی دارن انرژی های منفی رو به سوی خودشون و بقیه ی آدمها جذب میکنن ! در افکارتون هم به کمبودها و ضعفها فکر نکنین چون ما آدمها همونطور که اشاره شد مثل یه آهنربای قوی ، به هر آنچه که فکر کنیم اون رو به سمت خودمون میکشیم .
    به امید بارش رحمت حق بر سر تمامی عزیزان

    پاسخ: سلام جویای عزیز ، ممنون بابت نظر زیباو البته و کاملت که بحث مثبت اندیشی و معجزات اون رو بیان میکنه… در پناه خداوند باشی .

    • ای کاش فرهنگ ما اینهمه زن ستیز نبود . وقتی بزرگی همچون خواجه عبدالله کار خوب رو مختص مردان می دونه … چی بگم

      • آسمان عزیز ، به خود سازی و خویش نگری دقت کنید ، بر روی خودتون متمرکز بشید ، طبق روند خاصی تمام اطراف طبق شما بزرگ میشن . مهم اینه که کار خوب رو یک زن هم میتونه به بهترین نحو انجام بده ، نه اینکه دیگری در مورد این موضوع چه نظری رو میده .

  19. سلام به همه دوستان گرامی
    یه سوال از شما دوستان و آقا شهاب دارم البته با اجازه!.
    چرا اینقدر اصرار دارین کمک حتما باید مالی باشه؟
    یعنی بدون کمک کردن مالی هیچ جور دیگه نمیشه کمک کرد و یه خدامرد بود؟

    پاسخ: سلام مهشید عزیز ، ممنون بابت نظراتت ، ما در نظر قبلی مبحث چطور پول جمع کردن رو مثال زدیم ، اما اگر دو نظر قبل رو ببینی ، اون جا من در پاسخ گفتم که خدا مرد بودن حتما پول دادن نیست ، به طور حتم هم همینطوره ، محبت کردن و هم دلی کردن با دیگران و حتی درک کردن افراد هم میتونه یکی از خاصیت های خدا مرد ها باشه …

  20. سلامی دوباره خدمت همه ی دوستان، ابتدا ممنونم بابت شرکت در نظرات، سپس اینکه در مورد کمک های نقدی میخواستم مطلبی رو بهتون بگم ، هر یک از ما میتونیم یک قلک در منزل داشته باشیم ، اگر حساب کنیم ما میتونیم روزانه یا هر دو روز یه بار مبلغی رو کنار بزاریم ، به عنوان مثال روزی پانصد تومن . شاید در ماه مبلغی کع جمع میشه ده هزار تومن باشه ، اما همین ده هزار تومن وقتی به یک باره دست فقیری برسه خیلی میتونه براش مفید باشه ، که به طور حتم همیشه افراد نیازمند در اطراف ما هستند ، حال اگر ما بیایم با اعضای خانواده این کار رو انجام بدیم میشه به راحتی ماهی ۴۰ هزار تومن جمع کرد ،قلکی رو در کنار در ورودی خونه بزاریم و از اعضای خانواده بخوایم صدقه و پول خورد هاشون رو به هر نیتی در این صندوق بزارن . به نظر من کمک کردن به موسسات خیریه که برای بیماران سرطانی و دیابتی هزینه میکنن هم بد نیست . الته اگه در توانمون باشه ، مورد دیگه ای که من اون رو یکی از اصول خدا مرد ها میدونم اینه که برای انسان ها تفاوت قائل نشیم ، من خودم تفاوتی بین یک دختر یا یک پسر از این نظر که زشت باشن یا خوشگل قائل نمیشم ، اما به یاد دارم زمانی که دانشگاه بودم یک پسری رو دیدم که تقریبا قدش ۸۰ سانتی متر بود ، و خب هم سن و سال ما بود ،و البته هم کلاسی ما نبود، و خب چند تا دوست داشت و باهم همیشه بودن و میخندیدن، بین این دوستان فقط اون پسر قد کوتاه بود.از خودم پرسیدم آیا من هم با این پسر حاضرم بیرون برم،رستوران برم،و باهاش بیرون عکس بندازم ؟که در واقع جوابی برای این سوالم نداشتم.با این مثال میخواستم این رو بگم که خدا مرد بودن هم مراتب خودش داره ، چیزی که نیست که بگیم تموم شد و بهش رسیدم . امید وارم که بتونیم در طی کردن این مراتب موفق باشیم.

    راستی دوستان آهنگ وبلاگ را دوست دارین ؟

  21. سلام به دوستان اعتراف میکنم که از این بحث و نظرات بینهایت لذت بردم از شهاب بخاطر این پست زیبا خیلی خیلی ممنون
    صبح ساعت ۷ صبح یکی از دوستان تعریف کرد که دیروز صبح یه خانوم جوان و زیبا رو دیده که با یه بچه ۲ ساله کنار خیابون منتظر بود سوار ماشین شه (واسه پول دراوردن) واقعا” دلم بد جوری گرفت اما در ادامه دوستم میگه یه مرد جوون حدودا” سی و پنج ساله اومد کنار این خانوم یه کم صحبت کرد خانومه به بچه اشاره کرد و چیزی میگفت اون آقا بچه رو بوسیده بود از توی جیبش پسته دراورده بود و به بچه داده بود بعد میگه ۲ تا ۱۰ هزار تومنی هم به خانومه داد کمی با خانوم صحبت کرد و دوباره بچه رو بوسید ورفت . توی این دنیای وانفسا کلی امید وار شدیم که نه، هنوز هم انسانهای خوب وجود دارند اما کاش تعدادشون زیادتر بود .
    اگه بخواهیم با خدا دوست باشیم باید خودمون رو به اون شبیه کنیم یعنی صفات خدا رو تو خودمون تقویت کنیم. رحیم باشیم رحمان باشیم شکور باشیم صبور باشیم بزرگوار باشیم و…..

    پاسخ: سلام آیلین عزیز ، ابتدا تشکر میکنم بابت شرکت در نظرات ، و اینکه خدا مرد شدن به هر طریقی ممکنه ، چه خوب که اون مرد با پسته ای دل پسر رو شاد کرد ، چه با انصاف که پولی به اون خانم داد و چیزی ازش نخواست ، خیلی از زمان های همین محبت کردن ارزشش از خیلی مسائل بیشتره ، ما خدا مرد بودن رو در پول دادن توصیفش نمیکنیم ، خود من هم این روزا از صحبت هایی که در این وبلاگ میشه دارم استفاده میکنم و صمیمانه از تک تک شما عزیزان ، از صمیم قلب تشکر میکنم ، این رو جدی میگم ، چون معرفت و محبت خاصی رو بین خودمون حس میکنم …

  22. با عرض سلام بر اهالی سرزمینهای دور …چه زیباست دلی به وسعت اسمان داشتن و چه پر شکوه است اسمانی بودن ..من هم به نوبه خود با خوندن سرگذشت وعملکرد های این خدا مردان دریا دل احساس خوبی بهم دست داد و به عظمت روح انسان والهی بودنش پی بردم و چه اندازه خوبه که مردم به جای اینکه مثلا فلان هنر پیشه یا فلان فوتبالیستی رو برای خودشون الگو کرده و ازشون بت میسازند کمی هم زندگینامه و اعمال این افراد را بررسی کرده و الگویی برای خودشون سازند . همانطور که رامیای عزیز گفتند احساسه که به عملکردهامون معنا میبخشه و اون حس زیبا وسرخوشی ولذتی که انجام این اعمال در درون فرد ایجاد میکنه خیلی بیشتر از سایر لذتهای زود گذر دنیوی هستش .در نظر من اینچنین افرادی دارای روح پیشرفته ای هستند که به درجه بالایی از تکامل رسیده و هویت باطنی زیبا و سرشت پاکشونو از طریق انجام این اعمال نیک در معرض نمایش قرار میدند و خیلی خوبه ماها هم اگر استطاعت مالی برامون فراهم باشه از لحاظ کمک مالی کردن اگر نشد هزاران هزار روش دیگه ای وجود داره که انجام دادنش میتونه ما رو به همون حس زیبای معنوی برسونه ..(هر چند خیلی ناچیز بوده باشه ) و حتی به نظر من تک تک عزیزانی که در این وبلاگ مطلب میزارند ..همچنین اقا شهاب گرامی که این وبلاگ زیبا رو بوجود اوردند و ما رو در مسیر معنوی هدایت میکنند .اقا رضای عزیز و.همچنین جویای نازنین که با مطالب دلنشین و تجربیات پر بار راهی رو پیش رومون باز میکنند همه اینها در نوع خود یک عمل معنوی و خدا پسندانه هست … جمله خیلی زیبایی هستش که میگه …دستهایی که کمک میکنند بسیار مقدستر از لبهایی هستند که در حال دعا کردن میباشد

    پاسخ: سلام خدمت ستایش مهربان … منم با نظرت موافقم خانم ستایش ، ای کاش میشد ما دوستان در این وبلاگ همه در یک شهر بودیم و نزدیک به هم بودیم ، اگر این طور بود ماهی یک بار همه با هم جمع میشدیم به بهزیستی ها و کودکان بی سرپرست سر میزدیم و کلی دلشون رو شاد میکردیم ، اما دوستان اگر هم با هم نیستیم میتونیم با دوستان نزدیک دیگه خودمون این برنامه هارو بچینیم و عملی کنیم …اینم یک روش بود که به نظرم رسید.

  23. سلام دوست عزیز
    از مطلبتان استفادهکردم. خیلی مفید بود.
    اگرکسی در لبخندت غمت را دید و در سکوتت حرفهایت را شنید و در خشمت محبتت را فهمید او هم بدون شک یکی از خدا مردان است.

    پاسخ:
    سلام آزاده عزیز ، ممنون بابت نظرت ، بی وفایی و کم لطفی مارو هم به خاطر سر نزدن به وبلاگ زیبات ببخش / شاد باشی

  24. درود به شهاب
    دست شما درد نکنه به خاطر مطلب قشنگتون
    من قبل از اینکه کارم را شروع کنم خوندمش وانرژی مثبت گرفتم
    به نظر من کمک کردن باید با تمام وجود باشه وراحتر از اون چیزی که فکرش را میکنی میتونی عمل کنی
    من هرماه مبلغی را برای کمک به کودکان سرطانی وبیماران ام اس کنار میگذارم و اصلا به درآمدی که دارم فکر نمیکنم برای من این مهمه برای سلامتی انسانها قدمی برداشته ام ومنتظر دریافتی هم نیستم اما به آرامشی میرسم که با هیچ چیز توی این دینا عوض نخواهم کرد
    مانا باشید

    پاسخ: سلام رومیتای عزیز ، ممنون بابت نظرت ، و خوشحالیم که شما هم به نوبه ی خودتون دستگیر انسان هایی هستید ، و روزی که خداوند براتون مقدور داشته رو به انسان هایی که بهش نیازمند هستند میرسونید .

  25. سلام خدمت آقا شهاب عزیز
    ممنون از پست زیباتون !
    خدامرد بودن کار خارق العاده ای نیست فقط کافیه خودخواهی و غرور رو کنار بزاریم و سعی کنیم درد هم نوعانمون رو درک کنیم و همه رو دوست داشته باشیم . با خدا بودن باعث میشه زندگیمون هدفمند بشه ، هدف باید مورد علاقه انسان باشه ،هدف نقطه ایه که برای انسان شیرینه ، با خدا بودن باید برای انسان شیرین باشه، اینکه بدون حس درونی به مردم کمک کنیم این میشه یه عمل فیزیکی این احساسه که عملمون رو معنادار میکنه .
    در پناه خداوند زیباییها

    پاسخ: سلام رامیای عزیز .
    ممنون بابت نظرت . به طور حتم همینطوره … کاری که از رو محبت و عشق و بدون هیچ چشم داشتی باشه مسلما با کاری که از روی عادت و تقلید صورت میگیره یکی نیست

  26. مرسی شهاب جان از مطلب زیبایت! استفاده کردم! در تکمیل صحبتهای شما در خصوص مرشد چلویی باید بگویم که پسرداییم که زمان بچگی پیش یک خیاط شاگردی می کرد تعریف می کرد که وقتی برای سفارش غذا صاحب کارش به چلوکبابی می رفت حاج مرشد لقمه ای کباب به او می داده! اما به راستی چرا امثال مرشد چلویی در جامعه ما اندک است؟؟؟؟؟؟؟؟

    پاسخ: سلام دوست عزیز ، ممنون بابت نظرت و همراهیت ، میشه گفت این تعداد از آدم ها کم هستند ، نمیتونیم بگیم نیستند ، هستند ، اما کم، شاید خیلی کم . ای کاش ما هم مثل اون بتونیم بشیم . تلاش ما هم همینه که خدا مرد بودن رو یاد بگیریم و عملی کنیم .

  27. سلام خدمت دوستان عزیز .
    از اونجایی که خودمم دوست دارم در نظرات شرکت کنم ، پس نظر خودم رو بیان میکنم .
    موضوعی که میخوام در موردش حرف بزنم خرج اضافی ماست ، ما همیشه خرج هایی اضافی داریم ، به عنوان مثال برای پسر ها خرید لباس های جور وا جور ، داشتن چندین کتونی ،داشتن چندین و چندین لباس ، که حتی فرد نمی دونه کدومش رو بپوشه ، شاید بگیم این چه حرفیه ؟ جوون خوشتیپ نگرده ؟ چرا نگرده ، باید بگرده ، باید اراسته باشه ، باید تفریح داشته باشه ، اما انسان هر چقد هم لباس داشته باشه کمه ، ادم سه دست یا چهار دست لباس داشته باشه کافیه ، یا حتی فرد میتونه لباس های زیادی بخره ، اما زمانی که ازشون زده شد اون لباس هارو به افرادی بده که بهش نیاز دارند و نمی تونن مثل اون خوب بگردن ، اگر بخوایم از دید دنیایی و دنیا پرستی به این حرف من فکر کنیم به طور قطع حرف های من به درد نخور و پوچ هستند ، اما اگر بخوایم از بعد انسان دوستانه و معنوی به قضیه نگاه کنیم باید سوالاتی رو از خودمون بپرسیم… اونم اینکه چرا من هشت دست لباس داشته باشم و همسایه هم هیچ ؟ چرا من روزانه ده ها هزار تومن خرج شارژ و قلیون و این جور چیزا کنم ، خوشی خودم رو داشته باشم ، اما ذره ای از این خوشی کاذب کم نکنم تا دیگری شادی رو به دست بیاره؟
    همون طور که گفتم در امد میلیونی هم برای زندگی کمه ، هر چقد هم پول در بیاریم و در آمد کسب کنیم باز هم کمه ، چون ماشین میخریم ، خونه میخریم ، لباس هارو گرون تر انتخاب میکنیم ، به جای ساعت ۵۰ هزار تومنی ساعت ۵۰۰ هزار تومنی به دست میکنیم و نهایتا زمانی که به همه ی این ها رسیدیم اون وقته که فکر حساب بانکی میفتیم تا پرش کنیم برای روز مبادا که اگر مریض شدیم پول داشته باشیم ، که اگر ورشکست شدیم پولی برای پشتوانه داشته باشیم ، این یعنی گرفتن سرنوشت در دست خودمون، هر وقت هم بگن بیا کمک کن میگیم چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام هست ،
    مثال قشنگیه ، و آدمی هم همیشه نیازمنده ، و هر چقد بهش برسی باز هم نیازمند تر میشه …
    حال انسانی دیگر هست ، که هر اندازه که خداوند بهش روزی میده یک پنجمش رو برای کمک به فردی کنار میزاره ، آینده رو به خدا میسپاره ، برای ترس از مریضی و آینده حساب هاش رو پر نمیکنه ، بلکه شب رو با خداوند سیر میکنه و روز هم برای خدا کار میکنه ، برای خلق خداوند کار میکنه ، چرا راه دور بریم، مثل خود علی اسکانیا ، مثل مرشد چلویی ، دلی که خداوند در اون جای بگیره دیگه از هیچ چیز نمی ترسه ، این حرفها رو برای شما نگفتم ، برای خودم گفتم ، برای خودمون گفتم ، یک شعر زیبایی از هیچ کس بود … نمکی با چرخش کنار یک بنزه ، کلون چرخش باهم کرایه ی بنزه ، من و تو اون بودیم از یک قطره ، حالا ببین فاصله ماها چقدره…
    زمانی که میخوایم به خداوند نزدیک بشیم ، نباید فاصله ما از هم نوع هامون یک دریا باشه ، بلکه باید به هم نوع های خودمون هم نزدیک تر بشیم ، این نزدیکی در تقابل مستقیم با نزدیکی به خداوند متعاله .

  28. خدا گوید:
    تو ای زیباتر از خورشید زیبایم،
    تو ای والاترین مهمان دنیایم،
    بدان آغوش من باز است،
    شروع کن!
    یک قدم با تو،
    تمام گام های مانده اش با من…

    پاسخ: ممنون مهشید عزیز…
    مردان خدا پرده پندار دریدند
    یعنی همه جا غیر خدا هیچ ندیدند
    *
    هر دست که دادند از آن دست گرفتند
    هر نکته که گفتند همان نکته شنیدند
    *
    یک طایفه را بهر مکافات سرشتند
    یک سلسله را بهر ملاقات گزیدند
    *
    یک فرقه به عشرت در کاشانه گشادند
    یک زمره به حسرت سرانگشت گزیدند
    *
    جمعی به در پیر خرابات خرابند
    قومی به بر شیخ مناجات مریدند

  29. مردم اغلب ، بی انصاف ، بی منطق و خود محورند ولی آنان را ببخش …

    اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم می کنند ولی مهربان باش…

    اگر شریف و درستکار باشی فریبت می دهند ولی شریف و درستکار باش…

    نیکیهای امروزت را فراموش می کنند ولی نیکوکار باش…

    بهترین های خود را به دنیا ببخش حتی اگر هیچ گاه کافی نباشد…

    و در نهایت می بینی که هر انچه هست همواره میان تو و خداوند است نه میان تو ومردم…!!!

    پاسخ: و در نهایت می بینی که هر انچه هست همواره میان تو و خداوند است نه میان تو ومردم…!!!
    فکر کنم این جمله یعنی همون سرد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند .
    مهشید عزیز ، ممنون بابت نظر های زیبات .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.